بهرام صادقیBahram Sadeghi

نویسندهAuthor

Bahram Sadeghi (8 January 1937–3 January 1985) was an Iranian physician, poet and one of the most original modernist fiction writers in twentieth-century Persian. Born in Najafabad as the youngest of four children, he studied medicine at the University of Tehran, served in the Health Corps and later worked as a doctor while developing fiction built from black humour, estrangement, fractured identity, unstable time and the collision of ordinary settings with uncanny events.

His novella Malakut first appeared in Kayhan Hafteh in 1961, joined the collection Sangar o qomqomahā-ye khāli in 1970 and appeared separately in 1971. Its established English title is Malakut, sometimes glossed as The Heavenly Kingdom; the title should not be replaced by an invented translation. Sadeghi married Zhila Pirmoradi in 1976 and had two daughters. He died in Tehran from heart failure five days before his forty-eighth birthday; Encyclopaedia Iranica cautiously describes the failure as presumably related to severe drug addiction, so an overdose or suicide must not be asserted. No openly licensed, identity-safe portrait was found: the Iranica photograph carries no open reuse license, while a Commons file under the same Latin name depicts an unrelated Dutch filmmaker.

2 کتاب مرتبط در سایت ثبت شده است.

زندگی در یک نگاه

زادروز

۸ ژانویه ۱۹۳۷، نجف‌آباد، اصفهان؛ تاریخ معیار ایرانیکا. تاریخ ۵ ژانویه/۱۵ دی در برخی منابع ثانویه وجود دارد و اختلاف پنهان نمی‌شود.

درگذشت

۳ ژانویه ۱۹۸۵، تهران؛ پنج روز پیش از چهل‌وهشت‌سالگی.

علت مرگ

نارسایی قلبی؛ ایرانیکا با قید «احتمالاً» آن را مرتبط با اعتیاد شدید می‌داند. هیچ منبع مرجعی در این پرونده اوردوز قطعی یا خودکشی را ثبت نمی‌کند.

current_as_of

current_as_of=2026-07-14 — درگذشته از ۳ ژانویه ۱۹۸۵؛ تاریخ، مکان و توصیف محتاطانهٔ علت مرگ دوباره با ایرانیکا تطبیق داده شد.

پدر و مادر

حسینعلی صادقی، خرده‌فروش؛ جهان‌سلطان، مشوق علاقهٔ او به شعر فارسی.

خواهر و برادر

صادقی چهارمین و آخرین فرزند خانواده بود؛ نام و سرنوشت سه فرزند دیگر در منبع مرجع بررسی‌شده روشن نیست.

همسر و فرزندان

ازدواج با ژیلا پیرمرادی در ۱۹۷۶؛ دو دختر. نام فرزندان در ایرانیکا ذکر نشده و حدس زده نمی‌شود.

تحصیلات و حرفه

دانش‌آموختهٔ پزشکی دانشگاه تهران، ۱۹۷۴؛ پزشک، نویسندهٔ داستان، شاعر و پزشک سپاه بهداشت.

نام ادبی نخستین

صهبا مقداری / Sahba Meqdari، برگرفته از جابه‌جایی حروف نام بهرام صادقی.

دوستان و همکاران ادبی

محمد حقوقی، دوست از دبیرستان؛ همکاری در فضای انجمن صائب و جنگ اصفهان با نسلی شامل هوشنگ گلشیری، ابوالحسن نجفی و حمید مصدق.

آثار شاخص

ملکوت؛ سنگر و قمقمه‌های خالی؛ فردا در راه است؛ وسواس؛ سراسر حادثه؛ با کمال تأسف؛ آقای نویسنده تازه‌کار است.

ملکوت

نخستین انتشار در کیهان هفته، ۱۹۶۱؛ در مجموعه ۱۹۷۰؛ انتشار مستقل ۱۹۷۱. عنوان منتشرشدهٔ انگلیسی: Malakut.

جایزه

جایزهٔ ادبی فروغ فرخزاد، ۱۹۷۵، همراه با هوشنگ گلشیری.

ترجمه انگلیسی

Malakut and Other Stories، ترجمه و مقدمه Kaveh Basmenji، Ibex Publishers، ۲۰۱۲، شابک ۹۷۸۱۵۸۸۱۴۰۸۴۵.

تصویر

عکس ایرانیکا مجوز باز اعلام‌شده ندارد؛ فایل Commons با همین نام لاتین مربوط به فیلم‌ساز هم‌نام است و استفاده نمی‌شود.

سال‌شمار زندگی و آثار مهم

  1. تولد در نجف‌آباد، چهارمین و آخرین فرزند حسینعلی صادقی و جهان‌سلطان.

  2. پایان تحصیل ابتدایی در دبستان دهقان نجف‌آباد.

  3. تحصیل در دبیرستان ادب اصفهان، آشنایی با محمد حقوقی و انتشار شعر با نام «صهبا مقداری».

  4. مهاجرت به تهران و ورود به دانشکده پزشکی دانشگاه تهران.

  5. انتشار «فردا در راه است» و «وسواس» در مجله سخن و آغاز شهرت داستانی.

  6. انتشار داستان‌هایی چون «سنگر و قمقمه‌های خالی»، «سراسر حادثه»، «اذان غروب» و «تأثیر متقابل».

  7. نخستین انتشار «ملکوت» در شماره ۱۲ کیهان هفته.

  8. همکاری با جنگ اصفهان و حضور در شبکهٔ نویسندگان و منتقدان پیشرو.

  9. خدمت نظام و سپاه بهداشت؛ بازگشت به تهران و کار در درمانگاهی در کرج.

  10. انتشار مجموعهٔ «سنگر و قمقمه‌های خالی» با «ملکوت».

  11. انتشار مستقل «ملکوت».

  12. دریافت مدرک پزشکی از دانشگاه تهران.

  13. دریافت جایزهٔ ادبی فروغ فرخزاد همراه با هوشنگ گلشیری.

  14. ازدواج با ژیلا پیرمرادی؛ آنان بعدها صاحب دو دختر شدند.

  15. دوره‌های خدمت پزشکی در دزفول و منطقهٔ جنگی.

  16. مرگ مادرش جهان‌سلطان؛ رویدادی که بر سال آخر زندگی‌اش اثر شدید گذاشت.

  17. درگذشت در تهران بر اثر نارسایی قلبی؛ پیوند با اعتیاد در منبع با قید احتمال آمده است.

  18. انتشار «بازمانده‌های غریبی آشنا» به کوشش محمدرضا اصلانی.

  19. انتشار Malakut and Other Stories با ترجمه Kaveh Basmenji از Ibex Publishers.

زندگی‌نامه کامل بهرام صادقی

نجف‌آباد؛ چهارمین و آخرین فرزند

بهرام صادقی بنا به مدخل تخصصی دانشنامه ایرانیکا در ۸ ژانویه ۱۹۳۷ در نجف‌آباد اصفهان به دنیا آمد. او چهارمین و آخرین فرزند حسینعلی صادقی، خرده‌فروش نجف‌آباد، و جهان‌سلطان بود. مادرش شوق شعر فارسی را در او برانگیخت. تاریخ ۱۵ دی / ۵ ژانویه که در برخی منابع ثانویه تکرار شده، با رکورد مرجع ایرانیکا اختلاف دارد؛ این صفحه اختلاف را پنهان نمی‌کند و ۸ ژانویه را معیار می‌گیرد.

مدرسه، محمد حقوقی و نخستین نام ادبی

صادقی دبستان دهقان نجف‌آباد را در ۱۹۴۹ به پایان رساند و برای دبیرستان به دبیرستان ادب اصفهان رفت. آنجا با محمد حقوقی، شاعر و منتقدی که دوستی‌شان تا پایان عمر صادقی ادامه یافت، آشنا شد. او هنوز دبیرستانی بود که شعرهایش با نام «صهبا مقداری»—حروفی برگرفته و جابه‌جاشده از نام خودش—در نشریات ادبی ظاهر شد. در شعر از مسیر نیما یوشیج اثر گرفت، اما شهرت پایدارش از داستان آمد.

پزشکی در تهران و داستان در دههٔ پس از کودتا

در ۱۹۵۵ به تهران رفت و وارد دانشکدهٔ پزشکی دانشگاه تهران شد. ایرانیکا «فردا در راه است» را نخستین داستان او می‌خواند؛ در ۱۹۵۶ در مجلهٔ «سخن» منتشر شد و «وسواس» به دنبالش آمد. هم‌زمانی نوشتن این داستان‌ها با فضای سرکوب، ترس و بی‌اعتمادی پس از کودتای ۲۸ مرداد مهم است: شخصیت‌های او در زندگی روزمره گیر می‌افتند، اما زیر پوست واقعیت همواره اضطراب، مرگ و هویت جعلی حرکت می‌کرد.

اصفهان، حلقه صائب و جنگ اصفهان

صادقی در سفرهای مکرر به اصفهان در انجمن ادبی صائب حضور می‌یافت؛ حلقه‌ای که حمید مصدق و همفکرانش بنا کرده بودند. از ۱۹۶۵ به «جنگ اصفهان» نیز داستان داد؛ نشریه‌ای پیشرو که هوشنگ گلشیری، ابوالحسن نجفی و محمد حقوقی در شکل‌گیری‌اش نقش داشتند. این رابطه‌ها شبکهٔ حرفه‌ای و ادبی بودند؛ صفحه نباید از همکاری نشریه‌ای روابط خصوصی بسازد.

ملکوت؛ یک شب بین جن، پزشک و مرگ

«ملکوت»، تنها داستان بلند منتشرشدهٔ صادقی، نخستین‌بار در ۱۹۶۱ در شمارهٔ ۱۲ «کیهان هفته» آمد. داستان ساعت یازده شب چهارشنبه با حلول جن در آقای مودت آغاز می‌شود و تا سحر، در درمانگاه باغ‌مانند دکتر حاتم، مرز میان درمان، جاودانگی و مرگ را مخدوش می‌کند. عنوان انگلیسی منتشرشده Malakut است؛ The Heavenly Kingdom توضیح معنایی رایج است، اما برای سئو نباید جایگزین نام بازار Malakut شود.

سنگر و قمقمه‌های خالی

«ملکوت» نه سال پس از انتشار مجله‌ای، در مجموعهٔ «سنگر و قمقمه‌های خالی» در ۱۹۷۰ بازنشر شد و در ۱۹۷۱ به‌صورت کتابی مستقل درآمد. ایرانیکا می‌گوید ۲۵ داستان کوتاه، عمدتاً نوشتهٔ دههٔ ۱۹۵۰، در این مجموعه جای گرفتند. «سراسر حادثه» برخلاف نامش از شبی کسل‌کننده در یک خانه می‌گوید؛ و داستان همنام مجموعه مردی را نشان می‌دهد که زیر لحاف مانده و حتی چیزی برای فکرکردن پیدا نمی‌کند. این تناقض نام و رویداد از ابزارهای طنز تلخ اوست.

چرا داستان‌هایش مدرن ماندند

صادقی توطئهٔ سرراست، زمان یکدست و شخصیت‌پردازی روان‌شناختی متعارف را به هم می‌ریخت. روایت را از چند زاویه می‌دید، فرایند نوشتن را داخل داستان می‌برد، آدم‌های واقعی را در موقعیت‌های غریب می‌گذاشت و داوری اخلاقی آماده تحویل خواننده نمی‌داد. هویت جعلی، ترس، اضطراب و مرگ موتیف‌های تکرارشونده‌اند. علاقهٔ شخصی‌اش به آگاتا کریستی و ژرژ سیمنون نیز جالب است: داستان پلیسی را به‌خاطر «داستان ناب» و رها از پیام اخلاقی می‌ستود.

پزشکی، نظام و جبهه

صادقی در ۱۹۶۶، پیش از اتمام درس، خدمت نظام را آغاز کرد و پس از آموزش مقدماتی در سپاه بهداشت در یاسوج، خوزستان، خدمت کرد—توصیف جغرافیایی منبع که با تقسیمات امروزی نمی‌خواند و همان‌طور نقل می‌شود. در ۱۹۶۸ به تهران برگشت، در درمانگاهی در کرج کار کرد و درس را ادامه داد تا در ۱۹۷۴ مدرک پزشکی گرفت. در ۱۹۸۲ و ۱۹۸۳ نیز برای دوره‌هایی به دزفول و منطقه جنگی فرستاده شد.

گلشیری، جایزه فروغ و اثری بزرگ‌تر از تعداد کتاب‌ها

در ۱۹۷۵ صادقی و هوشنگ گلشیری جایزهٔ ادبی فروغ فرخزاد را دریافت کردند. گلشیری بعدها با مهر و صراحت از طنز سرد و اثر صادقی، به‌ویژه در سال‌های آغاز نویسندگی خودش، نوشت. تقی مدرسی و شهریار مندنی‌پور از نویسندگان بعدی‌اند که پژوهشگران ادامهٔ آزمایش‌های روایی او را در کارشان دیده‌اند. صادقی کم منتشر کرد، اما اثرش بر نثر مدرن فارسی به‌مراتب بزرگ‌تر از تعداد کتاب‌هایش بود.

ازدواج، فرزندان و آنچه نباید حدس زد

صادقی در ۱۹۷۶ با ژیلا پیرمرادی ازدواج کرد و آنان صاحب دو دختر شدند. ایرانیکا نام دختران را در مدخل زندگی‌نامه نمی‌آورد و این صفحه آن‌ها را از منابع غیرمستقیم حدس نمی‌زند. نام سه خواهر یا برادر دیگر او یا سرنوشت خصوصی آنان نیز در منبع مرجع روشن نیست.

سال‌های آخر، اعتیاد و داستان‌های شفاهی

در سال‌های آخر، اعتیاد شدید توان نوشتن منظم را از او گرفت. دوستانش از دوره‌های ناگهانی خلاقیت گفته‌اند که در آن‌ها داستان‌ها را شفاهی نقل می‌کرد؛ حتی در خبری از دوستان خواسته شده بود ضبط‌صوت همراه داشته باشند. هوشنگ گلشیری نوشت بسیاری از طرح‌هایی که صادقی در ذهن تکمیل کرده بود هرگز روی کاغذ نیامدند. مرگ مادرش در حدود ۱۹۸۴ نیز ضربهٔ سختی بود.

مرگ؛ نارسایی قلبی، نه روایت ساخته‌شده

بهرام صادقی ۳ ژانویه ۱۹۸۵ در تهران درگذشت؛ پنج روز پیش از چهل‌وهشتمین زادروزش. ایرانیکا علت مستقیم را نارسایی قلبی می‌نویسد و با قید «احتمالاً» آن را با اعتیاد شدیدش مرتبط می‌داند. این فرق مهم است: منبع مرگ از اوردوز قطعی یا خودکشی سخن نمی‌گوید و صفحه نباید یکی از این دو را به‌عنوان واقعیت بنویسد. current_as_of=2026-07-14: تاریخ و علت مرگ با منبع مرجع دوباره تطبیق داده شد.

بازمانده‌ها و خوانندهٔ جهانی

محمدرضا اصلانی در ۲۰۰۵ شعرها، داستان‌های ناتمام، مصاحبه‌ها و آخرین داستان مکتوب صادقی، «وعدهٔ دیدار با جوجو جتسو»، را در «بازمانده‌های غریبی آشنا» گرد آورد. در ۲۰۱۲، Ibex Publishers مجموعهٔ Malakut and Other Stories را با ترجمه و مقدمهٔ کاوه باسمنجی، پیشگفتار احسان یارشاطر و پیوست سعید هنرمند منتشر کرد. این نسخه ده‌ها سال پس از مرگش، نام تثبیت‌شده Malakut را به خوانندهٔ انگلیسی‌زبان رساند.

چرا عکس اصلی خالی است

ایرانیکا عکسی از بهرام صادقی نمایش می‌دهد، اما برای آن مجوز باز یا اجازهٔ بازنشر تجاری اعلام نمی‌کند. جست‌وجوی Commons فایلی با نام لاتین Bahram Sadeghi پیدا می‌کند، ولی آن عکس بهرام صادقی، فیلم‌ساز هلندی–ایرانی هم‌نام، است، نه نویسندهٔ «ملکوت». برای پرهیز از نقض حق نشر و خطای هویتی، پروفایل تا پیداشدن فایل مجاز و دقیق بدون عکس می‌ماند.

کتاب‌های مرتبط با بهرام صادقی

منابع و اعتبار تصاویر