خانوادهٔ سفاردی در آمستردام
باروخ یا بنتو دِ اسپینوزا ۲۴ نوامبر ۱۶۳۲ در آمستردام به دنیا آمد. خانوادهاش از یهودیان پرتغالی بودند که از فشارهای تفتیش عقاید گریخته و در جمهوری هلند شبکهای تجاری ساخته بودند. پدرش میخائل اسپینوزا بازرگان و از اعضای فعال کنیسه بود؛ مادرش دبورا هنگامی که باروخ ششساله بود درگذشت. او پسر میانی خانواده بود و مرگ پدر در ۱۶۵۴ بخشی از مسئولیت کسبوکار را بر دوشش گذاشت.
آموزش، زبان و پرسشگری
اسپینوزا در مدرسهٔ جامعهٔ یهودی عبری، متون مقدس و شرحهای دینی آموخت. بعدتر با لاتین، فلسفهٔ دکارت، علوم طبیعی و محافل آزاداندیش هلندی آشنا شد. مسیرش از نقد شیوهٔ خواندن کتاب مقدس به پرسشهای بزرگتر درباره خدا، طبیعت، ذهن، بدن و آزادی سیاسی رسید.
حِرِم سال ۱۶۵۶
در ۲۷ ژوئیهٔ ۱۶۵۶، در بیستوسهسالگی، با شدیدترین فرمان طرد از جامعهٔ یهودی آمستردام بیرون گذاشته شد. متن فرمان دلیلهای فلسفی را دقیق فهرست نمیکند، اما از «عقاید و اعمال ناپسند» سخن میگوید. منابع بعدی نباید خلأ سند را با داستان قطعی پر کنند. این رویداد ارتباط دینی و تجاری او با جامعه را برید، اما به معنی تبدیل ناگهانی او به فیلسوفی منزوی و بیدوست نبود.
عدسی، حلقهٔ دوستان و ریِنسبورخ
او برای میکروسکوپ و تلسکوپ عدسی میتراشید و از این کار درآمد محدودی داشت. حدود ۱۶۶۱ به ریِنسبورخ، نزدیک مرکز کولگیانتها، رفت و نوشتههای آغازین خود درباره اصلاح فاهمه و فلسفهٔ خدا و انسان را پیش برد. شبکهٔ دوستانش نسخههای دستنویس را میخواندند و با او نامه ردوبدل میکردند.
نخستین کتاب و رسالهٔ بینام
«اصول فلسفهٔ دکارت» در ۱۶۶۳ تنها کتابی بود که در زمان حیات با نام خودش منتشر شد. «رسالهٔ الهیاتی ـ سیاسی» در ۱۶۷۰ بینام انتشار یافت و از آزادی اندیشه، خواندن تاریخی کتاب مقدس و محدودکردن اقتدار دینی در سیاست دفاع کرد. واکنشها چنان تند بود که انتشار ترجمه و آثار بعدی را محدود کرد.
اخلاق و امتناع از کرسی دانشگاه
«اخلاق» با ساختار تعریف، اصل موضوع و برهان هندسی نوشته شد. در آن، خدا یا طبیعت واقعیت یگانهای است که همه چیز از ضرورت آن پیروی میکند؛ ذهن و بدن دو شیوهٔ فهم یک طبیعتاند. در ۱۶۷۳ پیشنهاد کرسی فلسفه در هایدلبرگ را رد کرد، زیرا تضمین آزادی فلسفی را مبهم میدید.
دیدارها و سالهای لاهه
اسپینوزا با هنری اولدنبرگ مکاتبه داشت، درباره نور و عدسی با کریستیان هویگنس گفتوگو کرد و گوتفرید لایبنیتس در ۱۶۷۶ با او دیدار کرد. این روابط نشان میدهند زندگی کمخرجش انزوای مطلق نبود. او در ۱۶۷۰ به لاهه رفت و کار بر «اخلاق» و «رسالهٔ سیاسی» را ادامه داد.
مرگ و انتشار پس از مرگ
اسپینوزا ۲۱ فوریهٔ ۱۶۷۷ در خانهٔ محل اقامتش در لاهه درگذشت؛ ۴۴ سال داشت. منابع از بیماری طولانی ریوی سخن میگویند. دوستانش همان سال «آثار پس از مرگ» را منتشر کردند: «اخلاق»، «رسالهٔ سیاسی» ناتمام، رسالهٔ اصلاح فاهمه، دستور زبان عبری و نامهها.
جایگاه در رمان یالوم
«مسئلهی اسپینوزا» از دادههای تاریخی استفاده میکند، اما گفتوگوهای درمانی و برخی شخصیتها ساختهٔ یالوماند. صفحهٔ آلفبا اسپینوزا را با نقش subject به کتاب مرتبط میکند تا خواننده آثار مرتبط با او را بیابد، بیآنکه او را نویسندهٔ رمان معرفی کند.