تصویر وحید علیزاده رزازی

وحید علیزاده رزازیVahid Alizadeh Razazi

مترجمTranslator

وحید علیزاده رزازی (زادهٔ ۳ اسفند ۱۳۶۳) شاعر، نویسنده، مترجم ادبی و مستندساز ایرانی است. او فعالیت ادبی خود را از اواخر دههٔ ۱۳۸۰ در زمینه‌های شعر، نقد و ترجمه آغاز کرد و نوشته‌هایش در نشریات و رسانه‌های ادبی ایران و خارج از کشور منتشر شده‌اند. در سال‌های اخیر، بخش عمدهٔ فعالیت او به ترجمهٔ ادبیات اسپانیایی‌زبان از زبان اصلی اختصاص داشته است. علیزاده رزازی مجموعه‌شعر اسفندی‌ام؛ لطفن مرا دود کنید! را منتشر کرده و آثاری از روبرتو بولانیو، فدریکو گارسیا لورکا، خورخه لوئیس بورخس، خوسه دونوسو، فلیسبرتو اِرناندث، خوآن رولفو، ایبان رپیلا و انریکه بیلا-ماتاس را به فارسی برگردانده است. مستند این قیافه مشکوک، دربارهٔ زندگی و شعر علی باباچاهی، شناخته‌شده‌ترین اثر سینمایی اوست. در سال ۲۰۱۶، علیزاده رزازی برای معرفی و نمایش این فیلم به همایشی بین‌المللی دربارهٔ فرهنگ ایرانی در دانشگاه خودمختار مادرید دعوت شد. او پس از ساخت این فیلم، به‌دلیل آنچه خود وابستگی سینمای ایران به سفارش و رانت می‌دانست، از فعالیت سینمایی فاصله گرفت. علیزاده رزازی سینمای مستند ایران را آکنده از سفارش‌پذیری و رانت می‌دانست و ترجیح می‌داد تا زمانی که سرمایه‌گذاران مستقل در این حوزه حضور ندارند، به دل‌مشغولی اصلی خود، یعنی ادبیات، بپردازد.

1 کتاب مرتبط در سایت ثبت شده است.

زندگی در یک نگاه

نقش در کتاب‌های الفبا

مترجم / Translator

تعداد کتاب‌های مرتبط

1 عنوان

آثار ثبت‌شده

زیر پل‌های فراموشی: گزیده شعر کریستینا لوگن | ترجمه رباب محب و وحید علیزاده رزازی

زندگی‌نامه کامل وحید علیزاده رزازی

زندگی و تحصیلات

وحید علیزاده رزازی در ۳ اسفند ۱۳۶۳ در خیابان شهباز تهران زاده شد و در رشتهٔ کارگردانی سینما تحصیل کرد. پیش از آنکه فعالیت ادبی را در کانون کار خود قرار دهد، چند فیلم کوتاه تجربی ساخت؛ از جمله دو سه چیزی که از او می‌دانم (۱۳۸۵) و قفل در یه ایرادی داره! (۱۳۸۷). بی‌بی‌سی فارسی در معرفی‌ای که در سال ۱۳۹۱ از او منتشر کرد، به فیلم‌های کوتاه داستانی و تجربی‌اش و نیز همکاری او با مطبوعات و وبگاه‌های ادبی ایران در زمینهٔ شعر و ترجمهٔ شعر اشاره کرد.

شعر

نشر ناکجا مجموعه‌شعر اسفندی‌ام؛ لطفن مرا دود کنید! را در سال ۱۳۹۳ (۲۰۱۴) در پاریس منتشر کرد. این کتاب ۸۰ صفحه دارد و در دو نسخهٔ چاپی و الکترونیکی عرضه شده است. به گفتهٔ خود شاعر، این مجموعه گزیده‌ای از شعرهایی است که در سال‌های ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۱ سروده است.
شعرهای او در نشریات ادبی مختلف نیز منتشر شده‌اند. از جمله، شعر «لهجهٔ شست» در شمارهٔ دوم (زمستان ۱۳۹۳) فصلنامهٔ تصویرنامه به چاپ رسید. تصویرنامه، به سردبیری هوشیار انصاری‌فر و با رویکردی ادبی و روشنفکرانه منتشر می‌شد. شمارهٔ یادشده، افزون بر شعرهایی از سما اوریاد، کوروش ادیم و بهزاد زرین‌پور، پرونده‌ای دربارهٔ رمان ملکان عذاب نوشتهٔ ابوتراب خسروی داشت و لوح فشرده‌ای از خوانش مدیا کاشیگر از ترجمهٔ شعرهای لوتره‌آمون نیز همراه آن بود.
شعر «تکانه‌ها وَ چندوُچون» با تاریخ «مرداد ۱۳۹۵، تهران» در ۱۰ شهریور همان سال، در بخش «شعر امروز ایران» مجلهٔ ادبی پیاده‌رو منتشر شد.

جستارها و ترجمه‌ها در رادیو زمانه

علیزاده رزازی از سال‌های آغازین فعالیت رادیو زمانه در این رسانه جستار و نوشته منتشر کرده است. برای نمونه، او در ۱۲ خرداد ۱۳۹۰ نقدی با عنوان «امروز شنبه، حال این قصه‌ها خوب است» منتشر کرد که به امروز شنبه، نخستین مجموعه‌داستان یوسف انصاری (انتشارات افراز، ۱۳۹۰)، می‌پرداخت. او در این نقد، ضرب‌آهنگ روایت هشت داستان کتاب را به تقطیعی سینمایی، فیلم‌برداری با دوربین روی دست و «جامپ‌کات‌های موزون» تشبیه کرد. به نوشتهٔ او، داستان‌ها در کشاکش میان سنت و مدرنیته ــ یعنی زندگی روستایی و شهری ــ شکل می‌گیرند و نویسنده بی‌آنکه در جایگاه دانای کل داوری کند، پایان بیشتر آن‌ها را باز می‌گذارد. از دید او، انصاری نیز مانند نویسندهٔ محبوبش، غلامحسین ساعدی، از طبیعت و جغرافیای زادگاه خود، تبریز، بهره گرفته است؛ «جبر» و غربت انسان، فارغ از جغرافیا، درون‌مایهٔ مشترک داستان‌هاست.
جستار «وقتی خیزش میان دو آتش می‌سوزد؛ ملاحظاتی چند بر خیزش دی‌ماه ۱۴۰۴» در ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ در بخش «دیدگاه» رادیو زمانه منتشر شد. در این نوشته، علیزاده رزازی خیزش دی‌ماه ۱۴۰۴ را از درون و بیرون در محاصره توصیف می‌کند و می‌پرسد چگونه می‌توان هم‌زمان با استبداد داخلی مقابله کرد و مانع مصادرهٔ مقاومت به دست قدرت‌های خارجی شد. به باور او، میان دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو از یک سو و جمهوری اسلامی و بخشی از چپ اردوگاهی اروپا و آمریکای لاتین که خود را «ضدامپریالیست» می‌خواند از سوی دیگر، «اتحادی نامقدس» شکل گرفته است. او این اتحاد را نادیده‌گیرندهٔ عاملیت مردم و فروکاهندهٔ خیزش به نمادی در شطرنج ژئوپلیتیک می‌داند. علیزاده رزازی این سازوکار را با دو مفهوم «دگردیسی» (trasformismo) و «انقلاب منفعل» در اندیشهٔ آنتونیو گرامشی توضیح می‌دهد.
در ادامهٔ جستار، علیزاده رزازی خوانش «خرده‌بورژوایی» از اعتراضات بازاریان را نقد می‌کند و از رویارویی دو افق در ایران سخن می‌گوید. افق نخست، خودسازمان‌دهی اجتماعی بر پایهٔ شکاف‌های طبقاتی، جنسیتی و قومی است؛ به نوشتهٔ او، این افق در جنبش «زن، زندگی، آزادی» به اوج رسید. افق دوم، بسیجی پوپولیستی است که به نام «انقلاب ملی» و با محوریت سلطنت‌طلبان و بخشی از رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور پیش برده می‌شود؛ او این جریان را پروژه‌ای برای برساختن چهره‌ای واحد و نمادین از رهبری ملی می‌داند. نویسنده با اشاره به پیامدهای حملهٔ ۲۰۰۳ به عراق، مداخلهٔ ناتو در لیبی، جنگ داخلی سوریه و یورش آمریکا به ونزوئلا استدلال می‌کند که مداخلهٔ نظامی خارجی، حتی با توجیه «حقوق بشر»، دستاوردی برای مردم ایران نخواهد داشت. او در عین حال تصریح می‌کند که مخالفت با چنین مداخله‌ای به معنای دفاع از جمهوری اسلامی نیست. علیزاده رزازی با ارجاع به مفهوم «فمینیسم امپریالیستی» لیلا ابو لغد و نظریهٔ بحران بازتولید اجتماعی تیتی باتاچاریا، وضعیت کنونی ایران را «بحران حیات» می‌خواند. او در پایان از «راه سومی» دفاع می‌کند که، به باورش، بر چهار پایه استوار است: رد هم‌زمان امپریالیسم و استبداد داخلی؛ پشتیبانی بر پایهٔ «منطق توانمندسازی» به‌جای «منطق خیریه»؛ مقابلهٔ روایی با «فمینیسم امپریالیستی» و «ضدامپریالیسم مردسالار»؛ و ساختن انترناسیونالیسمی نوین «از پایین».
علیزاده رزازی دو جستار را نیز از اسپانیایی به فارسی ترجمه کرد که رادیو زمانه منتشرشان کرد. نخستین جستار، «چپ که مارکس را از یاد برد و راست که گرامشی را دریافت»، نوشتهٔ رنه رامیرِث (René Ramírez)، نویسنده، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه اهل اکوادور است. متن اصلی این جستار در ۱۳ مهٔ ۲۰۲۵ در Jacobin América Latina منتشر شد و ترجمهٔ فارسی آن در ۱۷ خرداد ۱۴۰۴ در بخش «دیدگاه» رادیو زمانه انتشار یافت. رامیرث در این نوشته استدلال می‌کند که چپ معاصر، گرامشی را به شعاری تکراری فروکاسته، حال آنکه راست افراطی از اندیشهٔ او دستورالعملی اجرایی برای ساختن هژمونی فراهم کرده است. به نظر او، چپ با غرق‌شدن در «روایت‌ها» ساختار مادی و شیوهٔ تولید را از یاد برده است؛ ازاین‌رو، راه چاره را بازگشت به مارکس و بازخوانی سرمایه می‌داند و می‌گوید: «گرامشی بدون مارکس میمی بیش نیست». مترجم نیز پانوشت‌هایی توضیحی به متن افزوده است؛ از جمله دربارهٔ عبارت «بدبینی عقل، خوش‌بینی اراده» در دفترهای زندان گرامشی و مفهوم «موج صورتی» در اشاره به دولت‌های چپ‌گرای آمریکای جنوبی.
ترجمهٔ دیگر او، جستار «پیاده‌نظام آخرالزمان» نوشتهٔ آلبرتو تُسکانو، فیلسوف، مترجم و نظریه‌پرداز ایتالیایی، در ۱۱ مهر ۱۴۰۴ منتشر شد. این جستار نخست در نشریهٔ Communis انتشار یافته بود و ترجمهٔ اسپانیایی آن را رولاندو پراتس در ۱۲ ژوئیهٔ ۲۰۲۵ در Jacobin América Latina بازنشر کرد. به نوشتهٔ رادیو زمانه، تُسکانو حمایت بی‌قیدوشرط دولت‌های غربی از اسرائیل را نشانهٔ ورشکستگی اخلاقی نظم لیبرال بین‌المللی می‌داند. او سرکوب جنبش‌های همبستگی با فلسطین در بریتانیا، آلمان و آمریکا ــ از جمله ممنوعیت گروه «اقدام برای فلسطین» (Palestine Action) در بریتانیا به‌عنوان سازمانی تروریستی در ژوئیهٔ ۲۰۲۵ ــ را مکمل مصونیت اسرائیل از قوانین بین‌المللی می‌شمارد. از دید او، این استاندارد دوگانه شکافی عمیق میان سیاست رسمی و افکار عمومی پدید آورده است.

بیانیه‌های جمعی

نام علیزاده رزازی در فهرست امضاکنندگان چند بیانیهٔ جمعی نیز آمده است. در بیانیه‌ای به تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۷، نام او در میان نزدیک به ۷۰۰ امضاکننده‌ای ثبت شده بود که به پرونده‌سازی برای سه عضو کانون نویسندگان ایران اعتراض کردند. در ژانویهٔ ۲۰۲۰، نام او با املای لاتین «Vahid Alizadeh Razzazi» در فهرست امضاکنندگان دادخواست «دادخواهی برای نویسندگان دربند» (Protest against suppression of writers in Iran) در Change.org آمده بود؛ متن دادخواست بازداشت احمد زاهدی لنگرودی و آرش گنجی و احکام حبس رضا خندان مهابادی، بکتاش آبتین و کیوان باژن را مورد اعتراض قرار می‌داد. در دسامبر ۲۰۲۰ نیز نام او در فهرست امضاکنندگان بیانیهٔ «نویسندگان زندانی را آزاد کنید!» آمده بود؛ بیانیه‌ای با بیش از ۱۳۰۰ امضا که خواستار آزادی فوری و بی‌قیدوشرط رضا خندان مهابادی، بکتاش آبتین و کیوان باژن بود.

کارزار «شعر زندگی در برابر اعدام»

علیزاده رزازی در بهار ۱۴۰۴ در کارزار «شعر زندگی در برابر اعدام» مشارکت کرد. این کارزار را گروهی از شاعران ایرانی به دبیری آتفه چهارمحالیان، با همراهی کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام و همکاری رادیو زمانه برگزار کردند؛ شعرهای کارزار نیز در رادیو زمانه و نشریهٔ ادبی بانگ انتشار یافتند. رادیو زمانه در ۵ خرداد ۱۴۰۴ شعر «مضاف‌الیه» او را در مجموعهٔ شعرهای این کارزار منتشر کرد. این رسانه در معرفی شعر نوشت که اثر با تصویرهایی تلخ و استعاری و اشاره به اعدام و قربانی‌شدن انسان‌ها، از زخم‌های اجتماعی و سرکوب سخن می‌گوید.

بیانیهٔ «به این سکوت و همراهی پایان دهیم»

علیزاده رزازی یکی از امضاکنندگان اولیهٔ بیانیهٔ «جمعی از مردان مدافع برابری جنسی و جنسیتی» با عنوان «به این سکوت و همراهی پایان دهیم» بود. این بیانیه در ۲۲ خرداد ۱۴۰۴ در رادیو زمانه منتشر شد و نام او در فهرست ۴۶ امضاکنندهٔ اولیه، با عنوان «شاعر و مترجم»، آمده است. متن بیانیه با اشاره به بازداشت چند ورزشکار مرد تیم دو و میدانی ایران در کره جنوبی به اتهام تجاوز جنسی در ۱۰ خرداد ۱۴۰۴ آغاز می‌شود. امضاکنندگان با یادآوری آمار زن‌کشی و اعدام زنان در ایران و سرکوب جامعهٔ کوئیر، سکوت و همراهی مردان ــ از جمله مردان روشنفکر ــ در برابر مردسالاری را گونه‌ای همدستی با آن دانستند و خواستار بازنگری در مفهوم «مردانگی» و چشم‌پوشی مردان از «امتیازات ناحق» خود شدند.

ترجمهٔ شعر

علیزاده رزازی از اواخر دههٔ ۱۳۸۰ در زمینهٔ ترجمهٔ شعر فعالیت داشته و در آغاز، بیشتر ترجمه‌هایش را در وبگاه خانه شاعران جهان منتشر می‌کرد. او بعدها، در مقاطعی، با روزنامه‌ها و صفحه‌های ادبی همکاری داشت. برای نمونه، روزنامهٔ فرهیختگان در ۱۱ مرداد ۱۳۹۰ پنج شعر کوتاه از استیون کرین، شاعر و نویسندهٔ آمریکایی، را با ترجمهٔ او منتشر کرد. یادداشت معرفیِ همراه ترجمه‌ها، کرین را نویسنده‌ای معرفی می‌کند که در خانواده‌ای مذهبی پرورش یافت و بعدها در برابر باورهای ایدئولوژیک و تحمیلی جامعهٔ پیرامونش ایستاد. در این یادداشت همچنین آمده است که شعرهای نوگرا و نمادین کرین ــ که خود آن‌ها را نه «شعر»، بلکه «خط» می‌نامید ــ پس از مرگش چنان توجه منتقدان را برانگیخت که او را در ردیف والت ویتمن و امیلی دیکینسون قرار دادند.
انتشارات گل‌آذین در سال ۱۳۹۲ کتاب زیر پل‌های فراموشی را منتشر کرد. این کتاب گزیده‌ای ۱۸۴صفحه‌ای از شعرهای کریستینا لوگن، شاعر سوئدی، است که رباب محب و علیزاده رزازی آن را به‌طور مشترک ترجمه کردند.
ترجمهٔ علیزاده رزازی از شعر «حالا چی خوزه؟»، سرودهٔ شاعر برزیلی کارلوس دروموند دِ آندراده، در ۱۰ آذر ۱۳۹۸ در اِکولالیا، آرشیو شعر جهان، منتشر شد. او این شعر را به فارسی گفتاری برگرداند.

ترجمهٔ ادبیات اسپانیایی‌زبان

در سال ۱۳۹۶، نشر ماهی ترجمهٔ مشترک علیزاده رزازی و مریم اسماعیل‌پور از داستان بلند یک رمانک لمپن نوشتهٔ روبرتو بولانیو را منتشر کرد. در همان سال، ترجمهٔ مشترک آن دو از پسری که اسب آتیلا را ربود نوشتهٔ ایبان رپیلا نیز در انتشارات نگاه به چاپ رسید. خبرگزاری شبستان در گزارش انتشار کتاب، بخشی از یادداشت مترجمان را نقل کرد که در آن از اجازهٔ نویسنده و همراهی او در فرایند ترجمه سخن گفته شده بود.
نشر بیدگل در اردیبهشت ۱۳۹۸ ترجمهٔ علیزاده رزازی از کابوی تحمل‌ناپذیر نوشتهٔ بولانیو را منتشر کرد. مترجم این مجموعه را از متن اسپانیایی برگردانده است. کتاب پنج داستان کوتاه و دو خطابه را دربر می‌گیرد.
در سال ۱۴۰۰، نشر بان ترجمهٔ علیزاده رزازی از رمان بارتلبی و شرکا (اسپانیایی: Bartleby y compañía‎) نوشتهٔ انریکه بیلا-ماتاس، نویسندهٔ اسپانیایی، را منتشر کرد. رمان دربارهٔ نویسندگانی است که نوشتن را کنار گذاشته‌اند. در معرفی کتاب در خبرگزاری کتاب ایران، این ترجمه نخستین برگردان فارسی از آثار بیلا-ماتاس دانسته شده که با اجازهٔ خود او انجام گرفته است. وبگاه رسمی بیلا-ماتاس نیز ترجمهٔ فارسی کتاب (ایران، ۲۰۲۱، نشر بان) را در فهرست ترجمه‌های آن آورده است؛ فهرستی که ترجمه‌های انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، ایتالیایی، ژاپنی، چینی، ترکی و عربی را نیز دربر می‌گیرد.
بارتلبی و شرکا نخستین بار در سال ۲۰۰۰ از سوی انتشارات آناگراما در بارسلونا منتشر شد. راوی رمان کارمندی تنها و گوشه‌گیر است که پس از انتشار نخستین کتاب گمنامش، ۲۵ سال چیزی نمی‌نویسد. او دفتری شامل ۸۶ پانوشت بر «متنی نامرئی» فراهم می‌آورد و در آن نویسندگانی را پی می‌گیرد که نوشتن را کنار گذاشته‌اند یا هرگز به آن نپرداخته‌اند؛ از هرمان ملویل و رابرت والزر تا جی. دی. سلینجر. بیلا-ماتاس، با الهام از بارتلبی، کارمند داستان «بارتلبی محرر» نوشتهٔ ملویل که در پاسخ به هر درخواستی می‌گوید «ترجیح می‌دهم که نه»، این گرایش به کناره‌گیری از نوشتن را «سندرم بارتلبی» و آثار نویسندگان این جریان را «ادبیات نه» می‌نامد.
این کتاب در سال ۲۰۰۱ جایزهٔ شهر بارسلونا (Premio Ciudad de Barcelona) را دریافت کرد و در سال ۲۰۰۲ نیز در فرانسه برندهٔ جایزهٔ بهترین کتاب خارجی (Prix du Meilleur Livre Étranger) و جایزهٔ فرناندو آگیره-لیبرالیر (Prix Fernando Aguirre-Libralire) شد. مارک سندرسن در نقد ترجمهٔ انگلیسی کتاب که در سال ۲۰۰۴ در گاردین منتشر شد، آن را «نا-رمانی» بسیار بدیع و اثری «هم روشن و هم بازیگوشانه» خواند. او نوشت که بیلا-ماتاس «پارادوکسی پسامدرن» آفریده است: «چیزی از هیچ، مثبتی از منفی». کرکس ریویوز نیز کتاب را «لذتی طعنه‌آمیز و ذهن‌پیچ» توصیف کرد و نوشت که بیلا-ماتاس خویشاوند ادبی بورخس و کالوینو است. اِلنا سانتوس در ال رینکونته، نشریهٔ برخط مؤسسه سروانتس، رمان را نقطهٔ عطفی در کارنامهٔ بیلا-ماتاس و اثری کلیدی در داستان‌نویسی او دانست؛ به نوشتهٔ او، کتاب سبک شخصی نویسنده را تثبیت کرد و همچنان با آثار بعدی‌اش در گفت‌وگوست. ایگناسیو رودریگث د آرسه نیز در مجلهٔ ادبی Espéculo وابسته به دانشگاه کمپلوتنسه مادرید، آن را هشتمین رمان بیلا-ماتاس و اثری دورگه توصیف کرد که دفتر خاطرات، فرهنگ نویسندگان و جستار انتقادی را در کنار هم می‌نشاند.

فیلم‌سازی

علیزاده رزازی پس از ساخت چند فیلم کوتاه داستانی و تجربی، نخستین مستند خود، این قیافه مشکوک، را دربارهٔ زندگی و شعر علی باباچاهی ساخت. بی‌بی‌سی فارسی این فیلم را مستندی پرتره توصیف کرد که جنبه‌های گوناگون پنج دهه فعالیت شعری باباچاهی را بررسی می‌کند و می‌کوشد از قالب‌های رایج این‌گونه فیلم‌ها فاصله بگیرد.
علیزاده رزازی افزون بر کارگردانی، طراحی و تدوین فیلم را نیز بر عهده داشت و یکی از تهیه‌کنندگان آن بود. در این مستند، چهره‌هایی چون هوشنگ چالنگی، محمد محمدعلی، مدیا کاشیگر، مسعود بهنود، محمد قائد، فرخنده حاجی‌زاده، اردشیر رستمی، فتح‌الله بی‌نیاز، احمد پوری، علی عبداللهی، بهزاد خواجات، رضا عامری، فرخنده بختیاری، بابک صحرانورد و علیرضا مجابی دربارهٔ شعر و شخصیت باباچاهی سخن گفتند.

نمایش و انتشار

این قیافه مشکوک نخستین بار در اسفند ۱۳۹۰، در مراسم بزرگداشت علی باباچاهی در تهران، به نمایش درآمد. نسخهٔ دی‌وی‌دی فیلم در سال ۱۳۹۱ عرضه شد. بی‌بی‌سی فارسی در آبان همان سال، هم‌زمان با هفتادسالگی باباچاهی، آن را در برنامهٔ آپارات پخش کرد. این شبکه مستند را در آبان ۱۳۹۴، به مناسبت هفتادوسومین سالروز تولد باباچاهی، و بار دیگر در آبان ۱۳۹۵ نیز روی آنتن برد.
در نوامبر ۲۰۱۶، علیزاده رزازی به همایش بین‌المللی «فرهنگ ایرانی: نگاهی به گذشته و حال» (Cultura persa: miradas hacia el pasado y el presente) در دانشکدهٔ فلسفه و ادبیات دانشگاه خودمختار مادرید (Universidad Autónoma de Madrid) دعوت شد تا مستند این قیافه مشکوک را با عنوان اسپانیایی Esa sospechosa cara معرفی و نمایش دهد. نام او در فهرست شرکت‌کنندگان آمده است و برنامهٔ رسمی همایش، معرفی و نمایش مستند او را برای عصر روز دوم، ۸ نوامبر، در نظر گرفته بود. بروشور همایش در معرفی او به ترجمهٔ مشترک گزیدهٔ شعر کریستینا لوگن و مجموعه‌شعری که در پاریس منتشر کرده بود اشاره می‌کند؛ در آن همچنین آمده است که او در آن زمان آثار نویسندگان اسپانیایی‌زبانی چون روبرتو بولانیو، خوسه دونوسو و خوان رولفو را ترجمه می‌کرد. خبرگزاری افه نیز در گزارشی که روزنامهٔ لا وانگواردیا منتشر کرد، از گنجاندن نمایش فیلم در برنامهٔ همایش خبر داد.

نقد و بازتاب

محمود بیتا در نقدی با عنوان «قیافه‌ای در قاب» که تیر ۱۳۹۱ در وبگاه رای‌بُن مستند منتشر شد، تلاش کارگردان را «قابل ستایش» خواند. از نظر او، فیلم به گفت‌وگو با شاعر و شارحانش محدود نمی‌شود و لایه‌های خصوصی‌تری از زندگی باباچاهی را نشان می‌دهد. بیتا ثبت لحظه‌های غیررسمی، نمادپردازی‌های تصویری و سکانس‌های پایانی را از دلایل این ارزیابی دانست؛ در این سکانس‌ها، شعر باباچاهی سطر به سطر به چند زبان ترجمه می‌شود. او معتقد بود فیلم از معرفی یک شاعر فراتر می‌رود و به اثری هنری بدل می‌شود.
افرا رحیمی در یادداشتی با عنوان «مقصد؛ فقط نرسیدن بود!» که مرداد ۱۳۹۱ در روزنامهٔ اعتماد منتشر شد، تمایز در فرم و انتخاب ساختاری نسبتاً شخصی را مهم‌ترین ویژگی فیلم دانست. به نوشتهٔ او، یکدستی، تنوع تصویری و بیان شخصی اثر آن را تا حد زیادی از کلیشه‌های مستندهای زندگی‌نامه‌ای دور می‌کند و فیلم، به‌جای ستایش بی‌دلیل سوژه، نگاهی تا اندازه‌ای انتقادی به او دارد. با این حال، رحیمی بخش ۶۰ تا ۷۰ دقیقه‌ای فیلم را که به ترجمهٔ شعر می‌پردازد، گسستی در روانی و یکدستی اثر ارزیابی کرد.
بی‌بی‌سی فارسی در گزارشی که اسفند ۱۴۰۴ دربارهٔ درگذشت علی باباچاهی منتشر کرد، از دو مستند دربارهٔ زندگی و کار او نام برد. به نوشتهٔ این گزارش، این قیافه مشکوک را علیزاده رزازی در تابستان ۱۳۹۰ ساخت و در آن، چهره‌های ادبی دربارهٔ جنبه‌های شعری و شخصیتی باباچاهی سخن می‌گویند.

بازداشت و پروندهٔ قضایی

رادیو زمانه در گزارشی اختصاصی که ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ منتشر کرد، نوشت مأموران وزارت اطلاعات شبانه، در ۳ فروردین ۱۴۰۵، به خانهٔ علیزاده رزازی رفتند و او را بازداشت کردند. این رسانه توضیح داد که به‌دلیل قطع سراسری اینترنت و محدودیت گستردهٔ ارتباطات در آن روزها، خبر بازداشت او ماه‌ها از دید بسیاری از دوستان و همکارانش پنهان ماند. ایران‌وایر نیز گزارش کرد که این بازداشت هم‌زمان با جنگ و قطع گستردهٔ اینترنت رخ داده است.
رادیو زمانه به نقل از منبعی آگاه که از طریق خانوادهٔ علیزاده رزازی در جریان پرونده قرار گرفته بود، گزارش داد که او هنگام بازداشت مورد ضرب‌وشتم قرار گرفت، خانه‌اش تفتیش شد و وسایل الکترونیکی‌اش، از جمله تلفن همراه و رایانه، ضبط شدند. بر پایهٔ همین گزارش، او حدود یک ماه در مکانی نامعلوم و در سلول انفرادی نگهداری شد و از تماس تلفنی و ملاقات با خانواده محروم بود. پرونده‌اش در دادسرای عمومی و انقلاب ناحیهٔ ۱۲ تهران جریان داشت. برای آزادی موقت او ابتدا وثیقه‌ای ده‌میلیاردتومانی تعیین شد؛ سرانجام با سپردن وثیقهٔ پنج‌میلیاردتومانی آزاد شد، اما وسایل الکترونیکی‌اش همچنان در توقیف ماندند. خبرگزاری خبرگزاری هرانا نیز گزارش داد که او در سلول انفرادی تحت بازجویی بوده و با وثیقهٔ پنج‌میلیاردتومانی آزاد شده است. بر پایهٔ گزارش هرانا، شعبهٔ ۲۳ دادگاه انقلاب تهران در اواخر تیر ۱۴۰۵ او را به اتهام‌های «اقدام علیه امنیت ملی» و «تشویش اذهان عمومی» به ۷۵ روز حبس و سه سال محرومیت از فعالیت در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی محکوم کرد. رادیو زمانه نوشت که علیزاده رزازی در ۱۵ شهریور ۱۴۰۵ به اجرای احکام دادسرای ناحیهٔ ۳۳ تهران مراجعه کرد و به او ابلاغ شد برای اجرای حکم خود را به زندان تهران بزرگ معرفی کند. کمپین حقوق بشر در ایران محل مراجعه را شعبهٔ اول اجرای احکام کیفری دادسرای عمومی و انقلاب ناحیهٔ ۳۳ تهران معرفی کرد و در توضیح آن، عنوان «دادسرای امنیت تهران» را به‌کار برد.
ایران‌وایر نیز به نقل از کانون نویسندگان ایران، خبر ابلاغ اجرای حکم را گزارش کرد. وبگاه «صدای بازداشت‌شدگان ایران» هم به نقل از کانون نویسندگان نوشت که علیزاده رزازی در ویدئویی خبر دریافت ابلاغیهٔ اجرای حکم را اعلام کرده است.
ایندیپندنت فارسی در گزارشی تحلیلی دربارهٔ پرونده‌های تازهٔ قضایی نویسندگان، پروندهٔ علیزاده رزازی را نمونه‌ای از مرحلهٔ «اجرای حکم» در سازوکار فشار بر اهل قلم دانست.
مرکز حقوق بشر در ایران، سازمانی حقوق‌بشری مستقر در نیویورک، در گزارشی که ۱۴ مهر ۱۴۰۵ منتشر کرد، از تشدید فشار بر هنرمندان، نویسندگان، شاعران، موسیقی‌دانان و دیگر چهره‌های فرهنگی خبر داد. به گفتهٔ این مرکز، شماری از آنان به‌دلیل آثار هنری و ادبی، فعالیت در شبکه‌های اجتماعی یا بیان مسالمت‌آمیز دیدگاه‌هایشان بازداشت، زندانی یا تحت پیگرد قرار گرفته‌اند. بر پایهٔ خلاصهٔ گزارش که رادیو فردا منتشر کرد، علیزاده رزازی نیز در شمار کسانی بود که برای اجرای حکم ۷۵ روز حبس به زندان تهران بزرگ احضار شدند. گزارش همچنین یادآور می‌شود که در بسیاری از این پرونده‌ها علت بازداشت یا اتهام اعلام نشده و در برخی موارد، آثار هنری، نوشته‌ها یا فعالیت‌های شبکه‌های اجتماعی مستقیماً مبنای تشکیل پروندهٔ قضایی قرار گرفته‌اند.

مجموعه‌شعر

اسفندی‌ام؛ لطفن مرا دود کنید!، نشر ناکجا، پاریس، ۱۳۹۳ (۲۰۱۴)، ۸۰ صفحه.

کتاب‌های مرتبط با وحید علیزاده رزازی

منابع و اعتبار تصاویر