کودکی
در ۸ فوریه ۱۸۷۸ (میلادی) در وین و در خانوادهای یهودی متولد شد.
نام عبری مارتین بوبر مُردِخای (מָרְדֳּכַי، Mordechai) بود. او در خانوادهای یهودی ارتدوکس در وین زاده شد. بوبر از نوادگان مستقیم خاخام سدهٔ شانزدهم، مِئیر کاتسِنِلِنبوگِن (Meir Katzenellenbogen)، معروف به مَهارام (מהר״ם)، بود؛ این نام سرواژهٔ عبری عبارت «مُورِنو، هَراو، مِئیر» بهمعنای «استاد ما، خاخام مئیر»، از پادوا است. کارل مارکس نیز از دیگر خویشاوندان سرشناس او بود.
پس از جدایی والدینش، هنگامی که سه سال داشت، پدربزرگش در لمبرگ، که اکنون لویو در اوکراین است، سرپرستی او را بر عهده گرفت. پدربزرگ او، سُلُومون بوبر (Solomon Buber)، پژوهشگر میدراش و ادبیات خاخامی بود. در خانه به ییدیش و آلمانی سخن میگفت. بوبر در ۱۸۹۲ به خانهٔ پدرش در لمبرگ بازگشت.
پدر بوبر، کارل (کالمان یِکوتیئل) بوبر (Carl (Kalman Yekutiel) Buber)، کشاورز، زمیندار و بازرگانی موفق بود که در تجارت غلات، نفت و معادن فسفات فعالیت داشت. او به علم و نظریهٔ فرگشت چارلز داروین علاقهمند بود و املاک، اصطبلهای اسب و یک ایستگاه راهآهن خصوصی داشت. پدرش به یهودیت لیبرال گرایش داشت. مادر بوبر، الیزه بوبر، زادهٔ وورهافت (Elise Buber, née Wurhaft)، بازیگری روس از اودسا بود.
پس از جدایی والدینش، مادرش بیآنکه با او وداع کند، همراه افسری در روسیه خانوادهٔ تازهای تشکیل داد. پدربزرگ و مادربزرگش نیز علت این جدایی را برای او توضیح ندادند و این فقدان در سراسر زندگی ذهنش را مشغول کرد. بوبر فقط یک بار دیگر مادرش را دید و تازه در ۱۹۱۳، از طریق نامهای از خواهر ناتنیاش، از جزئیات زندگی او آگاه شد.
بوبر در محیطی چندزبانه پرورش یافت. از ۱۸۸۸ تا ۱۸۹۶ در کایزِر-فرانتس-یوزِف-گیمنازیوم (Kaiser-Franz-Joseph-Gymnasium) در لمبرگ تحصیل کرد؛ مدرسهای کاتولیک که زبان آموزشی آن در آن زمان لهستانی بود. او پیش از ورود به این مدرسه آموزش خصوصی دیده بود. با پدربزرگش به ییدیش سخن میگفت. مادربزرگش، آدِله بوبر (Adele Buber)، آلمانی را با مطالعهٔ خودآموز ادبیات آلمانیزبان فراگرفته بود، اما معمولاً آن را، همچون ییدیش، با حروف عبری مینوشت. ازاینرو زبان مادری بوبر ییدیش بود و تنها در سالهای دانشگاه در میان آلمانیزبانان بومی قرار گرفت.
چندزبانگی از ویژگیهای سراسر زندگی او بود. بوبر در جوانی عبری و فرانسوی میدانست، بعدها زبانهای دیگری آموخت و گفته شده است که بر چهارده زبان تسلط داشت. او به آلمانی، عبری، انگلیسی، فرانسوی، ایتالیایی و لهستانی مینوشت و یونانی و لاتین نیز میدانست. خود او رابطهٔ ویژهٔ مادربزرگش با زبانها را از عوامل تأثیرگذار عمیق بر شخصیتش میدانست.
جوانی
با وجود انتساب خاندان او به دودمان داوود از طریق خاندان کاتسِنِلِنبوگِن، بحرانی دینی در نوجوانی سبب شد از رعایت رسوم و احکام دینی یهود دست بردارد. او مطالعهٔ آثار ایمانوئل کانت، سورن کییرکگور و فریدریش نیچه را آغاز کرد؛ دو نفر اخیر بهویژه او را به ادامهٔ تحصیل در فلسفه ترغیب کردند.
در ۱۸۹۶، در هجدهسالگی، برای تحصیلات دانشگاهی به وین بازگشت و در آنجا فلسفه، تاریخ هنر، مطالعات آلمانی و فقهاللغه خواند. او همچنین در دانشگاههای لایپزیگ، زوریخ و برلین تحصیل کرد. در ۱۸۹۸ به جنبش صهیونیستی پیوست، در کنگرههای آن شرکت کرد و مسئولیتهای سازمانی بر عهده گرفت. همان سال برای نخستین بار با بنیامین زِئِف هرتسل دیدار کرد. با گذشت زمان از صهیونیسم سیاسی هرتسل فاصله گرفت و صهیونیسم معنوی احد هعام را ترجیح داد.
بوبر در ۱۸۹۹، هنگام تحصیل در زوریخ، با همسر آیندهاش، پائولا وینکلِر (Paula Winkler)، آشنا شد؛ نویسندهای کاتولیک، صهیونیست و برخاسته از خانوادهای روستایی در بایرن که اهل مونیخ بود. وینکلر در ۱۹۰۱ از کلیسای کاتولیک خارج شد و در ۱۹۰۷ به یهودیت گروید.
در ۱۹۰۲ به سردبیری هفتهنامهٔ رسمی صهیونیستی «جهان» (Die Welt) رسید و از بنیانگذاران انتشارات «انتشارات یهودی» (Jüdischer Verlag) بود. یک سال بعد رسالهٔ دکتری خود را دربارهٔ یاکوب بوهمه و نیکولائوس کوزانوس با عنوان مساهمتی در تاریخ مسئلهی فردگرایی (Beiträge zur Geschichte des Individuationsproblems) منتشر کرد. در ۱۹۰۴ از بیشتر فعالیتهای سازمانی صهیونیستی کناره گرفت و عمدهٔ وقت خود را به مطالعه و نوشتن اختصاص داد.
از ۱۹۰۳ به پژوهش جدی دربارهٔ حسیدیسم پرداخت. در ۱۹۰۶ روایتی آلمانی و بازپرداخته از سیپوری مَعَسیوت میشانیم کَدمونیوت (סיפורי מעשיות משנים קדמוניות)، داستانهای ربی نحمان برسلاو، منتشر کرد و دو سال بعد «افسانه بعل شم» (Die Legende des Baalschem)، مجموعهای دربارهٔ بعل شم توف، بنیانگذار جنبش حسیدی، را انتشار داد. بوبر علاقهٔ عمیق خود به حسیدیسم را با برداشتش از جوهر یهودیت پیوند میداد و سخنرانیهای بسیاری دربارهٔ این موضوع ایراد کرد.
از ۱۹۰۷ تا ۱۹۱۶، بوبر در خانهای در بِرلین-تسِلِندورف زندگی میکرد. در ۱۹۰۸ همراه با گوستاو لانداور و اِریش موهزام در بنیانگذاری «اتحادیهٔ سوسیالیستی» (Sozialistischer Bund) مشارکت کرد و به عضویت آن درآمد. در ۱۹۱۳، جوانانی از این سازمان در چارچوب علیای دوم به سرزمین اسرائیل مهاجرت کردند تا آرمان خود را در کمونها و چارچوبهای اجتماعی تحقق بخشند.
بوبر از ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۴ به پژوهش دربارهٔ اسطورهها و ویرایش نوشتههای عرفانی پرداخت. در آغاز جنگ جهانی اول، همانند شماری از روشنفکران یهودی آلمان، از جنگ پشتیبانی کرد و آن را «مأموریتی تاریخی و جهانی» برای آلمان میدانست که میتوانست به متمدنکردن خاور نزدیک بینجامد. به باور برخی پژوهشگران، بوبر در دوران اقامتش در وین، هنگام جنگ و پس از آن، از نوشتههای جیکوب ال. مورنو، بهویژه کاربرد اصطلاح «دیدار»، تأثیر پذیرفت.
بوبر در ۱۹۱۶ از برلین به هِپِنهایم (Heppenheim) در هسن نقل مکان کرد. در جریان جنگ جهانی اول به تأسیس «کمیتهٔ ملی یهودی» (הוועד הלאומי היהודי) کمک کرد؛ نهادی که برای یاریرسانی به یهودیان اروپای شرقی فعالیت میکرد.
همان سال، بوبر همراه با سلمان شوکِن ماهنامهٔ آلمانی-یهودی «یهودیان» (Der Jude) را بنیان گذاشت و تا ۱۹۲۴ سردبیر آن بود. او در آغاز از شوکن حقالزحمهٔ ماهانهٔ اندکی دریافت میکرد، اما بعدها بدون مزد کار کرد و هزینههای زندگی خود را از کمکهای پدرش و درآمد املاکی تأمین میکرد که پدربزرگ و مادربزرگش برای او به ارث گذاشته بودند.
کار در دِر یودِه طی سالهای بعد بخش بزرگی از وقت بوبر را گرفت و سبب شد آثار فلسفی و حسیدیاش به حاشیه رانده شوند؛ وضعیتی که فشار فزایندهای بر او وارد میکرد. او در نامهای به تاریخ ۲۰ مه ۱۹۲۲ به لودویگ اشتراوس نوشت که قصد دارد هرچه زودتر از «انتشارات یهودیان» و «نشریهی یهودی» رها شود تا سالهای آینده را به «کار اصلی» خود اختصاص دهد.
بوبر در سه سال پایانی سردبیری دِر یودِه به فرانتس رزنتسوایگ نزدیک شد. یک سال پس از پایان مسئولیتش در مجله، آن دو در مدرسهای که روزنتسوایگ بنیان نهاده بود، یعنی «خانهٔ آزاد آموزش یهودی» (Das Freie Lehrhaus)، با یکدیگر همکاری کردند.
بوبر در ۱۹۲۳ جستار مشهور خود دربارهٔ اگزیستانسیالیسم، من و تو (Ich und Du؛ که بعدها با عنوان آی اَند ذاو، I and Thou، به انگلیسی ترجمه شد)، را منتشر کرد. هرچند در سالهای بعد این اثر را ویرایش کرد، از ایجاد تغییرات اساسی در آن خودداری ورزید.
او در ۱۹۲۴ دورهای دربارهٔ دائو ده جینگ (Tao Te Ching) در مونته وریتا برگزار کرد. بوبر از ۱۹۲۴ تا ۱۹۳۳ ابتدا مدرس و سرانجام استاد افتخاری آموزههای دینی و اخلاق یهودی در دانشگاه گوته فرانکفورت بود.
در ۱۹۲۵، همراه با فرانتس رزنتسوایگ، ترجمهٔ کتاب مقدس عبری به زبان آلمانی را با عنوان «نبشتهها» (Die Schrift) آغاز کرد. بوبر خود این ترجمه را «آلمانیسازی» (Verdeutschung) مینامید، زیرا در آن همیشه از زبان ادبی متعارف آلمانی استفاده نمیشد؛ بلکه مترجمان میکوشیدند برای حفظ چندمعنایی متن اصلی عبری، عبارتهای پویا و غالباً تازهساختهای بیابند. بوبر از ۱۹۲۶ تا ۱۹۳۰ یکی از ویراستاران فصلنامهٔ «آفریده» (Die Kreatur) بود.
بوبر در ۱۹۳۰ به مقام استاد افتخاری دانشگاه فرانکفورت رسید. پس از به قدرت رسیدن آدولف هیتلر در ۱۹۳۳، در اعتراض و برای پیشگیری از سلب مقامش از استادی کنارهگیری کرد. در ۴ اکتبر ۱۹۳۳، مقامهای نازی تدریس و سخنرانی دانشگاهی او را ممنوع کردند.
پس از آن، بوبر در بنیانگذاری و راهاندازی «مرکز آموزش بزرگسالان یهودی» (Mittelstelle für jüdische Erwachsenenbildung) وابسته به نمایندگی یهودیان آلمان مشارکت کرد. این نهاد آموزشی یهودی از ۱۹۳۴ تا ۱۹۳۸ فعالیت داشت و با ممنوعشدن حضور یهودیان در نظام آموزش عمومی آلمان اهمیت فزایندهای یافت. هدف اصلی آن فراهمکردن امکان تقویت هویت یهودی برای یهودیان آلمان بود، بهویژه هنگامی که جهان یهودیِ آشنای آنان در پیرامونشان فرو میریخت. شعار این مرکز، که بوبر ساخته بود، «مسلحشدن برای هستی» بود. حکومت نازی بهطور فزایندهای در فعالیت این نهاد مانع ایجاد میکرد.
در ۲۱ فوریهٔ ۱۹۳۵، گشتاپو بوبر را «تا اطلاع ثانوی» از هرگونه فعالیت بهعنوان سخنران در گردهماییهای عمومی و نشستهای غیرعلنی سازمانهای یهودی منع کرد. در همان سال، او از «اتاق ادبیات رایش» (Reichsschrifttumskammer) اخراج شد.
در جریان پوگرومهای نوامبر، خانهٔ بوبر در هپنهایم در ۹ نوامبر ۱۹۳۸ ویران شد. او از ۱۹۱۶ تا ۱۹۳۸ همراه همسرش و سپس نوههایش، باربارا و یودیت، دختران رافائل بوبر و مارگارت بوبر-نویمان، در آن خانه زندگی کرده بود. باربارا، که بعدها با نام خانوادگی گلدشمیت شناخته شد، نقاش شد و یودیت به جامعهشناسی و پژوهش دربارهٔ زنان پرداخت. ساختمان پس از مدتی استفاده بهعنوان ادارهٔ ثبت وسایل نقلیه، در سالهای ۱۹۷۵ و ۱۹۷۶ در فهرست بناهای حفاظتشده قرار گرفت و در سالهای ۱۹۷۸ و ۱۹۷۹ بازسازی و مرمت شد. از آوریل ۱۹۷۹، این خانه مقر شورای بینالمللی مسیحیان و یهودیان بوده است.
پائولا بوبر در سالهای ۱۹۳۸ تا ۱۹۴۰ تصویر ادبیِ زمانهٔ خود را با عنوان «طوفان پشه: یک سال زندگی در یک شهر کوچک» (Muckensturm. Ein Jahr im Leben einer kleinen Stadt) نوشت. این اثر، که «طوفان پشه» در آن به هپنهایم اشاره داشت، در ۱۹۵۳ با نام مستعار او منتشر شد.
بوبر سرانجام در ۱۹۳۸ از آلمان نازی گریخت و در اورشلیم، که در آن هنگام در قیمومت بریتانیا بر فلسطین قرار داشت، سکونت گزید؛ هرچند خود همواره این رویداد را «مهاجرت» مینامید. او ابتدا از ۱۹۳۸ تا ۱۹۴۲ در محلهٔ طالبیه، در خانهای اجارهای متعلق به خانوادهٔ ادوارد سعید، زندگی کرد و سپس به خانهای اجارهای از خاندان دجانی در محلهٔ ابو تور رفت.
بوبر از ۱۹۳۸ تا ۱۹۵۱ در دانشگاه عبری اورشلیم به تدریس انسانشناسی، مبانی جامعهشناسی و فلسفهٔ جامعهشناسی پرداخت. درسگفتارهایی که در نخستین نیمسال خود ارائه کرد، در کتاب «مسئلهٔ انسان» (Das Problem des Menschen) منتشر شدند. او در این درسگفتارها بررسی کرد که چگونه پرسش «انسان چیست؟» به پرسش محوری انسانشناسی فلسفی تبدیل شده است.
او در بحث دربارهٔ مسائل یهودیان در فلسطین و مسئلهٔ عرب مشارکت داشت و در این کار از پژوهشهای کتابمقدسی، فلسفی و حسیدی خود بهره میگرفت.
او به عضویت گروه ایحود (איחוד) درآمد که هدفش تشکیل کشوری دوملیتی برای عربها و یهودیان در فلسطین بود. بوبر چنین کنفدراسیونی دوملیتی را تحقق مناسبتر صهیونیسم میدانست تا دولتی صرفاً یهودی. او در ۱۹۴۹ اثر خود «به سوی آرمانشهر» (Paths in Utopia) را منتشر کرد؛ اثری که در آن دیدگاههای اجتماعگرایانهٔ سوسیالیستی و نظریهٔ «اجتماع گفتوگویی» مبتنی بر «روابط گفتوگویی» میانفردی را بهتفصیل شرح داد.
پس از جنگ جهانی دوم، بوبر سفرهای سخنرانی خود را در اروپا و ایالات متحده آغاز کرد. در ۱۹۵۲، او با یونگ دربارهٔ وجود خدا مناقشه کرد.
فلسفه
بوبر بهسبب نظریهٔ خود دربارهٔ وجود گفتوگویی، چنانکه آن را در کتاب من و تو شرح داده است، شهرت دارد. بااینحال، آثار او طیف گستردهای از موضوعات، از جمله آگاهی دینی، مدرنیته، مفهوم شر، اخلاق، آموزش و هرمنوتیک کتاب مقدس را در بر میگرفت.
بوبر عنوان «فیلسوف» یا «الهیدان» را دربارهٔ خود نمیپذیرفت و مدعی بود که به اندیشهها علاقه ندارد، بلکه فقط به تجربهٔ شخصی توجه دارد و نمیتواند دربارهٔ خدا سخن بگوید، بلکه تنها میتواند دربارهٔ روابط با خدا سخن بگوید.
از دیدگاه سیاسی، فلسفهٔ اجتماعی بوبر در برخی جنبههای سیاست پیشانگارانه با آنارشیسم همراستا بود؛ هرچند بوبر در طول زندگی خود صریحاً این وابستگی را انکار میکرد و وجود دولت را تحت شرایطی محدود موجه میدانست.
گفتوگو و بودن
بوبر در من و تو نظریهٔ خود دربارهٔ وجود انسان را مطرح کرد. او با الهام از اثر لودویگ فویرباخ، جوهر مسیحیت (Das Wesen des Christentums)، و اثر سورن کییرکگور، سینْگِل وان (Single One)، بر این پیشفرض کار کرد که وجود، دیدار است.
او این فلسفه را با استفاده از جفتواژههای آلمانی ایْش–دو (Ich–Du؛ «من–تو») و ایْش–اِس (Ich–Es؛ «من–آن») توضیح داد تا شیوههای آگاهی، کنش متقابل و بودنی را دستهبندی کند که فرد از طریق آنها با دیگر افراد، اشیای بیجان و تمامیت واقعیت ارتباط برقرار میکند. از دیدگاه فلسفی، این جفتواژهها اندیشههای پیچیدهای را دربارهٔ شیوههای بودن بیان میکنند، بهویژه دربارهٔ چگونگی وجودداشتن انسان و تحققبخشیدن او به آن وجود. چنانکه بوبر در من و تو استدلال میکند، انسان در همهٔ لحظات در یکی از این دو شیوه با جهان ارتباط دارد.
مضمون کلیای که بوبر برای توصیف این دو شیوهٔ بودن به کار میبرد، تقابل گفتوگو در رابطهٔ من–تو و تکگویی در رابطهٔ من–آن است. مفهوم ارتباط، بهویژه ارتباط زبانمحور، هم برای توصیف استعاری گفتوگو و تکگویی و هم برای بیان ماهیت میانفردی وجود انسان به کار میرود.
ریشههای «فلسفهٔ گفتوگویی» بوبر از یک سو در فلسفهٔ آلمانیِ رمانتیک و از سوی دیگر در تأثیر بیواسطهای قرار داشت که اندیشهٔ حسیدی در خانهٔ پدربزرگش، سُلُومون بوبر، ویراستار متون میدراشی، بر او گذاشته بود. بخش اصلی اندیشهٔ او در کتاب ایش اوند دو (Ich und Du) منتشر شد که نخستین بار در ۱۹۲۳ به آلمانی انتشار یافت. تسوی ویسلاوسکی برای ترجمهٔ عبری کتاب ناچار شد مجموعهای از نوواژههای عبری برای مفاهیم بوبر بسازد. خواندن این ترجمه آسان نبود. در ۲۰۱۳ ترجمهٔ عبری تازهای از کتاب به قلم اَهَرون فْلِشمان منتشر شد که برای خوانندگان عبری امروزی روانتر بود و ضمیمههایی برای کمک به فهم اثر، نوشتهٔ یعقوب راز، اهرون فلشمان و ادمیئل کوسمان، به آن افزوده شد.
من–تو
ایْش–دو (Ich–Du؛ «من–تو» یا «من–شما»؛ «تو» در معنایی بسیار شخصی و همراه با پیوند نزدیک) رابطهای است که بر وجود متقابل و یکپارچهٔ دو موجود تأکید میکند. واژهٔ آلمانی Du بهمعنای «تو» است، اما عموماً برای شخصی به کار میرود که پیوند نزدیکی با گوینده دارد، مانند یکی از بستگان نزدیک. این رابطه دیداری عینی است، زیرا دو موجود بدون هیچگونه توصیف، تعیین یا شیءانگاریِ یکدیگر، در وجود اصیل خود با هم روبهرو میشوند. حتی تخیل و اندیشهها نیز در این رابطه نقشی ندارند. در دیدار من–تو، بینهایت و کلیت به فعلیت درمیآیند و صرفاً مفهوم باقی نمیمانند.
بوبر تأکید میکرد که رابطهٔ ایْش–دو هیچ ترکیب یا ساختاری ندارد و هیچ محتوایی، مانند اطلاعات، را منتقل نمیکند. با آنکه نمیتوان وقوع ایْش–دو را همچون یک رویداد اثبات یا اندازهگیری کرد، بوبر بر واقعی و ادراکپذیر بودن آن تأکید داشت. او برای نشاندادن روابط من–تو در زندگی روزمره مثالهای گوناگونی میآورد: دو دلداده، مشاهدهگری و یک گربه، نویسندهای و یک درخت، و دو غریبه در قطار. واژههای رایج انگلیسی برای توصیف رابطهٔ ایْش–دو عبارتاند از «رویارویی»، «دیدار»، «گفتوگو»، «تقابل» و «مبادله».
اندیشهٔ بوبر بر این فرض استوار است که «انسان در تو به من بدل میشود». به بیان دیگر، آدمی تنها هنگامی دارای «من»ی واقعی است که بتواند با تمام وجود خود بگوید «تو». گفتن «تو» بهمعنای بیرونآمدن کامل از «من» خویش و پذیرفتن «تو» در هستی و صداقت اوست؛ بهویژه از آن حیث که «تو» چیزی با کیفیتی به من میگوید که نمیتوان آن را کمّی کرد یا برای شخص دیگری توضیح داد.
منظور از «تو» فقط انسان نیست. بوبر برای نشاندادن این اندیشه، «گفتوگویی» را شرح میدهد که با یک درخت داشته است. او شیوههای گوناگونی را نشان میدهد که انسان میتواند با آنها به درخت بنگرد و سرانجام به ماهیت پیوندی اشاره میکند که میتوان آن را رابطهٔ «من–تو» یا «نسبت» نامید:
به درختی مینگرم.
میتوانم آن را چون منظرهای ببینم: ستونی سخت و آکنده از نور...
میتوانم مکیدن ریشهها، نفسکشیدن برگها و تماس و دادوستد بیوقفه با خاک و هوا را احساس کنم...
میتوانم آن را به نوع و جنسش نسبت دهم و همچون نمونهای کلی بنگرم؛ ساختار و شیوههای زندگیاش را ببینم.
اما ممکن است نیز، از اراده و فیض با هم، چنین رخ دهد که هنگام نگریستن به درخت در نسبتی با آن قرار گیرم و آن دیگر «آن» نباشد. نیروی یگانگی مرا فراگرفته است و هیچ ضرورتی ندارد که از هیچیک از شیوههای نگرش خود چشم بپوشم... درخت نه تأثیری در میان تأثیرهاست، نه بازیچهٔ نیروی خیال من و نه وابسته به دگرگونیهای حال من؛ بلکه واقعاً در برابر من ایستاده است. او برای من است، چنانکه من برای اویم، اما به شیوهای دیگر.
— مارتین بوبر، بِسود سیاخ (בסוד שיח)، صص. ۶–۷
در این قطعه، درخت در نسبتی بیواسطه با انسان قرار میگیرد و چیزی دربارهٔ زندگی او در گوشش زمزمه میکند؛ همانگونه که انسانی که در گفتوگویی حقیقی قرار دارد نیز چیزی به درخت میگوید. منظور نه نگاهی شاعرانه است و نه، در صورتی که طرف گفتوگو انسان باشد، همدلی عاطفی؛ بلکه «گفتوگویی» فراتر از احساسات و عقل است.
هنگامی که انسانی در لحظهای از آمادگی و گشودگیِ زندگی شخصیام با من روبهرو میشود، انسانی که چیزی در او را نمیتوان همچون یک شیء دریافت، «چیزی به من میگوید». این سخن به هیچوجه بدان معنا نیست که او ماهیت خویش، آنچه را در روانش میگذرد یا چیزهایی از این دست برایم بازگو میکند؛ بلکه چیزی به من میگوید، چیزی در گوشم زمزمه میکند و چیزی را به من میشنواند که به ژرفترین لایههای زندگی خودم راه مییابد.
— همان، ص. ۱۱۶
در اینجا پیام مشخصی وجود ندارد که شخصی به شخص دیگر بگوید؛ چیزی فراتر از توان واژهها برای توصیف در میان است، اما این پیام عینی است و انسان میتواند در لحظهای از «آمادگی و فیض» آن را دریافت و منتقل کند.
یکی از روابط اصلی ایْش–دو که بوبر شناسایی کرد، رابطهای است که میتواند میان انسان و خدا وجود داشته باشد. بوبر استدلال میکرد که این تنها شیوهٔ ممکن برای تعامل با خداست و هر رابطهٔ ایْش–دو با هر چیز یا هر کس، بهنحوی با رابطهٔ جاودان با خدا پیوند دارد.
برای ایجاد چنین رابطهٔ من–تویی با خدا، انسان باید پذیرای امکان این رابطه باشد، اما نباید فعالانه در پی آن برآید. دنبالکردن چنین رابطهای ویژگیهای مرتبط با «آنبودگی» را پدید میآورد و ازاینرو مانع رابطهٔ من–تو میشود و آن را به من–آن محدود میکند. بوبر میگوید هنگامی که پذیرای رابطهٔ من–تو باشیم، خدا سرانجام در پاسخ به استقبال ما به سوی ما میآید. همچنین، از آنجا که خدایی که بوبر توصیف میکند کاملاً عاری از صفات است، رابطهٔ من–تو تا هنگامی دوام مییابد که فرد آن را اراده کند. بازگشت نهایی فرد به شیوهٔ رابطهٔ من–آن، مانعی در برابر رابطه و اجتماع عمیقتر ایجاد میکند.
اوج «گفتوگو»، از نظر بوبر، توانایی ملاقات با «توی جاودان» از طریق هر نسبت حقیقی با «تو» است. بخش سوم من و تو با این جمله آغاز میشود: «خطوط امتدادیافتهٔ نسبتها در منِ جاودان به هم میرسند.» بدین معنا، انسانی که عادت دارد با دیگری در رابطهٔ من–تو دیدار کند، درمییابد که در واقع «توی جاودان»—خدا—از طریق هر «توی» عینیای که با آن نسبت برقرار کرده است با او سخن میگوید. زندگی سرشار از «نشانههایی» از توی جاودان است که بیوقفه با انسان سخن میگوید؛ انسان فقط باید گوش فرا دهد. نوآوری بوبر در این بود که آدمی تنها از طریق انسانهای دیگر میتواند به خدا برسد؛ موضعی که او در آن با اندیشمند دانمارکی سورن کییرکگور مناقشه میکرد. دربارهٔ غیردینی یا دینیبودن اندیشهٔ بوبر در پژوهشها اختلافنظر گستردهای وجود دارد.
من–آن
رابطهٔ ایْش–اِس (Ich–Es؛ «من–آن») تقریباً نقطهٔ مقابل ایْش–دو است. درحالیکه در ایْش–دو دو موجود با یکدیگر روبهرو میشوند، در رابطهٔ ایْش–اِس موجودات واقعاً با هم دیدار نمیکنند. در عوض، «من» با تصور یا مفهومپردازیای از موجودی که در برابرش حضور دارد روبهرو میشود، آن را توصیف میکند و همچون یک شیء با آن رفتار میکند. همهٔ چنین اشیایی صرفاً بازنماییهایی ذهنی به شمار میروند که ذهن فرد آنها را ایجاد و حفظ میکند. این دیدگاه تا اندازهای بر نظریهٔ کانت دربارهٔ پدیدار استوار است، زیرا این اشیا در ذهن فاعل شناسایی قرار دارند و فقط همچون اندیشهها موجودند. بنابراین، رابطهٔ ایْش–اِس در واقع رابطهای با خود است؛ نه گفتوگو، بلکه تکگویی.
در رابطهٔ ایْش–اِس، فرد با چیزها، انسانها و دیگر موجودات همچون اشیایی رفتار میکند که باید از آنها استفاده یا آنها را تجربه کرد. این شکل از عینیتگرایی اساساً جهان را بر حسب «خود» میسنجد؛ یعنی بر پایهٔ اینکه یک شیء چگونه میتواند منافع فرد را تأمین کند.
بوبر استدلال میکرد که زندگی انسان از نوسان میان ایْش–دو و ایْش–اِس تشکیل شده است و تجربههای ایْش–دو در واقع اندک و پراکندهاند. او در تشخیص بیماریهای گوناگونی که به مدرنیته نسبت داده میشوند، مانند انزوا و انسانیتزدایی، معتقد بود که گسترش نگرشی صرفاً تحلیلی و مادی به وجود، در بنیاد خود به معنای دفاع از روابط ایْش–اِس—even میان انسانها—است. بوبر استدلال میکرد که این الگو نهتنها موجودات، بلکه معنای تمام هستی را بیارزش میکند.
= من–آن و بیگانگی در جامعهٔ مدرن =
«من–آن» نوعی رابطه است که در آن شخص از همان آغاز با رویکردی فایدهگرایانه و با قصد استفاده از دیگری برای نیازهای شخصی خود به او روی میآورد. این رابطه لزوماً شرورانه یا دستکاریگرانه نیست، برخلاف آنچه بسیاری بهاشتباه میپندارند. بوبر میگوید حتی شاعری که با احساساتگرایی با موضوع شعر خود برخورد میکند، ممکن است در رابطهٔ من–آن با آن قرار داشته باشد، زیرا «نسبت» یا رویکرد گفتوگوییِ من–تو را با آن برقرار نکرده است.
مشکلی که بوبر بر آن انگشت میگذاشت این بود که در فرهنگ مدرن، روابط من–آن به تنها نوع رابطهٔ موجود تبدیل میشوند. فرهنگ تعادل خود را از دست داده و روابط من–تو هرچه نادرتر شدهاند. بوبر معتقد بود هنگامی که تنها روابط موجود میان انسانها روابط من–آن باشند و هیچکس فراتر از سود شخصیای که برای من دارد مورد توجه قرار نگیرد، احساسی از بیگانگی پدید میآید که بسیاری از مردم جهان مدرن آن را تجربه میکنند.
مارتین لوتر کینگ از این توضیح بوبر برای تأکید بر مخالفت خود با جداسازی نژادی استفاده کرد و استدلال کرد که جداسازی، بیگانگی شدیدی میان سرکوبگران و سرکوبشدگان در جامعه ایجاد میکند.
باورهای معنوی بوبر
بخش عمدهٔ این بخش فاقد منابع یا پانویس است و ظاهراً منابع موجود نیز کافی نیستند. لطفاً برای بهبود اعتبار این بخش، برای مطالب منبع بیاورید و آنها را بهشکل پانویس در متن بخش بگنجانید.
بوبر با مسیحیت پروتستانی مخالفت کرد و استدلال نمود که عصر مدرن از قرون وسطی از این حیث متفاوت است که انسانها دیگر به وحیِ شخصی و مستقیم خدا بر انسان باور ندارند. بهنظر او، انسانهای مدرن همچنان در انتظار تجلی الهیاند، اما از پیش فرض میکنند که این تجلی در روابط اجتماعی میان انسانها رخ میدهد، نه در رابطهای شخصی میان انسان و خدا. بوبر با مسئلهٔ وحی از این راه مواجه شد که از یک سو آن را نفی نکرد—زیرا معتقد بود هنوز امیدی به آن وجود دارد—اما از سوی دیگر معنای لفظی آن را نپذیرفت. او بر این باور بود که امر الهی در روابط میان انسانها، در «همبودگی»، در دیداری وجودی با محیط و در دیدار «من–تو» آشکار میشود.
بوبر وحیِ واقعهٔ کوه سینا را نیز به همین شیوه توضیح میداد. درحالیکه یهودا هلوی معتقد بود وحی عملاً و آشکارا رخ داده است، بوبر بر آن بود که اصطلاح «تورات از آسمان» بیانگر تجربهای است که طی آن بنیاسرائیل در یک دیدار جمعی، حضور الهی را در سطحی دیگر تجربه کردند و آن حضور به محتواهایی معین، یعنی تورات، ترجمه شد. بهگفتهٔ او، چنین وحیای امروزه نیز دقیقاً بر پایهٔ همان الگو امکانپذیر است؛ وحی وابسته به زمان و مکان نیست، بلکه هنگامی رخ میدهد که از رابطهٔ «من–آن» فراتر رویم و به رابطهٔ «من–تو» وارد شویم.
یکی از اصول بنیادین بوبر این بود که هرگاه روابط میان انسانها با کلام الهی سازگار نباشد، آن کلام تحقق نمییابد. او معتقد بود امید به آیندهای بهتر نه در این است که انسانها در باورها یا دیدگاههایشان—چه در عصر مسیحایی و چه در سکولاریسمِ مارکسیستی—با یکدیگر متحد شوند، بلکه در آن است که در نوع رابطهشان با یکدیگر به وحدت برسند. او یقین داشت که ساکنان جهان باید زندگی خود را بر این اصل، یعنی «من–تو»، استوار کنند و دیدار میانفردی، بهمنزلهٔ مرکز هستی انسانی، امید به جهانی بهتر را در خود نهفته دارد.
نگرش او به هلاخا و احکام
دربارهٔ بوبر معمولاً گفته میشود که «همهٔ عبادتگاههای جهان را میشناخت، جز کنیسهٔ محلهٔ خودش در طالبیه»؛ آخرین خانهٔ بوبر در محلهٔ طالبیهٔ اورشلیم قرار داشت. بوبر با زندگی مبتنی بر سنت یهودی و هلاخا مخالفت میکرد. مخالفت او بر این برداشت استوار بود که هر آیین—از جمله نهاد ازدواج—رابطهای از نوع «من–آن» با موضوع است. کسی که میخواهد زندگیِ مبتنی بر گفتوگویی حقیقی داشته باشد، نباید زندگی خود را بر آیینهای ثابت بنا کند؛ آیینهایی که موضوع را از نظر کسی که به آن روی میآورد پنهان میکنند. از این حیث، چیزی از روح آنارشیستی در بوبر وجود داشت.
از سوی دیگر، پروژهٔ سراسر زندگی بوبر رساندن پیام یهودیت—یا آنچه خود یهودیت اصیل میدانست، یعنی نبوت در سنت اسرائیل و حسیدیسم—به جوانان یهودیای بود که بار یهودیت را از دوش خود افکنده بودند، و حتی رساندن آن به تمامی بشریت. بوبر میکوشید مفاهیم یهودیت را برای هر انسانی، صرفنظر از آنکه چه کسی باشد، تفسیر کند و به دل او نزدیک سازد؛ بیآنکه باورهای جزمیِ یهودیت، مانند «تورات از آسمان»، هلاخا و برگزیدگی اسرائیل، را بپذیرد.
بوبر در نامهای به دوست نزدیکش، فرانتس رزنتسوایگ، میگوید سکوت درونیای که توفیق تجربهاش را مییابد، او را به رعایت شبات سوق میدهد. این گفتهای نوعاً بوبری است که رعایت شبات را نه همچون فرمانی دگرآیین، بلکه بهمثابه بیانی ژرف از ندای دل میبیند.
بوبر میگفت راه خود را با جستوجوی تجربهٔ وجدآمیز آغاز کرده است—و بهگفتهٔ خودش واقعاً چنین تجربهای داشته—و سپس به تلاش برای ساختن رابطهای دیگرگونه با جهان و محیط میانفردی انسان روی آورده است. بهگفتهٔ او، انسان باید در برابر هر لحظهٔ زندگی خود مسئول باشد؛ باید «اینجا و اکنون» حضور داشته باشد و در تجربهای عرفانی که از محیطش جداست فرو نرود. هر لحظه میتواند لحظهٔ دیدار باشد و مسئولیت انسان نیز متوجه هر لحظه است.
بوبر برای هندوئیسم و بودیسم احترام قائل بود، اما معتقد بود کسانی که «روشنیدگی» را تجربه میکنند و میپندارند این تجربه همان وحدت با خداست، سخت در اشتباهاند. از نظر او، «تجربهٔ» دینی رویدادی در جهان است که به میزان گشودگی انسانها برای برقراری روابط «من–تو» میان خودشان بستگی دارد. بهگفتهٔ او، هنگامی که انسان موفق میشود از جریان بیرونیِ محیط پیرامون خود جدا شود، یگانگی روانش را تجربه کند و به هستهٔ روان برسد و با آن پیوند یابد، هنوز این برای یکیشدن با وحدت کلی جهان کافی نیست. نقطهٔ عزیمت بوبر دیدار است. این لحظهٔ تصمیم است: انسان میتواند به وحدت شخصی با خویشتن بسنده کند و تصور کند به اوج رسیده است؛ اما ممکن است نیز برای دیدار با جهان بیرون رود و همان تجربه را در رابطه با دیگران گسترش دهد و ژرفتر کند.
شناخت خدا از نظر بوبر
بوبر استدلال میکرد که نمیتوان مفهوم خدا را از راه معرفت یا گنوسیس فهمید. بهگفتهٔ او، «نمیتوان دربارهٔ خدا سخن گفت، اما میتوان با او سخن گفت». در واقع، خدا بهمثابه یک مفهوم بههیچوجه قابل فهم نیست. بااینحال، او معتقد بود هنگامی که انسان میکوشد با خدا ارتباط برقرار کند، کوششهایش سرانجام او را به این نتیجه میرساند که چیزی بیرون از او وجود دارد که اندکاندک بر وی آشکار میشود.
بوبر برای توضیح مقصود خود از تمثیلی استفاده میکرد: اگر دربارهٔ شاعری که شعرهایش را میخوانی هیچچیز ندانی، تنها یک نشانه برای دانستن چیزی دربارهٔ او و شناختنش در اختیار داری—همین شعرهای او. به همین ترتیب، برای شناخت خدا باید لحظههای پیدرپیِ دیدار با محیط پیرامون را به یکدیگر پیوند داد؛ پیوند همهٔ آن «شعرها» سرانجام به شناخت سرچشمهٔ آنها، یعنی خدا، میانجامد. خدا نه بهمثابه مفهومی قابل فهم، بلکه در نتیجهٔ دیدار با او شناخته میشود.
بوبر اگزیستانسیالیست بود. او بر تجربهٔ مستقیم و لحظهای با سرچشمه تأکید داشت. بیش از هر چیز، آن دیدار میانفردیِ آرمانی برایش اهمیت داشت که بهگفتهٔ او در هر نسل میتوان آن را تحقق بخشید.
بوبر و آنارشیسم
بوبر از طریق دوست نزدیکش، گوستاو لانداور، آنارشیست آلمانی-یهودی، با محافل آنارشیستی ارتباط یافت؛ او نوشتههای لانداور را پس از مرگش ویرایش و منتشر کرد. در بنیاد برداشت آنارشیستی بوبر، مجموعهای از اجتماعها قرار دارد که زمینهٔ وجود آزادانهٔ اجتماعهای اشتراکی را فراهم میکنند و خود نیز با اجتماعهای دیگری در ارتباطاند. از نظر او، این راه ایجاد جامعهای کامل و سامانیافته است.
بوبر و داستانهای حسیدی
مهمترین کوشش مارتین بوبر در زمینهٔ حسیدیسم، گردآوری داستانهای حسیدی بود. بوبر صدها متن را بررسی کرد و از میان آنها حکایتهایی استخراج نمود. او معتقد بود مطالعهٔ داستانهای حسیدی جهانی را آشکار میکند که در آن روابط فراوان «من–تو» برقرار است؛ بسیار فراتر از آنچه میتوان در زندگی خود دید.
رویکرد به طرح داستانهای حسیدی بوبر: نقد در برابر همدلی
گرشام شوئلم، بنیانگذار پژوهش کابالا، و شاگردان برجستهاش معتقد بودند که بوبر جهان حسیدی را به سود فلسفهٔ گفتوگویی خود تحریف کرده است. به باور شوئلم، «شادی امر انضمامی» بوبر او را از دیدن این نکته بازداشته بود که حسیدیسم گفتوگوگرایی نیست، بلکه عرفان است. شوئلم و شاگردانش جهان حسیدی را کاملاً وارونه میدانستند: جهانی که میکوشد به شیوهای عرفانی راهی برای گسستن از جهان مادی بیابد، نه اینکه از طریق برقراری روابط بیواسطه با آن پیوند برقرار کند. «برکشیدن اخگرها»ی حسیدی در نسبت قرارگرفتن با امر انضمامی نیست، بلکه تهیکردن امر انضمامی از نیروی حیات آن برای اتحاد عرفانی با خداست؛ خدایی که بهطور مطلق بیرون از جهان قرار دارد.
امروزه بسیاری از پژوهشگران، از جمله موشه ایدل، یوآف الشتاین و رون مارگولین، با نقد شوئلم و شاگردانش بر بوبر موافق نیستند و معتقدند که شوئلم و بهویژه شاگردش ریوکا شاتس متون حسیدی را تحریف کردهاند. مارگولین، برای نمونه، استدلال میکند که بسیاری از متون حسیدی مشخصاً از روشنساختن این جهان سخن میگویند. بهگفتهٔ مارگولین و همکارانش، مقصود بوبر بازگرداندن ما به حسیدیسم نبود، بلکه میخواست ارزشهایی را از آن برگزیند که در فرهنگ مدرن غربی غایباند؛ ارزشهایی که جایگزینی برای آنها وجود ندارد.
= نمونهای از یکی از داستانهای حسیدی که بوبر گرد آورد: اور هَگانوز (אור הגנוז) =
ربی اِلعازار گفت: نوری که قدوسِ متبارک در روز نخست آفرید، نوری بود که انسان با آن از یک سر جهان تا سر دیگرش را میدید.
هنگامی که قدوسِ متبارک به نسل طوفان و نسل پراکندگی نگریست و دید که کردارشان تباه است، برخاست و آن نور را از آنان پنهان کرد. برای چه کسانی آن را پنهان کرد؟ برای پارسایانِ آینده.
حسیدیان پرسیدند: آن را کجا پنهان کرد؟
پاسخ دادند: در تورات.
پرسیدند: پس آیا پارسایان هنگامی که تورات میآموزند، چیزی از نور نهان را نخواهند یافت؟
پاسخ دادند: خواهند یافت و خواهند یافت.
پرسیدند: پس پارسایان هنگامی که چیزی از نور نهان را در تورات بیابند، چه خواهند کرد؟
پاسخ دادند: آن را در شیوهٔ زندگی خود آشکار خواهند کرد.
— مارتین بوبر، اور هَگانوز: سیپوریم حَسیدیم (אור הגנוז: סיפורים חסידיים)
ترجمهشده به فارسی
دیدار ناگهان: زندگینامهٔ خودنوشت، سید حسین مرکبی (ترجمه)، نشر هرمس، ۱۴۰۳.
من و تو، نشرهای جیحون و فرزان روز.
کسوف خداوند، نشر فرزان روز.
در باب یهودیت، علی فلاحیان وادقانی (ترجمه) نشر دانشگاه ادیان و مذاهب.
اندیشه
ویراستاری مجموعهٔ کتابهای «جامعه» (Die Gesellschaft)، ۱۹۰۶–۱۹۱۲، در ۴۰ جلد.
«دروازهٔ پنجاهم» (Die fünfzigste Pforte)، ۱۹۰۷.
«اعترافات وجدآمیز» (Ekstatische Konfessionen)، ۱۹۰۹.
«گفتارها و تمثیلهای ژوانگزی» (Reden und Gleichnisse des Tschuang Tse)، ۱۹۱۰؛ نخستین ترجمهٔ آلمانی، همراه با پسگفتاری مهم.
«سه سخنرانی دربارهٔ یهودیت» (Drei Reden über das Judentum)، ۱۹۱۱؛ [[۲۴] نسخهٔ دیجیتال].
«دانیل: گفتوگوهایی دربارهٔ تحقق» (Daniel. Gespräche von der Verwirklichung)، ۱۹۱۳؛ [[۲۵] نسخهٔ دیجیتال].
«از روح یهودیت: سخنرانیها و دیباچهها» (Vom Geist des Judentums. Reden und Geleitworte؛ )، ۱۹۱۶؛ [[۲۶] نسخهٔ دیجیتال].
اَنی وِآتّا (אני ואתה)؛ ترجمه از آلمانی: اَهَرون فْلِشمان؛ دیباچه: شولامیت آلونی؛ پیوستها: یعقوب راز، اَهَرون فْلِشمان و ادمیئل کوسمان؛ اورشلیم: مُوساد بِیالیک (מוסד ביאליק)، ۲۰۱۳. برای پیوند راهنمای تعاملیِ مترجم، پایینتر را ببینید.
اَنی–آتّا (אני–אתה)، در: بِسود سیاخ (בסוד שיח)، اورشلیم: مُوساد بِیالیک (מוסד ביאליק)، ۱۹۸۰، صص. ۳–۱۰۳.
بِسود سیاخ: عَل هاآدام وِعَمیداتو نُخَح هَهَوایا (בסוד שיח: על האדם ועמידתו נוכח ההוויה)؛ ترجمهٔ تسوی ویسلاوسکی، مُوساد بِیالیک (מוסד ביאליק)، ۱۹۶۴.
بِعَیَت هاآدام: عیونیم بِتولْدوتِها (בעיית האדם: עיונים בתולדותיה)، تلآویو: مَخْبِروت لِسِفْروت (מחברות לספרות)، ۱۹۴۳.
هَروآخ وِهَمِتْسیئوت: تیشْعا شِعاریم لِبِرور هَیَحَس شِبِینِهِم (הרוח והמציאות: תשעה שערים לבירור היחס שביניהם)، مَخْبِروت لِسِفْروت (מחברות לספרות)، ۱۹۴۲.
عُولِلوت (עוללות)، اورشلیم: مُوساد بِیالیک (מוסד ביאליק)، ۱۹۶۶.
پْنِی آدام: بِحینوت بِئَنْتْروپولوگیا فیلوسوفیت (פני אדם: בחינות באנתרופולוגיה פילוסופית)، اورشلیم: مُوساد بِیالیک (מוסד ביאליק)، ۱۹۸۹.
تیکْوا لَشاعا زو: سوگیوت مِعینْیِنِی هَروآخ وِهَمِتْسیئوت (תקוה לשעה זו: סוגיות מענייני הרוח והמציאות)، تلآویو: عَم عُووِد (עם עובד)، آرون سْفاریم یِهودی (ארון ספרים יהודי)، ۱۹۹۲.
شْتِی دَرْخِی اِمونا (שתי דרכי אמונה)؛ ترجمهٔ حَییم مَحْلِف، با پسگفتاری از داوید فلوسر، رِسْلینگ (רסלינג)، ۲۰۱۱.
پْگیشوت (פגישות)، با پسگفتاری از دکتر یِمیما حَدَد؛ ویراستار: رِئوون میران، نَهَر سْفاریم (נהר ספרים)، ۲۰۲۱.
حسیدیسم
«داستانهای ربی نحمان» (Die Geschichten des Rabbi Nachman)، ۱۹۰۶؛ [[۲۷] نسخهٔ دیجیتال]. به انگلیسی ترجمه شده است.
«افسانهٔ بعلشم» (Die Legende des Baalschem)، ۱۹۰۸؛ [[۲۸] نسخهٔ دیجیتال]. به انگلیسی ترجمه شده است.
اور هَگانوز: سیپورِی حَسیدیم (אור הגנוז: סיפורי חסידים)، دْفوس کوئوپِراتیوی اَحْدوت (דפוס קואפרטיבי אחדות)، ۱۹۴۶؛ تصویرگری از یونی بِن شالوم؛ اورشلیم: شوکِن (שוקן)، ۲۰۰۵.
بِفَرْدِس هَحَسیدوت: عیونیم بِمَحْشَوْتاه وِهَوایاتاه (בפרדס החסידות: עיונים במחשבתה ובהויתה)، اورشلیم: مُوساد بِیالیک (מוסד ביאליק)، ۲۰۰۱.
گُوگ اومَگوگ: مِگیلَت هَیامیم (גוג ומגוג: מגילת הימים)، تلآویو: عَم عُووِد (עם עובד)، ۱۹۸۷؛ چاپ تازه از یِدیعوت سْفاریم (ידיעות ספרים)، ۲۰۰۷.
دَرْکو شِل آدام عَل پی هَحَسیدوت (דרכו של אדם על פי החסידות)، مُوساد بِیالیک (מוסד ביאליק)، ۱۹۸۱ — مجموعهای از گفتارهایی که بوبر در کول ییسْرائِل (קול ישראל) ارائه کرد و در آنها پیامهای خود را با زنجیرهای از داستانهای حسیدی و سخنان صدیقان درآمیخت.
هَمَگید هَگادول اووْنِی حوگو (המגיד הגדול ובני חוגו) — سومین کتاب بوبر جوان دربارهٔ حسیدیسم که به زبان آلمانی منتشر شد.
کتاب مقدس
دَرْکو شِل میقْرا: عیونیم بِدْفوسِیسیگْنون بَتَناخ (דרכו של מקרא: עיונים בדפוסי־סגנון בתנ״ך)، مُوساد بِیالیک (מוסד ביאליק)، ۱۹۷۸.
مَلْخوت شاماییم: عیونیم بِسِفْرِی شوفْتیم اوشْموئل (מלכות שמים: עיונים בספרי שופטים ושמואל)؛ ترجمهٔ یهوشع امیر، مُوساد بِیالیک (מוסד ביאליק)، ۲۰۰۰.
مُشِه (משה)، اورشلیم: شوکِن (שוקן)، ۱۹۹۹.
تورَت هَنِویئیم (תורת הנביאים)، اورشلیم: مُوساد بِیالیک (מוסד ביאליק)، ۱۹۷۵.
اندیشهٔ سیاسی
اِرِتْس لیشْنِی عَمّیم (ארץ לשני עמים)؛ ویراستاری، مقدمه و یادداشتها از پل مِندِس-فلور، اورشلیم: شوکِن (שוקן)، ۱۹۸۸.
بِین عَم لِئارتْسو، عیقارِی تولْدوتاو شِل رَعایون (בין עם לארצו, עיקרי תולדותיו של רעיון)، شوکِن (שוקן)، ۱۹۴۴.
نِتیووت بَئوتوپیا (נתיבות באוטופיה)، تلآویو: عَم عُووِد (עם עובד)، ۱۹۴۷.
تِعودا وِییعود (תעודה ויעוד)، هَسیفْریا هَتْسییونیت (הספרייה הציונית)، ۱۹۶۴؛ مجموعهای از مقالهها و سخنرانیهای بوبر که در دو جلد منتشر شد.
نامهها
مُردِخای مارتین بوبر، حیلّوفِی ایگِروت بِمِشِخ شیوْعیم شانا (מרדכי מארטין בובר, חילופי אגרות במשך שבעים שנה)؛ مقدمه از گْرِتِه شِدِر؛ اورشلیم: مُوساد بِیالیک (מוסד ביאליק). جلد یکم، ۱۸۹۷–۱۹۱۸؛ ترجمه از آلمانی و یادداشتها از یهوشع امیر و گابریئل شترن، ۱۹۸۲. جلد دوم، ۱۹۱۸–۱۹۳۸؛ ترجمه از آلمانی و یادداشتها از یهوشع امیر و میریام رون، ۱۹۹۰.
به زبان آلمانی
Die jüdische Bewegung. Gesammelte Aufsätze und Ansprachen 1900–1915، ۱۹۱۶ [[۲۹] نسخهٔ دیجیتال].
Ereignisse und Begegnungen، لایپزیگ، ۱۹۱۷.
Mein Weg zum Chassidismus. Erinnerungen von Martin Buber، ۱۹۱۸ [[۳۰] نسخهٔ دیجیتال در مجموعهٔ فْرایمانِ کتابخانهٔ دانشگاهیِ دانشگاه گوتهٔ فرانکفورت آم ماین].
Der heilige Weg. Ein Wort an die Juden und an die Völker، ۱۹۱۹ [[۳۱] نسخهٔ دیجیتال در مجموعهٔ فْرایمانِ کتابخانهٔ دانشگاهیِ دانشگاه گوتهٔ فرانکفورت آم ماین].
من و تو (Ich und Du)، ۱۹۲۳؛ رِکلام (Reclam)، ۱۹۹۵، شمارهٔ ۹۳۴۲.
نبشتهها (Die Schrift)؛ آلمانیسازیشده بهدست مارتین بوبر با همکاری فرانتس روزنتسوایگ، ۱۹۲۶–۱۹۳۸.
Die chassidischen Bücher، ۱۹۲۸.
Zwiesprache نخستین چاپ در ۱۹۲۹ و چاپ کتابی در ۱۹۳۲؛ از جمله در Das dialogische Prinzip.
Königtum Gottes، ۱۹۳۲.
Kampf um Israel. Reden und Schriften 1921–1932، ۱۹۳۳.
Die Frage an den Einzelnen، ۱۹۳۶؛ در Das dialogische Prinzip.
مارتین بوبر، یهودا اِل. مگنس و ارنست سیمون، ویراستاران: Towards Union in Palestine. Essays on Zionism and Jewish-Arab cooperation، IHUD (Union) Association، اورشلیم، ۱۹۴۷.
مسئلهی انسان (Das Problem des Menschen)، ۱۹۴۸.
یأجوج و مأجوج (Gog und Magog)، ۱۹۴۹.
Die Erzählungen der Chassidim، ۱۹۴۹؛ چاپ تازه همراه با نمایه و واژهنامه: مَنِسِه (Manesse)، زوریخ، ۲۰۱۴، ISBN 978-3-7175-2368-0.
Zwei Glaubensweisen، ۱۹۵۰.
Pfade in Utopia. Über Gemeinschaft und deren Verwirklichung، ۱۹۵۰؛ بهویژه بحثی دربارهٔ اندیشههای گوستاو لانداور.
Der utopische Sozialismus، ۱۹۵۲ و ۱۹۶۷؛ افزودهای بر جلد پْفادِه اِن اوتوپیا (Pfade in Utopia).
Das echte Gespräch und die Möglichkeit des Friedens. سخنرانی سپاس به مناسبت اعطای جایزهٔ صلحِ کتابفروشان آلمان، [[۳۲] Friedenspreis des Deutschen Buchhandels]، ۱۹۵۳.
«کسوف خدا: تأملاتی دربارهٔ رابطهٔ دین و فلسفه» Gottesfinsternis. Betrachtungen zur Beziehung zwischen Religion und Philosophie؛ ، ۱۹۵۳.
«عناصر میانانسانی» Elemente des Zwischenmenschlichen، در Das dialogische Prinzip، ۱۹۵۳.
«سخنرانیهایی دربارهٔ آموزش» Reden über Erziehung، اِل. اشنایدر (L. Schneider)، ۱۹۵۳؛ ناشر کنونی: Gütersloher Verlagshaus؛ چاپ دهم، هایدلبرگ، ۲۰۰۵، ISBN 3-579-02581-3.
«افسانه بعل شم» Die Legende des Baalschem، چاپ تازهٔ بازپرداخته، Manesse Verlag، زوریخ، ۱۹۵۵، ISBN 3-7175-1060-6.
«کتاب ستایشها» Das Buch der Preisungen؛ آلمانیسازیشده بهدست مارتین بوبر، Verlag Lambert Schneider، چاپ بازنگریشده، هایدلبرگ، ۱۹۵۸؛ چاپ دهمِ ویرایش تازه، گِرْلینگِن، ۱۹۹۲، ISBN 3-7953-0184-X.
«دیدار ناگهان: پارهسرگذشتنامههای خودنوشت»Begegnung. Autobiographische Fragmente، ۱۹۶۱.
«یهودیان، فلسطین و عربها» Juden, Palästina und Araber، Ner-Tamid-Verlag، ۱۹۶۱.
«مجموعهٔ آثار» Werkausgabe؛ در سه جلد، منتشرشده از سوی Lambert Schneider در هایدلبرگ و Kösel در مونیخ: «نوشتههای فلسفی» (Schriften zur Philosophie)، جلد ۱، ۱۹۶۲؛ «نوشتههای کتاب مقدس» (Schriften zur Bibel)، جلد ۲، ۱۹۶۴؛ «نوشتههای حسیدیسم» (Schriften zum Chassidismus)، جلد ۳، ۱۹۶۳.
«یهودی و یهودیت او» (Der Jude und sein Judentum)، جلد تکمیلی مجموعهٔ سهجلدی آثار، کلن: مِلْتْسِر (Melzer)، ۱۹۶۳.
«خوشهچینی» (Nachlese)، دومین جلد تکمیلی مجموعهٔ آثار، هایدلبرگ، ۱۹۶۵.
داس دیالوگیشِه پْرینْتْسیپ (Das dialogische Prinzip؛ «اصل گفتوگویی»)، هایدلبرگ، ۱۹۷۳.
آین لاند اوند تْسْوای فُلْکِر. تسور یودیش–عَرابیشِن فْراگِه (Ein Land und zwei Völker. Zur jüdisch-arabischen Frage)، یودیشِر فِرلَگ (Jüdischer Verlag)، فرانکفورت آم ماین، ۱۹۹۳، ISBN 3-633-54085-7۱۹۷۳.
Nachlese، هایدلبرگ: Lambert Schneider، ۱۹۶۵؛ ناشر کنونی: Gütersloher Verlagshaus، چاپ سوم، ژوئیهٔ ۲۰۰۲، ISBN 3-579-02576-7.
«مکاتبات هفت دهه» (Briefwechsel aus sieben Jahrzehnten؛ )، سه جلد؛ ویراستاری و مقدمه از گْرِتِه شِدِر، هایدلبرگ، ۱۹۷۲–۱۹۷۵.
Des Baal-Schem-Tow Unterweisung im Umgang mit Gott. Des Rabbi Israel Ben Elieser genannt Baal-Schem-Tow, das ist Meister vom guten Namen, Unterweisung aus den Bruchstücken؛ آموزههایی از قطعات پراکندهٔ ربی اسرائیل بن الیعزر، مشهور به بعلشمطوف، که مارتین بوبر آنها را گرد آورد؛ همراه با پسگفتار و توضیحات، به ویراستاری لوتار اشتیهم (Lothar Stiehm)، اشنایدر (Schneider)، هایدلبرگ، ۱۹۸۱، ISBN 3-7953-0185-8.
Die Kreatur؛ ویراستاران: مارتین بوبر، یوزف ویتیگ و ویکتور فون وایتْسْزِکِر؛ جلد ۱، ۱۹۲۶؛ جلد ۲، ۱۹۲۸؛ جلد ۳، ۱۹۳۰؛ Verlag Lambert Schneider، هایدلبرگ و برلین.
Elija. Ein Mysterienspiel، مارتین بوبر و الی ویزل، ISBN 978-3-7953-0931-2۱۹۷۳.
آنتال دوراتی اپرایی بر پایهٔ این اثر با عنوان Der Künder ساخت که عنوان انگلیسی The Chosen است؛ اپرایی در سه پرده، ۱۹۸۴، که در ۲۰۲۲ بهصورت اجرای صحنهای از سوی اُرْفِئو اِنْتِرْنَشِنِل میوزیک (ORFEO International Music) منتشر شد.
جوایز و عضویتها
۱۹۵۱: Hansischer Goethe-Preis
۱۹۵۳: Friedenspreis des Deutschen Buchhandels
۱۹۵۸: Goetheplakette der Stadt Frankfurt am Main
۱۹۵۸: جایزه اسرائیل
۱۹۶۰: Kultureller Ehrenpreis der Landeshauptstadt München
۱۹۶۱: عضویت در فرهنگستان هنر و علوم آمریکا
۱۹۶۲: دکترای افتخاری دانشکدهٔ پزشکی دانشگاه Westfälische Wilhelms-Universität Münster
۱۹۶۳: جایزه اراسموس
۱۹۶۴: دکترای افتخاری دانشگاه هایدلبرگ
بوبر در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ در مجموع ده بار نامزد جایزه نوبل ادبیات و هفت بار نامزد جایزه صلح نوبل شد. اعطای جایزهٔ نوبل ادبیات ۱۹۶۶ به شموئل یوسف عگنون و نلی زاکس با مارتین بوبر، که یک سال پیش از آن درگذشته بود، مرتبط دانسته شده است.
یادبودها
دومین مؤسسهٔ مطالعات یهودی آلمان، که در ۱۹۶۶ در دانشگاه کلن بنیان گذاشته شد، مارتین-بوبر-اینْسْتیتوت فور یودائیسْتیک (Martin-Buber-Institut für Judaistik) نام دارد.
از ۱۹۶۸ تاکنون، مدال بوبر–روزنتسوایگ (Buber-Rosenzweig-Medaille) هر سال از سوی Deutscher Koordinierungsrat der Gesellschaften für Christlich-Jüdische Zusammenarbeit به کسانی اعطا میشود که خدماتی ویژه به گفتوگوی مسیحی–یهودی کرده باشند.
در اسرائیل نیز بوبر در مکانهای بسیاری با خیابانهایی که به نام او نامگذاری شدهاند گرامی داشته شده است؛ از جمله در پتخ تیکوا، حیفا، ریشون لتسیون، کریات موتزکین، کریات بیالیک، کریات آتا، تلآویو، اشدود، اورشلیم، هرتزلیا و نتانیا. در ۱۹۶۴، کِرِن کایِمِت لِییسرائِل (קרן קיימת לישראל) در نزدیکی هَزورِع جنگلی به افتخار مارتین بوبر کاشت.
در ۱۹۷۰، خیابان بوبِرگاسِه (Bubergasse) در فلوریدسدورف، ناحیهٔ بیستویکم وین، به نام او نامگذاری شد. مدارس متعددی نیز با نام خود از بوبرِ آموزگار تجلیل میکنند و مارتین-بوبر-یوگِندْهِربِرگه (Martin-Buber-Jugendherberge) در اوبرلینگن، در کنار دریاچهٔ کنستانس، که در ۱۹۷۴ تأسیس شد، نام او را بر خود دارد.
به مناسبت صدمین سالروز تولد بوبر در ۱۹۷۸، پست ملی آلمان (Deutsche Bundespost) تمبر ویژهای به ارزش ۵۰ فنیگ، با طرح گِرد آرتْس، به افتخار او منتشر کرد.
در ۱۹۸۰، تصویر بوبر یکی از ده پرترهٔ مجموعهٔ Ten Portraits of Jews of the Twentieth Century بود که اندی وارهول، هنرمند آمریکایی هنر پاپ، آفرید.
جشنوارهٔ فرهنگی و علمی فرامرزی یوریاده (Euriade)، که در ۱۹۸۲ بنیان گذاشته شد، از ۲۰۰۲ هر سال مارتین-بوبر-پْلاکِتِه (Martin-Buber-Plakette) را در صومعهٔ رولدوک در کرکراده اعطا میکند. این جشنواره در منطقهٔ مرزی مشترک بلژیک، هلند و نوردراین-وستفالن برگزار میشود.
در ۱۸ آوریل ۱۹۹۹، خدمات تمبر اسرائیل، هَشِروت هَبولائی (השירות הבולאי)، دومین مجموعهٔ ششتمبرهٔ خود را با موضوع تْرومات هَیِهودیم لِتَربوت هَعولام بَعِت هَحَدَشا (תרומת היהודים לתרבות העולם בעת החדשה) منتشر کرد. یکی از تمبرهای این مجموعه، با طراحی ماریو سِرمونتا، به یاد مارتین بوبر اختصاص یافت و تصویر او بر آن نقش بست.
سال ۲۰۰۱، هَحِوْرا هَییسْرائِلیت لِمِدالیوت وِلِمَطْبِعوت (החברה הישראלית למדליות ולמטבעות؛ «شرکت اسرائیلی مدالها و سکهها») مدالی زرین به افتخار بوبر منتشر کرد.
در دانشگاه عبری اورشلیم صندوق موقوفهای با سرمایهٔ ۲۰ میلیون یورو با نام انجمن مارتین بوبر برای علوم انسانی و اجتماعی در دانشگاه عبری اورشلیم (The Martin Buber Society of Fellows in the Humanities and Social Sciences at the Hebrew University of Jerusalem) ایجاد شده است تا از پژوهشهای تکمیلی دانشآموختگان پشتیبانی کند.
۱۶ اکتبر ۲۰۱۸، در محل اقامت پیشین بوبر در ووپِلیوسپفاد ۱۲، برلین-تسلندورف، یک لوح یادبود برلین رونمایی شد.
فوریهٔ ۲۰۲۱، بنیاد بوبر-روزِنتْسْوایگ (Buber-Rosenzweig-Institut) در دانشگاه گوته فرانکفورت بنیان گذاشته شد تا به پژوهش دربارهٔ یهودیت مدرن و معاصر بپردازد.
انجمن مارتین بوبر
مارتین-بوبر-گِزِلْشافت (Martin-Buber-Gesellschaft)، که در ۲۰۰۰ تأسیس شد، میکوشد «شناخت و فهم مارتین بوبر را برانگیزد و ژرفتر سازد و پژوهش و بازنمایی آثار، شخصیت و زمانهٔ او را ترویج کند. خاستگاههای او نیز باید در روشنساختن حوزهٔ زندگی بوبر گنجانده شوند؛ در درجهٔ نخست تاریخ اندیشه و ایمان یهودی، بهویژه از سدهٔ هجدهم به بعد.»
این انجمن دارای بخشهای فلسفی، آموزشی و درمانی است. وُلفگانگ کرونه نخستین رئیس و اورزولا فْرُست نایبرئیس آن است. لوتار اشتیهم رئیس افتخاری انجمن بود.
انگلیسی
Oliver Bidlo: Martin Buber: Ein vergessener Klassiker der Kommunikationswissenschaft? Tectum, Marburg 2006, ISBN 978-3-8288-9086-2.
Jochanan Bloch, Haim Gordon (Hrsg.): Martin Buber. Bilanz seines Denkens. Reihe: Veröffentlichung der Ben-Gurion-Universität des Negev. Herder, Freiburg 1983, ISBN 3-451-19192-X.
Dominique Bourel: Martin Buber: Sentinelle de l’humanité. Albin Michel, 2015, ISBN 978-2-226-33218-9.
Dominique Bourel: Martin Buber. Was es heißt, ein Mensch zu sein. Biografie. Gütersloher Verlagshaus, Gütersloh (Original title: Sentinelle de l’humanité, translated by Horst Brühmann), ISBN 978-3-579-08537-1.
Martin Buber, Carl Rogers: Im Gespräch. Zuerst: Dialogue between M. B. and C. R. In Zeitschrift Psychologia. Band 3, No. 4, Kyoto 1960. Deutsch zuerst in Arbeitsgemeinschaft personenzentrierte Gesprächsführung, Hg.: Persönlichkeitsentwicklung durch Begegnung. Das personenzentrierte Konzept in Psychotherapie, Erziehung und Wissenschaft. Österreichischer Bundesverlag, Wien 1984, ISBN 3-7005-4499-5, S. 52–73.- Leicht gek., überarb., teilweise neu übers. und eingel. von Wolfgang M. Pfeiffer, wieder in: Personenzentrierte Psychologie und Psychotherapie. Jahrbuch 1992. GwG, Köln 1992, ISBN 3-926842-09-1, S. 184–201.
Bernhard Casper: Das dialogische Denken. Franz Rosenzweig, Ferdinand Ebner und Martin Buber. Zuerst 1967. Überarb. und erw. Neuaufl. Karl Alber, Freiburg 2002, ISBN 978-3-495-47933-9.
Erhard Doubrawa, Frank-M. Staemmler (Hrsg.): Heilende Beziehung – Dialogische Gestalttherapie. Peter Hammer, 2003, ISBN 3-87294-820-2.
Hans Duesberg: Person und Gemeinschaft. Philosophisch-systematische Untersuchungen des Sinnzusammenhangs von personaler Selbständigkeit und interpersonaler Beziehung an Texten von J. G. Fichte und Martin Buber. Bouvier, Bonn 1970 (Reihe: Münchener philosophische Forschungen, 1) ISBN 3-416-00633-X.
Martha Friedenthal-Haase, Ralf Koerrenz (Hrsg.): Martin Buber: Bildung, Menschenbild und hebräischer Humanismus. Schöningh, Paderborn 2005, ISBN 3-506-71790-1
Maurice Friedman: Begegnung auf dem schmalen Grat. Martin Buber, ein Leben. Agenda, Münster 1999, ISBN 3-89688-059-4.
Andreas Haupt: Der dritte Weg. Martin Bubers Spätwerk im Spannungsfeld von philosophischer Anthropologie und gläubigem Humanismus. Herbert Utz, München 2001, ISBN 3-8316-0068-6.
Hans Kohn: Martin Buber. Sein Werk und seine Zeit. 1930, Neuauflage 1961.
Werner Kraft: Gespräche mit Martin Buber. München: Kösel 1966.
Paul Mendes-Flohr: Martin Buber. A Life of Faith and Dissent. Yale University Press, New Haven 2019, ISBN 978-0-300-15304-0.
deutsch von Eva-Maria Thimme: Martin Buber. Ein Leben im Dialog. Suhrkamp Verlag, Jüdischer Verlag, Berlin 2022, ISBN 978-3-633-54314-4
Bernhard Ott: Wegbegleiter in Krisenzeiten. Impulse von Martin Buber. Neufeld Verlag, Cuxhaven 2020, ISBN 978-3-86256-165-0
Grete Schaeder: Martin Buber. Hebräischer Humanismus. Göttingen 1966.
Grete Schaeder (Hrsg.): Martin Buber. Briefwechsel aus sieben Jahrzehnten. Drei Bände, Heidelberg 1972–1975.
Gershom Scholem: Martin Bubers Auffassung des Judentums, in: Judaica 2, Suhrkamp Verlag 1987 (zuerst 1970), Seite 133–192, ISBN 3-518-01263-0.
Ernst Simon: Martin Buber und das deutsche Judentum. In: Deutsches Judentum. Aufstieg und Krise. Gestalten, Ideen, Werke. Vierzehn Monographien. Hg. Robert Weltsch. Veröffentlichung des Leo Baeck Instituts. Deutsche Verlagsanstalt, Stuttgart 1963, S. 27–84.
Peter Stöger: Martin Buber, der Pädagoge des Dialogs. Einblicke und Ausblicke unter besonderer Berücksichtigung von „Ich und Du“ und „Erzählungen der Chassidim“. Savaria University Press, Szombathely 1996, ISBN 963-8275-42-1.
Peter Stöger: Martin Buber. Eine Einführung in Leben und Werk. Tyrolia, Innsbruck 2003. ISBN 3-7867-8488-4.
Yigal Wagner: Martin Bubers Kampf um Israel. Sein zionistisches und politisches Denken. Verlag für Berlin-Brandenburg, 1999.
Gerhard Wehr: Martin Buber: Leben, Werk, Wirkung. Diogenes, Zürich 1991, ISBN 3-257-01908-4.
Hans-Joachim Werner: Martin Buber. Campus, Frankfurt 1994, ISBN 3-593-35057-2.
Siegbert Wolf: Martin Buber zur Einführung. Junius, Hamburg 1992, ISBN 3-88506-873-7.
Michael Zank: New perspectives on Martin Buber. Mohr Siebeck, Tübingen, ISBN 978-3-16-148998-3.
عبری
شِموئل هوگو بِرگمان، «هَفیلوسوفیا شِل بوبر» (הפילוסופיה של בובר)، در: هوگِی هَدور (הוגי הדור)، صص. ۱۷۹–۱۹۳، هوتسائَت میتْسْپِه (הוצאת מצפה)، ۱۹۳۵؛ [[۳۳] کتاب در فهرست ULI].
شِموئل هوگو بِرگمان، هَفیلوسوفیا هَدْیالوگیت میکیرکگور عَد بوبر (הפילוסופיה הדיאלוגית מקירקגור עד בובר)، مُوساد بِیالیک (מוסד ביאליק)، ۱۹۷۴؛ [[۳۴] کتاب در فهرست ULI].
عَکیوا ارنست سیمون، کَوِی هَتْحوم: لِئومیوت، تْسییونوت وِهَسیخسوخ هَیِهودی–عَراوی بِمیشْنَت مارتین بوبر اووِفِعیلوتو (קווי־התיחום: לאומיות, ציונות והסכסוך היהודי־ערבי במשנת מרטין בובר ובפעילותו)، هَمِرکاز لِلیمودیم عَراوییم (המרכז ללימודים ערביים)، ۱۹۷۳؛ [[۳۵] کتاب در فهرست ULI].
عَکیوا ارنست سیمون، یِعادیم، تْسُماتیم، نِتیویم: هَگوتو شِل مُردِخای م. بوبر (יעדים, צמתים, נתיבים: הגותו של מרדכי מ' בובר)، سیفْریات پوعَلیم (ספרית פועלים)، ۱۹۸۵؛ [[۳۶] کتاب در فهرست ULI].
آدیر کوهن، میشْناتو هَحینّوخیت شِل مارتین بوبر (משנתו החינוכית של מרטין בובר)، یَحْداو (יחדיו)، ۱۹۷۶؛ [[۳۷] کتاب در فهرست ULI].
تْسْوی کورتْسوایل، مارتین بوبر وِهَمَحْشاوَا هَحینّوخیت هَمودِرْنیت (מרטין בובר והמחשבה החינוכית המודרנית)، شوکِن (שוקן)، ۱۹۷۸؛ [[۳۸] کتاب در فهرست ULI].
آوراهام یَسور، پِراکیم بَهَگوتو هَحِوْراتیت شِل م. م. بوبر: یاخید، حَوورا وِسوتسیالیزم (פרקים בהגותו החברתית של מ. מ. בובר: יחיד, חבורה וסוציאליזם)، اَلِف (אל״ף)، ۱۹۸۱؛ [[۳۹] کتاب در فهرست ULI].
دان آوْنون، مارتین بوبر — هَدیالوگ هَنِسْتار (מרטין בובר – הדיאלוג הנסתר)؛ ترجمه از انگلیسی: دَفنا براون؛ عَم عُووِد (עם עובד)، ۲۰۱۲؛ [[۴۰] کتاب در فهرست ULI].
لیمور شِرِیر، مارتین بوبر، مَبات میکاروو: سیخوت عیم یِهودیت بوبر–آگاسی (מרטין בובר, מבט מקרוב: שיחות עם יהודית בובר-אגסי)، هوتسائَت کَرمِل (הוצאת כרמל)، ۲۰۱۱؛ [[۴۱] کتاب در فهرست ULI].
رون مارگولین، میکْداش آدام: هَهَفْناما هَداتیت وِعیتسوو حَیِی هَدات هَپْنیمییم بِرِشیت هَحَسیدوت (מקדש אדם: ההפנמה הדתית ועיצוב חיי הדת הפנימיים בראשית החסידות)، مَگْنِس (מאגנס)، ۲۰۰۵؛ [[۴۲] کتاب در فهرست ULI].
رون مارگولین، «آوراهام هَروئه: پیروشُو شِل مُردِخای مارتین بوبر لِنِسْیونوتاو شِل آوراهام اوْمِکوروتاو هَرَعْیونییم وِهَحَسیدییم» (אברהם הרואה: פירושו של מרדכי מרטין בובר לניסיונותיו של אברהם ומקורותיו הרעיוניים והחסידיים)، در: آوراهام آوی هَمَأَمینیم (אברהם אבי המאמינים)، صص. ۲۹۵–۳۰۹، ۲۰۰۲؛ [[۴۳] کتاب در فهرست ULI].
رون مارگولین، «گِئولا پْنیمیت کِدِرِخ لِتیکون هَعولام: کِیتْساد حیبِر مارتین بوبر اِت سیفرو گوگ اومَگوگ» (גאולה פנימית כדרך לתיקון העולם: כיצד חיבר מרטין בובר את ספרו גוג ומגוג)، هَتْسییونوت (הציונות)، جلد ۲۱، תשנ״ח، صص. ۹۹–۱۲۰؛ [[۴۴]کتاب در فهرست ULI].
یوخای عِدِن، «اِمِت لِلو شیتا: عیونیم بِمیشْناتو هَیِهودیت شِل مارتین بوبر» (אמת ללא שיטה: עיונים במשנתו היהודית של מרטין בובר)، آکْدَموت (אקדמות)، شمارهٔ ۲، תשנ״ז، صص. ۳۳–۵۰؛ [[۴۵] کتاب در فهرست ULI].
یهوشع امیر، «اِمونا وِهیتْگالوت اِتْسِل مُردِخای مارتین بوبر» (אמונה והתגלות אצל מרדכי מרטין בובר)، شِناتون بار-ایلان (שנתון בר-אילן)، جلدهای ۲۲–۲۳، תשמ״ח، صص. ۲۸۷–۳۰۲.
ییسرائِل کورِن، میسْتورین شِل هاآرِتس: میسْتیکا وِحَسیدوت بَهَگوتو شِل مارتین بوبر (מסתורין של הארץ: מיסטיקה וחסידות בהגותו של מרטין בובר)، اونیوِرسیتات حِیفا (אוניברסיטת חיפה)، ۲۰۰۵؛ [[۴۶] کتاب در فهرست ULI].
شالوم رَتْسَبی، دات اوفولیتیکا بَهَگوتو شِل مارتین بوبر (דת ופוליטיקה בהגותו של מרטין בובר)؛ ویراستاری و مقدمه از عوفِر حِن؛ هوتسائَت ماخون بِنگوریون لِحِکِر ییسْرائِل وِهَتْسییونوت (הוצאת מכון בן-גוריון לחקר ישראל והציונות)، دانشگاه بنگوریون در نگب و دانشگاه تلآویو، ۲۰۲۵؛ [[۴۷] کتاب در فهرست ULI].
شالوم رَتْسَبی، آنارْخیزم بِ«تْسییون»: بِین مارتین بوبر لِآهَرون داوید گوردون (אנרכיזם ב"ציון": בין מרטין בובר לאהרון דוד גורדון)، عَم عُووِد (עם עובד)، ۲۰۱۱؛ [[۴۸] کتاب در فهرست ULI].
شالوم رَتْسَبی، «تْسییونوت کِتِئوپولیتیکا وِئیتیوْعیوتاه شِل هَلِئومیوت هَیِهودیت: هِعَروت لَهَگوتو هَلِئومیت شِل مارتین بوبر اوْمِکوروتِها» (ציונות כתיאופוליטיקה ואי־טבעיותה של הלאומיות היהודית: הערות להגותו הלאומית של מרטין בובר ומקורותיה)، عِیونیم بِتْکومَت ییسْرائِل (עיונים בתקומת ישראל)، شمارهٔ ۱۴، תשס״ד، صص. ۹۷–۱۲۹
[[۴۹] کتاب در فهرست ULI].
شالوم رَتْسَبی، «هَمِدینا هَیِهودیت بَهَگوتو هَپولیتیت شِل بوبر (۱۹۴۲–۱۹۶۵)» (המדינה היהודית בהגותו הפוליטית של בובר (1942–1965))، در: عَتْسمائوت — ۵۰ هَشانیم هَریشونوت (עצמאות – 50 השנים הראשונות)، صص. ۱۹۵–۲۱۴، ۱۹۹۸؛ [[۵۰] کتاب در فهرست ULI].
شالوم رَتْسَبی، «میتْسْووت وِاُرْتودوکسیا بَهَگوتو شِل م. م. بوبر» (מצוות ואורתודוקסיה בהגותו של מ"מ בובר)، عِیونیم بِتْکومَت ییسْرائِل (עיונים בתקומת ישראל)، شمارهٔ ۱۰، صص. ۶۴۱–۶۷۱، ۲۰۰۰؛ [[۵۱] کتاب در فهرست ULI].
الیعزر شواید، «اِلُوهیم، آدام وِطِوا بِمیشْناتو شِل مارتین بوبر» (אלוהים, אדם וטבע במשנתו של מרטין בובר)، دَعَت (דעת)، شمارههای ۵۷–۵۹، صص. ۲۷۹–۲۸۸، ۲۰۰۶؛ [[۵۲] کتاب در فهرست ULI].
ریوکا شِختر، «بوبر عَل سیاخ اوْسْگیروت» (בובר על שיח וסגירות)، یِروشالاییم (ירושלים)، جلد ۱۸، صص. ۲۲۹–۲۳۶، ۲۰۰۲.
افرایم شموئلی، موراشا اومااواک بِشیرا اووَهَگوت (מורשה ומאבק בשירה ובהגות)، صص. ۱۸۵–۳۳۳، «پاراشا شْلیشیت: مارتین مُردِخای بوبر (۱۸۷۸–۱۹۶۵) عیم عَم ییسْرائِل وِتُوراتو» (פרשה שלישית: מרטין מרדכי בובר (1878–1965) עם עם ישראל ותורתו)، یَحْداو (יחדיו)، ۱۹۷۸؛ [[۵۳] کتاب در فهرست ULI].
آوراهام شاپیرا (پاچی)، هَروآخ بَمِتْسیئوت: مِگاموت هَعیتْسوو بَهَگوت بوبر (הרוח במציאות: מגמות העיצוב בהגות בובר)، مُوساد بِیالیک (מוסד ביאליק)، ۱۹۹۴؛ [[۵۴] کتاب در فهرست ULI].
آوراهام شاپیرا، میوْنیم دوالیم بَهَگوتو شِل م. م. بوبر (מבנים דואליים בהגותו של מ. מ. בובר)، اونیوِرسیتات تِلآویو (אוניברסיטת תל אביב)، ۱۹۸۳؛ [[۵۵] کتاب در فهرست ULI].
داوید بارزیلای، هاآدام هَدیالوگی: تْروماتو شِل مارتین بوبر لَفیلوسوفیا (האדם הדיאלוגי: תרומתו של מרטין בובר לפילוסופיה)، مَگْنِس (מאגנס)، ۲۰۰۰؛ [[۵۶] کتاب در فهرست ULI].
پینخاس روزنبلیت، «بِسوراتو هَداتیت شِل مارتین بوبر» (בשורתו הדתית של מרטין בובר)، در: بِییسْرائِل اووآدام (בישראל ובאדם)، صص. ۱۵۴–۱۵۹، ۱۹۹۲؛ [[۵۷] کتاب در فهرست ULI].
ادمیئل کوسمان، «ماوو لِمیشْنات بوبر» (מבוא למשנת בובר)، در: مُردِخای مارتین بوبر، اَنی وِآتّا (אני ואתה)، صص. ۱۶۰–۲۳۱؛ ترجمه از آلمانی: اَهَرون فْلِشمان؛ مُوساد بِیالیک (מוסד ביאליק)، ۲۰۱۳؛ [[۵۸] کتاب در فهرست ULI].
حیدوشیم بِحِکِر تولْدوت یِهودِی گِرمانیا اوْمِرکاز ایروپا (חידושים בחקר תולדות יהודי גרמניה ומרכז אירופה)، شمارهٔ ۱۷٫۱: «گیلیون میوخاد لِتْسیّون ۵۰ شانا لِفْتیراتو شِل مارتین بوبر (۱۸۷۸–۱۹۶۵)» (גיליון מיוחד לציון 50 שנה לפטירתו של מרטין בובר (1878–1965))، منتشرشده از سوی مَخون لِئو بَک (מכון ליאו בק)، ۲۰۱۵؛ [[۵۹] کتاب در فهرست ULI].
شای حورِو، تْسیونی اوْفیلوسوف: هاشکافات عولامو اوْمِکومو هائیدئولوگی شِل مُردِخای مارتین بوبر، هوگِه دِعوت تْسیونی میمِی هَ«هیتاَحْدوت» لِ«بریت شالوم» (ציוני ופילוסוף: השקפת עולמו ומקומו האידאולוגי של מרדכי מרטין בובר, הוגה דעות ציוני מימי ה"התאחדות" ל"ברית שלום")، دوخیفات (דוכיפת)، ۲۰۱۱؛ [[۶۰] کتاب در فهرست ULI].
اوری رام، شووُو شِل مارتین بوبر: هَمَحْشاوَا هَلِئومیت وِهَحِوْراتیت بِییسْرائِل میبوبر عَد هَبوبرْیانیم هَحَداشیم (שובו של מרטין בובר: המחשבה הלאומית והחברתית בישראל מבובר עד הבובריאנים החדשים)، رِسْلینگ (רסלינג)، ۲۰۱۵؛ [[۶۱] کتاب در فهرست ULI].
زوهر مائور، مارتین بوبر (מרטין בובר)، مِرکاز زَلمان شازار (מרכז זלמן שזר)، ۲۰۱۶؛ [[۶۲] کتاب در فهرست ULI].
زوهر میخائِلی، «مَحْشاووت حَدَشوت عَل هَتِئولوگیا هَپْروگْرِسیویت شِل مارتین بوبر وِپائول تیلیخ» (מחשבות חדשות על התאולוגיה הפרוגרסיבית של מרטין בובר ופאול טיליך)، در: دَعَت — کْتاو عِت لِفیلوسوفیا یِهودیت وِکَبّالا (דעת – כתב עת לפילוסופיה יהודית וקבלה)، جلد ۸۴، صص. ۳۲۵–۳۶۹، ۲۰۱۷؛ [[۶۳](https://uli.nli.org.il/discovery/search?query=any,contains,030491916&tab=ULIC_slot&search_scope=ULIC&vid=972NNL_ULI_C):MAIN&lang=he&offset=0 کتاب در فهرست ULI].
رِگِو یاکوبوویتس، مارتین بوبر وِهَمیکْرا (מרטין בובר והמקרא)، رِسْلینگ (רסלינג)، ۲۰۲۰؛ [[۶۴](https://uli.nli.org.il/discovery/search?query=any,contains,027272882&tab=ULIC_slot&search_scope=ULIC&vid=972NNL_ULI_C):MAIN&lang=he&offset=0 کتاب در فهرست ULI].
پل مِندِس-فلور، مارتین بوبر — حَییم شِل اِمونا وِسْتیرا (מרטין בובר – חיים של אמונה וסתירה)، هوتسائَت مَگْنِس (הוצאת מאגנס)، ۲۰۲۵.
ا. کور، [[۶۵](https://www.hebpsy.net/articles.asp?id=4495) «بِین نَرْکیسیزم لِزیکات اَنی–آتّا: عَل هَونایَت هَزِهوت هائیشیت بَتیپول هَبوبِریانی» (בין נרקיסיזם לזיקת אני־אתה: על הבניית הזהות האישית בטיפול הבובריאני)]، در وبگاه پْسیخولُگْیا عیوریت (פסיכולוגיה עברית)، ۲۰۲۲.
اوریئل زوهر، «لُ مودِل ژُ–تو اِ ژُ–وو دان زون سوسیِته اوتوپیست سِلون مارتَن بوبِر، کُم پْرَنسیپ دُ تِئاتْر کُلِکتیف» (Le Modèle «Je-Tu» et «Je-Vous» dans une société utopiste selon Martin Buber, comme principe de théâtre collectif)، در اوتوپی — مِموآر اِ ایماژینِر (Utopies – Mémoire et Imaginaire)، به ویراستاری پروفسور زَنگِر و دکتر عَمار، دانشگاه حیفا، در دِی بْلائوئه اویلِه (Die Blaue Eule)، شمارهٔ ۱۰، اِسِن، صص. ۹۹–۱۰۷، ۲۰۰۸ (به فرانسوی).
پیوندهای بیرونی
[[۶۶] کارت شخصی] در وبگاه فرهنگستان ملی علوم اسرائیل.
[[۶۷] فهرست مقالههای مارتین بوبر] در وبگاه رَمْبی (רמב״י).
[[۶۸] فهرست مقالهها دربارهٔ مارتین بوبر] در وبگاه رَمْبی (רמב״י).
[[۶۹] کتابهای مارتین بوبر] در وبگاه سیمانْیا (סימניה).
[[۷۰] آرشیو مارتین بوبر] در کتابخانه ملی اسرائیل.
[[۷۱] اطلاعات دربارهٔ «Buber, Martin, 1878–1965»] در فهرست مِرْحاوِ کتابخانه ملی اسرائیل.
[[۷۲] کتابهای مُردِخای مارتین بوبر] در وبگاه سیمانْیا (סימניה).
آریئل هوروویتس، [[۷۳] «اَنی، آتّا وِهَمیلْحاما هَباآ: هَفیلوسوف مارتین بوبر خوزِر لِئوفْنا» ]، در وبگاه [[۷۴](http://www.bac.org.il/) بِیت آوی حَی (בית אבי חי)]، ۲۸ ژوئن ۲۰۱۵.
جیمز اُ. اورمسون، ویراستار؛ بِنعَمی شارفشتاین، ویراستار نسخهٔ عبری؛ [[۷۵] «مارتین بوبر»]، در کتاب فیلوسوفیا (פילוסופיה)، در وبگاه مِتاخ (מט״ח).
[[۷۶] گفتوگویی دربارهٔ عرفان] و [[۷۷] حسیدیسمدر اندیشهٔ مارتین بوبر.
ادمیئل کوسمان، [[۷۸](https://www.haaretz.co.il/1.1083152) «سیپور «تْسَدیکیم» مودِرْنی: مارتین بوبر اوْمورِه هَزِن» (סיפור "צדיקים" מודרני: מרטין בובר ומורה הזן)]، در هاآرِتْص (הארץ)، ۱۴ فوریهٔ ۲۰۰۶.
موشه شْنِر، [[۷۹](https://web.archive.org/web/20051109093529/http://www.oranim.ac.il/site/heb/TmplCourse.aspx?CourseID=599&AccountID=25) «هَحَشیوا هَدْیالوگیت شِل مارتین بوبر» (החשיבה הדיאלוגית של מרטין בובר)]، اورانیم.
ادمیئل کوسمان، [[۸۰](https://www.haaretz.co.il/1.1462885) «شْلومو هَمِلِخ کِدولیتِل هَیِهودی» (שלמה המלך כדוליטל היהודי)]، در هاآرِتْص (הארץ)، ۴ دسامبر ۲۰۰۷.
ادمیئل کوسمان، [[۸۱] «عَل شْتِی ناشیم نِسْتاروت شِهولیدو شْنِی مودِلیم گِوْرییم شِل اَهَوَت اِلُوهیم» (על שתי נשים נסתרות שהולידו שני מודלים גבריים של אהבת אלוהים)]، در هاآرِتْص (הארץ)، ۴ ژوئیهٔ ۲۰۰۸.
[[۸۲] گُوگ اومَگوگ (גוג ומגוג)] در وبگاه یِدیعوت سْفاریم (ידיעות ספרים).
شِموئل آویدور هَکوهِن، [[۸۳] «هیگیعا هَعِت لِهیتْیاعِتْس بَفیلوسوفیم» (הגיעה העת להתייעץ בפילוסופים)]، داوَر (דבר)، ۱۰ ژانویهٔ ۱۹۵۸.
یائیر تیکتین، [[۸۴] «عَل هَکِشِر بِین میشْناتو هَداتیت لِمیشْناتو هَپولیتیت شِل مارتین بوبر» (על הקשר בין משנתו הדתית למשנתו הפוליטית של מרטין בובר)]، در وبگاه هَهیسْتَدْروت هَتْسییونیت هَعُولامیت (ההסתדרות הציונית העולמית)؛ پیوند غیرفعال است.
توم سِگِو، [[۸۵] «شیعور هیستوریا، اَسیرا بِایروپا» (שיעור היסטוריה, אסירה באירופה)]، در هاآرِتْص (הארץ)، ۲۴ ژوئیهٔ ۲۰۱۱.
لیمور شِرِیر، [[۸۶](http://www.yekum.org/2011/11/מרטין-בובר-וגרשום-שלום-לימור-שריר/) «مارتین بوبر وِگِرْشوم شالوم» (מרטין בובר וגרשום שלום)]، فصلی از کتاب مارتین بوبر — مَبات میکاروو (מרטין בובר – מבט מקרוב)، در مجلهٔ یِکوم تَربوت (יקום תרבות).
ادمیئل کوسمان، [[۸۷] «زِخوت هَهَکْشاوا: هَتِئولوگیا هَیِهودیت بِرِپوبلیکَت وایمار» (זכות ההקשבה. התאולוגיה היהודית ברפובליקת ויימאר)]، در هاآرِتْص (הארץ)، ۲۸ دسامبر ۲۰۱۱.
ادمیئل کوسمان، [[۸۸] «اِیفو لِحَپِس اِت عَتْسْمِنو؟» (איפה לחפש את עצמנו?)]، مقالهای دربارهٔ بوبر و هایدگر و مسئلهٔ تنهایی، رِوْعون لِپْسیخولُگیا میمیزْراخ اومِمَعَراو (רבעון לפסיכולוגיה ממזרח וממערב)، شمارهٔ ۱، ۱۷ فوریهٔ ۲۰۱۲.
گرشام شوئلم، [[۸۹] «پیروشُو شِل مارتین بوبر لَحَسیدوت» (פירושו של מרטין בובר לחסידות)]، کاتارْسیس (קתרסיס)، شمارهٔ ۵، بهار ۲۰۰۶.
رونِن شامیر و دان آوْنون، [[۹۰](https://www.vanleer.org.il/tac_posts/מרטין-בובר-והסוציולוגיה-הישראלית-52/) «مارتین بوبر وِهَسوتْسیولوگیا هَییسْرائِلیت» (מרטין בובר והסוציולוגיה הישראלית)]، تِئورْیا وِبیکورِت (תיאוריה וביקורת)، شمارهٔ ۱۲، زمستان ۱۹۹۹.
شالوم رَتْسَبی، [[۹۱] «اِلُوهیم لِوَدّو هو هَمِلِخ، وِلاخِن دْروشا مِدینا دو-لِئومیت» (אלוהים לבדו הוא המלך, ולכן דרושה מדינה דו־לאומית)]، در هاآرِتْص (הארץ)، ۸ مهٔ ۲۰۱۵.
اوری رام، [[۹۲] «اِخ هَفَخ مارتین بوبر لِکادوش مودِرْنی» (איך הפך מרטין בובר לקדוש מודרני)]، در هاآرِتْص (הארץ)، ۱۶ ژوئن ۲۰۱۵.
گیل وایسْبْلای، [[۹۳] «بِین مارتین هَگِرْمانی لِمُردِخای هَیِهودی: هَمیفْگاش بِین بوبر لِهایدِگِر، ۱۹۵۷» (בין מרטין הגרמני למרדכי היהודי: המפגש בין בובר להיידגר, 1957)]، در وبگاه کتابخانه ملی اسرائیل.
[[۹۴] «پْراس هَشالوم شِل هیتاَحْدوت سوخْرِی هَسْفاریم هَگِرْمانییم لِمارتین بوبر، ۱۹۵۳» (פרס השלום של התאחדות סוחרי הספרים הגרמניים למרטין בובר, 1953)]، در وبگاه کتابخانه ملی اسرائیل.
[[۹۵] «هَعَتْسْمی بَفیلوسوفیا شِل مارتین بوبر» (העצמי בפילוסופיה של מרטין בובר)]، ویدئو در یوتیوب (YouTube)؛ سخنران: نیر بْراخا.
آساف اینبری، [[۹۶] «بوبر وِاُمانوت هَسیپور هَیِهودیت» (בובר ואמנות־הסיפור היהודית)]، اودیسِئا (אודיסאה)، شمارهٔ ۱۸، آوریل ۲۰۱۳.
]
لیئور تَل شادِه، [[۹۷](https://soundcloud.com/user-570067797/zuexpkaiumr5) «عَل هَفیلوسوفیا هَدْیالوگیت شِل بوبر» (על הפילוסופיה הדיאלוגית של בובר)]، بخشی از پادکست کولوت شِل روآخ (קולות של רוח) در گالی تْساهال (גלי צה״ל)، ژوئن ۲۰۱۹.
گیدئون تیکوتسکی، [[۹۸](https://www.haaretz.co.il/0000017f-e748-da9b-a1ff-ef6f496a0000) «رِگْشِی اَشْما یِش لی کَما شِتیرْتْسِه، اَوال لُ کْمو شِآتّا مِشاعِر» (רגשי אשמה יש לי כמה שתרצה, אבל לא כמו שאתה משער)]، در هاآرِتْص (הארץ)، ۱۰ اوت ۲۰۲۰.
[[۹۹](https://www.britannica.com/biography/Martin-Buber-German-religious-philosopher) «مارتین بوبر»] در اِنْسیکلوپِدیا بریتانیکا (Encyclopædia Britannica)، به انگلیسی.
[[۱۰۰](https://www.findagrave.com/memorial/9454943) «مارتین بوبر»] در فایند ا گْرِیو (Find a Grave)، به انگلیسی.
[[۱۰۱](https://www.goodreads.com/author/show/29357) «مارتین بوبر»] در شبکهٔ اجتماعی گودریدز (Goodreads).
نوشتههای او
مارتین بوبر، [[۱۰۲](http://www.daat.ac.il/daat/vl/betisrael/betisrael18.pdf) «یِسودا شِل هَحَسیدوت» (יסודה של החסידות)]، در بِیت ییسْرائِل بِپولین (בית ישראל בפולין)، به ویراستاری ییسرائِل هَیلپِرین، اورشلیم، תש״ח.
زندگینامهها
Asher D. Biemann، ویراستار، The Martin Buber Reader: Essential Writings، Palgrave Macmillan US، ۲۰۰۲، ISBN 978-0-312-24051-6، [[۱۰۳] LCCN 2002016924]، [[۱۰۴] OCLC 48877750].
Wolfgang Zink، مارتین بوبر — ۱۸۷۸/۱۹۷۸، ۱۹۷۸.
Clara Levi Coen، Martin Buber، ۱۹۹۱.
Martin Buber’s Life and Work: The Early Years, 1878–1923، ۱۹۸۱.
Martin Buber’s Life and Work: The Middle Years, 1923–1945، ۱۹۸۳.
Martin Buber’s Life and Work: The Later Years, 1945–1965، ۱۹۸۴.
Martin Buber: Sentinelle de l’humanité، ۲۰۱۵.
پل مِندِس-فلور، [[۱۰۵](https://books.google.com/books?id=XQ-LDwAAQBAJ&q=Paul+mendes+flohr) مارتین بوبر: ا لایف آو فِیث اَند دیسِنت (Martin Buber: A Life of Faith and Dissent)]، ییل یونیورسیتی پرس (Yale University Press)، ۲۰۱۹، ISBN 978-0-300-24523-3.
ارجاعات
ویکیپدیای انگلیسی