زندگی
وی سال ۱۳۰۳ در شهر کرمانشاه زاده شد و نویسنده نخستین رمان واقعی به زبان فارسی (شوهر آهو خانم) است. پدر علی محمد افغانی، حسینقلی و مادرش صغری اصفهانی بودند، پدر علی محمد در بحبوحه انقلاب مشروطه از اصفهان به کرمانشاه رفت و در آنجا ماندگار شد. افغانی در رابطه با خانوادهاش میگوید: «پدرم در اصفهان با کسی که سرباز ارتش سالارالدوله بود، اختلاف پیدا کرد. او گزارش داد که پدرم به سمت او تیراندازی کرده، میخواستند پدرم را بگیرند. پدربزرگم به پدرم گفت که مدتی از اصفهان برو سمت کربلا، پدرم به همراه پسر عمویش راهی عتبات شدند و بعد برگشتند کرمانشاه. پسر عموی پدرم در آنجا ازدواج کرد و ماندگار شدند. بعد هم پدرم با مادرم که او هم اصفهانی بود ازدواج کرد و دیگر ماندند در کرمانشاه. در واقع «بافتههای رنج من» حکایت همینها هست». اما من خود را کاملاً کرمانشاهی میدانم، چو پیشرفت خود را مدیون و مرهون بزرگانی چون لاهوتی، مظلومی، رشید یاسمی و… میدانم.
شوهر آهو خانم
ورود ناگهانی علیمحمد افغانی در ابتدای دهه ۱۳۴۰ به صحنه ادبیات داستانی ایران، با رمان هزار برگی شوهر آهو خانم، یک حادثه بود. تا آن هنگام در این صحنه نامی از او نبود، گرچه زندانیان سیاسی پس از حوادث ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ یا آنها که اخبار کوتاه محاکمات نظامی پس از آن را دنبال کرده بودند، شاید هنوز نام او را بهخاطر داشتند. هر صفحه رمانی که نوشته بود، برگی بود از زندگی واقعی مردم کوچه و بازار، به معنای توده مردم و این یک رویداد مهم ادبی بود.
چاپ رمانی با هزار برگ، در روزگاری که مردم ایران حوصله داستانهای پاورقی مجلهها را نیز نداشتند، برای انتشاراتیها یک قمار بود. افغانی به این دلیل، با سرمایه خود کتاب را در دو هزار نسخه منتشر کرد. جسارتی که ناشران را حیرتزده کرد. اما برای کسانی که با افغانی در زندان بودند و دادگاه نظامی او را دیده بودند چندان تعجبآور نبود. در هر حال این رمان بسیار مورد استقبال مردم ایران قرار گرفت، به همین دلیل خیلی زود توزیع آن را قبول کردند و به این ترتیب کتاب به چاپهای بعدی رسید.
همان زمان نجف دریابندری که علیمحمد افغانی را پیش و پس از زندان میشناخت، در مطبوعات وقت نوشت: این داستان به زندگی مردم عادی اجتماع ما پرداخته و تراژدی عمیقی پدیدآورده و صحنه هائی را خلق کرده که انسان را به یاد آثار انوره دو بالزاک و لئو تولستوی میاندازد.
سیروس پرهام نیز در مجله راهنمای کتاب، که یکی از ارزندهترین مجلات دوران بود، نوشت: بی هیچ گمان بزرگترین رمان زبان فارسی خلق شده و تواناترین داستاننویس ایرانی، درست همان زمان که انتظارش میرفت، پا به میدان نهادهاست.
محمدعلی اسلامی ندوشن نیز در مجله یغما نوشت: انتشار شوهر آهو خانم نشان داد که به رغم سمومی که در هوا پراکندهاست، هنوز ایران میتواند درست در لحظهای که انتظار میرود، شگفتیهایی از آستین بیرون آورد.
استقبال شگفتانگیز از رمان «شوهر آهو خانم» چنان بود که سرانجام به فیلمنامه تبدیل شد. پیش از انقلاب «شوهر آهو خانم» بارها تجدید چاپ شد، پس از انقلاب نیز بارها در تیراژهای بالای ۱۰ هزار نسخهای منتشر شد.
«شوهر آهو خانم» داستان ناتمام تبدیل زن ایرانی به ماشین تولید بچه، ارضاکنندهٔ تمایلات جنسی مرد و مسئول پختن و روفتن خانه است. افغانی این کتاب را در زندان نوشتهاست. وی در جایی گفتهاست که مأموران زندان جلوی نوشتن او را میگرفتهاند و یادداشتهای او را بازرسی میکردهاند، به همین دلیل در هنگام نوشتن یک دیکشنری انگلیسی جلوی خود باز میکرده تا وانمود کند در حال ترجمهٔ یک کتاب انگلیسی میباشد و کتاب، کتاب خودِ او نیست.
افغانی، پس از شوهر آهو خانم، رمان ۸۰۰ صفحهای «شادکامان دره قره سو» را نوشت.
«بافتههای رنج» دیگر نوشتهی علیمحمد افغانی اولین رُمان ادبیای بود که با تصویب گروه فرهنگ و ادب و هنر شبکه اول تلویزیون مقر شد با اقتباس از از آن، ساخت یک سریال داستانی بلند آغاز شود. این امر با تلاش مجید بهشتی تهیهکننده و کارگردان گروه فرهنگ و ادب شبکه اول میسر شد و در نهایت ساخت سریال به سرانجام رسید و این کتاب بسیار جذاب و پرمحتوا با سختی زیاد در طول دو سال به تصویر در آمد. اما بعد از روی کار آمدن علی لاریجانی به عنوان رئیس جدید صدا و سیما و ورود گروههای قشری با جناحبندی سیاسی خاص به این سازمان، کارشکنی با کارهای فرهنگی و هنریای که در جهت اهداف آن گروه تازهوارد نبود، شروع شد. از جمله سریال «بافتههای رنج» که آماده پخش شده بود را توقیف کردند.
این سریال که در ۴۲ قسمت چهل و پنج دقیقهای فیلمبرداری، تدوین و تولید شده بود، توسط مدیر وقت شبکه اول سیما؛ محمدرضا جعفری جلوه، توقیف و راهی آرشیو تلویزیون گشت. البته پس از مدتی ظهرها در ساعتی کمبیننده، در برنامه خانواده، سریال با سانسور زیاد و در ۴۲ قسمت بیست دقیقهای روی آنتن تلویزیون رفت. سانسوری بیسابقه(بیش از هزار دقیقه) که عملا موضوع و داستان سریال را، همزمان بی سر و ته نمود.
فعالیت سیاسی
علی محمد افغانی افسر سازمان نظامی حزب توده ایران بود. وی در دادگاه به اعدام محکوم شد و سپس همراه با عدهای دیگر از افسران تودهای محکوم به اعدام، با یک درجه تخفیف به حبسابد محکوم گشت. اسدالله علم (وزیر دربار شاه) مینویسد که «اعلیحضرت در روزهای آغاز محاکمه افسران تودهای چند بار گفت که باید دستکم ۱۵۰ نفر از آن تیرباران شوند تا دیگر هیچ ارتشی از این غلطها نکند، اما فشار جهانی زیاد بود و به همین دلیل اعدامها نتوانست ادامه پیدا کند.»
علیمحمد افغانی بدین صورت از اعدام جسته بود و پس از چند سال که شاه موقعیت خویش را تحکیم شده یافت و کار همه سیاسیون و احزاب را تمام شده دانست، گروههایی از حبسابدیها نیز مشمول عفو شده و از زندان بیرون آمدند که علیمحمد افغانی از آن جمله بود.
نکته جالب اینجاست که از جمع این محکومان به اعدام که از مرگ جسته و به حبس ابد محکوم شده بودند، شماری (۶ تن به اضافه صفر قهرمانیان) تا انقلاب بهمن ۵۷ در زندان مانده و با انقلاب مردم و سقوط شاه آزاد شدند.
رمان
شوهر آهو خانم، تهران: چاپ اتحاد، ۱۳۴۰؛ تهران: امیرکبیر، ۱۳۴۵.
شادکامان درۀ قرهسو، تهران: امیرکبیر، ۱۳۴۵.
سیندخت، تهران: امیرکبیر، ۱۳۶۰.
بافتههای رنج، تهران: امیرکبیر، ۱۳۶۱.
دکتر بکتاش، تهران: نگاه، ۱۳۶۴.
شلغم میوهٔ بهشته، تهران: نگاه، ۱۳۶۴.
محکوم به اعدام، تهران: نگاه، ۱۳۷۰.
بوتهزار، تهران: نگاه، ۱۳۷۲.
خداحافظ دخترم، تهران: جاویدان، ۱۳۷۷.
دختردایی پروین، تهران: جاویدان، ۱۳۷۷.
سنگی بر روی بافه، تهران: نگاه، ۱۳۹۷.
همسفرها، تهران: نگاه، ۱۳۶۷.
خاطرات
بی یاد تو هرگز، تهران: ۱۴۰۳.
منتشرنشده
حاجاللهباشی: نمایشنامه منظوم، و فصل خوب سال: داستان، تهران: مؤسسۀ انتشارات نگاه، ۱۳۷۷.
دنیای پدران و دنیای فرزندان، تهران: دنیای دانش، ۱۳۸۸.
صوفی صحنه، دزد کنگاور، تهران: دنیای دانش، ۱۳۸۸.
پیمان، بییاد تو هرگز (خاطرات)، تهران : نگاه، ۱۳۸۸.