داریوش مهرجویی در آیین نکوداشت جشن سینمای ایران در سال ۲۰۱۸
داریوش مهرجویی در ۲۵ اوت ۲۰۱۸؛ عکس آرمین کرمی با مجوز CC BY 4.0. — منبع تصویر

داریوش مهرجوییDariush Mehrjui

فیلم‌ساز، فیلم‌نامه‌نویس و اقتباس‌گر ادبیFilmmaker, Screenwriter and Literary Adapter

داریوش مهرجویی (۱۳۱۸–۱۴۰۲) فیلم‌ساز و فیلم‌نامه‌نویس ایرانی و یکی از پایه‌گذاران موج نوی سینمای ایران بود. «گاو» در ۱۳۴۸ پیوند تازه‌ای میان ادبیات معاصر، واقع‌گرایی اجتماعی و زبان سینما ساخت. «دایره مینا»، «هامون»، «سارا»، «پری»، «لیلا»، «درخت گلابی»، «مهمان مامان» و «سنتوری» نشان می‌دهند که او چگونه رمان، نمایشنامه و داستان کوتاه را به مسئله‌های زندهٔ جامعهٔ ایران وصل می‌کرد. در آمریکا سینما و سپس فلسفه خواند و در ۱۳۴۴ به تهران بازگشت. مهرجویی و همسرش، فیلم‌نامه‌نویس وحیده محمدی‌فر، در ۲۲ مهر ۱۴۰۲ در خانه‌شان در زیبادشت کرج با ضربات چاقو کشته شدند. پرونده به محکومیت چهار متهم انجامید؛ خانواده در ۱۴۰۴ از قصاص گذشت، اما وکلای خانواده و شماری از سینماگران دربارهٔ انگیزه و ابهام‌های پرونده پرسش‌هایی را علنی نگه داشتند.

Dariush Mehrjui (1939–2023) was an Iranian filmmaker and screenwriter and a foundational figure of the Iranian New Wave. The Cow (1969) created a decisive connection between modern Persian literature, social realism and cinematic form. The Cycle, Hamoun, Sara, Pari, Leila, The Pear Tree, Mum’s Guest and Santouri show how he repeatedly transformed novels, plays and short stories into films about contemporary Iranian life. He studied film and then philosophy in California before returning to Tehran in 1965. Mehrjui and his wife and screenwriting collaborator Vahideh Mohammadifar were stabbed to death at their home near Karaj on 14 October 2023. Four defendants were convicted; the family later waived retributive execution, while their lawyers and prominent artists continued to question unresolved aspects of the case.

4 کتاب مرتبط در سایت ثبت شده است.

زندگی در یک نگاه

نام فارسی و انگلیسی

داریوش مهرجویی؛ Dariush Mehrjui.

زادروز

۱۷ آذر ۱۳۱۸، برابر با ۸ دسامبر ۱۹۳۹، تهران.

درگذشت

۲۲ مهر ۱۴۰۲، برابر با ۱۴ اکتبر ۲۰۲۳، زیبادشت کرج؛ ۸۳ ساله.

علت مرگ

قتل با ضربات چاقو در خانه، همراه با همسرش وحیده محمدی‌فر.

والدین و خواهر و برادر

نام‌ها در منابع معتبر بررسی‌شده به‌طور یکدست ثبت نشده‌اند؛ حدس منتشر نمی‌شود.

همسران شناخته‌شده

فریار جواهریان، معمار؛ سپس وحیده محمدی‌فر، فیلم‌نامه‌نویس و طراح لباس.

فرزند ثبت‌شده

مونا مهرجویی در گزارش‌های معتبر به‌عنوان دختر او و وحیده محمدی‌فر معرفی شده؛ فهرست کامل فرزندان در منابع یکدست نیست.

تحصیلات

آغاز تحصیل سینما در UCLA و سپس کارشناسی فلسفه در ۱۹۶۴.

آغاز حرفه

بازگشت به تهران در ۱۹۶۵ و ساخت «الماس ۳۳» در ۱۹۶۶.

نقطهٔ عطف

«گاو» در ۱۹۶۹؛ اقتباس از غلامحسین ساعدی و یکی از پایه‌های موج نوی سینمای ایران.

آثار شاخص

گاو، پستچی، دایره مینا، هامون، سارا، پری، لیلا، درخت گلابی، مهمان مامان، سنتوری و لامینور.

اقتباس مرتبط

فیلم «مهمان مامان» بر پایهٔ داستان بلند هوشنگ مرادی کرمانی؛ تولید ۱۳۸۲ و عرضهٔ بین‌المللی ۲۰۰۴.

جوایز منتخب

صدف طلایی سن‌سباستین برای «سارا» در ۱۹۹۳، هوگوی نقره‌ای شیکاگو در ۱۹۹۸ و سیمرغ بهترین فیلم برای «مهمان مامان».

وضعیت پرونده قتل

چهار متهم محکوم شدند؛ خانواده در ۱۴۰۴ از قصاص گذشت، اما پرسش‌های علنی دربارهٔ انگیزه و روند تحقیق باقی است.

تصویر

پرترهٔ سال ۲۰۱۸، عکس آرمین کرمی، با مجوز CC BY 4.0.

آلبوم زندگی و ارتباط‌های ادبی

سال‌شمار زندگی و آثار مهم

  1. تولد در ۸ دسامبر در تهران، در خانواده‌ای طبقهٔ متوسط.

  2. ساخت پروژکتور ۳۵ میلی‌متری در دوازده‌سالگی و نمایش فیلم برای بچه‌های محله.

  3. رفتن به کالیفرنیا و آغاز تحصیل سینما در دانشگاه UCLA.

  4. فارغ‌التحصیلی در فلسفه و راه‌اندازی نشریهٔ ادبی Pars Review.

  5. بازگشت به تهران و آغاز کار در روزنامه‌نگاری، آموزش و فیلم‌نامه‌نویسی.

  6. ساخت نخستین فیلم بلند «الماس ۳۳»؛ شکست تجاری و تغییر جهت به سینمای اجتماعی.

  7. ساخت «گاو» بر پایهٔ داستان غلامحسین ساعدی و تبدیل‌شدن فیلم به نقطهٔ عطف موج نو.

  8. ساخت «آقای هالو» و «پستچی» و ادامهٔ نقد جامعهٔ شهری و قدرت.

  9. ساخت و سپس رفع توقیف «دایره مینا»؛ فیلمی دربارهٔ فقر و تجارت خون.

  10. دوره‌ای از زندگی خارج از ایران و بازگشت در میانهٔ دهه برای ادامهٔ فیلم‌سازی.

  11. ساخت «هامون»؛ پرترهٔ بحران روشنفکری، ازدواج و جست‌وجوی معنوی.

  12. ساخت «سارا» با الهام از ایبسن و دریافت صدف طلایی سن‌سباستین.

  13. ساخت «پری»؛ اقتباسی آزاد از آثار جی. دی. سلینجر.

  14. ساخت «لیلا» دربارهٔ فشار خانوادگی بر زنی که باردار نمی‌شود.

  15. ساخت «درخت گلابی» بر پایهٔ داستان گلی ترقی و دریافت هوگوی نقره‌ای شیکاگو.

  16. ساخت «مهمان مامان» بر پایهٔ داستان هوشنگ مرادی کرمانی و دریافت سیمرغ بهترین فیلم.

  17. نمایش جشنواره‌ای «سنتوری» و سپس جلوگیری از اکران عمومی آن در ایران.

  18. ساخت و انتشار «لامینور» پس از تأخیرها و اعتراض علنی به موانع نمایش.

  19. قتل داریوش مهرجویی و وحیده محمدی‌فر در خانه‌شان در زیبادشت کرج.

  20. محاکمه و محکومیت چهار متهم، تأیید حکم متهم اصلی و سپس گذشت خانواده از قصاص همراه با ادامهٔ اعتراض به ابهام‌های پرونده.

زندگی‌نامه کامل داریوش مهرجویی

کودکی؛ موسیقی، نقاشی و پروژکتور دست‌ساز

داریوش مهرجویی ۱۷ آذر ۱۳۱۸، برابر با ۸ دسامبر ۱۹۳۹، در تهران در خانواده‌ای طبقهٔ متوسط به دنیا آمد. منابع معتبر انگلیسی‌زبان نام والدین یا فهرست قابل‌اتکایی از خواهر و برادرهای او منتشر نمی‌کنند؛ این صفحه برای کامل‌نمایی نامی حدس نمی‌زند. کودکی او با نقاشی مینیاتور، سنتور، پیانو و تماشای فیلم گذشت. روایت مشهور زندگی‌نامه‌ای می‌گوید در دوازده‌سالگی یک پروژکتور ۳۵ میلی‌متری ساخت، فیلم‌های کوتاه اجاره کرد و برای بچه‌های محله نمایش گذاشت.

سینمای نئورئالیستی ایتالیا، به‌ویژه «دزد دوچرخه» ویتوریو دسیکا، بر نگاهش اثر گذاشت. علاقه‌اش فقط شیفتگی به تصویر نبود: زبان انگلیسی یاد گرفت تا فیلم‌های بدون دوبله را بهتر بفهمد و از همان نوجوانی میان سینما، زبان و زندگی روزمره پیوند برقرار کرد.

کالیفرنیا؛ از سینما به فلسفه

در ۱۹۵۹ به کالیفرنیا رفت و در دانشگاه کالیفرنیا لس‌آنجلس وارد رشتهٔ سینما شد. سپس مسیر دانشگاهی را به فلسفه تغییر داد و در ۱۹۶۴ فارغ‌التحصیل شد. این جابه‌جایی بعداً در فیلم‌هایش دیده می‌شود: شخصیت‌های مهرجویی فقط درگیر حادثه نیستند؛ دربارهٔ هویت، اخلاق، ایمان، آزادی و معنای زندگی نیز کشمکش دارند.

در آمریکا نشریهٔ ادبی Pars Review را برای معرفی ادبیات معاصر فارسی به خوانندگان غربی راه انداخت. بازگشت به ادبیات بعدها مهم‌ترین موتور کارنامه‌اش شد؛ او فیلم‌نامه را نه نسخهٔ تصویریِ کتاب، بلکه گفت‌وگویی تازه با متن می‌دانست.

بازگشت و شکست «الماس ۳۳»

در ۱۹۶۵ به تهران بازگشت و در روزنامه‌نگاری، فیلم‌نامه‌نویسی و آموزش زبان و ادبیات کار کرد. نخستین فیلم بلندش «الماس ۳۳» در ۱۹۶۶ تقلیدی پرهزینه از فیلم‌های جاسوسی بود و شکست تجاری خورد. همین شکست مسیر را عوض کرد: به‌جای ادامهٔ الگوی وارداتی، سراغ داستان، روستا و بحران اجتماعی ایران رفت.

«گاو»؛ ساعدی و تولد یک نقطهٔ عطف

«گاو» در ۱۳۴۸ بر پایهٔ داستانی از غلامحسین ساعدی ساخته شد. عزت‌الله انتظامی نقش مش حسن را بازی کرد؛ روستایی‌ای که پس از مرگ گاوش مرز هویت انسان و حیوان را از دست می‌دهد. فیلم با واقع‌گرایی، نماد و بازی گروهی، راهی تازه برای سینمای ایران نشان داد و در کنار آثار مسعود کیمیایی و ناصر تقوایی از پایه‌های موج نو شد.

اهمیت «گاو» فقط جایزه یا شهرت نیست. همکاری نویسنده، کارگردان و بازیگر نشان داد ادبیات معاصر می‌تواند مادهٔ سینمایی زنده باشد، بی‌آنکه فیلم به خلاصهٔ کتاب تبدیل شود. این الگو در دهه‌های بعد بارها در کار مهرجویی بازگشت.

سانسور و «دایره مینا»

«آقای هالو» و «پستچی» جامعهٔ شهری، قدرت و فروپاشی فرد را کاویدند. «دایره مینا»، با تکیه بر نوشته‌ای از ساعدی دربارهٔ تجارت خون و فقر، چند سال توقیف شد؛ اما بحث عمومی پیرامون آن به توجه بیشتر به نظام انتقال خون انجامید. مهرجویی در دورهٔ شاه و جمهوری اسلامی هر دو با سانسور و تأخیر در نمایش فیلم روبه‌رو شد.

او مدتی پس از انقلاب خارج از ایران زندگی کرد و در میانهٔ دههٔ ۱۹۸۰ بازگشت. این رفت‌وبرگشت، کارنامه را به دو بخش ساده تقسیم نمی‌کند؛ پرسش دربارهٔ روشنفکر، جامعه و امکان عمل در هر دو دوره ادامه دارد.

«هامون» و روشنفکر سرگردان

«هامون» در ۱۳۶۸ یا ۱۹۹۰ بحران یک مرد روشنفکر، ازدواج شکست‌خورده و جست‌وجوی معنوی را با رؤیا، خاطره و طنز تلخ ترکیب کرد. فیلم برای نسل بزرگی به اثری مرجع تبدیل شد و نشان داد واقعیت روانی می‌تواند به اندازهٔ واقعیت اجتماعی آشفته و سیاسی باشد.

در دههٔ ۱۳۷۰ «سارا» با الهام از «خانهٔ عروسک» هنریک ایبسن، «پری» با اقتباسی آزاد از نوشته‌های جی. دی. سلینجر، «لیلا» دربارهٔ فشار ناباروری و ازدواج دوم و «درخت گلابی» بر پایهٔ داستان گلی ترقی ساخته شدند. نمایش برنامه‌ریزی‌شدهٔ «پری» در نیویورک پس از اعتراض حقوقی سلینجر لغو شد؛ نمونه‌ای مهم از تنش میان اقتباس، حق مؤلف و تبادل فرهنگی.

زنان، خانواده و همکاری با فیلم‌نامه‌نویسان

فیلم‌های «سارا» و «لیلا» تجربهٔ زنان را درون خانواده و فشار سنت بررسی کردند و بازی‌های نیکی کریمی و لیلا حاتمی را به مرکز روایت آوردند. این آثار را نمی‌توان فقط با نام کارگردان توضیح داد؛ متن اقتباسی، بازیگران، فیلم‌نامه‌نویسان و گروه تولید سهم مستقل دارند.

مهرجویی پیش‌تر با معمار فریار جواهریان ازدواج کرده بود و بعدتر با وحیده محمدی‌فر، فیلم‌نامه‌نویس و طراح لباس، زندگی و همکاری کرد. مونا مهرجویی دختر آنان است و در گزارش‌های معتبر به‌عنوان کسی که پیکر پدر و مادرش را یافت معرفی شده است. منابع دربارهٔ تعداد و نام همهٔ فرزندان یکدست نیستند؛ این صفحه فقط هویت عمومیِ تأییدشده را ثبت می‌کند.

«مهمان مامان»؛ اقتباس از هوشنگ مرادی کرمانی

مهرجویی در ۱۳۸۲ فیلم «مهمان مامان» را بر پایهٔ داستان بلند هوشنگ مرادی کرمانی ساخت. فیلم‌نامه با مشارکت وحیده محمدی‌فر و خود نویسنده شکل گرفت و دامنهٔ شخصیت‌ها و موقعیت‌های کتاب را گسترش داد. همبستگی همسایه‌ها، فقر، آبرو و مهمان‌نوازی در نسخهٔ سینمایی به یک کمدی گروهی پرتحرک تبدیل شد.

فیلم در جشنوارهٔ فجر جایزهٔ بهترین فیلم گرفت و مخاطبان گسترده‌ای یافت. بااین‌حال، نام فیلم و کتاب نباید مشخصات نشر را مخلوط کند: نویسندهٔ کتاب مرادی کرمانی است، مهرجویی اقتباس سینمایی را کارگردانی کرده و نسخهٔ ۹۶ صفحه‌ای نشر نی یک کتاب فارسی است.

سنتوری، توقیف و سال‌های آخر

«سنتوری» با بازی بهرام رادان سرگذشت موسیقی‌دانی گرفتار اعتیاد را روایت کرد. فیلم پس از نمایش جشنواره‌ای مجوز اکران عمومی نگرفت و نسخه‌های غیررسمی آن فراگیر شد؛ رخدادی که بحث سانسور، مالکیت اثر و اقتصاد فیلم را درهم آمیخت. «نارنجی‌پوش»، «چه خوبه که برگشتی»، «اشباح» و «لامینور» کارنامهٔ متأخر او را ادامه دادند.

در ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ دربارهٔ توقیف «لامینور» و رفتار نهادهای سینمایی علناً اعتراض کرد. این اعتراض بخشی از رابطهٔ دیرینه و متناقض او با ساختار رسمی بود: فیلم‌هایش جایزه می‌گرفتند و هم‌زمان برای نمایش با مانع روبه‌رو می‌شدند.

قتل در زیبادشت و پرونده‌ای با پرسش‌های باز

شب ۲۲ مهر ۱۴۰۲، برابر با ۱۴ اکتبر ۲۰۲۳، داریوش مهرجویی و وحیده محمدی‌فر در خانه‌شان در زیبادشت کرج با ضربات چاقو کشته شدند. مونا دخترشان پیکرها را پیدا کرد. مقام‌های قضایی ابتدا انگیزه را اعلام نکردند و گزارش‌های اولیه فقط از قتل، سرقت و تهدید پیشین سخن گفتند؛ نسبت‌دادن قطعی انگیزه‌ای سیاسی یا شخصی بدون سند قابل‌دفاع نیست.

چهار متهم محاکمه و محکوم شدند و حکم متهم اصلی در دیوان عالی تأیید شد. خانواده در ۱۴۰۴ از اجرای قصاص گذشت و خواستار مجازات‌های جایگزین شد. بااین‌حال وکلای خانواده، بستگان و گروهی از سینماگران دربارهٔ حذف داده‌ها، انگیزهٔ ناکافی و احتمال وجود آمر پرسش‌هایی مطرح کرده‌اند. روایت دقیق باید هم حکم قضایی را ثبت کند و هم روشن بگوید که ابهام‌های عمومی پرونده از میان نرفته است.

کتاب‌های مرتبط با داریوش مهرجویی

منابع و اعتبار تصاویر