زندگی
تحصیلات بورخس تا یازدهسالگی در خانه بود و او به فراگیری دو زبانِ اسپانیایی و انگلیسی مشغول بود. همهٔ افراد خانواده در سال ۱۹۱۴ بهخاطر کاهش بینایی پدر و برای درمان این مشکل به شهر ژنو در سوییس رفتند و تا پایان این دهه در اروپا ماندند. در آنجا بورخس به مدرسه رفت و زبانهای فرانسوی و آلمانی را آموخت. در سال ۱۹۲۱ آنها به بوئنوس آیرس بازگشتند. بورخس نخستین دفتر شعرش با عنوان شور بوئنوس آیرس، را در بیستوچهارسالگی منتشر کرد. سالها بعد بهعنوان استاد ادبیات انگلیسی دانشگاه بوئنوس آیرس منصوب شد. پیش از آن نیز رئیس کتابخانهٔ ملی آرژانتین بود.
او سالهای نوجوانی خود را در ژنو و بعد در اسپانیا سپری کرد. در دوران جوانی بهعنوان کارمند کتابخانه کار میکرد و سپس مدیر کتابخانهٔ ملی آرژانتین شد. تا سال ۱۹۳۰ او شش کتاب چاپ کرده بود، سه مجموعه شعر و سه مجموعه مقاله. بین سالهای ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۹ او تمام آثار داستانی خود را نوشت و چاپ کرد که بعدها بهخاطر همین آثار به شهرت رسید.
وی هیچ رمانی ننوشت. داستان کوتاههای وی انقلابی در فرمِ داستانِ کوتاهِ کلاسیک ایجاد کرد. بعدها منتقدان از وی بهعنوان نویسندهٔ پستمدرن نام بردند. با اینکه بارها نامزد دریافت جایزهٔ نوبل ادبیات شد هیچگاه برندهٔ آن نشد. با این وجود جایزهٔ ملی ادبیات آرژانتین را از آنِ خود کرد. بورخِس بهمرور زمان بینایی خود را از دست میداد و قبل از مرگ کاملاً نابینا شد. وی در زمان تصدی پست ریاست کتابخانهٔ ملی آرژانتین، تقریباً نابینا بود.برخی از آثار او به فارسی نیز ترجمه شدهاست.
نظرات سیاسی
در طول دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰، بورخس از حامیان سرسخت ایپولیتو یریگوین و اتحادیه مدنی رادیکال سوسیال دموکرات بود. در سال ۱۹۴۵، بورخس بیانیهای را امضا کرد که خواستار پایان حکومت نظامی و برقراری آزادی سیاسی و انتخابات دموکراتیک بود. تا دهه ۱۹۸۰، او نسبت به دموکراسی بدبینتر شده بود. در دهه ۱۹۸۰، در اواخر عمرش، بورخس ایمان اولیه خود به دموکراسی را دوباره به دست آورد و آن را به عنوان تنها امید برای آرژانتین مطرح کرد. در سال ۱۹۸۳، بورخس از انتخاب رائول آلفونسین از حزب اتحادیه مدنی رادیکال استقبال کرد و با این کلمات از پایان حکومت نظامی استقبال کرد: «من زمانی نوشتم که دموکراسی سوءاستفاده از آمار است... در ۳۰ اکتبر ۱۹۸۳، دموکراسی آرژانتین به طرز باشکوهی حرف مرا رد کرد. باشکوه و کوبنده.»
درگذشت
بورخس در ۱۴ ژوئن ۱۹۸۶، در سن ۸۶ سالگی، بر اثر سرطان کبد در ژنو درگذشت. پیش از خاکسپاری او، مراسم تدفین در کلیسای جامع پروتستان سنت پیر در ۱۸ ژوئن برگزار شد.
آثار ترجمهشده به فارسی
تا نشستیم تمام شد (مجموعه داستان) - م. علی بیات- انتشارات چهره مهر
الف (مجموعهداستان) - م. طاهر نوکنده-انتشارات نیلوفر
ویرانههای مدور - احمد میرعلائی
الف و چند داستان دیگر - احمد میر علایی
کتابخانه بابل - کاوه سید حسینی
اطلس - احمد اخوت
هزارتوهای بورخس - احمد میرعلائی
کتاب موجودات خیالی - احمد اخوت
اولریکا و هشت داستان دیگر - کاوه میرعباسی
" نامههای پرتب و تاب " - نجمه شبیری
حافظهٔ شکسپیر، نوشتهٔ خورخه لوییس بورخس/ برگردانِ بابک تبرّایی انتشارات نیلا
شش مسئله برای دُن ایسیدرو پارودی، (داستانهای بههمپیوسته)، نوشتهٔ خورخه لوییس بورخس و آدولفو بیویی کاسارِس/ برگردانِ احسان نوروزی و نیما ملکمحمدی انتشارات نیلا
معمای شکسپیر، نوشتهٔ خورخه لوییس بورخس/ برگردانِ امید روشنضمیر انتشارات نیلا
نوشته خدا. خورخه لوییس بورخس
مجموعهٔ ۹ جلدیِ داستانهای تخیّلی به ترجمهٔ «مانی صالحی علّامه»، «بنگاهِ ترجمه و نشرِ کتابِ پارسه»:
«تاریخچهای از بیعدالتی و شرارت» (نخستین انتشار: ۱۹۳۵).
«کتابخانهی بابل» (تحت عنوان «باغ جادههای چند شاخه»؛ نخستین انتشار: ۱۹۴۱).
«سه روایت از یهودا» (تحت عنوان «ابداعات»؛ نخستین انتشار: ۱۹۴۴).
«داستان جنگجو و دوشیزهی اسیر» (تحت عنوان «الف»؛ نخستین انتشار: ۱۹۴۹).
«کتاب سازنده» (نخستین انتشار: ۱۹۶۹؛ به عنوانِ بخش دوم «در ستایش تاریکی» منتشر شده).
«در ستایش تاریکی» (نخستین انتشار: ۱۹۶۹).
«گزارش برودی» (نخستین انتشار: ۱۹۷۰).
«کتاب شن» (نخستین انتشار: ۱۹۷۵).
«حافظهٔ شکسپیر» (نخستین انتشار: ۱۹۸۳؛ به عنوانِ بخش سوّمِ «در ستایش تاریکی» منتشر شده).
داستانهای کوتاه
دشنه
جاودانهها
زخم شمشیر از مجموعه هزارتوهای بورخس
مزاحم که بر اساس آن
مسعود کیمیایی فیلم غزل (فیلم ۱۳۵۵) را ساخت.
نقد آثارش
ماریو بارگاس یوسا نوشتهاست که دنیای بورخس، گاه از «قوممداری فرهنگی معیّنی آسیب میبیند». سیاهپوستان، سرخپوستان و بدویان اغلب در داستانهایش پست و حقیر جلوه میکنند و در حالتی از بربریت غوطهورند.