هویت دقیق؛ مترجم افغانستانی متولد تهران
محمد کریمی در ۱۳۶۲ در تهران به دنیا آمد و در خانوادهای افغانستانی بزرگ شد. گفتوگوی مستقیم مجلهٔ «هفته» او را مهاجر افغان و دانشآموختهٔ کارشناسی زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه خوارزمی تهران معرفی میکند. نام لاتین Mohammad Karimi در فهرست دوزبانهٔ همان نشریه ثبت شده و برای صفحهٔ انگلیسی به کار میرود. بهدلیل فراوانی این نام، این پروفایل فقط به مترجمی تعلق دارد که «ایدههای بزرگ برای ذهنهای کنجکاو» و چند اثر مدرسه زندگی را ترجمه کرده است؛ افراد همنام با او ادغام نمیشوند.
دانشگاه؛ کنجکاوی فراتر از رشته
کریمی در گفتوگوی ۲۰۲۰ توضیح میدهد که در سالهای دانشجویی هنوز مسیر حرفهای روشنی نداشت و علاوه بر کلاسهای رشتهٔ خود، به کلاسهای ادبیات و زبان فارسی، جامعهشناسی و فلسفه سر میزد. کلاس ترجمهٔ متون ساده جرقهٔ اصلی شد. این رفتوآمد میان رشتهها بعدها در انتخابهایش دیده شد: بخشی رمان و بخشی کتابهای مرزی میان روانشناسی، فلسفه و زندگی روزمره.
تجربهٔ ناتمام ۱۳۸۹ و یادگیری ویرایش
در ۱۳۸۹ تصمیم گرفت کتابی با موضوع فلسفهٔ ادبیات ترجمه کند. رسول رسولیپور، استاد فلسفه، در سه فصل به او کمک کرد و هر هفته چند صفحهٔ ترجمهشده را ویرایش میکرد. پروژه به پایان نرسید، اما برای کریمی به کارگاهی عملی تبدیل شد: دیدن فاصلهٔ میان فهم متن مبدأ و ساختن نثر فارسی. پس از دانشگاه نیز در کلاسهای فن ترجمه و ویراستاری شرکت کرد.
«فروشنده»؛ ترجمهٔ The Assistant که هشت سال منتظر چاپ ماند
حدود دو سال بعد سراغ رمان «فروشنده» اثر برنارد مالامود رفت و نزدیک یک سال روی آن کار کرد. شخصیتها و طرح ثبتشده برای این چاپ با رمان The Assistant (۱۹۵۷)، دربارهٔ موریس بابر و فرانک آلپاین، تطابق دارد و نباید با رمان متفاوت The Fixer اشتباه شود. گزارش برنامهٔ بررسی کارنامهٔ او میگوید ترجمه در ۱۳۹۱ آغاز شد، اما تا ۱۳۹۹ منتشر نشد. این تأخیر طولانی او را دلسرد کرد، بااینحال ترجمه را رها نکرد و برای آثاری رفت که مسیر چاپ کوتاهتری داشتند. همین تجربه نشان میدهد تاریخ ترجمه و تاریخ انتشار در کارنامه او همیشه یکی نیست.
کتابفروشی، شناخت مخاطب و دشواری معیشت
کریمی در مصاحبه میگوید برای امرار معاش بهصورت پارهوقت در کتابفروشی کار میکرد. گزارش ۱۴۰۲ نیز از چند سال کار او در کتابفروشیهای نشر چشمه یاد میکند و آن تجربه را راهی برای شناخت سلیقهٔ خوانندگان میداند. او بیپرده از درآمد نامطمئن ترجمه و دشواری مضاعف فعالیت فرهنگی برای مهاجران افغانستانی سخن گفته است؛ در عین حال تأکید میکند مترجم تازهکار باید زبان مبدأ را جدی بیاموزد، ترجمههای منتشرشده را با اصل مقابله کند و شبکهای حرفهای و سالم بسازد.
از رمان تا فلسفه، روانشناسی و کتاب نوجوان
فهرست مستقیم خود کریمی در ۲۰۲۰ شامل «فروشنده»، «آنتونیای من»، «آرامش»، «رواندرمانی چیست»، «مصیبتهای شاغل بودن»، «در باب اعتمادبهنفس»، «معنای زندگی»، «ایدههای بزرگ برای ذهنهای کنجکاو»، «زنانی که جهان را تغییر دادند»، «وقتی بزرگ شدم چهکاره بشوم» و «فلسفهٔ درد» است. او علاقهٔ شخصیاش را رمان، فلسفهٔ دین و حوزهٔ میانرشتهای ادبیات و فلسفه مینامد و همکاری با نشر شبخیز، کتابسرای نیک، لگا و نشر نو را ثبت میکند.
یازده عنوان و حدود سیونه چاپ تا گزارش ۱۴۰۲
گزارش رویداد «وضعیت ترجمه در افغانستان» در ۲۸ دلو ۱۴۰۲ / فوریهٔ ۲۰۲۴ میگوید یازده عنوان ترجمهٔ او در مجموع حدود ۳۹ نوبت چاپ داشتهاند. این عدد گزارش سخنران رویداد است، نه شمارش مستقل AlefBa. همان گزارش در یک بند نویسندهٔ «فلسفهٔ درد» را بهاشتباه آلن دوباتن مینامد؛ نویسندهٔ درست آن Arne Johan Vetlesen است. این خطا در پروفایل تکرار نمیشود، هرچند دادههای قابلاتکاتر گزارش درباره مسیر حرفهای و شمار عنوانها با ذکر منبع حفظ شدهاند.
«ایدههای بزرگ برای ذهنهای کنجکاو»
مهدرو چاپ اول فارسی ۱۳۹۹ را با شابک ۹۷۸۶۲۲۶۹۷۷۱۰۴، ترجمه محمد کریمی و ویرایش زهرا رنجبرگلمحمدی ثبت میکند؛ چاپ دوم همان سال نیز آنا داهرتی را تصویرگر مینامد. دادهٔ نسخهٔ اصلی، The School of Life را پدیدآورندهٔ سازمانی و Alain de Botton را ویراستار مجموعه میداند. بنابراین نقش دقیق کریمی در نسخهٔ فارسی «ایدههای بزرگ برای ذهنهای کنجکاو» فقط «مترجم / Translator» است و Schema کتاب نیز باید او را translator معرفی کند.
زندگی خصوصی، وضعیت جاری و تصویر
منبع معتبر بررسیشده نام والدین، خواهر و برادر، همسر یا فرزندان او را منتشر نکرده است و این صفحه حدس نمیزند. بررسی منابع تا ۱۴ ژوئیهٔ ۲۰۲۶ نشان میدهد آخرین شاهد مستقیم گفتوگوی ۵ سپتامبر ۲۰۲۰ و آخرین گزارش حرفهایِ تاریخدار یافتشده مربوط به رویداد فوریهٔ ۲۰۲۴ است؛ فعالیت یا وضعیت شخصی او در ۲۰۲۶ مستقلاً تأیید نشده و خبر معتبر درگذشت نیز پیدا نشد. تصویر هویتسنجیشده با مجوز آزاد یافت نشد، پس فیلد تصویر عمداً خالی است.