کودکی در نجف و اصفهان؛ خانوادهای میان دین و سیاست
ابوالحسن نجفی ۷ تیر ۱۳۰۸ در نجف به دنیا آمد. به روایت زندگینامههای مبتنی بر گفتههای خودش، تنها فرزند خانواده بود که در آن شهر متولد شد؛ پدرش، روحانی و مجتهدی از خاندان اصفهانی، برای تحصیل علوم دینی در نجف اقامت داشت. خانواده چند سال بعد به ایران بازگشت و نجفی دوره ابتدایی و متوسطه را در اصفهان گذراند و در ۱۳۲۶ دیپلم ادبی گرفت.
برادرش فضلالله نجفی از افسرانی بود که در واقعه معروف به قیام افسران خراسان در تابستان ۱۳۲۴ به سرگرد اسکندانی پیوست و کشته شد. این رویداد بخشی از حافظه سیاسی خانواده بود، اما نجفی بعدها مسیر اصلی زندگی خود را در زبان، ترجمه، آموزش و ویرایش دنبال کرد.
دانشگاه تهران، سوربن و رسالهای که ناتمام ماند
نجفی در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران زبان فرانسه خواند و از استادانی چون پرویز ناتل خانلری، فاطمه سیاح و موسی بروخیم آموخت. سپس در سوربن زیر نظر آندره مارتینه زبانشناسی خواند. قرار بود رسالهای درباره ساختهای حرف اضافه در زبان فرانسه بنویسد، اما پس از بازگشت به ایران ترجمه، تدریس و فعالیتهای نشر وقت او را گرفت و رساله ناتمام ماند. همین آموزش دوگانه، یعنی ادبیات فرانسه و زبانشناسی، بعدها در دقت ترجمه و حساسیت او به ساخت فارسی به هم رسیدند.
انتشارات نیل؛ وقتی ویرایش هنوز حرفهای جاافتاده نبود
نجفی در ۱۳۳۲ همراه عبدالحسین آلرسول و احمد عظیمی انتشارات نیل را پایه گذاشت. نیل از ناشرانی بود که ویرایش و مقابله ترجمه با متن اصلی را جدی گرفت. روایت نجفی از بازبینی ترجمه محمد قاضی نشان میدهد او ویرایش را دخالت خودسرانه نمیدانست؛ آن را گفتوگویی برای رسیدن به متن دقیقتر و خواندنیتر میدید.
او پس از تحصیل، دبیر دبیرستانهای اصفهان شد و سپس در دانشگاه اصفهان تدریس کرد. در ۱۳۴۹ به تهران آمد و با مؤسسه فرانکلین همکاری کرد؛ در دورههای بعد در دانشگاه تهران، دانشگاه آزاد ایران پیش از انقلاب، مرکز نشر دانشگاهی و دانشگاه علامه طباطبایی نیز تدریس یا همکاری داشت. درسهای او درباره وزن شعر فارسی، مبانی زبانشناسی و امکانات زبان فارسی در ترجمه، پژوهش و کار عملی را به هم پیوند میدادند.
جُنگ اصفهان؛ مترجم در کنار داستاننویسان
نجفی با دعوت بهرام صادقی و محمد حقوقی به جمع جُنگ اصفهان نزدیک شد و از شمارههای آغازین با آن همکاری کرد. این حلقه، با حضور هوشنگ گلشیری، احمد میرعلایی، ضیاء موحد و دیگران، زبان و فرم داستان را جدیتر از ادبیات شعاری دنبال میکرد. نجفی با خواندن، نقد و ویرایش متنها بر این فضا اثر گذاشت؛ در مقابل، تماس نزدیک با داستاننویسان نیز نگاه او به نثر زنده و اجراپذیر را تقویت کرد.
رابطه او با بهرام صادقی و هوشنگ گلشیری باید بهعنوان همکاری ادبی و فکری مستند فهمیده شود، نه داستانسازی درباره زندگی خصوصی آنان. منابع معتبر، نجفی را یکی از چهرههای مرکزی فضای جُنگ اصفهان میدانند؛ حلقهای که به معرفی رمان نو فرانسه و تجربههای تازه در نثر معاصر ایران کمک کرد.
ترجمه؛ انتقال معنا و سبک با هم
نجفی معتقد بود دانستن زبان مبدأ و مقصد بهتنهایی مترجم نمیسازد. مترجم باید موضوع را بفهمد، معنای متن را دقیق منتقل کند و تا جای ممکن سبک را نیز زنده نگه دارد. او ترجمه تحتاللفظی و ترجمه آزاد بیضابطه را دو سوی نامطلوب میدید و از مترجم میخواست لحظهبهلحظه خود را جای خواننده بگذارد.
ترجمههای او دامنهای گسترده دارند: «خانواده تیبو» از روژه مارتن دوگار، «ضدخاطرات» از آندره مالرو، «کالیگولا» از آلبر کامو، داستانهایی از رومن گاری، و چند اثر از ژانپل سارتر از جمله «ادبیات چیست؟»، «گوشهنشینان آلتونا» و «شیطان و خدا». انتخاب این آثار به آشنایی خوانندگان فارسیزبان با ادبیات و اندیشه فرانسه در قرن بیستم کمک کرد.
شیطان و خدا؛ ترجمهای برای خواندن و اجرا
در مقدمه «شیطان و خدا»، نجفی میان زبان نمایشنامه بهعنوان اثر ادبی و زبان نمایشنامه برای اجرا فرق میگذارد. او میکوشد گفتوگوها هم دقت فلسفی سارتر را حفظ کنند و هم روی صحنه مصنوعی و ناشنیدنی نباشند. فصلنامه مترجم چاپ سوم ترجمه نشر نیل را در ۱۳۵۱ ثبت کرده و متن را نمونهای مهم در تاریخ بحث درباره زبان ترجمه نمایشنامه میداند.
در این نسخهٔ الفبا، ژانپل سارتر نویسنده و ابوالحسن نجفی مترجم فارسی است. هر دو نام فارسی و انگلیسی به صفحههای مرتبط پیوند میخورند تا کتابهای نوشتهشده یا ترجمهشده هر شخص در یک مجموعه دیده شوند.
از «غلط ننویسیم» تا دایره نجفی
«غلط ننویسیم» نخستین بار در ۱۳۶۶ منتشر شد و به یکی از پرخوانندهترین و بحثبرانگیزترین راهنماهای نگارش فارسی تبدیل شد. موافقان، دقت آن در کاربرد و گرتهبرداری را ستودند و منتقدانی چون محمدرضا باطنی با برخی داوریهای تجویزی آن مخالفت کردند. اهمیت کتاب فقط در پاسخهایش نیست؛ بحث عمومی بزرگی درباره معیار، تغییر زبان و اختیار ویراستار به راه انداخت.
«فرهنگ فارسی عامیانه»، پژوهشهای عروضی و دایرهای که برای طبقهبندی وزنهای شعر فارسی طراحی کرد و به «دایره نجفی» شهرت یافت، سوی دیگر کار او را نشان میدهند. او از ۱۳۶۹ عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی شد و بعدتر مدیریت گروه ادبیات تطبیقی را بر عهده گرفت. کارش میان پژوهش دانشگاهی، فرهنگنویسی، آموزش و تجربه عملی ترجمه حرکت میکرد.
پدر، پسر و وزن کلمات
شبلی نجفی، پسر ابوالحسن نجفی، پس از حدود سی سال دوری دوباره به پدر نزدیک شد و گفتوگوها و اسناد خانوادگی را در مستند «وزن کلمات» گرد آورد. نقد منتشرشده در آسو این فیلم را فقط شرح کارنامه علمی نمیداند؛ آن را تلاش پسری برای شناخت دوباره پدر توصیف میکند. شبلی فیلم را به دخترش مادلن، نوهای که پس از مرگ ابوالحسن نجفی به دنیا آمد، تقدیم کرد.
نام همسر نجفی در منابع معتبر عمومی بررسیشده بهطور روشن ثبت نشده است و این صفحه برای کاملنمایی، نامی حدسی نمیسازد. همین مرز در مورد جزئیات خصوصی دیگر نیز رعایت میشود.
گوشهگیری، عکس و پایان زندگی
نجفی به خلوت و اتاق کارش دلبسته بود و سالها از انتشار عکس خود پرهیز میکرد. به روایت آسو، در ۱۳۸۹ برای نخستین بار اجازه داد عکسش در مقالهای منتشر شود، آن هم با تأکید بر اینکه روی جلد نباشد. تصویر دارای مجوز این صفحه او را در میانه یک نشست انجمن زبانشناسی ایران در ۳۰ آوریل ۲۰۱۰ نشان میدهد؛ عکس کاربر الیپیر با مجوز اشتراکگذاری همسان در ویکیمدیا کامنز منتشر شده است.
ابوالحسن نجفی ۲ بهمن ۱۳۹۴، در ۸۶سالگی، در بیمارستان مهر تهران درگذشت. گزارشهای خبری علت را مشکل قلبی اعلام کردند و جزئیات پزشکی بیشتری را قطعی نمینویسند. اثر او در ترجمههای ماندگار، روش ویرایش، شاگردان و همکاران، جُنگ اصفهان و گفتوگوی همچنان زنده درباره فارسی درست باقی مانده است.