کنستانتین کاوافی با عصا و کلاه در اسکندریه در سال ۱۸۹۶
کنستانتین کاوافی در ۱۸۹۶؛ عکاسی فتل و برنارد؛ مالکیت عمومی. — منبع تصویر

کنستانتین کاوافیC. P. Cavafy

شاعرPoetروزنامه‌نگار و کارمند دولتJournalist and Civil Servant

کنستانتین کاوافی (۲۹ آوریل ۱۸۶۳ – ۲۹ آوریل ۱۹۳۳) شاعر یونانی‌زبان اسکندریه و یکی از اثرگذارترین شاعران سدهٔ بیستم بود. او نهمین و آخرین فرزند پتروس ایوانیس کاوافی و خاریکلیا فوتیادی بود. پس از مرگ پدر و افول تجارت خانواده، کودکی‌اش میان اسکندریه، لیورپول و لندن گذشت؛ شورش ۱۸۸۲ نیز خانواده را به قسطنطنیه برد. از ۱۸۹۲ سی سال در ادارهٔ آبیاری مصر کار کرد، اما هم‌زمان شعرهایی ساخت که تاریخ هلنیستی و بیزانسی، میل، پیری، شکست و حافظه را به زبان فشرده و کنایه‌آمیز پیوند می‌زدند. او در زندگی هیچ مجموعهٔ شعر تجاری منتشر نکرد و شعرها را در برگه‌ها و دفترچه‌های چاپی به خوانندگان منتخب می‌داد. ارتباط ادبی با گرگوریوس زنوپولوس، ای. ام. فورستر و حلقهٔ روشنفکری اسکندریه به شناخته‌شدنش کمک کرد. کاوافی همسر و فرزند نداشت؛ منابع منتخب از دو رابطهٔ عاشقانهٔ کوتاه و دوستی دیرپای او با الکساندر سینگوپولوس، وارث و مجری ادبی‌اش، یاد می‌کنند. سرطان حنجره و عمل نای‌بُری در ۱۹۳۲ صدایش را گرفت. او در روز هفتادمین سالروز تولدش در اسکندریه درگذشت. در کتاب «صبح روان» شاعر اصلی است و بیژن الهی گزیننده و مترجم فارسی پنجاه‌ویک شعر اوست.

C. P. Cavafy (29 April 1863 – 29 April 1933) was a Greek-language poet of Alexandria and one of the most influential poets of the twentieth century. The ninth and last child of Petros Ioannis Cavafy and Charikleia Fotiadi, he spent parts of his childhood in Liverpool and London after his father’s death and the decline of the family business. The 1882 bombardment of Alexandria drove the family to Constantinople before their return to Egypt. From 1892 he worked for thirty years in the Irrigation Service while developing a compressed, ironic poetry that joined Hellenistic and Byzantine history to desire, ageing, defeat and memory. Cavafy never sold a commercial collection during his lifetime; he circulated carefully arranged sheets and pamphlets among selected readers. Literary relationships with Gregorios Xenopoulos, E. M. Forster and Alexandrian intellectuals helped his work travel. The selected sources record no spouse or children, but identify two brief love affairs and his lasting friendship with Alexander Singopoulos, whom he appointed heir and literary executor. Diagnosed with throat cancer, Cavafy underwent a tracheotomy in 1932 and permanently lost his voice. He died in Alexandria on his seventieth birthday. In Sobh-e Ravan, Cavafy is the original poet and Bijan Elahi is the Persian selector and translator of fifty-one poems.

1 کتاب مرتبط در سایت ثبت شده است.

زندگی در یک نگاه

نام

کنستانتین پترو کاوافی؛ صورت رایج انگلیسی: C. P. Cavafy.

تولد

۱۷ آوریل ۱۸۶۳ در تقویم قدیم؛ ۲۹ آوریل ۱۸۶۳ در تاریخ رایج، اسکندریه.

درگذشت

۲۹ آوریل ۱۹۳۳، اسکندریه؛ سرطان حنجره؛ در هفتادمین سالروز تولد.

والدین

پدر: پتروس ایوانیس کاوافی؛ مادر: خاریکلیا فوتیادی.

خواهر و برادر

نهمین و آخرین فرزند از نه فرزند؛ دو کودک در نوزادی درگذشتند و کاوافی در ۱۹۲۳ آخرین خواهر یا برادر زندهٔ خانواده شد.

کودکی

اقامت در لیورپول و لندن از ۱۸۷۲ تا ۱۸۷۷ و آموختن عمیق زبان انگلیسی.

شغل

کارمند ادارهٔ سوم آبیاری مصر از ۱۸۹۲ به مدت سی سال.

خانه

آپارتمان شمارهٔ ۱۰ خیابان لپسیوس اسکندریه از ۱۹۰۸ تا پایان عمر.

انتشار

در زندگی کتاب تجاری منتشر نکرد؛ شعرها را در برگه‌ها، جزوه‌ها و بسته‌های شخصی توزیع می‌کرد.

آثار معیار

۱۵۴ شعر در مجموعهٔ معیار؛ در کنار شعرهای طردشده، پنهان و ناتمام.

روابط ادبی

گرگوریوس زنوپولوس، ای. ام. فورستر، الکساندر سینگوپولوس و حلقهٔ فرهنگی اسکندریه.

خانوادهٔ شخصی

همسر و فرزند نداشت؛ منابع منتخب از دو رابطهٔ عاشقانهٔ کوتاه یاد می‌کنند.

وارث ادبی

الکساندر سینگوپولوس، دوست نزدیک، وارث و مجری ادبی او بود.

جایزه

نشان ققنوس در ۱۹۲۶؛ تنها افتخار رسمی او در دورهٔ زندگی.

بیماری

سرطان گلو؛ نای‌بُری در ۱۹۳۲ و ازدست‌دادن دائمی صدا.

نقش در صبح روان

شاعر اصلی پنجاه‌ویک شعر؛ بیژن الهی گزیننده و مترجم فارسی است.

تصویر صفحه

عکس سال ۱۸۹۶ در اسکندریه، اثر فتل و برنارد؛ مالکیت عمومی.

سال‌شمار زندگی و آثار مهم

  1. تولد در اسکندریه، به‌عنوان نهمین و آخرین فرزند خانواده.

  2. مرگ پدر و آغاز افت وضعیت مالی خانواده.

  3. زندگی در لیورپول و لندن و آموختن زبان انگلیسی.

  4. بمباران اسکندریه، رفتن خانواده به قسطنطنیه و نوشتن شعر به یونانی و انگلیسی.

  5. نخستین انتشارهای ثبت‌شدهٔ شعر و نثر.

  6. آغاز کار سی‌ساله در ادارهٔ آبیاری و نخستین نمونه‌های روش چاپ برگه‌ای.

  7. انتشار جزوهٔ دوزبانهٔ «دیوارها» و سفر به پاریس و لندن.

  8. انتشار نخستین مقالهٔ گسترده دربارهٔ شعرش به قلم گرگوریوس زنوپولوس.

  9. چاپ جزوه‌ای شامل «در انتظار بربرها» و نخستین بستهٔ شناخته‌شدهٔ شعرها.

  10. آغاز زندگی تنها در آپارتمان خیابان لپسیوس.

  11. تنظیم دومین بستهٔ اصلی شعرها؛ ادامهٔ توزیع خصوصی.

  12. تعیین الکساندر سینگوپولوس به‌عنوان وارث و مجری ادبی.

  13. دریافت نشان ققنوس و پشتیبانی از مجلهٔ ادبی اسکندریه‌ای.

  14. درمان سرطان در آتن، نای‌بُری و ازدست‌دادن صدای گفتاری.

  15. درگذشت در اسکندریه در هفتادمین سالروز تولد.

  16. انتشار پس از مرگ مجموعهٔ شعرها در اسکندریه.

زندگی‌نامه کامل کنستانتین کاوافی

اسکندریه، والدین و نه فرزند خانواده

کنستانتین کاوافی در ۱۷ آوریل ۱۸۶۳ بر پایهٔ تقویم قدیم در اسکندریه به دنیا آمد؛ با تغییر تقویم، ۲۹ آوریل تاریخ رایج تولد او شد. پدرش پتروس ایوانیس کاوافی و مادرش خاریکلیا، دختر گئورگاکیس فوتیادی، در مجموع نه فرزند داشتند. دو کودک در نوزادی درگذشتند و تنها دختر خانواده یکی از آن دو بود. کنستانتین نهمین و آخرین فرزند بود. پدر همراه برادرش گئورگیوس شرکت بازرگانی گندم و پنبه را اداره می‌کرد.

مرگ پدر و سال‌های انگلستان

مرگ زودهنگام پدر در ۱۸۷۰ امنیت مالی خانواده را برهم زد. خاریکلیا برای کمک‌گرفتن از برادر همسرش، فرزندان را در ۱۸۷۲ به انگلستان برد. آن‌ها نخست در لیورپول و سپس در لندن زندگی کردند. کاوافی در این سال‌ها انگلیسی آموخت و این زبان چنان برایش طبیعی شد که نخستین تجربه‌های شعری‌اش را نیز به انگلیسی نوشت. خانواده در ۱۸۷۷ به اسکندریه بازگشت و او در دبیرستان هرمس تحصیل کرد.

دوستان جوانی، مرگ و نخستین شعرها

دو دوست مدرسه‌ای کاوافی، میکس رالیس و استفانوس اسکیلیتسیس، جوان از دنیا رفتند. او در ۱۸۸۶ شعری برای یادبود اسکیلیتسیس نوشت و در ۱۸۸۹ یادداشت‌هایی دربارهٔ بیماری و روزهای آخر رالیس ثبت کرد. این مواجههٔ زودهنگام با مرگ و یادآوری، بعدها در شعرهایی که زمان و فقدان را می‌کاوند پژواک پیدا کرد.

بمباران اسکندریه و قسطنطنیه

شورش ملی‌گرایانهٔ ۱۸۸۲ و بمباران اسکندریه به دست بریتانیا، خانواده را دوباره آواره کرد. خاریکلیا به خانهٔ خانوادگی خود در قسطنطنیه رفت. کاوافی سفر را در متنی انگلیسی با عنوان «قسطنطنیه‌نامه؛ یک حماسه» ثبت کرد و در همان دوره شعرهایی به یونانی و انگلیسی و نثرهایی دانشنامه‌وار نوشت. خانواده در پایان ۱۸۸۵ به اسکندریه بازگشت.

سی سال ادارهٔ آبیاری

کاوافی پس از بازگشت کارهای گوناگونی تجربه کرد و در ۱۸۹۲ به ادارهٔ سوم آبیاری، زیر نظر دولت استعماری بریتانیا، پیوست. این شغل را سی سال حفظ کرد. زندگی اداری منظم در ظاهر با شعرهای تاریخی و عاشقانهٔ او فاصله داشت، اما درآمد ثابت به او امکان داد استقلال ادبی خود را نگه دارد و از بازار رسمی کتاب دور بماند.

مرگ پی‌درپی اعضای خانواده و خانهٔ خیابان لپسیوس

پتروس ایوانیس، برادرش، در ۱۸۹۱ درگذشت؛ مادر در ۱۸۹۹ و سپس گئورگیوس، آریستیدیس و الکساندروس میان ۱۹۰۰ تا ۱۹۰۵ از دنیا رفتند. پل در ۱۹۲۰ و جان در ۱۹۲۳ درگذشتند و کاوافی آخرین خواهر یا برادر زندهٔ خانواده شد. از ۱۹۰۸ تا پایان عمر تنها در آپارتمان شمارهٔ ۱۰ خیابان لپسیوس زندگی کرد؛ خانه‌ای بدون تلفن و برق که به محل دیدار نویسندگان و روشنفکران بدل شد.

روشی که کتاب نبود

نخستین نوشته‌ها و شعرهای کاوافی در ۱۸۸۶ منتشر شدند، اما او هرگز در زندگی مجموعه‌ای تجاری به بازار نداد. از ۱۸۹۲ شعرها را روی برگه‌ها و جزوه‌های کم‌حجم چاپ می‌کرد. «دیوارها» در ۱۸۹۷، چند چاپ کوچک در ۱۸۹۸ و «در انتظار بربرها» در ۱۹۰۴ از نمونه‌های این روش‌اند. بعدتر برگه‌ها را در بسته‌هایی می‌چید و با فهرست دقیق به دوستان و خوانندگان منتخب می‌داد. پژوهشگران پس از مرگش ۱۵۴ شعر را در مجموعهٔ معیار او جای دادند و آثار دیگر را به شعرهای طردشده، پنهان و ناتمام تقسیم کردند.

زنوپولوس، فورستر و رقیبان ادبی

گرگوریوس زنوپولوس در ۱۹۰۳ نخستین مقالهٔ گسترده دربارهٔ کاوافی را در آتن منتشر کرد. ای. ام. فورستر، نویسندهٔ انگلیسی، نزدیک به بیست سال با او آشنایی داشت و ترجمه‌های شعرهایش را به خوانندگان انگلیسی رساند. در سوی دیگر، گفت‌وگوها و کنایه‌های متقابل میان کاوافی و کوستیس پالاماس بخشی از رقابت ادبی زمانه شد. خانهٔ او همچنین پذیرای چهره‌هایی مانند فیلیپو تومازو مارینتی بود.

عشق، تنهایی و وارث ادبی

شعرهای عاشقانهٔ کاوافی بی‌پرده از میل مردانه سخن می‌گویند. منابع منتخب از دو رابطهٔ عاشقانهٔ کوتاه یاد می‌کنند و همسر یا فرزندی برای او ثبت نمی‌کنند. دوستی نزدیک و ماندگارش با الکساندر سینگوپولوس اهمیت ویژه داشت؛ کاوافی در شصت‌سالگی او را وارث و مجری ادبی خود تعیین کرد. این انتخاب در حفظ و سامان‌دادن میراث شاعر نقش مهمی پیدا کرد.

شعر تاریخی و زبان کنایه

کاوافی تاریخ هلنیستی، رومی و بیزانسی را نه برای بازسازی موزه‌ای گذشته، بلکه برای دیدن سیاست و ضعف انسانی به کار گرفت. شکست، سازش، انتظار بیهوده، لحظهٔ دیرشناختن و فاصلهٔ میان ظاهر و حقیقت در شعرهای او بازمی‌گردند. شعرهای عاشقانه نیز اتاق‌ها، خیابان‌ها و بدن‌های به‌یادآمده را به صحنهٔ برخورد میل و زمان تبدیل می‌کنند. زبانش از رمانتیسم آغاز شد، از نمادگرایی و پارناسیسم گذشت و به واقع‌گرایی شاعرانه‌ای موجز و طعنه‌آمیز رسید.

افتخار دیرهنگام و ترجمه‌ها

خوانندگان جوان آتن در دههٔ ۱۹۲۰ بیش از پیش به شعرش توجه کردند. در ۱۹۲۶ نشان ققنوس، تنها جایزهٔ رسمی دورهٔ زندگی او، به وی اعطا شد. برادرش جان از نخستین مترجمان انگلیسی شعرها بود و ترجمه‌های گئورگیوس والاسوپولوس در نوشته‌های فورستر و مجلهٔ تی. اس. الیوت دیده شد. موج جهانی ترجمهٔ آثار کاوافی عمدتاً پس از جنگ جهانی دوم گسترش یافت.

سرطان حنجره، ازدست‌دادن صدا و مرگ

از اواخر دههٔ ۱۹۲۰ ناراحتی گلو او را وادار کرد سیگار را کنار بگذارد. پزشکان سرطان گلو را تشخیص دادند و در ۱۹۳۲ او برای درمان به آتن رفت. عمل نای‌بُری توان سخن‌گفتن را برای همیشه از او گرفت و در بیمارستان با یادداشت نوشتاری ارتباط برقرار می‌کرد. پس از بازگشت به اسکندریه، حالش رو به وخامت رفت و ۲۹ آوریل ۱۹۳۳، درست در هفتادمین سالروز تولدش، درگذشت. او در گور خانوادگی کاوافی در گورستان یونانی شاتبی به خاک سپرده شد.

«صبح روان» در فارسی بیژن الهی

در این نسخهٔ الفبا، «صبح روان» نام گزیدهٔ فارسی پنجاه‌ویک شعر کاوافی است، نه نام مجموعه‌ای که خود شاعر تنظیم کرده باشد. بیژن الهی شعرها را انتخاب و به فارسی ترجمه کرده است. این تفکیک باعث می‌شود کاوافی به‌درستی «شاعر» و الهی به‌درستی «گزیننده و مترجم» معرفی شوند.

کتاب‌های مرتبط با کنستانتین کاوافی

منابع و اعتبار تصاویر