نام، خانواده و کودکی در اشفیلد
آگاتا مری کلاریسا میلر در ۱۵ سپتامبر ۱۸۹۰ در تورکیِ دوون به دنیا آمد. پدرش فردریک آلوا میلر، آمریکایی، و مادرش کلاریسا مارگارت «کلارا» بوهمر بود. خواهرش مارگارت «مَج» فراری میلر یازده سال و برادرش لوئیس مونتانت «مانتی» میلر ده سال از او بزرگتر بودند. خانهٔ اشفیلد با باغ، حیوانات، دوستان خیالی و قصههای بداههٔ کلارا نخستین آزمایشگاه تخیل او شد. کلارا نمیخواست آگاتا پیش از هشتسالگی خواندن بیاموزد، اما او تا پنجسالگی خودآموخته خواند. مَج برای خواهر کوچکتر صحنههای ترسناک میساخت و مضمون آدمهایی که آنگونه که به نظر میرسند نیستند، بعدها بارها به داستانهای کریستی بازگشت.
مرگ پدر، پاریس و نخستین داستانها
سرمایهگذاریهای خانواده در آمریکا آسیب دید و کمی پس از یازدهسالگی آگاتا، مرگ ناگهانی پدر زندگیشان را دگرگون کرد. او مدتی به مدرسهٔ دخترانه در تورکی رفت و سپس در چند مدرسهٔ شبانهروزی پاریس موسیقی و آواز آموخت. کمرویی شدید مانع مسیر حرفهای پیانو شد. در هجدهسالگی و هنگام استراحت برای آنفلوانزا، به پیشنهاد مادر داستان کوتاه نوشت. دوست خانوادگی و نویسندهٔ دوون، Eden Phillpotts، نوشتههایش را خواند و او را به شفافیت روایت تشویق کرد. فصل اجتماعی ۱۹۱۰ در قاهره عشق سفر را افزود، هرچند آن زمان مهمانیها بیش از آثار باستانی توجهش را جلب کردند.
آرچی، جنگ و دانشی که سم را به ادبیات برد
آگاتا در ۱۹۱۲ با خلبان جوان آرچیبالد کریستی آشنا شد و آن دو در شب کریسمس ۱۹۱۴ ازدواج کردند. آگاتا در بیمارستان صلیب سرخ تورکی، نخست بهعنوان پرستار VAD و از ۱۹۱۵ در داروخانه کار کرد و در ۱۹۱۷ آزمون Worshipful Society of Apothecaries را گذراند. شرطبندی مَج که نمیتواند یک داستان پلیسی خوب بنویسد، به طرح The Mysterious Affair at Styles انجامید. پناهندگان بلژیکی تورکی الهامبخش هویت هرکول پوآرو شدند و تجربهٔ داروخانه کاربرد دقیق سم را ممکن کرد. جان لین از Bodley Head هفتمین ناشری بود که دستنوشته را دید و آن را پذیرفت؛ کتاب در ۱۹۲۰ منتشر شد. روزالیند، تنها فرزند آگاتا و آرچی، ۵ اوت ۱۹۱۹ به دنیا آمده بود.
سفر بزرگ، موجسواری و حرفهایشدن
آگاتا و آرچی در ۱۹۲۲ سفر تبلیغاتی امپراتوری بریتانیا را آغاز کردند. در آفریقای جنوبی و هاوایی موجسواری آموختند و روایت رسمی کریستی او را نخستین زن بریتانیایی میخواند که ایستاده موجسواری کرد. پس از بازگشت، همکاری با ناشر Collins و نمایندهاش Edmund Cork پایدار شد. The Murder of Roger Ackroyd در ۱۹۲۶ موفقیتی تعیینکننده بود و بازی جسورانهاش با راوی، بحثی ماندگار در ادبیات معمایی ساخت.
۱۹۲۶؛ مرز دانستهها و شایعهها
کلارا در آوریل ۱۹۲۶ درگذشت و آگاتا همزمان با سوگ و ساماندادن اشفیلد روبهرو شد. رابطهٔ آرچی با نانسی نیل ازدواج را شکست. او اوایل دسامبر خانه را ترک کرد؛ خودرویش رهاشده پیدا شد و جستوجویی سراسری شکل گرفت. سرانجام در هتل Swan Hydropathic در هاروگیت با نام Theresa Neele شناسایی شد و هنگام دیدار آرچی او را نشناخت. منبع رسمی «احتمال» ضربهٔ مغزی و فراموشی را میآورد و میگوید کریستی بعداً دربارهٔ این دوره با دوستان و خانواده سخن نگفت. از این شواهد نمیتوان انگیزه یا تشخیص قطعی ساخت. او درمان روانپزشکی دریافت کرد، در ۱۹۲۸ طلاق گرفت و همراه روزالیند زندگی تازهای آغاز کرد.
خانم مارپل، مکس مالووان و باستانشناسی
خانم مارپل نخست در داستان The Tuesday Night Club در ۱۹۲۷ ظاهر شد و The Murder at the Vicarage در ۱۹۳۰ نخستین رمان کامل او بود. سفر تنهایی با Orient Express آگاتا را به بغداد و اور رساند؛ با باستانشناسان Leonard و Katherine Woolley دوست شد و در بازگشت ۱۹۳۰ با مکس مالووان آشنا شد. آگاتا و مکس ۱۱ سپتامبر ۱۹۳۰ در ادینبرو ازدواج کردند. او در کاوشها یافتهها را تمیز، طراحی و عکاسی میکرد و برای ثبت دقیق آثار دورهٔ عکاسی دید. تجربهٔ قطار، رود نیل و میانرودان به Murder on the Orient Express، Death on the Nile، Murder in Mesopotamia و Appointment with Death راه یافت. آنها فرزند مشترکی نداشتند؛ روزالیند تنها فرزند آگاتا بود.
همکاران، نام مستعار و آثار شاخص
کریستی با نام Mary Westmacott شش رمان عاطفی و غیرپلیسی نوشت؛ Giant’s Bread نخستین آنها و Absent in the Spring اثری بود که در سه روز نوشت. او در Detection Club کنار نویسندگانی چون Dorothy L. Sayers فعالیت کرد و از ۱۹۵۷ تا مرگ ریاست باشگاه را داشت. دوستی با مصرشناس Stephen Glanville به Death Comes as the End یاری رساند و رابطهٔ کاری با تهیهکننده Peter Saunders دورهٔ درخشان نمایشنامههایش را ساخت. And Then There Were None در ۱۹۳۹ با فضای بسته و ده شخصیت گرفتار منتشر شد؛ نام انگلیسی و نام بازار فارسی «و آنگاه هیچکس نماند» باید در سئو کنار هم بمانند، نه اینکه عنوان فارسی ترجمهٔ تحتاللفظی تازهای بگیرد.
جنگ دوم، تئاتر و افتخارات
در جنگ جهانی دوم، کریستی در داروخانهٔ University College Hospital داوطلب بود و مکس مدتی در قاهره خدمت کرد. او در همین سالها Curtain و Sleeping Murder را نوشت و برای انتشار دیرتر کنار گذاشت؛ اولی در ۱۹۷۵ و دومی پس از مرگش در ۱۹۷۶ منتشر شد. The Mousetrap از نمایش رادیویی Three Blind Mice شکل گرفت و در ۱۹۵۲ روی صحنه رفت. Witness for the Prosecution در ۱۹۵۳ اجرا شد و در ۱۹۵۴ سه نمایش او همزمان در وستاند بودند. او در ۱۹۵۶ CBE و در ۱۹۷۱ DBE دریافت کرد.
روزالیند، سالهای پایانی و درگذشت
روزالیند در ۱۹۴۰ با Hubert Prichard ازدواج کرد و پسرشان Mathew در ۱۹۴۳ به دنیا آمد؛ Hubert سال بعد در جنگ کشته شد. آگاتا حق The Mousetrap را در کودکی به نوهاش Mathew بخشید. آخرین حضور عمومی او نوامبر ۱۹۷۴ در افتتاحیهٔ فیلم Murder on the Orient Express بود. ۱۲ ژانویهٔ ۱۹۷۶ در ۸۵سالگی آرام درگذشت؛ منبع رسمی علت پزشکی مشخصی نمیدهد. چراغ تئاترهای وستاند به احترامش کمنور شد و در حیاط کلیسای St Mary در Cholsey به خاک سپرده شد. زندگینامهٔ خودنوشتش در ۱۹۷۷ منتشر شد.
پیوند دقیق با این نسخهٔ الفباو حقوق تصویر
در این نسخهٔ الفبا، آگاتا کریستی نویسندهٔ And Then There Were None / «و آنگاه هیچکس نماند» و محمد خیریان مترجم فارسی است. پرترهٔ اصلی را Joop van Bilsen برای Anefo در فرودگاه اسخیپول در ۱۷ سپتامبر ۱۹۶۴ گرفته و Nationaal Archief آن را با CC0 1.0 منتشر کرده است. تصویر کودکی، بازتولید پرترهٔ ۱۸۹۴ اثر Douglas John Connah و در مالکیت عمومی است؛ تصاویر ۱۹۲۶ با روزالیند و ۱۹۵۰ با مکس، مؤلف ناشناس دارند و Commons آنها را با PD-UK-unknown در مالکیت عمومی ثبت میکند. هر تصویر با صفحهٔ منبع و وضعیت حقوقی خودش ارائه میشود.