زندگی
آدلاین ویرجینیا استیون در ۲۵ ژانویه ۱۸۸۲ در خیابان شمارة ۲۲ هاید پارک گیت در جنوب کنزینگتونِ لندن متولد شد. والدین او جولیا پرینسپ استیون (با نام خانوادگی جکسون؛ ۱۸۴۶–۱۸۹۵) و پدر او سر لزلی استیون (۱۸۳۲–۱۹۰۴؛ نویسنده، مورخ، مقالهنویس، شرح حال نویس و کوهنورد) بودند. جولیا جکسون در سال ۱۸۴۶ در شهر کلکته بریتیش ایندیا متولد شد. والدین مادر او جان جکسون و ماریا پتل جکسون، از دو خانواده انگلیسی-هندی بودند. دکتر جان جکسون سومین پسر جورج جکسون و مری هاوارد بنگالی بود. او پزشکی با سابقه ۲۵ سال فعالیت در خدمات پزشکی بنگال و کمپانی هند شرقی و استاد دانشکده پزشکی تازهتاسیس کلکته بود.
جولیا پرینسپ بعدها به همراه مادر خود به انگلستان نقل مکان کرد و به عنوان مدل مشغول به کار شد. پدر آدلاین، لسلی استیون (به انگلیسی: Leslie Stephen) نویسنده، منتقد و کوهنوردی معروف بود. پدرش، لسلی استیون، منتقد برجسته آثار ادبی عصر ویکتوریا و از فیلسوفان مشهور لاادریگرا بود. اگرچه برادران او برای تحصیل به کمبریج فرستاده شدند، او تحصیلات رسمی دریافت نکرد و در منزل معلم خصوصی داشت. ویرجینیا از کتابخانه غنی پدر بهره بسیاری برد و از جوانی دیدگاههای ادبی خود را که متمایل به شیوههای بدیع نویسندگانی چون جیمز جویس، هنری جیمز و مارسل پروست بود در مطبوعات به چاپ میرساند.
وولف در نوشتههایش دربارهٔ زندگی خود، از جمله خاطرات (۱۹۰۸)، خیابان شماره ۲۲ هاید پارک گیت (۱۹۲۱) و طرحی از گذشته (۱۹۴۰) تصویری از زندگیاش در سالهای ابتدایی ارائه میدهد. لزلی استفن (۱۹۳۲) نیز از دیگر نوشتههای وولف دربارهٔ این دوره از زندگی او است و در داستانهایش نیز به دوران کودکیاش اشاره دارد. در کتاب به سوی فانوس دریایی (۱۹۲۷)، تصویر او از زندگی رامزیها در هبریدها، روایتی از بازدید استفانها از کورنوال و فانوس دریایی گودروی است. با این حال، تصویر وولف از مادر و خانوادهاش بهطور قابلتوجهی بین سالهای ۱۹۰۷ و ۱۹۴۰ دچار تحول شده و تصویر دور و موردستایش مادرش دقیقتر و کاملتر میشود.
از دستدادن ناگهانی مادرش در سیزده سالگی و به دنبال آن درگذشت خواهر ناتنیاش دو سال بعد منجر به اولین حمله از رشته حملههای عصبی ویرجینیا وولف شد. با وجود این بین سالهای ۱۸۹۷ تا ۱۹۰۱، موفق شد در دانشکده زنان کالج سلطنتی لندن درسهایی (گاه تا حد مدرک) در زبان یونانی، لاتین، آلمانی و تاریخ بگذراند که مقدمات آشنایی او را با بعضی از پیشگامان مدافع آموزش زنان مانند کلارا پیتر، جرج وار و لیلیان فیتفول فراهم کرد. دومین حملهٔ عصبی او پس از مرگ پدرش در ۱۹۰۴ بود. در این دوران برای اولین بار دست به خودکشی زد و سپس بستری شد.
ویرجینیا پس از مرگ پدرش در ۲۲ سالگیاش (سال ۱۹۰۴)، بعد از آنکه توانست از زیر سلطه برادر ناتنیاش جورج داکورت آزاد شود، استقلال تازهای را تجربه کرد. برپایی جلسات بحث دوستانه همراه خواهرش ونسا، و برادرش توبی و دوستان آنها تجربه نو و روشنفکرانهای برای آنها بود. در این جلسهها سر و وضع و جنسیت افراد مهم نبود بلکه قدرت تفکر و استدلال آنها بود که اهمیت داشت. علاوه بر این، ویرجینیا همراه خواهر و برادرش به سفر و کسب تجربه نیز میپرداخت. استقلال مالی ویرجینیا در جوانی و پیش از مشهورشدن، از طریق ارثیه مختصر پدرش، ارثیه برادرش، توبی که در سال ۱۹۰۶ بر اثر حصبه درگذشت و ارثیه عمهاش، کارولاین امیلیا استیون (که در کتاب اتاقی از آن خود بدان اشاره کرده است) به دست آمد.
او در سال ۱۹۱۲ با لئونارد وولف کارمند پیشین اداره دولتی سیلان و دوست قدیمی برادرش ازدواج کرد و همراه با همسرش انتشارات هوکارث را در سال ۱۹۱۷ برپا کردند؛ انتشاراتی که آثار نویسندگان جوان و گمنام آن هنگام (از جمله کاترین منسفیلد و تی.اس. الیوت) را منتشر کرد.
او یکی از بنیانگذاران بنیادِ بلومزبری بود.
خودکشی و مرگ
ویرجینیا وولف طی جنگهای اول و دوم جهانی بسیاری از دوستان خود را از دست داد که باعث افسردگی شدید او شد و در نهایت در تاریخ (۲۸ مارس ۱۹۴۱) پس از پایانِ آخرین رمانِ خود به نام بین دو پرده نمایش، خسته و رنجور از رویدادهای جنگ دوم جهانی و تحت تأثیر روحیهٔ حساس و شکنندهٔ خود، با جیبهای پر از سنگ به «رودخانه اوز» در «رادمال» رفت و خود را غرق کرد. جسد او حدود یک ماه بعد در تاریخ ۱۸ آوریل توسط چند کودک در پاییندست رودخانه پیدا شد. جسد او در روز ۲۱ آوریل در حضور همسرش لئونارد سوزانده شد و خاکسترش در سایه درختی در باغچهای به خاک سپرده شد.
او در آخرین یادداشتِ خود با روحیهای افسرده، برای همسرش چنین نوشت:
عزیزترینم، تردیدی ندارم که دوباره دچارِ جنون شدهام. احساس میکنم که نمیتوانیم یکی دیگر از این دورههای وحشتناک را از سر بگذرانیم؛ و اینبار بهبودی نخواهم یافت. شروع به شنیدنِ صداهایی کردهام و نمیتوانم تمرکز کنم؛ بنابراین کاری را میکنم که به گمانم بهترین کارِ ممکن است.
بهترین شادیِ ممکن را تو در اختیارم گذاشتهای. هرآنچه میتوان بود، برایم بودهای. میدانم که دارم زندگیات را تباه میکنم، میدانم که بدون من میتوانی کار کنی؛ و میدانم که خواهی کرد. میدانم.. گمان نمیکنم تا پیش از آغازِ این بیماریِ وحشتناک، هیچ دو نفری میتوانستند از این شادتر باشند. بیش از این توانِ مبارزه ندارم. میبینی؟ حتی نمیتوانم این را هم درست بنویسم. نمیتوانم چیزی بخوانم.
میخواهم بگویم همهٔ شادیِ زندگیام را مدیونِ توأم. تو با همهچیزِ من ساختهای و به طرزی باورنکردنی نسبت به من مهربان بودهای. همهچیز جز اطمینان به نیکیِ تو، مرا ترک گفته است. دیگر نمیتوانم به تباه کردنِ زندگیات ادامه دهم. گمان نمیکنم هیچ دونفری بتوانند آنقدر که ما شاد بودهایم، شاد باشند.___ویرجینیا
آلیس میلر، روانشناس، روانکاو و فیلسوف سوئیسی، در کتاب بدن هرگز دروغ نمیگوید، اثرات پایدار تربیت خشن، علت روانپریشی وولف را، سوءاستفاده جنسی برادران ناتنی او، از او و خواهرش و عدم توجه خانواده و اطرافیان به رنجهای کودکی او عنوان میکند. میلر در این کتاب مینویسد: «به همین علت ویرجینیا علیرغم داشتن دوستان خوب بسیار، در کنار آمدن با گذشته دردناکش کاملاً تنها بود بر اهمیت میبست» او در بخش دیگری از همین کتاب مینویسد: «من فکر میکنم اگر ویرجینیا شاهد آگاهی داشت که میتوانست با او در مورد احساسات ناشی از اتفاقات ناگوار دوران کودکیش درد دل کند، میشد جلوی خودکشی او را گرفت»
نخستین زندگینامهنویس رسمی وولف خواهرزادهاش، کوئنتین بل است که گذشته از ویژگیهای مثبت، چهرهای نیمهاشرافی و پریشان از او ترسیم کرده است. در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ پژوهشگران مختلفی دربارهٔ وولف نوشتند و به تدریج هم تصویر واقعبینانهتر و متعادلتری از وولف به وجود آمد و هم به اهمیت سبک و فلسفه او در ادبیات و نیز نقد فمینیستی پرداخته شد. جین مارکوس از پژوهشگرانی است که دربارهٔ سبک وولف کتاب نوشته است. او وولف را سیاسی سرسخت و مبارز میداند و استدلال میکند وولف با آگاهیای که به طبقه اجتماعی و تأثیر آن بر رشد فردی داشته، نباید نخبهگرا محسوب شود.
سبک
ویرجینیا وولف نویسنده رمانهای تجربی است که سعی در تشریح واقعیتهای درونی انسان دارد. نظرات فمینیستی وی که از روح حساس و انتقادی او سرچشمه گرفته، در دهه ششم قرن بیستم تحولی در نظریات جنبش زنان پدید آورد. وی در نگارش از سبک سیال ذهن بهره گرفته است.
کتاب اتاقی از آن خود وولف در کلاسهای آیین نگارش پایههای مختلف تحصیلی دانشگاهی تدریس میشود. علاوه بر اهمیت شیوه نگارشی آن، این کتاب ویژگیهای نثر مدرنیستی را در مقاله نویسی وارد کرده و سبک جدیدی ایجاد کرده است. گذشته از این، اتاقی از آن خود را شکلدهنده جریان نظری فمینیستی و بهطور خاص نقد ادبی فمینیستی میدانند.
دیدگاهها
وولف در دوران زندگی خود دربارهٔ موضوعات بسیاری که در آن زمان جنجالبرانگیز بهشمار میرفتند، صریح و بیپرده سخن میگفت؛ برخی از این دیدگاهها امروزه مترقی و برخی دیگر واپسگرایانه تلقی میشوند. او در دورهای که حقوق زنان هنوز بهسختی به رسمیت شناخته میشد، فمینیستی پرشور بود و در زمانی که شوونیسم رواج داشت، دیدگاههایی ضد استعماری، ضد امپریالیستی و ضد نظامیگری داشت و از صلحجویی حمایت میکرد. از سوی دیگر، دیدگاههای او دربارهٔ طبقه اجتماعی و نژاد در نوشتههای شخصی و آثار منتشرشدهاش مورد انتقاد قرار گرفته است. مانند بسیاری از همعصرانش، برخی از نوشتههای او امروزه توهینآمیز تلقی میشوند. از این رو، وولف چهرهای دو قطبیکننده دانسته میشود؛ از یک سو بهعنوان فمینیستی انقلابی و قهرمانی سوسیالیست و از سوی دیگر بهعنوان مروج نفرتپراکنی شناخته شده است.
آثاری همچون اتاقی از آن خود (۱۹۲۹) و سه گینی (۱۹۳۸) اغلب بهعنوان آثار شاخص ادبیات فمینیستی در دورههای دانشگاهی تدریس میشوند؛ دورههایی که ممکن است نسبت به برخی از دیدگاههای او که در آثار دیگرش بیان شدهاند، موضعی بسیار انتقادی داشته باشند. وولف همچنین با انتقادهای گستردهای از سوی همجنسگراهراسان و زنستیزان روبهرو شده است.
اندیشههای فمینیستی
وولف در مورد مشکل عدم امکان کارکردن برای زنان در مشاغل آکادمیک یا زمینههای مرتبط با کلیسا، حقوق و پزشکی بسیار نگاشته است، مشکلی که در آن زمان به دلیل عدم پذیرش زنان در آکسفورد و کمبریج شدت یافته بود. خود او به دانشگاه نرفته بود و از این موضوع که برادران و دوستان مذکرش این امکان را که او محروم بود در اختیار داشتند ابراز تاسف میکرد. او معتقد بود حتی در زمینهٔ کاری ادبیات، معمولاً از زنان انتظار میرفت که زندگینامه پدران خود را بنویسند یا مکاتبات آنان را ویرایش کنند. وولف معتقد بود که اگر پدرش هنگامی که او نسبتاً جوان بود از دنیا نرفته بود، او هرگز نویسنده نشده بود.
او همچنین به مسئلهٔ برابری زنان با مردان در ازدواج پرداخته است و در رمان به سوی فانوس دریایی به طرز خلاقانهای به نابرابری موجود در ازدواج والدین خود اشاره میکند. منتقدان معتقدند شخصیتهای این رمان بر اساس والدین خود او ساخته و پرداخته شدهاند.
غیرداستانی
۱۹۲۹ - اتاقی از آن خود
۱۹۳۸ - سه گینی