پرترهٔ آرتور شوپنهاور (Arthur Schopenhauer) در سال ۱۸۵۹
عکس: Johann Schäfer، فرانکفورت، مارس ۱۸۵۹؛ نسخهٔ دیجیتال: Frankfurt University Library؛ Wikimedia Commons؛ نسخهٔ نمایشی فقط با کاهش اندازه و بدون ویرایش محتوایی.؛ Public domain — اثر و بازتولید دیجیتال در پروندهٔ Wikimedia Commons در مالکیت عمومی معرفی شده‌اند. — منبع تصویر

آرتور شوپنهاورArthur Schopenhauer

فیلسوف و نویسندهPhilosopher and Authorنویسندهٔ «هنر همیشه بر حق بودن»Author of The Art of Always Being Right

آرتور شوپنهاور (Arthur Schopenhauer؛ ۲۲ فوریهٔ ۱۷۸۸، دانتسیگ ــ ۲۱ سپتامبر ۱۸۶۰، فرانکفورت) فیلسوف آلمانی و نویسندهٔ اصلی «هنر همیشه بر حق بودن» است. او در خانواده‌ای بازرگان به دنیا آمد؛ پدرش هاینریش فلوریس شوپنهاور برایش آینده‌ای تجاری می‌خواست و مادرش یوهانا شوپنهاور بعدها رمان‌نویس و میزبان یکی از محافل ادبی مهم وایمار شد. خواهرش آدله نیز نویسنده و هنرمند بود. سفرهای کودکی و نوجوانی، اقامت در لو آور و آموزش بازرگانی افق اروپایی گسترده‌ای به او دادند، اما مرگ پدر در ۱۸۰۵ مسیرش را تغییر داد. منابع دربارهٔ ماهیت آن مرگ یکسان نیستند؛ خط زمانی رسمی انجمن شوپنهاور آن را «حادثهٔ مرگبار» می‌نامد و این پروفایل خودکشی را به‌عنوان واقعیت قطعی تکرار نمی‌کند. شوپنهاور پس از پایان تعهد کارآموزی به تحصیل کلاسیک و سپس دانشگاه رفت: در گوتینگن ابتدا پزشکی خواند، به فلسفه تغییر رشته داد، در برلین درس‌های فیشته و شلایرماخر را شنید و در ۱۸۱۳ رسالهٔ «دربارهٔ ریشهٔ چهارگانهٔ اصل دلیل کافی» را برای دانشگاه ینا نوشت. در وایمار با گوته دربارهٔ نظریهٔ رنگ گفت‌وگو کرد و در درسدن با متون هندی، به‌ویژه اوپانیشادها در ترجمهٔ لاتینی، درگیر شد. کتاب اصلی‌اش «جهان همچون اراده و تصور» در ۱۸۱۸ با تاریخ ۱۸۱۹ منتشر شد و در چاپ نخست مخاطب اندکی یافت. تدریس او در برلین، که زمان کلاس را عمداً هم‌زمان با هگل گذاشت، موفق نشد. هنگام همه‌گیری وبا در ۱۸۳۱ برلین را ترک کرد و از ۱۸۳۳ در فرانکفورت ماند. چاپ دوم اثر اصلی در ۱۸۴۴ و مجموعهٔ «ملحقات و متفرقات» در ۱۸۵۱ زمینهٔ شهرت دیرهنگام او را فراهم کردند؛ مقالهٔ جان آکسنفورد در ۱۸۵۳ توجه انگلیسی‌زبانان را بیشتر کرد. فلسفهٔ او اراده را نیرویی بنیادی و رنج، میل و کشمکش را ساختاری مهم در تجربهٔ انسانی می‌دید، اما در هنر، شفقت و کاستن از خواستن راه‌هایی برای فاصله‌گرفتن از این چرخه جست‌وجو می‌کرد. او ازدواج نکرد و فرزندی نداشت. خط زمانی انجمن شوپنهاور ثبت می‌کند که ۹ سپتامبر ۱۸۶۰ به ذات‌الریه مبتلا شد و ۲۱ سپتامبر درگذشت؛ این صفحه جزئیات پزشکی فراتر از همین منبع را حدس نمی‌زند. در چاپ فارسی نشر ققنوس با شابک 9789643116354، شوپنهاور نویسندهٔ اثر است؛ عرفان ثابتی ترجمهٔ فارسی را انجام داده و ای. سی. گریلینگ مقدمه را نوشته است.

Arthur Schopenhauer (22 February 1788, Danzig – 21 September 1860, Frankfurt) was a German philosopher and the sole author of the work published in this Persian edition as «هنر همیشه بر حق بودن». He was born into a merchant family. His father, Heinrich Floris Schopenhauer, expected him to pursue commerce, while his mother, Johanna Schopenhauer, later became a novelist and the host of an influential literary salon in Weimar; his sister Adele was also a writer and artist. Childhood travel, a stay in Le Havre and commercial training gave him an unusually broad European experience, but his father’s death in 1805 changed his direction. Sources describe that death differently. The official Schopenhauer Society timeline calls it a fatal accident, so this profile does not repeat suicide as an established fact. After completing his apprenticeship obligation, Schopenhauer pursued classical studies and university education. He began with medicine at Göttingen, changed to philosophy, attended lectures by Fichte and Schleiermacher in Berlin, and completed his dissertation, On the Fourfold Root of the Principle of Sufficient Reason, for the University of Jena in 1813. In Weimar he discussed colour theory with Goethe; in Dresden he engaged deeply with Indian thought, including the Upanishads in Latin translation. His major work, The World as Will and Representation, appeared in 1818 with an 1819 title-page date and initially found few readers. His Berlin lectures, deliberately scheduled against Hegel’s, failed to attract a lasting audience. He left Berlin during the 1831 cholera epidemic and settled permanently in Frankfurt in 1833. The expanded 1844 edition of his main work and Parerga and Paralipomena in 1851 prepared the way for late recognition; John Oxenford’s 1853 essay helped introduce him to English-language readers. Schopenhauer treated will as fundamental and suffering, desire and conflict as structural features of experience, while art, compassion and the quieting of desire offered forms of release. He never married and had no children. The Schopenhauer Society timeline records the onset of pneumonia on 9 September 1860 and his death on 21 September; no more specific medical claim is made here. In this Qoqnoos Persian edition, ISBN 9789643116354, Schopenhauer is the author, Erfan Sabeti translated the text into Persian, and A. C. Grayling wrote the introduction.

7 کتاب مرتبط در سایت ثبت شده است.

زندگی در یک نگاه

نام کامل

Arthur Schopenhauer / آرتور شوپنهاور.

تولد

۲۲ فوریهٔ ۱۷۸۸ در دانتسیگ؛ گدانسک امروزی.

مرگ

۲۱ سپتامبر ۱۸۶۰ در فرانکفورت.

پدر

Heinrich Floris Schopenhauer، بازرگان؛ در ۱۸۰۵ درگذشت.

مادر

Johanna Schopenhauer، رمان‌نویس و میزبان محفل ادبی وایمار.

خواهر

Adele Schopenhauer، نویسنده و هنرمند.

وضعیت خانوادگی

ازدواج نکرد و فرزندی نداشت.

آموزش بازرگانی

کارآموزی در هامبورگ پیش از تغییر مسیر به تحصیل دانشگاهی.

گوتینگن

آغاز پزشکی در ۱۸۰۹ و سپس تغییر رشته به فلسفه.

برلین

حضور در درس‌های Fichte و Schleiermacher از ۱۸۱۱.

دکتری

دانشگاه ینا، ۱۸۱۳؛ دربارهٔ ریشهٔ چهارگانهٔ اصل دلیل کافی.

گوته

گفت‌وگو و همکاری کوتاه دربارهٔ نظریهٔ رنگ در وایمار.

دربارهٔ بینایی و رنگ‌ها

انتشار در ۱۸۱۶.

اندیشهٔ هندی

خواندن اوپانیشادها در ترجمهٔ لاتینی در کنار سنت کانتی و افلاطونی.

اثر اصلی

The World as Will and Representation؛ انتشار ۱۸۱۸ با تاریخ عنوان ۱۸۱۹.

تدریس برلین

آغاز در ۱۸۲۰؛ کلاس کم‌مخاطب هم‌زمان با درس هگل.

خروج از برلین

۱۸۳۱ در جریان همه‌گیری وبا.

اقامت فرانکفورت

از ۱۸۳۳ تا پایان زندگی.

در باب اراده در طبیعت

انتشار ۱۸۳۶.

جایزهٔ نروژ

رسالهٔ آزادی اراده در ۱۸۳۹ برنده شد.

دو مسئلهٔ بنیادین اخلاق

انتشار دو رسالهٔ اخلاقی در ۱۸۴۱.

چاپ دوم اثر اصلی

نسخهٔ گسترش‌یافته در ۱۸۴۴.

Parerga and Paralipomena

انتشار ۱۸۵۱ و عامل مهم شهرت دیرهنگام.

توجه انگلیسی‌زبانان

مقالهٔ John Oxenford در ۱۸۵۳.

هستهٔ فلسفی

اراده، تصور، رنج، هنر، شفقت و آرام‌کردن میل.

علت مرگ

ابتلا به ذات‌الریه در ۹ سپتامبر و درگذشت در ۲۱ سپتامبر ۱۸۶۰، طبق خط زمانی انجمن شوپنهاور.

نقش در این کتاب

نویسندهٔ «هنر همیشه بر حق بودن» در چاپ فارسی با شابک 9789643116354.

مترجم فارسی

عرفان ثابتی / Erfan Sabeti.

نویسندهٔ مقدمه

ای. سی. گریلینگ / A. C. Grayling.

تصویر

پرترهٔ Johann Schäfer، مارس ۱۸۵۹؛ مالکیت عمومی در Wikimedia Commons.

سال‌شمار زندگی و آثار مهم

  1. تولد در ۲۲ فوریه در دانتسیگ.

  2. مهاجرت خانواده از دانتسیگ به هامبورگ.

  3. تولد خواهرش آدله و آغاز دورهٔ اقامت آرتور در لو آور.

  4. بازگشت به هامبورگ و تحصیل در مدرسهٔ Runge.

  5. سفر گستردهٔ خانوادگی در اروپا پیش از آغاز جدی کار بازرگانی.

  6. مرگ پدر و ادامهٔ موقت کارآموزی تجارت.

  7. ترک تجارت و آغاز آموزش فشردهٔ کلاسیک در گوتا و وایمار.

  8. ورود به دانشگاه گوتینگن برای پزشکی؛ سپس گرایش به فلسفه.

  9. انتقال به برلین و حضور در درس‌های فیشته و شلایرماخر.

  10. پایان رساله و دریافت دکتری دانشگاه ینا.

  11. اقامت درسدن، کار بر نظام فلسفی و مطالعهٔ متون هندی.

  12. انتشار «دربارهٔ بینایی و رنگ‌ها» پس از گفت‌وگو با گوته.

  13. انتشار چاپ نخست «جهان همچون اراده و تصور».

  14. سفر دوباره به ایتالیا و آغاز دوره‌ای دشوار پس از بحران دارایی خانوادگی.

  15. اخذ اجازهٔ تدریس در دانشگاه برلین و شکست کلاس هم‌زمان با هگل.

  16. ترک برلین هنگام همه‌گیری وبا.

  17. استقرار دائمی در فرانکفورت.

  18. انتشار «دربارهٔ اراده در طبیعت».

  19. دریافت جایزهٔ انجمن سلطنتی علوم و ادبیات نروژ برای رسالهٔ آزادی اراده.

  20. انتشار «دو مسئلهٔ بنیادین اخلاق».

  21. انتشار چاپ دوم و گسترش‌یافتهٔ اثر اصلی.

  22. انتشار Parerga and Paralipomena و گسترش مخاطبان.

  23. مقالهٔ John Oxenford و افزایش توجه انگلیسی‌زبانان.

  24. ثبت پرترهٔ Johann Schäfer که در این صفحه استفاده می‌شود.

  25. ابتلا به ذات‌الریه در ۹ سپتامبر و درگذشت در ۲۱ سپتامبر در فرانکفورت.

زندگی‌نامه کامل آرتور شوپنهاور

نام، تولد و خانواده

نام معیار فارسی این صفحه «آرتور شوپنهاور» و نام کامل لاتینی او Arthur Schopenhauer است. او ۲۲ فوریهٔ ۱۷۸۸ در دانتسیگ، شهر آزاد آن زمان و گدانسک امروزی، متولد شد. پدرش هاینریش فلوریس بازرگانی متمول و مادرش یوهانا بعدها رمان‌نویس و چهره‌ای شناخته‌شده در زندگی ادبی وایمار شد. خواهر کوچک‌ترش آدله نیز در نویسندگی و هنر فعال بود.

کودکی میان تجارت و سفر

خانواده در ۱۷۹۳، پس از دگرگونی سیاسی دانتسیگ، به هامبورگ رفت. پدر برای آن‌که آرتور زبان و آداب تجارت اروپایی را بیاموزد او را مدتی نزد خانواده‌ای بازرگان در لو آور گذاشت. سفر طولانی ۱۸۰۳ تا ۱۸۰۴ در هلند، انگلستان، فرانسه، سوئیس و اتریش نیز بخشی از معاملهٔ خانوادگی بود: تجربهٔ جهان در برابر ادامهٔ مسیر بازرگانی.

مرگ پدر و تغییر مسیر

شوپنهاور در ۱۸۰۵ پدرش را از دست داد و مدتی به احترام قولی که داده بود کارآموزی تجارت را ادامه داد. روایت‌های بعدی گاهی مرگ هاینریش را خودکشی می‌دانند، اما خط زمانی رسمی انجمن شوپنهاور تعبیر خنثی «حادثهٔ مرگبار» را به کار می‌برد. بدون سند پزشکی یا قضاییِ قطعی، این صفحه اختلاف را به یک حکم هیجان‌انگیز تبدیل نمی‌کند.

یوهانا و آدله به وایمار رفتند و آرتور سرانجام اجازه یافت تجارت را کنار بگذارد. رابطهٔ فکری و شخصی او با مادرش آسان نبود؛ استقلال حرفه‌ای یوهانا و بدبینی تند آرتور زمینهٔ تنش‌های طولانی شد. این اختلاف خانوادگی مهم است، اما جای دستاورد ادبی مستقل یوهانا را نمی‌گیرد.

گوتا، وایمار، گوتینگن و برلین

او با سرعت آموزش کلاسیکِ لازم برای دانشگاه را جبران کرد. در ۱۸۰۹ در گوتینگن پزشکی را آغاز کرد، سپس زیر تأثیر گوتلوب ارنست شولتسه به فلسفه رفت و افلاطون و کانت را جدی خواند. در ۱۸۱۱ به برلین رفت؛ درس‌های فیشته و شلایرماخر را شنید، ولی به مرید هیچ‌کدام تبدیل نشد.

در آشوب جنگ‌های ناپلئونی از برلین دور شد و رسالهٔ «دربارهٔ ریشهٔ چهارگانهٔ اصل دلیل کافی» را نوشت. دانشگاه ینا در ۱۸۱۳ مدرک دکتری را بر پایهٔ همین اثر اعطا کرد. رساله کوششی بود برای تفکیک صورت‌های مختلف «دلیل» و «تبیین»؛ پایه‌ای که بخش زیادی از نظام بعدی او بر آن نشست.

گوته، رنگ و اندیشهٔ هند

بازگشت به وایمار او را وارد گفت‌وگو با گوته دربارهٔ رنگ کرد. حاصل مستقل شوپنهاور رسالهٔ «دربارهٔ بینایی و رنگ‌ها» در ۱۸۱۶ بود؛ نزدیکی اولیه به همکاری پایدار تبدیل نشد، زیرا دو متفکر در توضیح علمی و فلسفی رنگ توافق کامل نداشتند.

در همان دوره، آشنایی با شرق‌شناسی و خواندن Oupnek’hat، ترجمهٔ لاتینی اوپانیشادها، بر زبان فلسفی او اثر گذاشت. این تأثیر نباید به ادعای سادهٔ «فلسفهٔ شرقیِ خالص» تبدیل شود: چارچوب استدلالی او همچنان عمیقاً با کانت، افلاطون و مناقشات فلسفهٔ اروپایی پیوند داشت.

جهان همچون اراده و تصور

شوپنهاور در درسدن نظام اصلی خود را پرداخت. «جهان همچون اراده و تصور» در پایان ۱۸۱۸ منتشر شد، هرچند صفحهٔ عنوان تاریخ ۱۸۱۹ داشت. کتاب جهانِ تجربه‌شده را «تصور» برای سوژه و در سطحی بنیادی‌تر نمود اراده می‌دید. موسیقی، هنر، شفقت و انکار یا آرام‌کردن میل در پاسخ او به رنج جایگاه ویژه یافتند.

چاپ نخست فروش اندکی داشت. سفر ایتالیا و سال‌های بعد نشان می‌دهند که زندگی او فقط انزوای اتاق مطالعه نبود، اما شکست تجاری کتاب و ناسازگاری با فلسفهٔ دانشگاهی زمانه، فاصله‌اش را با نهاد دانشگاه بیشتر کرد.

برلین و رقابت ناموفق با هگل

در ۱۸۲۰ اجازهٔ تدریس در دانشگاه برلین گرفت و زمان درس خود را هم‌زمان با کلاس پرطرفدار هگل انتخاب کرد. دانشجویان اندکی آمدند و برنامه ادامه نیافت. این ماجرا نمونه‌ای روشن از اعتمادبه‌نفس و روحیهٔ جدلی اوست، اما نباید به داستانی ساختگی از رویارویی شخصی دائمی با هگل تبدیل شود؛ رقابت اصلی فکری و نهادی بود.

همه‌گیری وبا در ۱۸۳۱ او را از برلین بیرون برد. هگل در همان همه‌گیری درگذشت؛ شوپنهاور پس از دوره‌ای کوتاه در مانهایم، در ۱۸۳۳ فرانکفورت را خانهٔ دائمی خود کرد.

فرانکفورت و شهرتی که دیر رسید

«دربارهٔ اراده در طبیعت» در ۱۸۳۶ کوشید میان فلسفهٔ او و یافته‌های علمی روز ارتباط برقرار کند. رسالهٔ آزادی اراده در ۱۸۳۹ جایزهٔ انجمن سلطنتی علوم و ادبیات نروژ را گرفت؛ رسالهٔ بنیان اخلاق در رقابت دانمارکی برنده نشد، اما هر دو در ۱۸۴۱ با عنوان «دو مسئلهٔ بنیادین اخلاق» منتشر شدند.

چاپ دوم و گسترش‌یافتهٔ «جهان همچون اراده و تصور» در ۱۸۴۴ نیز فوراً او را مشهور نکرد. نقطهٔ عطف «ملحقات و متفرقات» در ۱۸۵۱ بود: مقاله‌های کوتاه‌تر و دسترس‌پذیرتر خوانندگان تازه‌ای ساختند. مقالهٔ جان آکسنفورد در Westminster Review در ۱۸۵۳ و توجه شاگردان و بازدیدکنندگان، سال‌های پایانی را به دورهٔ شهرت دیرهنگام بدل کرد.

رابطه با نویسندگان و میراث

گوته مهم‌ترین رابطهٔ مستقیم او با یک نویسندهٔ بزرگ نسل پیشین بود؛ یوهانا و محفل وایمار نیز او را در مجاورت ادبیات روز قرار دادند. تأثیر اصلی شوپنهاور پس از مرگ گسترش یافت و در ادبیات، موسیقی، روان‌شناسی و فلسفه رد گذاشت. اشاره به اثرگذاری او بر نیچه، واگنر، توماس مان و فروید باید به معنای هم‌عقیدگی کامل گرفته نشود؛ هرکدام بخش‌هایی را اقتباس، نقد یا دگرگون کردند.

زندگی شخصی و مرگ؛ مرز سند

شوپنهاور هرگز ازدواج نکرد و فرزندی نداشت. منابع عمومی از روابط و اختلاف‌های شخصی او سخن می‌گویند، اما این صفحه ادعاهای روان‌شناختی، شایعه یا تشخیص پزشکی پسینی را جای واقعیت مستند نمی‌نشاند.

خط زمانی انجمن شوپنهاور می‌گوید او ۹ سپتامبر ۱۸۶۰ به ذات‌الریه مبتلا شد و بامداد ۲۱ سپتامبر درگذشت. این صفحه جزئیات پزشکی فراتر از همین گزارش نهادی را اضافه نمی‌کند.

نقش در چاپ فارسی ققنوس

رکورد نسخهٔ فارسی نشر ققنوس با شابک 9789643116354 و ۱۳۶ صفحه، شوپنهاور را نویسنده، عرفان ثابتی را مترجم فارسی و ای. سی. گریلینگ را نویسندهٔ مقدمه معرفی می‌کند. نام مترجم یک نسخهٔ انگلیسی، بدون اعتبار صریح در شناسنامهٔ همین چاپ فارسی، به این کتاب نسبت داده نمی‌شود.

تصویر و مجوز

پرترهٔ اصلی را Johann Schäfer در مارس ۱۸۵۹ در فرانکفورت ثبت کرده است. پروندهٔ Wikimedia Commons آن را در مالکیت عمومی معرفی می‌کند و نسخهٔ دیجیتال به کتابخانهٔ دانشگاه فرانکفورت پیوند دارد. این تصویر دقیقاً با هویت شوپنهاور تطبیق داده شده؛ عکس نامعلوم، بازسازی هوش مصنوعی یا تصویر شخص دیگری استفاده نشده است.

کتاب‌های مرتبط با آرتور شوپنهاور

منابع و اعتبار تصاویر