محمدعلی جمال‌زاده در برلین در سال ۱۹۱۷
عکاس ناشناس؛ تصویر منتشرشده در مجلهٔ کاوه، برلین، ۱۹۱۷؛ منبع: Wikimedia Commons؛ مالکیت عمومیمنبع تصویر

محمدعلی جمال‌زادهMohammad-Ali Jamalzadeh

نویسنده و مترجمWriter and Translatorپیشگام داستان کوتاه نوین فارسیPioneer of Modern Persian Short Fiction

محمدعلی جمال‌زاده (Mohammad-Ali Jamalzadeh؛ ۱۸۹۲، اصفهان – ۸ نوامبر ۱۹۹۷، ژنو) نویسنده، مترجم و پژوهشگری بود که انتشار مجموعهٔ «یکی بود یکی نبود» در ۱۹۲۱ او را به یکی از پایه‌گذاران نثر داستانی نوین فارسی تبدیل کرد. زبان گفتاری، اصطلاحات مردم و طنز اجتماعی در داستان‌های او نقشی تازه یافتند. زندگی‌اش از انقلاب مشروطه و کشته‌شدن پدر مشروطه‌خواهش تا فعالیت سیاسی در جنگ جهانی اول، حلقهٔ ایرانیان برلین، مجلهٔ «کاوه» و چند دهه کار در سازمان بین‌المللی کار امتداد داشت. در این نسخهٔ الفبا، جمال‌زاده موضوع مقایسهٔ ادبی در پژوهش ماشاءالله آجودانی است، نه نویسنده یا مترجم کتاب.

Mohammad-Ali Jamalzadeh (1892, Isfahan – 8 November 1997, Geneva) was an Iranian writer, translator and researcher whose 1921 collection Yeki Bud Yeki Nabud marked a turning point in modern Persian prose fiction. His stories brought colloquial speech, idiom, humour and social criticism into a new literary form. His long life connected the Constitutional Revolution, the murder of his constitutionalist father, wartime activism, the Iranian intellectual circle in Berlin, the journal Kaveh and a career at the International Labour Organization. In this AlefBa edition he is a literary subject compared with Sadegh Hedayat, not the author or translator of Ajoudani’s book.

4 کتاب مرتبط در سایت ثبت شده است.

زندگی در یک نگاه

نام

محمدعلی جمال‌زاده؛ Mohammad-Ali Jamalzadeh صورت رایج انگلیسی نام اوست.

تولد

۱۸۹۲، اصفهان؛ روز و ماه در منبع مرجع منتخب قطعی نشده است.

درگذشت

۸ نوامبر ۱۹۹۷، ژنو؛ در همان شهر به خاک سپرده شد.

والدین

پدر: سید جمال‌الدین واعظ اصفهانی، خطیب مشروطه‌خواه؛ مادر: مریم‌خانم، دختر میرزا حسن‌باقرخان.

خواهر و برادر

بزرگ‌ترینِ پنج فرزند خانواده بود؛ نام و سرنوشت همهٔ خواهران و برادران در منابع منتخب روشن نیست.

همسران

ژوزفین، هم‌دانشگاهی سوئیسی؛ پس از درگذشت او، مارگارت اگرتِ آلمانی از ۱۹۳۱.

فرزندان

منابع مرجع بررسی‌شده اطلاعات قابل‌اتکایی دربارهٔ فرزند ثبت نمی‌کنند.

تحصیلات

حقوق در دانشگاه دیژون؛ فارغ‌التحصیل ۱۹۱۴.

اثر نقطهٔ عطف

«یکی بود یکی نبود» در ۱۹۲۱، از نخستین مجموعه‌های داستان کوتاه نوین فارسی.

همکاران فکری

سید حسن تقی‌زاده، محمد قزوینی، ابراهیم پورداوود و حلقهٔ مجلهٔ کاوه.

حرفهٔ بین‌المللی

کارمند سازمان بین‌المللی کار در ژنو از ۱۹۳۱ تا ۱۹۵۶.

وقف فرهنگی

اهدای کتاب‌ها و اسناد به دانشگاه تهران و اختصاص بخشی از حق‌التألیف به آموزش و خیریه.

پیوند با این نسخهٔ الفبا

موضوع مقایسهٔ ادبی در پژوهش آجودانی است؛ نویسندهٔ محصول نیست.

سال‌شمار زندگی و آثار مهم

  1. تولد در اصفهان، بزرگ‌ترین فرزند خانواده‌ای پنج‌فرزندی.

  2. مهاجرت خانواده به تهران و تحصیل در مدرسه‌های نوین ثروت و ادب.

  3. رفتن به مدرسهٔ آنتورا در بیروت؛ همان سال پدر مشروطه‌خواهش در بروجرد کشته شد.

  4. تحصیل حقوق در دیژون و ازدواج با ژوزفین.

  5. فعالیت با کمیتهٔ ملیون ایرانی و روزنامهٔ رستاخیز در جریان جنگ جهانی اول.

  6. شرکت در کنگرهٔ سوسیالیست‌های استکهلم و ثبت پرترهٔ برلین.

  7. انتشار «گنج شایگان»، پژوهشی دربارهٔ تاریخ اقتصادی ایران.

  8. انتشار «فارسی شکر است» و مجموعهٔ «یکی بود یکی نبود».

  9. مترجم و مدیر امور دانشجویان در سفارت ایران در برلین.

  10. ازدواج با مارگارت اگرت، انتقال به ژنو و آغاز کار در سازمان بین‌المللی کار.

  11. دورهٔ پربار انتشار رمان‌ها، مجموعه‌داستان‌ها، پژوهش‌های زبان و خاطرات.

  12. بازنشستگی از سازمان بین‌المللی کار و تمرکز بیشتر بر نوشتن و مکاتبه.

  13. اهدای تدریجی کتاب‌ها و اسناد به دانشگاه تهران و حمایت از آموزش و خیریه.

  14. درگذشت و خاک‌سپاری در ژنو.

زندگی‌نامه کامل محمدعلی جمال‌زاده

کودکی در اصفهان و خانوادهٔ مشروطه‌خواه

محمدعلی جمال‌زاده در ۱۸۹۲ در اصفهان و به‌عنوان بزرگ‌ترینِ پنج فرزند خانواده به دنیا آمد. پدرش سید جمال‌الدین واعظ اصفهانی، روحانی خطیب و از چهره‌های رادیکال مشروطه بود؛ مادرش مریم‌خانم، دختر میرزا حسن‌باقرخان، از خانواده‌ای سرشناس در اصفهان بود. فضای خانه، خطابه‌های پدر و زبان زندهٔ مردم اصفهان بعدها به ذخیره‌ای مهم برای نثر داستانی او تبدیل شدند.

در ۱۹۰۲ خانواده به تهران رفت. جمال‌زاده در مدرسه‌های ثروت و ادب درس خواند و برای کلاس‌های شیمی، گیاه‌شناسی و جانورشناسی دارالفنون انتخاب شد. نکتهٔ جالب زندگی او این است که با وجود آموزش عربی و فرانسه، در مدرسه درس منظم زبان فارسی نداشت؛ سال‌ها بعد در اروپا با خواندن پیگیر متن‌های کلاسیک، فارسی را به‌صورت خودآموخته عمیق کرد.

مرگ پدر و خروج از ایران

پس از به توپ بستن مجلس در ۱۹۰۸، پدرش هنگام فرار دستگیر و در بروجرد به فرمان حاکم محلی خفه شد. چند ماه پیش از آن، خانواده محمدعلی را برای تحصیل به مدرسهٔ آنتورا در بیروت فرستاده بودند. او فرانسه آموخت و نوشتن شعر و مقاله را در روزنامهٔ مدرسه آغاز کرد. این خروج عملاً آغاز زندگی طولانی او بیرون از ایران بود؛ پس از آن فقط در سفرهای کوتاه به کشور بازگشت.

قاهره، فرانسه و دو ازدواج

جمال‌زاده در ۱۹۱۰ پس از اقامتی کوتاه در قاهره به پاریس و سپس لوزان رفت. در ۱۹۱۱ به دیژون منتقل شد و در ۱۹۱۴ از دانشکدهٔ حقوق فارغ‌التحصیل شد. همان سال با ژوزفین، دانشجوی سوئیسی هم‌دانشگاهش، ازدواج کرد. ژوزفین چند سال بعد بر اثر بیماری درگذشت. جمال‌زاده در ۱۹۳۱ با مارگارت اگرت، زنی آلمانی، ازدواج کرد و به ژنو رفت. منابع مرجع بررسی‌شده فرزندی برای او ثبت نکرده‌اند؛ بنابراین دربارهٔ داشتن یا نداشتن فرزند حدس زده نمی‌شود.

جنگ جهانی اول و کمیتهٔ برلین

در ۱۹۱۵ به دعوت سید حسن تقی‌زاده به کمیتهٔ ملیون ایرانی در برلین پیوست. مأموریت‌های او را به بغداد، کرمانشاه و لرستان برد؛ با ابراهیم پورداوود و همراهان روزنامهٔ «رستاخیز» را منتشر کرد و برای جلب نیرو علیه نفوذ بریتانیا و روسیه تلاش کرد. این برنامه نظامی موفق نشد، اما تجربهٔ سفر، آشوب و گرسنگی جنگ بعدها در نگاه انتقادی او به سیاست و جامعه اثر گذاشت. او در ۱۹۱۷ همراه تقی‌زاده و یحیی دولت‌آبادی در کنگرهٔ سوسیالیست‌های استکهلم نیز حاضر شد.

مجلهٔ کاوه و تولد داستان کوتاه نوین

بازگشت به برلین او را در جمعی از پژوهشگران و نویسندگان چون محمد قزوینی، تقی‌زاده، پورداوود و کاظم‌زاده ایرانشهر قرار داد. قزوینی دقت پژوهشی و تقی‌زاده شهامت و پشتکار فکری را در او تقویت کردند. جمال‌زاده برای «کاوه» دربارهٔ تاریخ، اقتصاد، زبان و ادبیات نوشت. داستان «فارسی شکر است» و سپس مجموعهٔ «یکی بود یکی نبود» در ۱۹۲۱ با زبان گفتاری، طنز و نقد اجتماعی، نقطهٔ عطفی در داستان‌نویسی فارسی شدند.

کار اداری، ژنو و سازمان بین‌المللی کار

از ۱۹۲۲ تا ۱۹۳۱ در سفارت ایران در برلین نخست مترجم و سپس مدیر امور دانشجویان بود. پس از ازدواج دوم به ژنو رفت و تا بازنشستگی در ۱۹۵۶ برای سازمان بین‌المللی کار فعالیت کرد. کارش شامل ثبت شرایط کار، آمارهای کارگری و تدوین مقررات صنعتی و کشاورزی بود. مأموریت‌های هند، عراق، ایران و ترکیه به او امکان داد دربارهٔ وضعیت دشوار کارگران اصفهان و آبادان گزارش تهیه کند.

بازگشت پربار به ادبیات

از دههٔ ۱۹۴۰ دوباره با نیروی فراوان داستان و رمان منتشر کرد: «دارالمجانین»، «قلتشن دیوان»، «صحرای محشر»، «راه‌آب‌نامه»، «تلخ و شیرین»، «شاهکار»، «کهنه و نو» و «قصه‌های کوتاه برای بچه‌های ریش‌دار» بخشی از این کارنامه‌اند. «فرهنگ لغات عامیانه» و «خلقیات ما ایرانیان» نیز علاقهٔ او به زبان و خودشناسی اجتماعی ایرانیان را نشان می‌دهند. او از فرانسه، آلمانی و عربی ترجمه می‌کرد و نویسندگانی چون مولیر، ایبسن، شیلر، نیچه، جویس و آناتول فرانس را به خوانندهٔ فارسی معرفی می‌کرد.

پیوند با هدایت و میراث پایانی

جمال‌زاده دربارهٔ بسیاری از هم‌عصران خود، از جمله صادق هدایت، نوشته و خاطره ثبت کرده است. ماشاءالله آجودانی در «هدایت، بوف کور و ناسیونالیسم» تفاوت مسیر جمال‌زاده و هدایت را برای روشن‌کردن تحولات داستان فارسی بررسی می‌کند؛ همین رابطه علت حضور او در این نسخهٔ الفبابه‌عنوان «موضوع» است.

جمال‌زاده تا پایان عمر در ژنو ماند، اما با نامه‌ها و مطالعهٔ نشریات فارسی از ادبیات ایران جدا نشد. از ۱۹۷۷ کتاب‌ها و اسنادش را به کتابخانهٔ دانشگاه تهران بخشید و بخشی از حق‌التألیف آثارش را برای بورس تحصیلی، نهادهای آموزشی و خیریه‌های اصفهان اختصاص داد. او ۸ نوامبر ۱۹۹۷ در ژنو درگذشت و همان‌جا به خاک سپرده شد.

کتاب‌های مرتبط با محمدعلی جمال‌زاده

منابع و اعتبار تصاویر