فعالیت سیاسی و مهاجرت
فتحاللهزاده از اعضای سازمان فداییان خلق ایران، شاخهٔ اکثریت، بود. پس از سرکوب نیروهای چپ توسط جمهوری اسلامی ایران در دههٔ ۱۳۶۰، او همراه با شماری دیگر از اعضای این سازمان به افغانستان گریخت و مدتی در کابل، در رادیویی مشترک میان حزب توده ایران و سازمان فداییان اکثریت، فعالیت کرد. او سپس به اتحاد جماهیر شوروی رفت، جایی که سالها با فراز و نشیبهای دشواری در نظام شوروی زندگی کرد، تا سرانجام توانست آن کشور را ترک کند و به سوئد برود و در آنجا زندگی تازهای برای خود بسازد.
آثار
اتابک فتحاللهزاده در سال ۲۰۰۱ میلادی، در پاسخ به درخواست یک مصاحبه، برای نخستینبار بخشی از خاطراتش را نوشت و سپس تصمیم گرفت کل خاطراتش را به رشتهٔ تحریر درآورد؛ حاصل این کار، کتاب خانه دایی یوسف بود.
خانه دایی یوسف (۱۳۸۱)، به کوشش علی دهباشی منتشر شد و به سرگذشت فداییان اکثریت در مهاجرت، همراه با نگاهی به وضعیت مهاجران نسل پیشین (اعضای حزب توده در دههٔ ۱۳۲۰)، میپردازد. این کتاب تا سال ۱۳۹۷ به چاپ یازدهم رسیده است.
در ماگادان کسی پیر نمیشود (۱۳۸۶ / ۲۰۰۷)، که به شرح زندگی زندانیان و تبعیدیهای ایرانی در منطقهٔ ماگادان -یکی از مراکز اردوگاههای کار اجباری دوران استالین در شرق دور شوروی- میپردازد.
اجاق سرد همسایه
کتابی مشترک با عطاءالله صفوی دربارهٔ خاطرات ایرانیان مهاجر به شوروی، با ویراستاری شیوا فرهمندراد.
دیدگاهها
فتحاللهزاده در مصاحبهای با تارنمای «تاریخ ایرانی»، نظام شوروی در دوران استالین را ترکیبی از استبداد و حکومت مطلقه توصیف کرد و گفت که زندانیان و تبعیدیهای گرفتار در اردوگاههای استالینی، از نظر روانی در برابر سیستم امنیتی شوروی درهم شکسته میشدند؛ به گفتهٔ او، این تأثیر حتی پس از فروپاشی شوروی نیز در میان بازماندگان قابل مشاهده بود. او همچنین این دیدگاه را مطرح کرده که بخش بزرگی از ناکامیهای حزب توده و جریانهای چپ ایرانی، ریشه در این باور داشت که میتوان با اتکا به شوروی به عدالت و آزادی دست یافت؛ باوری که به گفتهٔ او نادرست از کار درآمد.