پیشینه
کارن هورنای در ۱۶ سپتامبر سال ۱۸۸۵ در در بلانکنزه نزدیک هامبورگ آلمان متولد شد. تحصیلات خود را در پزشکی و روانپزشکی در همانجا به پایان رساند. در سال ۱۹۳۲ به ایالات متحده مهاجرت کرد و به عنوان استاد دانشگاه در رشتهٔ روانکاوی مشغول به تدریس شد. در ضمن با همکاری عدهای از همکاران و شاگردان خود مؤسسهای به نام «مؤسسه روانکاوی هورنای» در نیویورک دایر کرد که هماکنون شاگردان او این مؤسسه را اداره میکنند.
کارن هورنای در چهارم دسامبر سال ۱۹۵۲ در ایالات متحده درگذشت.
نظریهٔ روانرنجوری
برخلاف دیدگاه کلاسیک که روانرنجوری را بیماریای زیستشناختی میدانست، هورنای آن را محصول متغیر فرهنگ و محیط مفهومسازی کرد. از آنجا که فرهنگها آنچه را «عادی» تعریف میکنند، بهطور ذاتی آنچه را از آن هنجارها منحرف میشود نیز مشخص میسازند.
اضطراب اساسی:
هورنای بر آن بود که روانرنجوری ریشه در اضطراب اساسی دارد؛ احساس عمیقی از درماندگی، انزوا و تنهایی در دنیایی خصمانه. این اضطراب مستقیماً از پویاییهای ناکارآمد خانواده ناشی میشود؛ جایی که کودک احساس ناخواستهبودن یا ناامنی میکند.
هورنای در کتاب خودکاوی (۱۹۴۲) ده نیاز روانرنجورانه را برشمرد که از جمله آنها عبارتاند از:
نیاز به محبت؛
نیاز به شریکی که زندگی فرد را بهدست گیرد؛
نیاز به شناخت؛
نیاز به تحسین شخصی؛
نیاز به موفقیت شخصی؛
نیاز به استقلال؛
و نیاز به کمال.
بهطور خاص، هورنای معتقد بود که نیاز به محبت و نیاز به قدرت دو نیروی محرک اصلی روانرنجوری هستند.
تألیفات
راه های نو در روانکاوی (1936)، ترجمهٔ اکبر تبریزی
شخصیت عصبی زمانهٔ ما (۱۹۳۷)، ترجمهٔ محمدجعفر مصفا
خودکاوی (۱۹۴۲)، ترجمهٔ کامبیز پارسای (انتشارات بهجت) و محمدجعفر مصفا (انتشارات بهجت)
تضادهای درونیِ ما (۱۹۴۵)، ترجمهٔ محمدجعفر مصفا
عصبیت و رشد آدمی (۱۹۵۰)، ترجمهٔ محمدجعفر مصفا
روانشناسی زنان (۱۹۶۷)، ترجمهٔ محمدحسین سروری