زندگینامه
کریستیان (که گاه با املای «کریستین» به فارسی نوشته شده) همواره علاقهٔ وافری به شهر زادگاه خود داشت. او پس از تحصیل در رشته فلسفه به کارهای گوناگونی مبادرت ورزید: از کار در یک کتابخانه شهری در اوتن، یک موزه در لو کروزو تا روزنامهنگاری برای یک نشریهٔ محلی.
او در ۱۹۷۷ به نویسندگی روی آورد و تاکنون بیش از ۶۰ اثر تألیف کرد. کودکی، عشق و تنهایی دستمایه خلق بیشتر آثار اوست. آثار بوبن مانند زنجیر به هم پیوستهاند، هر یک تصویر دیگری را روشن ساخته و در کنار هم، تابلوی زندگی و افکار نویسنده را شکل میدهند. برای او تجربههای ساده زندگی ـ کودکی، عشق، تنهایی ـ دستمایه خلق آثاری عاشقانهاست. بوبن بیش از آن که به مضامین و کلمات اهمیت دهد، به آوا و لحن کلام میپردازد؛ با این حال نوشتههای او سرشار از اندیشهاند. اندیشهای که از زندگی عاشقانه اش و از عشقش به زندگی سرچشمه میگیرد. برای بوبن نوشتن، سراییدنِ آواهاست.
در ایران، کریستیان بوبن با کتاب ستایش هیچ (éloge du rien) در سال ۱۳۷۳ و کتاب چهره دیگر (Ľ Autre visage) در سال ۱۳۷۴ با ترجمه پیروز سیار معرفی شد. اما بوبن با کتاب رفیق اعلی (Le Très- Bas) با ترجمه همین مترجم به معروفیت دست یافت. بعد از آن تب ترجمه آثار او در کشور شدت گرفت، زیرا به فاصلهٔ چند سال تقریباً نیمی از آثار او به فارسی ترجمه شد. چند رمان او حتی بیش از یک مترجم دارد. برای مثال رمان ژه (Geai) علاوه بر همین عنوان، با عنوان ابله محله یا دیوانهبازی (La folle allure) با عنوان دیوانهوار نیز منتشر شدهاست.

