سالهای آغازین
رولان ژرار بارت در ۱۲ نوامبر ۱۹۱۵ در شربورگ در نرماندی فرانسه به دنیا آمد. پدرش، لوئی بارت، افسر نیروی دریایی بود و پیش از نخستین سالروز تولد رولان در یکی از نبردهای جنگ جهانی اول در دریای شمال کشته شد. بارت پس از آن نزد مادرش آنریت، عمه و مادربزرگش در اورت و بایون بزرگ شد. خانواده در ۱۹۲۴ به پاریس نقل مکان کردند.
بارت از ۱۹۳۵ تا ۱۹۳۹ در دانشگاه پاریس (سوربن) ادبیات کلاسیک خواند. بیماری سل بارها تحصیل و فعالیت دانشگاهی او را مختل کرد و او دورههایی را در آسایشگاههای درمانی گذراند. همین بیماری سبب شد از خدمت نظامی در جنگ جهانی دوم معاف شود.
او در سالهای بعد در رشتههای دستور زبان و زبانشناسی تاریخی ادامه تحصیل داد و در ۱۹۴۱ مدرکی معادل کارشناسی ارشد با پژوهشی دربارهٔ تراژدی یونانی دریافت کرد.
فعالیت دانشگاهی و شهرت
بارت پس از جنگ در مؤسسات دانشگاهی مختلفی در فرانسه، رومانی و مصر تدریس کرد. در همین دوره برای روزنامهٔ چپگرای کومبا مقاله مینوشت و نخستین کتاب مهمش، درجه صفر نوشتار، در ۱۹۵۳ منتشر شد.
او از ۱۹۵۲ در مرکز ملی پژوهشهای علمی فرانسه به مطالعهٔ واژهشناسی و جامعهشناسی پرداخت. در همین سالها مجموعهای از جستارهای کوتاه دربارهٔ فرهنگ عامهٔ فرانسه نوشت که بعدها با عنوان اسطورهشناسیها منتشر شدند. موضوع این جستارها بسیار متنوع بود و از کشتی حرفهای و تبلیغات گرفته تا غذا، خودرو و اسباببازی را شامل میشد.
در دههٔ ۱۹۶۰ بارت یکی از چهرههای برجستهٔ ساختارگرایی فرانسوی شد. دیدگاههای او دربارهٔ نقد ادبی با واکنش مخالف برخی منتقدان سنتی، از جمله ریمون پیکار، روبهرو شد. بارت در کتاب نقد و حقیقت از رویکردهای جدید نقد دفاع کرد و نقد ادبی سنتی را به نادیدهگرفتن ساختار زبان و نظریههای جدید متهم کرد.
در اواخر دههٔ ۱۹۶۰ به ایالات متحده و ژاپن سفر کرد. مقالهٔ مرگ مؤلف که نخستین بار در ۱۹۶۷ منتشر شد، یکی از مشهورترین نوشتههای او شد و نقش مهمی در گذار از ساختارگرایی به پساساختارگرایی داشت.
در ۱۹۷۷ بارت به کرسی نشانهشناسی ادبی در کلژ دو فرانس انتخاب شد. او تا زمان مرگش در این مقام باقی ماند.
نشانهشناسی و اسطوره
یکی از مهمترین زمینههای فعالیت بارت تحلیل نشانههای فرهنگی بود. در اسطورهشناسیها، او نشان داد که اشیاء و پدیدههای ظاهراً عادی در جامعه میتوانند معنایی ایدئولوژیک پیدا کنند. از دید او، فرهنگ بورژوایی معناهایی تاریخی و اجتماعی را چنان عرضه میکند که طبیعی و بدیهی به نظر برسند.
بارت با استفاده از مفاهیم فردینان دو سوسور میان دال و مدلول تمایز قائل شد و توضیح داد که «اسطوره» نوعی نظام نشانهای مرتبهٔ دوم است. در این نظام، یک نشانهٔ موجود میتواند خود به دالی برای معنایی گستردهتر و ایدئولوژیک تبدیل شود.
برای مثال، او در بررسی فرهنگ مصرفی فرانسه نشان میداد که خودرو، مواد غذایی، ورزش یا تصاویر مجلات چگونه میتوانند حامل مفاهیمی مانند ملیگرایی، قدرت، سلامت یا منزلت اجتماعی شوند.
ساختارگرایی و روایت
بارت در مقالهٔ درآمدی بر تحلیل ساختاری روایتها کوشید اصول زبانشناسی ساختاری را به تحلیل روایت تعمیم دهد. او ساختار روایت را در سطوح مختلف، از واحدهای کوچک کارکردی تا کنش شخصیتها و سازمان کلی روایت، بررسی کرد.
از دید بارت، روایت را میتوان مانند زبان به مجموعهای از روابط و نظامها تقسیم کرد. این دیدگاه بر رشد روایتشناسی و نظریهٔ ساختاری ادبیات تأثیر گذاشت.
با این حال، بارت بهتدریج از این تصور که ساختارگرایی میتواند به نظامی علمی و کاملاً بسته تبدیل شود فاصله گرفت. آثار متأخر او بیش از گذشته بر تکثر معنا و نقش خواننده تأکید دارند.
مرگ مؤلف
در مقالهٔ مرگ مؤلف، بارت با این دیدگاه سنتی مخالفت کرد که معنای نهایی یک اثر را باید در زندگی، نیت یا روانشناسی نویسنده جستوجو کرد. او استدلال کرد که متن از مجموعهای از زبانها، قراردادها و ارجاعات پیشین ساخته میشود و هیچ مؤلفی نمیتواند معنای نهایی آن را کنترل کند.
از این منظر، خواننده نقشی اساسی در شکلگیری معنا پیدا میکند. بارت این ایده را در جملهٔ مشهور خود خلاصه کرد که «مرگ مؤلف» شرط «تولد خواننده» است.
این مقاله از متون مهم پساساختارگرایی و نظریهٔ ادبی قرن بیستم بهشمار میرود و بر بحثهای بعدی دربارهٔ اقتدار مؤلف، تفسیر و میانمتنیت تأثیر گذاشت.
متن خواندنی و متن نوشتنی
بارت در کتاب اس/زد، که تحلیلی مفصل از داستان سارازین اثر اونوره دو بالزاک است، میان «متن خواندنی» و «متن نوشتنی» تمایز گذاشت.
متن خواندنی اثری است که معنای نسبتاً آمادهای در اختیار خواننده قرار میدهد و خواننده بیشتر مصرفکنندهٔ آن است. در مقابل، متن نوشتنی خواننده را وادار میکند فعالانه در تولید معنا مشارکت کند و امکان تفسیرهای متعدد را بازمیگذارد.
بارت در این کتاب همچنین پنج رمز روایی را برای تحلیل متون معرفی کرد و تلاش کرد نشان دهد که چگونه معنا از شبکهای از روابط درون متن شکل میگیرد.
لذت متن
بارت در لذت متن میان لذت معمول خواندن و تجربهای شدیدتر که آن را با اصطلاح فرانسوی ژوئیسانس توصیف میکند تفاوت گذاشت. از دید او برخی متون با برهمزدن انتظارات و هویت تثبیتشدهٔ خواننده نوعی تجربهٔ شدید و حتی ازخودبیخود کننده ایجاد میکنند.
این اثر همچنین بخشی از تلاش بارت برای فاصلهگرفتن از زبانهای ایدئولوژیک و نظامهای فکری بسته بود. او در دورهٔ متأخر کارش بیش از پیش به امکان نوعی زبان «خنثی» و رهایییافته از دوگانههای تثبیتشده علاقهمند شد.
عکاسی
عکاسی یکی دیگر از موضوعات مهم آثار متأخر بارت بود. پس از مرگ مادرش در ۱۹۷۷، او اتاق روشن را نوشت؛ کتابی که هم نظریهای دربارهٔ عکاسی است و هم تأملی شخصی دربارهٔ فقدان و سوگواری.
بارت در این اثر میان دو مفهوم استودیوم و پونکتوم تمایز میگذارد. استودیوم به معنای زمینهٔ فرهنگی و عمومیای است که امکان فهم یک عکس را فراهم میکند، در حالی که پونکتوم عنصری شخصی و پیشبینیناپذیر در تصویر است که بهگونهای خاص بیننده را «زخم میزند» یا تحت تأثیر قرار میدهد.
اتاق روشن تا حدی تحت تأثیر اندوه بارت پس از مرگ مادرش نوشته شده است. یکی از عکسهای محوری کتاب تصویری از دوران کودکی مادر اوست، هرچند خود آن عکس در کتاب بازتولید نشده است.
سالهای پایانی و آثار پس از مرگ
در ۱۹۷۷ مادر بارت، آنریت، که بارت رابطهای بسیار نزدیک با او داشت، درگذشت. این فقدان تأثیر عمیقی بر او گذاشت و نوشتههای شخصی متعددی دربارهٔ سوگ او بر جای ماند که بعدها با عنوان خاطرات سوگواری منتشر شدند.
پس از مرگ بارت مجموعههایی از یادداشتها، دفترهای روزانه و جستارهای منتشرنشدهٔ او انتشار یافتند. رویدادها در ۱۹۸۷ منتشر شد و بخشهایی از دفترهای شخصی و نوشتههای او دربارهٔ زندگی در فرانسه و مراکش را دربرداشت.
در ۲۰۰۹ نیز یادداشتهای سفر او به چین و دفتر سوگواریاش منتشر شدند. یادداشتهای چین حاصل سفر سههفتهای او در ۱۹۷۴ همراه اعضای مجلهٔ تل کل بود.
مرگ
در ۲۵ فوریهٔ ۱۹۸۰، بارت هنگام بازگشت به خانه در یکی از خیابانهای پاریس با یک ون لباسشویی تصادف کرد. او در این حادثه از ناحیهٔ قفسهٔ سینه آسیب دید و در بیمارستان بستری شد. یک ماه بعد، در ۲۶ مارس ۱۹۸۰، بر اثر عوارض ریوی ناشی از جراحات تصادف درگذشت.
تأثیر
نوشتههای بارت بر حوزههایی چون نشانهشناسی، نظریه ادبی، روایتشناسی، مطالعات فرهنگی، نقد عکاسی و پساساختارگرایی تأثیر گذاشتند. اندیشههای او همچنین بر متفکرانی چون میشل فوکو، ژولیا کریستوا و ژرار ژنت اثر گذاشتند.
یکی از ویژگیهای کار بارت تغییر دائمی دیدگاههای نظری او بود. به همین دلیل، برخلاف بسیاری از فیلسوفان و نظریهپردازان، نمیتوان آثارش را به نظامی واحد و ثابت فروکاست. مسیر فکری او از ساختارگرایی آغاز شد، اما بهتدریج به سمت تکثر معنا، نقش فعال خواننده و نقد نظامهای بستهٔ دلالت حرکت کرد.
کتابشناسی فارسی
لذت متن، ترجمهٔ پیام یزدانجو، تهران: مرکز
رولان بارت، ترجمهٔ پیام یزدانجو، تهران: مرکز
سخن عاشق، ترجمهٔ پیام یزدانجو، تهران: مرکز
درجه صفر نوشتار، ترجمهٔ شیریندخت دقیقیان، تهران: هرمس
پروست و من، ترجمهٔ احمد اخوت
امپراتوری نشانهها، ترجمهٔ ناصر فکوهی، تهران: نی
اتاق روشن، اندیشههایی دربارهٔ عکاسی، ترجمهٔ فرشید آذرنگ
نقد و حقیقت، ترجمهٔ شیریندخت دقیقیان، تهران: مرکز
اسطوره، امروز، ترجمهٔ شیریندخت دقیقیان، نشر مرکز
درآمدی بر تحلیل ساختاری روایتها، ترجمهٔ محمد راغب، تهران: رخداد نو
خاطرات سوگواری، ترجمهٔ محمدحسین واقف، تهران: حرفه هنرمند
مبانی نشانهشناسی، رولان بارت، فرزانه دوستی و دیگران، تهران: علمی و فرهنگی
درس، رولان بارت، حسام نقرهچی، تهران: نیلوفر
درآمدی بر روایتشناسی، به همراه تزوتان تودوروف و جرالد پریتس، هوشنگ رهنما، تهران: هرمس
اس زد، رولان بارت، سپیده شکری پوری، تهران: افراز
نشانهشناسی ادبی، رولان بارت، ناصر فکوهی، تهران: فرهنگ جاوید
پیام عکس، رولان بارت، راز گلستانی فرد، تهران: مرکز
نقدها و نوشتهها دربارهٔ تئاتر، رولان بارت، مازیار مهیمنی، تهران: قطره
بارت و سینما، مازیار اسلامی، تهران: گام نو
دومینیچی، یا پیروزی ادبیات در کتاب مطالعات فرهنگی، رولان بارت و دیگران، ترجمهٔ شهریار وقفی پور، تهران: تلخون
نشانهشناسی و شهر در کتاب بازاندیشی معماری، رولان بارت و دیگران، ترجمهٔ سپیده برزگر، تهران: فکرنو
آثار اصلی
درجه صفر نوشتار، ۱۹۵۳
میشله، ۱۹۵۴
اسطورهشناسیها، ۱۹۵۷
دربارهٔ راسین، ۱۹۶۳
عناصر نشانهشناسی، ۱۹۶۴
مرگ مؤلف، ۱۹۶۷
امپراتوری نشانهها، ۱۹۷۰
اس/زد، ۱۹۷۰
ساد، فوریه، لویولا، ۱۹۷۱
لذت متن، ۱۹۷۳
رولان بارت به روایت رولان بارت، ۱۹۷۵
سخن عاشق: قطعهها، ۱۹۷۷
اتاق روشن، ۱۹۸۰