رسول یونان در عکس حسین رونقی، ۳۰ اوت ۲۰۱۹
عکس: Hossein Ronaghi، کاربر Commons با نام Hosseinronaghi؛ ۳۰ اوت ۲۰۱۹؛ اثر شخصی عکاس. نسخهٔ فعلی فایل در ۹ سپتامبر ۲۰۱۹ با CropTool از قاب اصلی برش خورده است؛ نمایش آلفبا فقط اندازه را واکنش‌گرا می‌کند و تغییر محتوایی دیگری نمی‌دهد.؛ CC BY-SA 4.0 — بازاستفاده و ویرایش، از جمله استفادهٔ تجاری، با ذکر عکاس، پیوند منبع و مجوز، اعلام تغییرات و اشتراک‌گذاری همسان مجاز است.منبع تصویر

رسول یونانRasoul Younan

شاعر فارسی و ترکیPersian and Azerbaijani-Turkic Poetداستان‌نویس، رمان‌نویس و نمایشنامه‌نویسFiction Writer, Novelist and Playwrightمترجم شعرPoetry Translator

رسول یونان (Rasoul Younan؛ زادهٔ ۱۳۴۸/۱۹۶۹) شاعر، داستان‌نویس، رمان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و مترجم ایرانیِ آذربایجانی است. خود او در وبلاگ رسمی‌اش نوشته که در دهکده‌ای دور کنار دریاچهٔ ارومیه به دنیا آمده، در تهران زندگی کرده، به ترکی و فارسی می‌نویسد و شعر، داستان، نمایشنامه، ترجمه و ترانه در کارنامه دارد. یادداشت مترجم در Asymptote نیز نقل می‌کند که او خود را «پسر محمد» معرفی کرده است؛ این فقط نام کوچک پدر را روشن می‌کند و نام کامل یا حرفهٔ پدر، هویت مادر، خواهر و برادر، همسر و فرزندان را ثابت نمی‌کند. روز و ماه دقیق تولد و سابقهٔ تحصیلی او نیز در منابع معتبر بررسی‌شده منتشر نشده‌اند، پس صفحه از ساختن این جزئیات پرهیز می‌کند. تصویرهای کودکیِ قطار، اسکله، باران، مزرعه و دریاچه در روایت‌های مربوط به او تکرار می‌شوند و نشان می‌دهند جغرافیای کودکی چگونه به حافظهٔ شاعرانه‌اش راه یافته است. زبان مادری او ترکی آذربایجانی است، اما بخش بزرگی از شعر شناخته‌شده‌اش را به فارسی نوشته؛ همین رفت‌وآمد میان دو زبان، هم در تألیف و هم در ترجمه، بخش اصلی هویت ادبی اوست. منابع انگلیسی نخستین دفتر شعرش، Good Day My Dear / روز بخیر محبوب من، را مربوط به ۱۹۹۸ می‌دانند، در حالی که بعضی رکوردهای بازار ایران مطرح‌شدن آن را به ۱۳۸۰ نسبت می‌دهند؛ بدون شناسنامهٔ چاپ نخست نباید این دو تاریخ را به‌زور یکی دانست. مجموعه‌هایی چون کنسرت در جهنم، من یک پسر بد بودم، پایین آوردن پیانو از پله‌های یک هتل یخی، مواظب باش مورچه‌ها می‌آیند و اسکی روی شیروانی‌ها چهرهٔ شاعر مینیمال او را تثبیت کردند. نثر کوتاه نیز برایش حاشیه نبود: احمق! ما مرده‌ایم، لعنتی گوشی را بردار، برو به جهنم، دیر کردی ما شام را خوردیم، کلبه‌ای در مزرعهٔ برفی و احتیاط کنید سرتان به لوستر نخورد از ایستگاه‌های حرکت او به داستان کوتاه و میکروفیکشن‌اند. در نمایشنامه و ترجمه نیز فعال بود؛ وبلاگ رسمی گندمزار دور، سنجابی بر لبهٔ ماه، تخم‌مرغی برای پیشانی مرد شماره ۳ و یک بعدازظهر ابدی را در میان آثار نمایشی، و روزهای چوبی، بنرجی چرا خودکشی کرد، تلگرافی که شبانه رسید و بوی خوش تو را در میان ترجمه‌ها ثبت می‌کند. او در گفت‌وگوی ۱۳۸۹ دربارهٔ ترجمهٔ شعر گفت مترجم باید ابهام، استعاره و عناصر فولکلوریک را بشناسد و ترجمه را بازآفرینی مسئولانه بداند؛ همان گفت‌وگو از یازده ترجمه، ده عنوان شعری، سخن می‌گوید. شعرهایش در ۲۰۰۴ به ارمنی رسیدند و بعد به فرانسه و زبان‌های دیگر راه یافتند. سیواش سعدلو در ۲۰۱۶ ترجمه‌های مجاز انگلیسی او را در Washington Square Review، Indian Review و Asymptote منتشر کرد؛ Alchemy در ۲۰۱۷ شعرهای دو‌زبانه‌اش را چاپ کرد و World Literature Today در ۲۵ ژوئیهٔ ۲۰۱۹ داستان Flamingo #13 of the Caspian Sea را با ترجمهٔ Michelle Quay منتشر ساخت. همان نشریه رمان ۲۰۱۸ The Journey Was Long So We Spoke of Love / راه طولانی بود، از عشق حرف زدیم را اثری پرفروش معرفی کرد. کتاب مرتبط آلفبا «همه به هم شب به خیر گفتند اما کسی نخوابید» مجموعه‌ای داستانی از نشر نیماژ، چاپ ۱۳۹۸/۲۰۱۹، ۱۴۴ صفحه و شابک 9786003674851 است؛ اثر اصلی فارسی است و مترجم ندارد. وبلاگ خود نویسنده در ۷ مهر ۱۳۹۸ انتشار آن را اعلام و بخشی از «صدای دریا» را معرفی کرد. این صفحه از نسبت‌دادن همسر، فرزند، مدرک دانشگاهی، روز دقیق تولد یا روایت مرگ خودداری می‌کند: رسول یونان در آخرین فعالیت‌های مستندِ بررسی‌شده زنده و فعال بود و هیچ منبع معتبرِ مرگی پیدا نشد. پرترهٔ صفحه را Hossein Ronaghi در ۳۰ اوت ۲۰۱۹ گرفته و Commons آن را با CC BY-SA 4.0 منتشر کرده است؛ نام عکاس، منبع، مجوز و سابقهٔ برش در کنار تصویر حفظ می‌شوند.

Rasoul Younan, born in 1348 SH/1969, is an Iranian Azerbaijani poet, short-story writer, novelist, playwright and translator. On the blog he identifies as his only official blog, Younan says that he was born in a remote village beside Lake Urmia, later lived in Tehran, writes in both Turkish and Persian, and has worked across poetry, fiction, drama, translation and song lyrics. An Asymptote translator’s note records his own compact self-description as the son of Mohammad. That establishes only his father’s first name: it does not establish a full parental identity or occupation, his mother’s identity, siblings, spouse or children. No dependable reviewed source supplies an exact birthday or a documented educational history, so this profile does not invent either. Trains, a pier, rain, fields and Lake Urmia recur in accounts of his childhood imagination, showing how place entered his literary memory. Azerbaijani Turkish is described as his mother tongue, while much of the poetry for which he is known was written in Persian. Movement between those languages, as both an original writer and a translator, is central to his public work. English-language literary biographies date his debut collection, Good Day My Dear, to 1998, whereas some Iranian market accounts place its public breakthrough around 1380 SH/2001; without the first edition’s colophon, those claims should remain visibly distinct. Concert in Hell, I Was a Bad Boy, Carrying the Piano Down the Stairs of an Icy Hotel, Be Careful; Ants Are Coming and Skiing on the Housetops helped establish his concise poetic voice. His fiction is equally important: You Idiot! We’re Dead, Damn It, Pick Up the Phone, See You in Hell, You Were Late So We Ate Dinner, A Cottage in a Snow-Covered Field and Careful, Don’t Hit Your Head on the Chandelier mark his turn toward very short fiction and compact story collections. His official bibliography also includes plays such as Gandomzar-e Door, A Squirrel on the Edge of the Moon, An Egg for the Forehead of Man Number Three and An Eternal Afternoon, alongside translations titled Wooden Days, Why Did Benerji Kill Himself?, The Telegram That Arrived at Night and Your Sweet Scent. In a 2010 interview about poetry translation, Younan argued that a translator must understand ambiguity, metaphor and folklore and described fidelity as a responsibility to all the poem’s working elements; the interview counted eleven translations, ten of them poetry. Selections of his poetry appeared in Armenian in 2004 and later reached French and other languages. In 2016 Siavash Saadlou’s authorized English translations appeared in Washington Square Review, Indian Review and Asymptote. Alchemy published bilingual poems in spring 2017. On 25 July 2019 World Literature Today published Flamingo #13 of the Caspian Sea in Michelle Quay’s English translation and identified its source as the 2014 collection A Cottage in the Snow-Covered Field. WLT also described the 2018 novel The Journey Was Long So We Spoke of Love as a bestseller. The exact AlefBa-linked book is «همه به هم شب به خیر گفتند اما کسی نخوابید», an original Persian short-story collection published by نشر نیماژ / Nimaj in 1398 SH/2019, with 144 pages and ISBN 9786003674851. It has no translator. Younan’s own blog announced the collection on 7 Mehr 1398 and introduced a passage from the story «صدای دریا». This profile does not assign a spouse, children, academic degree, exact birthday or death narrative. Younan was living and active in the latest dependable activity reviewed here, and no reliable death report was found. The portrait was photographed by Hossein Ronaghi on 30 August 2019 and is reused from Wikimedia Commons under CC BY-SA 4.0; the photographer, source, licence and Commons cropping history remain visibly credited.

18 کتاب مرتبط در سایت ثبت شده است.

زندگی در یک نگاه

نام فارسی معیار

رسول یونان.

نام انگلیسی معیار آلفبا

Rasoul Younan.

املای لاتین دیگر

Rasool Yunan، Rasool Yoonan و Rasoul Yunan؛ همه یک نفر.

سال تولد

۱۳۴۸ / ۱۹۶۹؛ روز و ماه معتبر منتشر نشده است.

زادگاه

دهکده‌ای کنار دریاچهٔ ارومیه، آذربایجان غربی؛ نام دقیق روستا احراز نشده است.

تابعیت و زمینه

ایرانی با زمینهٔ آذربایجانی.

زبان مادری

ترکی آذربایجانی.

زبان‌های تألیف

ترکی و فارسی، بنا بر معرفی خود نویسنده.

حرفه‌ها

شاعر، داستان‌نویس، رمان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و مترجم.

نام کوچک پدر

محمد؛ بر پایهٔ معرفی کوتاه خود یونان در مکاتبه با مترجم.

هویت کامل پدر

نام خانوادگی، حرفه و تاریخ‌های زندگی در منابع معتبر بررسی‌شده احراز نشد.

مادر

نام و زندگی‌نامهٔ قابل‌اتکا در منابع بررسی‌شده پیدا نشد.

خواهر و برادر

اطلاعات عمومی معتبر پیدا نشد.

همسر یا شریک زندگی

در منابع معتبر بررسی‌شده معرفی نشده است.

فرزندان

در منابع معتبر بررسی‌شده معرفی نشده‌اند.

تحصیلات

دانشگاه، رشته یا مدرک مستندی در منابع معتبر بررسی‌شده پیدا نشد.

محل زندگی ثبت‌شده

تهران در معرفی رسمی وبلاگ؛ تاریخ و وضعیت امروز از آن استنباط نمی‌شود.

نخستین دفتر در منابع انگلیسی

Good Day My Dear / روز بخیر محبوب من، ۱۹۹۸.

مرز تاریخ چاپ نخست

برخی منابع ایرانی ۱۳۸۰ و رکوردی چاپ دوم ۱۳۸۲ را می‌آورند؛ شناسنامهٔ چاپ نخست برای حل اختلاف لازم است.

شعرهای شاخص

کنسرت در جهنم، من یک پسر بد بودم، پایین آوردن پیانو از پله‌های یک هتل یخی، مواظب باش مورچه‌ها می‌آیند و اسکی روی شیروانی‌ها.

ویژگی شعر

ایجاز، تصویر روشن، طنز تلخ، تعلیق و پایان‌های تغییر‌دهنده؛ کوتاهی برای او قانون مطلق نبود.

مجموعه‌های میکروفیکشن

احمق! ما مرده‌ایم، لعنتی گوشی را بردار و برو به جهنم.

مجموعه‌های داستانی دیگر

دیر کردی ما شام را خوردیم، کلبه‌ای در مزرعهٔ برفی و احتیاط کنید سرتان به لوستر نخورد.

نمایشنامه‌ها

گندمزار دور، سنجابی بر لبهٔ ماه، تخم‌مرغی برای پیشانی مرد شمارهٔ ۳ و یک بعدازظهر ابدی.

فیلم کوتاه

آخرین آواز را کلاغ‌ها می‌خوانند؛ کارگردان بر پایهٔ اعلام رسمی اسفند ۱۳۹۴.

ترانه

خود نویسنده اجرای برخی ترانه‌ها توسط خوانندگان را ذکر کرده، اما فهرست رسمی نام‌ها ارائه نشده است.

شمار ترجمه در مصاحبهٔ ۱۳۸۹

یازده ترجمه که ده عنوان آن شعر معرفی شد.

شمار ترجمه در معرفی کوتاه وبلاگ

حدود هفت تا هشت کتاب؛ تفاوت احتمالاً به زمان یا معیار شمارش مربوط است.

عنوان‌های ترجمهٔ ثبت‌شده

روزهای چوبی، بنرجی چرا خودکشی کرد، تلگرافی که شبانه رسید و بوی خوش تو.

دیدگاه ترجمه

شناخت ابهام، استعاره، عناصر فولکلوریک و همهٔ اجزای شعر؛ وفاداریِ فعال نه لفظ‌گرایی.

ترجمهٔ ارمنی

رودی که از تابلوهای نقاشی می‌گذرد، ترجمهٔ واهه آرمن، ۱۳۸۳/۲۰۰۴.

زبان‌های مقصد ثبت‌شده

ارمنی و فرانسه در Alchemy؛ انگلیسی در چند مجلهٔ ادبی؛ منابع دیگر از کردی و عربی نیز یاد می‌کنند.

مترجم مجاز انگلیسی

Siavash Saadlou / سیواش سعدلو.

Washington Square Review

چهار شعر در شمارهٔ ۳۷، بهار ۲۰۱۶.

Indian Review

سه شعر ترجمه‌شده، ۱۲ مه ۲۰۱۶.

Asymptote

شش شعر با متن فارسی، ترجمهٔ انگلیسی و صدای خوانش، پاییز ۲۰۱۶.

Alchemy

انتشار دو‌زبانهٔ چند شعر در بهار ۲۰۱۷.

World Literature Today

Flamingo #13 of the Caspian Sea، ترجمهٔ Michelle Quay، ۲۵ ژوئیهٔ ۲۰۱۹.

رمان ۲۰۱۸

راه طولانی بود، از عشق حرف زدیم / The Journey Was Long So We Spoke of Love.

کتاب مرتبط آلفبا

همه به هم شب به خیر گفتند اما کسی نخوابید.

نقش در کتاب مرتبط

فقط نویسنده / author؛ اثر مترجم ندارد.

ناشر کتاب مرتبط

نشر نیماژ / Nimaj Publishing.

سال کتاب مرتبط

۱۳۹۸ / ۲۰۱۹.

تعداد صفحهٔ نسخه

۱۴۴ صفحه.

شابک نسخه

9786003674851.

اعلام رسمی کتاب

۷ مهر ۱۳۹۸ در وبلاگ خود نویسنده، همراه معرفی داستان «صدای دریا».

وضعیت زندگی

در آخرین فعالیت معتبر بررسی‌شده زنده و فعال؛ گزارش معتبر مرگ پیدا نشد.

عکس اصلی

Hossein Ronaghi، ۳۰ اوت ۲۰۱۹؛ اثر شخصی عکاس در Wikimedia Commons.

هویت عکس

نام فایل، caption و دادهٔ depicts همگی رسول یونان را معرفی می‌کنند.

مجوز عکس

CC BY-SA 4.0؛ استفادهٔ تجاری با attribution، پیوند، اعلام تغییر و share-alike مجاز است.

سابقهٔ برش

نسخهٔ فعلی Commons در ۹ سپتامبر ۲۰۱۹ با CropTool برش خورده است.

گالری خانواده و کودکی

تصویر هویت‌سنجی‌شده با مجوز تجاری روشن پیدا نشد؛ تصویر حدسی استفاده نمی‌شود.

سال‌شمار زندگی و آثار مهم

  1. تولد در دهکده‌ای کنار دریاچهٔ ارومیه؛ روز، ماه و نام دقیق روستا در منابع معتبر بررسی‌شده روشن نیست.

  2. رشد در جغرافیای دریاچه، قطار، اسکله، باران و مزرعه؛ تصویرهایی که بعدها در حافظهٔ ادبی او بازگشتند.

  3. ترکی آذربایجانی زبان مادری؛ نوشتن خلاق به ترکی و فارسی.

  4. انتشار Good Day My Dear / روز بخیر محبوب من؛ تاریخ چاپ نخست برای تطبیق با رکوردهای ۱۳۸۰ و ۱۳۸۲ ایران نیازمند شناسنامهٔ نسخه است.

  5. گسترش شهرت شعری با دفترهایی چون کنسرت در جهنم و من یک پسر بد بودم.

  6. رکورد بازار چاپ دوم «روز بخیر محبوب من» را در نشر مینا ثبت می‌کند.

  7. انتشار گزیدهٔ ارمنی «رودی که از تابلوهای نقاشی می‌گذرد» با ترجمهٔ واهه آرمن در تهران.

  8. رکورد بازار چاپ نخست «فرشته‌ها»، مجموعه‌ای از مینی‌مال‌ها، را ثبت می‌کند.

  9. بازنشر گفت‌وگوی مفصل دربارهٔ ترجمهٔ شعر؛ یازده ترجمه و اصول وفاداری، رمزگشایی و بازآفرینی.

  10. معرفی رسمی وبلاگ فهرست گسترده‌ای از شعر، داستان، نمایشنامه و ترجمه را یک‌جا ثبت کرد.

  11. انتشار نسخه‌ای از «کلبه‌ای در مزرعهٔ برفی» که WLT بعدها داستان ترجمه‌شده را به آن نسبت داد.

  12. اعلام چاپ سوم کلبه‌ای در مزرعهٔ برفی در وبلاگ رسمی.

  13. نمایش فیلم کوتاه «آخرین آواز را کلاغ‌ها می‌خوانند» به کارگردانی رسول یونان در خانهٔ هنرمندان.

  14. چاپ چهار شعر در Issue 37 مجله Washington Square Review.

  15. انتشار سه شعر ترجمه‌شده در Indian Review.

  16. اعلام انتشار «دیر کردی ما شام را خوردیم» با ۲۸ داستان کوتاه در وبلاگ رسمی.

  17. دیدار سیواش سعدلو و رسول یونان در کافه‌ای در تهران و گفت‌وگو دربارهٔ دشواری‌های ترجمه.

  18. انتشار شش شعر فارسی و انگلیسی در Asymptote و عرضهٔ خوانش صوتی فارسی.

  19. انتشار گفت‌وگوی Asymptote با مترجم دربارهٔ مجوز، واژه‌بازی، اصطلاح و نزدیک به صد ترجمه از شش دفتر شعر.

  20. انتشار چند شعر دو‌زبانه در Alchemy: A Journal of Translation.

  21. انتشار «راه طولانی بود، از عشق حرف زدیم»؛ WLT آن را رمانی پرفروش معرفی کرد.

  22. اعلام «همه به هم شب به خیر گفتند اما کسی نخوابید» و معرفی داستان «صدای دریا» در وبلاگ رسمی.

  23. انتشار نسخهٔ نیماژ کتاب مرتبط با ۱۴۴ صفحه و شابک 9786003674851.

  24. انتشار Flamingo #13 of the Caspian Sea در World Literature Today با ترجمهٔ Michelle Quay.

  25. ثبت پرترهٔ هویت‌سنجی‌شده توسط Hossein Ronaghi؛ اثر شخصی عکاس.

  26. بارگذاری و سپس برش نسخهٔ فعلی پرتره با CropTool در Commons؛ مجوز CC BY-SA 4.0 حفظ شد.

  27. Massachusetts Review در گفت‌وگو با سیواش سعدلو، شروع ترجمهٔ یونان و چاپ در Washington Square Review سال ۲۰۱۶ را دوباره مستند کرد.

  28. تثبیت یک هویت برای همهٔ املای لاتین، نقش نویسنده برای کتاب مرتبط آلفبا، مرزبندی اطلاعات خصوصی و آماده‌سازی پرترهٔ مجاز.

زندگی‌نامه کامل رسول یونان

نام معیار و املای لاتین

نام فارسی معیار «رسول یونان» است. آلفبا برای عنوان اصلی لاتین Rasoul Younan را نگه می‌دارد؛ Rasool Yunan، Rasool Yoonan و Rasoul Yunan صورت‌های مستند دیگری‌اند که در مجلات، فهرست‌های کتابخانه‌ای و صفحهٔ فایل Commons دیده می‌شوند. این تفاوت‌ها یک شخص را به چند نویسنده تبدیل نمی‌کنند.

سال تولد؛ بدون روز و ماه ساختگی

وبلاگ رسمی خود نویسنده سال ۱۳۴۸ را ثبت می‌کند و World Literature Today، Asymptote، Alchemy و Indian Review سال ۱۹۶۹ را می‌آورند. هیچ منبع معتبر بررسی‌شده روز و ماه دقیق را منتشر نکرده است؛ بنابراین دادهٔ هویتی فقط سال ۱۹۶۹ را ثبت می‌کند.

دهکده‌ای کنار دریاچهٔ ارومیه

یونان زادگاهش را دهکده‌ای دور کنار دریاچهٔ ارومیه توصیف کرده است. بعضی معرفی‌ها محل را به‌اختصار Urmia می‌نویسند، اما این اختصار نباید به نام‌گذاری حدسیِ روستا تبدیل شود. پیوند او با پهنهٔ دریاچه و آذربایجان غربی روشن است؛ نام دقیق دهکده در منابع مستقیم بررسی‌شده روشن نیست.

کودکی با قطار، اسکله و باران

یادداشت مترجم Asymptote از تصویرهای کودکی مانند قطار و اسکله سخن می‌گوید و معرفی طاقچه نیز باران، مزرعه و قطار کنار دریاچه را در حافظهٔ او برجسته می‌کند. این‌ها جزئیات تزئینی نیستند: دریا، سفر، ایستگاه، پرنده و فاصله بعدتر به موتیف‌های مکرر شعر و داستان او بدل شدند.

پدر؛ فقط یک نام کوچکِ مستند

سیواش سعدلو در یادداشت Asymptote پاسخ کوتاه خود یونان را نقل می‌کند که خود را پسر محمد معرفی کرده بود. این منبع نام کوچک پدر را تأیید می‌کند، اما نام خانوادگی، شغل، تاریخ‌های زندگی یا نقش او در کودکی شاعر را روشن نمی‌کند. صفحه از یک نام کوچک، زندگی‌نامهٔ ساختگی نمی‌سازد.

مادر، خواهر و برادر؛ اطلاعات منتشرنشده

در منابع مستقیم و نهادی بررسی‌شده نام مادر یا فهرست خواهران و برادران پیدا نشد. نبود اطلاعات به معنی نبود خانواده نیست؛ فقط یعنی برای انتشار عمومی دادهٔ قابل‌اتکا نداریم. نام‌های شبکه‌های اجتماعی و حدس‌های تبارشناختی وارد صفحه نمی‌شوند.

همسر و فرزند؛ حریم خصوصی و مرز مدرک

منبع معتبر بررسی‌شده‌ای همسر، شریک زندگی یا فرزند یونان را معرفی نمی‌کند. شخصیت‌های عاشق، همسران و کودکان در شعر و داستان شاهد زندگی خانوادگی نویسنده نیستند. این صفحه میان راوی ادبی و زندگی خصوصی تفاوت می‌گذارد.

تحصیلات؛ پروندهٔ عمومی ناقص

شرح‌حال‌های معتبر حرفه‌ها و آثار را ثبت می‌کنند، اما دانشگاه، رشته یا مدرک تحصیلی مستندی ارائه نمی‌دهند. هر ادعای دقیق دربارهٔ مدرسه یا دانشگاه تا پیدا شدن منبع اولیه کنار گذاشته شده است.

ترکیِ آذربایجانی، زبان مادری

Asymptote زبان مادری او را Azerbaijani می‌داند و وبلاگ رسمی می‌گوید به ترکی و فارسی می‌نویسد. سه مجموعهٔ ترکی در گزیدهٔ «چه کسی مرا عاشق کرد؟» نیز نشان می‌دهد ترکی فقط زبان خانوادگیِ خاموش نبوده، بلکه زبان تألیف او هم بوده است.

فارسی؛ زبان بخش بزرگی از شهرت ادبی

با وجود زبان مادری ترکی، شعرهای فارسی یونان مخاطبان گسترده پیدا کردند. اهمیت این دوگانگی در حذف یکی از دو زبان نیست؛ او از سنت و موسیقی یک زبان به زبان دیگر رفت و همین تجربه ترجمه و مینیمالیسمش را تغذیه کرد.

نخستین دفتر و اختلاف تاریخ

Alchemy، Asymptote و Indian Review انتشار Good Day My Dear / روز بخیر محبوب من را ۱۹۹۸ می‌دانند. بعضی منابع بازار ایران مطرح‌شدن نام او را به ۱۳۸۰ نسبت می‌دهند و رکورد چاپ دوم مینا سال ۱۳۸۲ را نشان می‌دهد. این سه داده ممکن است به چاپ‌ها یا لحظه‌های متفاوت اشاره کنند؛ بدون شناسنامهٔ چاپ نخست، اختلاف پنهان نمی‌شود.

شاعری که کوتاهی را با سطحی‌بودن یکی نمی‌دانست

یادداشت Asymptote او را مینیمالیستی دقیق معرفی می‌کند، اما همان متن دیدگاه یونان را ثبت می‌کند که موفقیت شعر به کوتاه یا بلند بودنش وابسته نیست. برای او ایجاز هدف مکانیکی نبود؛ واژه باید جای درستش بنشیند و شعر بلند نیز می‌توانست همان اندازه معتبر باشد.

شعر؛ چند عنوان شاخص

روز بخیر محبوب من، کنسرت در جهنم، من یک پسر بد بودم، پایین آوردن پیانو از پله‌های یک هتل یخی، مواظب باش مورچه‌ها می‌آیند و اسکی روی شیروانی‌ها در معرفی‌های بین‌المللی و فهرست رسمی او تکرار می‌شوند. این عنوان‌های تصویری از طنز تلخ، حرکت، خطر و عاطفه‌ای خبر می‌دهند که زبان ساده پنهانشان نمی‌کند.

از شعر به میکروفیکشن

World Literature Today نوشته که یونان پس از شهرت شعری به میکروفیکشن گرایش بیشتری یافت. احمق! ما مرده‌ایم، لعنتی گوشی را بردار، برو به جهنم، دیر کردی ما شام را خوردیم، کلبه‌ای در مزرعهٔ برفی و احتیاط کنید سرتان به لوستر نخورد نمونه‌های روشن این حرکت‌اند.

داستان کوتاه؛ حادثه‌ای کوچک با پس‌لرزهٔ بزرگ

معرفی طاقچه داستان‌های کوتاه‌کوتاه او را روایت‌هایی زیر ۲۵۰ کلمه توصیف می‌کند که اطلاعات اضافی را حذف می‌کنند و پیام را مستقیم تحویل نمی‌دهند. این تعریف با نثرهای منتشرشده در وبلاگ رسمی سازگار است: وضعیت ساده آغاز می‌شود و پایان، معنای قبلی را جابه‌جا می‌کند.

کلبه‌ای در مزرعهٔ برفی

وبلاگ رسمی در آذر ۱۳۹۴ چاپ سوم این مجموعه را اعلام کرد. World Literature Today داستان Flamingo #13 of the Caspian Sea را از چاپ ۲۰۱۴ همین مجموعه معرفی کرد؛ ترجمهٔ انگلیسی Michelle Quay در ۲۰۱۹ راهی مستقل برای دیده‌شدن داستان او در بیرون از ایران ساخت.

دیر کردی ما شام را خوردیم

یونان در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۵ این کتاب را مجموعه‌ای تازه شامل ۲۸ داستان کوتاه معرفی کرد. World Literature Today نیز این عنوان را در شمار مجموعه‌هایی گذاشت که چرخش او به میکروفیکشن را نشان می‌دهند.

نمایشنامه؛ چهار عنوان در فهرست خود نویسنده

گندمزار دور، سنجابی بر لبهٔ ماه، تخم‌مرغی برای پیشانی مرد شمارهٔ ۳ و یک بعدازظهر ابدی در فهرست رسمی آثار او آمده‌اند. این ثبت مستقیم برای نسبت نویسندگی کافی است، اما تاریخ نگارش یا اجرای هر نمایشنامه بدون رکورد جداگانه حدس زده نمی‌شود.

فیلم کوتاه و تجربهٔ کارگردانی

وبلاگ رسمی در اسفند ۱۳۹۴ نمایش فیلم کوتاه «آخرین آواز را کلاغ‌ها می‌خوانند» را در خانهٔ هنرمندان اعلام و رسول یونان را کارگردان معرفی کرد. اثر وضعیت شش مشتری یک کافه و جهان درونی آنان را دنبال می‌کرد؛ تجربه‌ای که پیوند او با تصویر و اجرا را فراتر از نوشتن نشان می‌دهد.

ترانه و صدا

خود نویسنده نوشته که برخی ترانه‌هایش را خوانندگان اجرا کرده‌اند، اما در منبع رسمیِ کوتاهش نام خواننده یا فهرست قطعه‌ها را نداده است. صفحه همین حد را حفظ می‌کند و ترانه‌ای را بدون اعتبار روشن به او نسبت نمی‌دهد.

مترجمی که شعر را باید رمزگشایی کند

در گفت‌وگوی تهران امروز که وبلاگ رسمی در ۲۴ مهر ۱۳۸۹ بازنشر کرد، یونان گفت مترجم شعر باید ابهام، استعاره و عناصر فولکلوریک را بشناسد. او وفاداری را ترجمهٔ همهٔ عناصر فعال شعر می‌دانست، نه چسبیدن مکانیکی به واژه‌ها.

یازده ترجمه، ده کتاب شعر

همان گفت‌وگو پرسش را بر پایهٔ یازده ترجمهٔ انجام‌شده، ده عنوان شعری، طرح می‌کند و یونان این شمار را رد نمی‌کند. وبلاگ در معرفی کوتاه‌ترش از حدود هفت یا هشت کتاب ترجمه سخن می‌گوید؛ احتمالاً زمان یا معیار شمارش متفاوت بوده است. پروفایل هر دو شاهد را با تاریخ و زمینه نگه می‌دارد.

ترجمه‌های ثبت‌شده در فهرست رسمی

روزهای چوبی، بنرجی چرا خودکشی کرد، تلگرافی که شبانه رسید و بوی خوش تو در وبلاگ رسمی با برچسب ترجمه آمده‌اند. مصاحبهٔ ۱۳۸۹ نیز ناظم حکمت و شعر مدرن ترکیه را در مرکز تجربهٔ ترجمهٔ او قرار می‌دهد.

شعرهای او به ارمنی

معرفی واهه آرمن ثبت می‌کند که منتخبی از دو دفتر شعر یونان با نام «رودی که از تابلوهای نقاشی می‌گذرد» در ۱۳۸۳/۲۰۰۴ به ارمنی و در تهران منتشر شد. Alchemy نیز ترجمه‌شدن شعرهای او به ارمنی و فرانسه را تأیید می‌کند.

راه انگلیسی از ۲۰۱۶

Washington Square Review در شمارهٔ ۳۷، بهار ۲۰۱۶، چهار شعر از Rasool Yoonan چاپ کرد. Indian Review در ۱۲ مه همان سال سه ترجمهٔ سیواش سعدلو را منتشر کرد و Asymptote در شمارهٔ پاییز مجموعه‌ای شش‌تایی همراه با متن فارسی، ترجمه و صدای خوانش عرضه کرد.

مترجم مجاز و گفت‌وگو با شاعر

سیواش سعدلو توضیح داده که از یونان اجازهٔ کتبی ترجمه و انتشار گرفت و تابستان ۲۰۱۶ در کافه‌ای در تهران با او دربارهٔ دشواری‌های ترجمه گفت‌وگو کرد. این رابطه، انتشار انگلیسی را از بازنشر بی‌اجازه جدا می‌کند.

انتشار در Alchemy

مجلهٔ ترجمهٔ Alchemy در بهار ۲۰۱۷ چند شعر را به‌صورت فارسی و انگلیسی منتشر کرد. معرفی همان صفحات یونان را شاعر، نمایشنامه‌نویس، رمان‌نویس و مترجم متولد ۱۹۶۹ معرفی می‌کند و مجموعه‌های شعر و میکروفیکشن را کنار هم می‌گذارد.

داستان در World Literature Today

در ۲۵ ژوئیهٔ ۲۰۱۹، WLT داستان Flamingo #13 of the Caspian Sea را با ترجمهٔ Michelle Quay منتشر کرد. صفحهٔ اثر نام نویسنده، مترجم، تاریخ و مجموعهٔ منبع را جدا و دقیق ثبت می‌کند؛ این یک اعتبار بین‌المللی مستقیم برای داستان اوست.

راه طولانی بود، از عشق حرف زدیم

WLT این رمان ۲۰۱۸ را تازه‌ترین اثر آن زمان و کتابی پرفروش توصیف کرد. طاقچه ساختار سه‌فصلی و محورهای افسردگی، عشق و شکست شخصیت مصطفی را معرفی می‌کند. پروفایل به‌جای لو دادن پایان، جایگاه رمان را در گذار از قطعهٔ کوتاه به روایت بلند نشان می‌دهد.

کتاب مرتبط آلفبا

عنوان چاپی معیار «همه به هم شب به خیر گفتند اما کسی نخوابید» است. نشر نیماژ آن را در ۱۳۹۸/۲۰۱۹ منتشر کرد؛ رکوردهای نسخه ۱۴۴ صفحه و شابک 9786003674851 را ثبت می‌کنند. مجموعه اثر اصلی فارسی است و مترجم ندارد.

اعلام کتاب در وبلاگ رسمی

رسول یونان در ۷ مهر ۱۳۹۸ انتشار مجموعه را اعلام و بخشی از داستان «صدای دریا» را معرفی کرد. عنوان پست وبلاگ «شب بخیر» را فشرده نوشته، اما جلد و رکوردهای نسخه صورت بازار «شب به خیر» را نشان می‌دهند؛ صفحهٔ محصول باید از عنوان روی جلد پیروی کند.

۳۱ داستان یا عددهای دیگر

رکوردهای بازار برای کتاب مرتبط از ۳۱ داستان سخن می‌گویند، اما وبلاگ رسمی در همان پست فقط آن را مجموعه‌داستان معرفی می‌کند. این عدد در معرفی محصول باید به رکورد نسخه متکی بماند و با تعداد ۲۸ داستان کتاب «دیر کردی ما شام را خوردیم» اشتباه نشود.

دریاچه؛ زیست‌نامه و استعاره

دریاچهٔ ارومیه هم واقعیت زادگاه است و هم دستگاه تصویرسازی. پرنده، اسکله، قطار، سفر و آب در شعرها و داستان‌های منتشرشدهٔ او بازمی‌گردند. این پیوند را می‌توان از منابع و متن‌های عمومی دید، اما نباید هر شخصیت ساحلی را خودزندگی‌نامه دانست.

زندگی در تهران و کافه

وبلاگ رسمی می‌گوید او در تهران زندگی می‌کرد و با طنز کافه‌ها را شناخته‌ترین بخش دنیا برای خود می‌نامید. مصاحبهٔ مترجم انگلیسی نیز دیداری طولانی در یک کافهٔ تهران را ثبت می‌کند. کافه در اینجا هم مکان اجتماعی و هم بخشی از پرسونای ادبی اوست.

زنده‌بودن و آنچه نمی‌دانیم

آخرین فعالیت‌های معتبر بررسی‌شده، از انتشار و ترجمه در ۲۰۱۹ و فهرست‌های ادبی بعدی، او را شخصی زنده معرفی می‌کنند. هیچ گزارش معتبر مرگ پیدا نشد. بنابراین صفحه نه تاریخ درگذشت می‌سازد، نه علت فوت و نه سرنوشت نهایی خیالی.

پرترهٔ ۲۰۱۹ و هویت تصویر

صفحهٔ Commons تصویر را صریحاً رسول یونان معرفی می‌کند و دادهٔ ساخت‌یافته نیز او را شخصِ تصویرشده می‌داند. Hossein Ronaghi عکس را ۳۰ اوت ۲۰۱۹ ثبت کرد؛ این تطبیق نام، تاریخ، پدیدآورنده و depicts خطر استفاده از عکس فرد مشابه را کاهش می‌دهد.

مجوز CC BY-SA 4.0

عکاس به‌عنوان دارندهٔ حق، فایل را با Creative Commons Attribution-ShareAlike 4.0 منتشر کرده است. استفادهٔ تجاری مجاز است، به شرط ذکر مناسب پدیدآورنده، پیوند مجوز، اعلام تغییر و انتشار همسانِ نسخه‌های تغییریافته. آلفبا منبع و مجوز را کنار عکس لینک می‌کند.

سابقهٔ برش تصویر

تاریخچهٔ Commons می‌گوید نسخهٔ فعلی در ۹ سپتامبر ۲۰۱۹ با CropTool حدود ۶۱ درصد افقی و ۱۸ درصد عمودی برش خورده است. آلفبا همین نسخهٔ دارای مجوز را نمایش می‌دهد و تنها اندازهٔ آن را برای موبایل، تبلت و دسکتاپ واکنش‌گرا می‌کند.

چرا عکس کودکی و خانواده نداریم

هیچ عکس کودکی، والدین، همسر یا فرزند با هویت روشن و مجوز استفادهٔ تجاری در منابع بررسی‌شده پیدا نشد. تصویر شبکهٔ اجتماعی، عکس خبری یا چهرهٔ مشابه جای سند را نمی‌گیرد؛ یک پرترهٔ معتبر بهتر از گالری پر از انتساب‌های نامطمئن است.

Identity and names — English

The canonical Persian name is «رسول یونان». AlefBa uses Rasoul Younan as the primary English display, while Rasool Yunan, Rasool Yoonan and Rasoul Yunan remain searchable aliases. They are transliteration variants of one writer, not separate contributors.

Birth and place — English

Younan’s official blog gives 1348 SH and international literary pages give 1969. He was born in a remote village beside Lake Urmia; a dependable exact village name, day and month of birth have not been established. The profile therefore records only the year.

Family and education boundaries — English

His own concise introduction, reported by Asymptote, names his father only as Mohammad. No dependable reviewed source identifies his mother, siblings, spouse or children, and none documents a university, field or degree. These omissions are stated rather than filled with guesses.

Two writing languages — English

Azerbaijani Turkish is identified as his mother tongue, and Younan says he writes in both Turkish and Persian. His bibliography includes original work in both languages as well as poetry translation, making bilingual practice a substantive part of his career.

Poetry and minimalism — English

Good Day My Dear is dated to 1998 by several English-language biographies, followed by collections including Concert in Hell, I Was a Bad Boy, Carrying the Piano Down the Stairs of an Icy Hotel, Be Careful; Ants Are Coming and Skiing on the Housetops. His economy of language is widely noted, but he rejects the idea that length alone determines poetic value.

Fiction, drama and translation — English

His later work moved strongly toward microfiction without abandoning poetry. His official bibliography also lists plays and translated books, while his 2010 interview explains a translation practice grounded in close reading of metaphor, ambiguity, folklore, form and feeling.

International publication — English

Authorized translations by Siavash Saadlou appeared in Washington Square Review, Indian Review and Asymptote in 2016, followed by Alchemy in 2017. World Literature Today published a story translated by Michelle Quay on 25 July 2019. These are direct publication credits rather than generic claims of global reach.

The AlefBa-linked edition — English

«همه به هم شب به خیر گفتند اما کسی نخوابید» is an original Persian story collection from Nimaj, published in 2019 with 144 pages and ISBN 9786003674851. It has no translator. The author’s official blog announced it on 7 Mehr 1398.

Living status and privacy — English

The latest dependable activity reviewed presents Younan as living and active; no reliable death report was found. This page does not manufacture a death account, exact birthday, education, marriage or children merely to make the biography appear complete.

Portrait and licence — English

Hossein Ronaghi photographed Younan on 30 August 2019. Wikimedia Commons identifies both the photographer and depicted person and licenses the cropped file under CC BY-SA 4.0. AlefBa preserves visible credit, the file-page link, the licence link and the record of cropping.

کتاب‌های مرتبط با رسول یونان

منابع و اعتبار تصاویر