بالای خواربارفروشی در واشینگتن جداشده
اروین دیوید یالوم ۱۳ ژوئن ۱۹۳۱ در واشینگتن دیسی به دنیا آمد. والدینش پس از جنگ جهانی اول از روستایی به نام Celtz در حوالی مرز لهستان و روسیه مهاجرت کرده بودند و خواربارفروشی کوچکی داشتند. خانواده در آپارتمان بالای فروشگاه در خیابان First و Seaton زندگی میکرد؛ محلهای فقیر در شهری که هنوز جداسازی نژادی رسمی داشت.
زندگی خیابانی را ناامن میدید و کتاب پناه او شد. هفتهای دو بار با دوچرخه به کتابخانه مرکزی حوالی خیابانهای هفتم و K میرفت و زمانی یک قفسه کامل زندگینامه را از آدامز تا زرتشت خواند. آن تصویر کودک تنها میان کتابها، بعدها در روش درمانیاش بازگشت: هر انسان یک داستان یگانه دارد و نباید به برچسب تشخیصی فروکاسته شود.
روث، بنجامین و خواهر بزرگتر، جین رز
پدرش بنجامین یالوم (Benjamin Yalom) و مادرش روث یالوم (Ruth Yalom) بودند؛ نام هر دو در تقدیمنامه خاطرات «Becoming Myself» آمده است. یالوم مینویسد والدینش تقریباً هیچ آموزش سکولاری نداشتند، کتاب نمیخواندند و همه نیروی خود را صرف بقای اقتصادی میکردند. همین فاصله فرهنگی هم تنش ساخت و هم امکان تحصیل نسل بعد را فراهم کرد. نام فروشگاه پدر در گفتوگوی دانشگاه جرج واشینگتن Bloomingdale’s Market ثبت شده است.
او یک خواهر بزرگتر به نام جین رز (Jean Rose) داشت که هفت سال از او بزرگتر بود. در گزیده مجاز خاطرات که Psychotherapy.net با اجازه ناشر منتشر کرده، یالوم یادآوری میکند جین هنگام بحران قلبی پدرشان برای تحصیل از خانه رفته بود. او در خود خاطرات مینویسد جین در زمانی که کتاب را مینوشت درگذشت؛ چون روز و علت پزشکی قطعی مرگ در منابع استنادی این صفحه روشن نیست، چیزی فراتر از همین گزارش افزوده نشده است.
از رمان روسی تا دانشکده پزشکی
یالوم از نوجوانی رمان را عالیترین کار انسانی میدانست، اما در محیط مهاجران آن روز انتخابهای شغلی را محدود به تجارت خانوادگی یا پزشکی میدید. پزشکی برایش به تولستوی و داستایفسکی نزدیکتر بود و پیش از شروع آموزش تصمیم گرفته بود روانپزشک شود.
در ۱۹۵۲ کارشناسی خود را از George Washington University گرفت و در ۱۹۵۶ پزشک عمومی یا MD از Boston University School of Medicine شد. ۱۹۵۷ کارورزی Mount Sinai Hospital نیویورک را تمام کرد و در ۱۹۶۰ دوره تخصص روانپزشکی را در Phipps Clinic بیمارستان Johns Hopkins به پایان رساند. در ۱۹۶۴ بورد روانپزشکی آمریکا را گرفت.
ارتش، هاوایی و استنفورد
پس از تخصص، دو سال در بیمارستان Tripler ارتش در هونولولو خدمت کرد. در ۱۹۶۲ بهعنوان مدرس روانپزشکی به دانشکده پزشکی استنفورد پیوست و در ۱۹۶۳ به مرتبه استادیاری رسید؛ سپس تا استادی و مرتبه ممتاز پیش رفت. استنفورد امروز او را Professor of Psychiatry and Behavioral Sciences, Emeritus معرفی میکند.
کار آغازین او پژوهش علمی و درمان گروهی بود، نه رمان. مطالعات گروههای بستری، گروههای رویارویی و بعد حمایت از بیماران مبتلا به سرطان به او نشان داد «اینجا و اکنون» روابط گروه میتواند الگوهای زندگی بیرون را آشکار کند. او درمانگر را ناظر سرد نمیدید؛ درمانگر و مراجع را «همسفر» در برابر واقعیتهای مشترک انسان میدانست، با این شرط که مرز، مسئولیت و نیاز بیمار مرکز بماند.
کتابی که درمان گروهی را آموزش داد
نخستین چاپ «The Theory and Practice of Group Psychotherapy» در ۱۹۷۰ منتشر شد و طی دههها به متن آموزشی بینالمللی بدل شد؛ چاپ ششم آن در ۲۰۲۰ با همکاری مولین لِشچ منتشر شد. «Every Day Gets a Little Closer» در ۱۹۷۴، نوشته مشترک با بیمار مستعار Ginny Elkin، دو روایت موازی از یک درمان را کنار هم گذاشت.
«Existential Psychotherapy» در ۱۹۸۰ چهار دغدغه نهایی را منظم کرد: مرگ، آزادی و مسئولیت، تنهایی اگزیستانسیال و بیمعنایی. این کتاب مکتبی را از صفر اختراع نکرد؛ یالوم اندیشه کییرکگور، نیچه، هایدگر و سارتر را با رواندرمانی آمریکایی پیوند داد و از رولو می، بهویژه کتاب «Existence» سال ۱۹۵۸، تأثیر گرفت. ارزش کار او بیشتر در سازماندهی بالینی و روایت روشن است تا ادعای بنیانگذاری فلسفه اگزیستانسیال.
داستانهای درمانی و مرز حقیقت
«Love’s Executioner» در ۱۹۸۹ خوانندگان عمومی را به جلسههای درمان برد. «When Nietzsche Wept» در ۱۹۹۲ دیداری خیالی میان یوزف برویر و نیچه ساخت و مدال طلای داستان Commonwealth Club را گرفت. «Lying on the Couch» در ۱۹۹۶ اخلاق، میل و فریب را از سمت درمانگران بررسی کرد؛ «Momma and the Meaning of Life» در ۱۹۹۹ ترکیبی از خاطره، رؤیا، روایت بالینی و داستان بود.
این کتابها پرونده خام بیماران نیستند. یالوم برای حفاظت از هویت، ویژگیها را تغییر یا چند نفر را ترکیب میکند و صریحاً میان روایت حقیقی، داستانیشده و تخیلی فرق میگذارد. جذابیت روایی نباید خواننده را به تشخیصدادن آدمهای واقعی یا نقض محرمانگی تشویق کند. خودش این قالب را «رمان آموزشی» و داستانهای درمانی مینامید.
مریلین؛ عشق نوجوانی و شریک نویسندگی
مریلین کوئنیک، پژوهشگر ادبیات و تاریخ جنسیت، از نوجوانی وارد زندگی یالوم شد و آنان حدود شصتوپنج سال ازدواج داشتند. مریلین دکترای ادبیات تطبیقی را از Johns Hopkins گرفت، در استنفورد تدریس و مدیریت کرد و کتابهایی چون «A History of the Wife»، «A History of the Breast» و «Birth of the Chess Queen» نوشت. او ضمیمه حرفه شوهرش نبود؛ پژوهشگری مستقل بود که همزمان با پرورش چهار فرزند تقریباً کتاببهکتاب با او پیش رفت.
چهار فرزند آنان ویکتور، رید، ایو و بن یا بنجامین یالوماند. منابع رسمی از مسیرهای پزشکی، عکاسی، نویسندگی، کارگردانی تئاتر و روانشناسی بالینی در میان فرزندان سخن میگویند، اما این صفحه هر حرفه را بدون منبع مستقیم به یک نام خاص نمیچسباند. رید با مادرش در کتاب «The American Resting Place» همکاری عکاسی داشت و بنجامین رواندرمانگر و همنویسنده کتاب آخر پدر شد.
ویکتور؛ حرفه مستقل و فقدان خانوادگی
ویکتور یالوم رواندرمانگر، آموزگار و بنیانگذار Psychotherapy.net بود و مسیر حرفهای مستقلی در آموزش تصویری رواندرمانی ساخت. در ژوئن ۲۰۲۶، بن یالوم در بیانیهای که صفحه رسمی پدرشان نیز بازنشر کرد اعلام کرد ویکتور در فوریه همان سال بر اثر خودکشی درگذشته است. خانواده درباره مشکلات سلامت روان او بهطور کلی سخن گفت، اما تشخیص پزشکی مشخصی منتشر نکرد؛ بنابراین این صفحه نه تشخیصی به او نسبت میدهد و نه روز دقیق مرگ را از گزارشهای ثانویه حدس میزند.
بیماری مریلین و نوشتن در آستانه مرگ
در ۲۰۱۹ برای مریلین مولتیپل میلوما، سرطان سلولهای پلاسما، تشخیص داده شد. به روایت مقدمه دانشگاه استنفورد، داروی شیمیدرمانی Revlimid سکتهای ایجاد کرد. او پیشنهاد کرد هر دو تجربه ماههای پایانی را در فصلهای متناوب بنویسند. مریلین ۲۰ نوامبر ۲۰۱۹ در پالو آلتو در ۸۷سالگی درگذشت.
«A Matter of Death and Life» در ۲۰۲۱ هم روایت مشترک بیماری است و هم ادامه نوشته یالوم درباره سوگ پس از مرگ همسر. این کتاب نظریهای بیهزینه درباره «پذیرش مرگ» نیست؛ نشان میدهد حتی درمانگری که عمرش را درباره مرگ نوشته، در فقدان شریک شصتوچندساله آسیبپذیر، خشمگین و تنها میشود.
هدیه درمان، خاطرات و کتابهای پختگی
«The Gift of Therapy» در ۲۰۰۲ هشتادوپنج یادداشت کوتاه برای نسل تازه درمانگران ارائه کرد؛ از ساختن درمانی ویژه هر بیمار تا استفاده مسئولانه از خودافشایی. «The Schopenhauer Cure» در ۲۰۰۵، «Staring at the Sun» در ۲۰۰۸ و «The Spinoza Problem» در ۲۰۱۲ فلسفه و داستان را به مسئله مرگ، رابطه و تعصب پیوند دادند. «Creatures of a Day» در ۲۰۱۵ و خاطرات «Becoming Myself» در ۲۰۱۷ مسیر زندگی را از فروشگاه واشینگتن تا استنفورد بازنگری کردند.
شهرت عامه گاهی او را به نویسنده خودیاری تقلیل میدهد، اما کتابهای اصلی حرفهای او متون بالینی سنگیناند. از سوی دیگر، نوشتههای روایی او جای درمان واقعی را نمیگیرند و نباید توصیه پزشکی شخصی تلقی شوند؛ قدرتشان در ایجاد پرسش و نشاندادن پیچیدگی رابطه درمانی است.
ازدواج دوم و همراهی در سالمندی
یالوم در سالهای پس از سوگ مریلین با ساکینو ماتیلده اشترنبرگ، روانشناس بالینی و درمانگر سیستمیک خانواده و تروما در برلین، وارد رابطه شد. آنان در سال ۲۰۲۴ ازدواج کردند و صفحه حرفهای کنونی اشترنبرگ نام کامل او را Sakino Mathilde Sternberg Yalom و وضعیتش را «همسر اروین یالوم» ثبت میکند. این ازدواج متأخر جای تاریخ مریلین را نمیگیرد؛ بخش تازهای از زندگی مردی است که نوشتههایش سالها درباره عشق، فقدان و امکان پیوند دوباره بودهاند.
حافظه، یک ساعت درمان و وضعیت امروز
با افزایش مشکلات حافظه در دهه نود زندگی، جلسات بلندمدت را کنار گذاشت و مدتی ملاقاتهای یکباره یکساعته را آزمود. «Hour of the Heart» با همکاری پسرش بنجامین در دسامبر ۲۰۲۴ منتشر شد و درباره همین محدودیت، سوگ، همهگیری و امکان ارتباط صادقانه در یک جلسه است.
وبسایت رسمی در ۲۰۲۶ میگوید او با کاهش حافظه روبهروست و دیگر برای مشاوره بیمار نمیبیند. شرح ناشر «Hour of the Heart» نیز از memory loss و تغییر حافظه و حس خود سخن میگوید، نه تشخیص عمومی آلزایمر یا علت پزشکی قطعی؛ نسبتدادن بیماری مشخص بدون اعلام خانواده نادرست است. یالوم در ۱۳ ژوئن ۲۰۲۶ نودوپنجساله شد و تا تاریخ این تحقیق، ژوئیه ۲۰۲۶، زنده است.
میراث و تصویرهای مسئولانه
میراث یالوم در سه پل است: میان پژوهش گروهی و تجربه زنده گروه، میان فلسفه و کار بالینی، و میان آموزش تخصصی و داستانگویی عمومی. اصل تکرارشوندهاش ــ ساختن درمان متفاوت برای هر انسان متفاوت ــ در برابر تشخیص مکانیکی جذاب است، اما اجرای آن همچنان به آموزش، اخلاق و شواهد نیاز دارد.
پرترههای این صفحه از ویکیمدیا کامنز با مجوز روشناند. تصویر کودکی یا عکس والدین با مجوز بازنشر معتبر پیدا نشد؛ عکس کتابخانه فقط فضای جغرافیایی کتابخانه مرکزی دوران کودکی را نشان میدهد و نباید عکس خانه یا خانواده او تلقی شود.