زندگی
مهاجر در سال ۱۳۰۱ در تهران به دنیا آمد و پس از تحصیلات متوسطه در وزارت دارایی استخدام شد. او به تحصیلاتش ادامه داد و در سال ۱۳۲۵ از دانشکدهٔ حقوق دانشآموخته شد. از سربازی معاف شد و مدتی در کلاسهای شبانهروزی بزرگسالان تدریس میکرد. بعد، به مدت دو سال در آبادان و تهران به رانندگی مشغول بود. در سال ۱۳۳۵ در انتشارات فرانکلین مشغول به کار شد. در این مدت مورد اعتماد همایون صنعتی مدیر فرانکلین قرار گرفت و با سفارش او، برای اجرای طرح مبارزه با بیسوادی، فرماندار قزوین شد. وقتی صنعتی از فرانکلین جدا شد، مدیریت این مؤسسه را به مهاجر سپرد. صنعتی در این باره میگوید:
بعد از بیرون آمدن من هم فرانکلین یواش یواش از حرکت ایستاد و پولهایش ته کشید. شروع کردند به قرض کردن و فروختن داراییهای فرانکلین. هرچه فرانکلین داشت فروختند؛ مثلاً شرکت سهامی جیبی را فروختند. مهاجر هم مقدار زیادی از پولها را برداشت و رفت در بورلی هیلز لس آنجلس ملکی خرید و در همانجا مرد. داستانش مفصل است.
به روایت عبدالرحیم جعفری، ابتدا احمد آرام مهاجر را به جعفری معرفی کرد و سپس جعفری او را نزد صنعتیزاده فرستاد. جعفری در این باره میگوید:
و اما… مدتها بعد شنیدیم که علی اصغر مهاجر پس از استعفای صنعتیزاده از فرانکلین و واگذاری مؤسسه به او، با آن همه اعتماد و رفاقتی که بین آنها بوده و کمکهایی که صنعتیزاده به او کرده، با دادن گزارشهایی خلافِ واقع [دروغ] به مرکزِ مؤسسه فرانکلین باعث گرفتاری برای همایون شدهاست!
عبدالحسین آذرنگ دربارهٔ مهاجر چنین میگوید:
هیچ یک از اعضای فرهنگی فرانکلین تهران که به فعالیت فرهنگی معتقد بودند و وفادار ماندند، پس از تعطیل شدن فرانکلین نه با او تماسی داشتند، نه به نیکی از او یاد کردند.
