کودکی در وینگهام و خانوادهٔ لیدلاو
آلیس آن لیدلاو در ۱۰ ژوئیهٔ ۱۹۳۱ در وینگهامِ انتاریو به دنیا آمد. پدرش رابرت اریک لیدلاو پرورشدهندهٔ روباه و مینک بود و مادرش آن کلارک چامنی لیدلاو پیش از ازدواج آموزگار بود. آلیس بزرگترین فرزند خانواده بود؛ یک برادر در ۱۹۳۶ و یک خواهر در ۱۹۳۷ به دنیا آمدند. راه رفتن روزانه از بخش کمبرخوردار لورتاون تا مدرسهٔ وینگهام، تفاوتهای طبقاتی و جغرافیای هورون را از کودکی پیش چشم او گذاشت؛ همان مناظری که بعداً بارها به داستانهایش بازگشتند.
نوجوانی، دانشگاه و نخستین داستان چاپشده
مونرو از نوجوانی داستان مینوشت، در ۱۹۴۹ شاگرد اول دبیرستان شد و با بورس وارد دانشگاه وسترن انتاریو شد. نخست روزنامهنگاری و سپس ادبیات انگلیسی خواند. نخستین داستان چاپشدهاش، The Dimensions of a Shadow، در بهار ۱۹۵۰ در مجلهٔ دانشجویی Folio منتشر شد. او بعدها گفت که در دانشگاه احساس میکرد نوشتن آرامآرام همهٔ وقت و فکرش را در اختیار میگیرد.
ازدواج، ساحل غربی و کتابفروشی مونرو
در دسامبر ۱۹۵۱ با جیمز مونرو ازدواج کرد و به بریتیش کلمبیا رفت. زندگی خانوادگی، مراقبت از فرزندان و کار روزمره مانع نوشتن نشد؛ او در فاصلههای کوتاه خانهداری مینوشت. این زوج در ۱۹۶۳ در ویکتوریا کتابفروشی Munro’s Books را راه انداختند؛ فروشگاهی که به یکی از نامهای ماندگار فرهنگی شهر تبدیل شد. پس از جدایی، مونرو به انتاریو بازگشت و از ۱۹۷۵ با جرالد فرملین، جغرافیدان و همکلاسی قدیمی دانشگاه، در کلینتون زندگی کرد.
از «رقص سایههای شاد» تا شهرت جهانی
نخستین مجموعهٔ او، Dance of the Happy Shades، در ۱۹۶۸ منتشر شد و جایزهٔ فرماندار کل کانادا را گرفت. Lives of Girls and Women در ۱۹۷۱، Who Do You Think You Are? در ۱۹۷۸ و The Progress of Love در ۱۹۸۶ دامنهٔ کار او را گسترش دادند. مونرو پیشنهادهایی را که میخواستند داستانهای پیوستهاش به یک رمان متعارف تبدیل شوند نپذیرفت و فرم دقیق و فشردهٔ خود را حفظ کرد.
هنر بازگشت، حافظه و تغییر زاویهٔ دید
داستانهای مونرو اغلب با بازگشت به زمان گذشته، عوضکردن زاویهٔ دید و آشکارکردن جزئیاتی که قضاوت نخست را به هم میزنند ساخته میشوند. محیط روستایی و شهرهای کوچک انتاریو برای او محدودیت نبود؛ آزمایشگاهی بود برای دیدن پیوند میان جایگاه اجتماعی، خانواده، میل، پشیمانی و حافظه. همین توانایی باعث شد داستان کوتاه در دست او ظرفیت زمانی و عاطفی یک رمان را پیدا کند.
سه مجموعهٔ مبدأ «رویای مادرم»
گزیدهٔ فارسی «رویای مادرم» یک مجموعهٔ انگلیسی همنام نیست. داستان عنوان از The Love of a Good Woman در ۱۹۹۸ آمده است؛ «کوئینی»، «تیر و ستون» و «نفرت، دوستی، خواستگاری، عشق، ازدواج» با مجموعهٔ Hateship, Friendship, Courtship, Loveship, Marriage در ۲۰۰۱ پیوند دارند و «صورت» در Too Much Happiness در ۲۰۰۹ منتشر شد. ترانه علیدوستی این پنج داستان را انتخاب و به فارسی ترجمه کرده است.
نوبل، آخرین کتاب و پایان زندگی
مجموعهٔ Dear Life در ۲۰۱۲ آخرین کتاب مونرو شد و چهار متن پایانی آن از نزدیکترین نوشتههای او به زندگینامهاند. آکادمی سوئد در ۲۰۱۳ جایزهٔ نوبل ادبیات را به او داد و از او بهعنوان استاد داستان کوتاه معاصر یاد کرد. مونرو پس از سالها ضعف جسمانی در ۱۳ مه ۲۰۲۴ در خانهاش در پورت هوپِ انتاریو درگذشت؛ ۹۲ سال داشت و میراثش جایگاه داستان کوتاه را در ادبیات جهان دگرگون کرده بود.