زندگی
شهریار مندنیپور در ۲۶ بهمن ۱۳۳۵ در شیراز به دنیا آمد و در میانههای گذراندن سال اول ابتدایی بهدلیل شغل پدرش مدتی به تهران رفت و در دوران دبیرستان دوباره به شیراز بازگشت. او در دانشگاه پهلوی تحصیل کرد و با اینکه تصمیم گرفته بود نویسنده شود، قصد کرد علوم سیاسی نیز بخواند که بعدها دریافت که این رشته با تصورش از آن تفاوت دارد. مندنیپور از همان دوران نوجوانی به نویسندگی علاقهمند بود و متنهایی مینوشت که معمولاً آنها را به کسی نشان نمیداد.
او بهواسطهٔ استادش، میلانی، داستانی با عنوان «خمیازه در آینه» برای هوشنگ گلشیری فرستاد. گلشیری از داستان استقبال کرد و او را به شرکت در جلسات ادبی خود دعوت کرد. مندنیپور بعدها از منتشر نکردن این داستان ابراز پشیمانی کرده است.
دوران پایانی تحصیلات دانشگاهی او با جنگ ایران و عراق همزمان شد و مدتی را در جبهههای جنگ، از جمله کوههای دالاهو و جبههٔ غرب، گذراند. او در این دوران دفتر خاطراتش را نیز همراه داشته و یادداشتهایی در آن مینوشته است و این تجربهها بر نویسندگی او تأثیرگذار بوده است.
ماجرای اتوبوس ارمنستان
وی در ماجرای اتوبوس ارمنستان در سال ۱۳۷۵ و در جریان قتلهای زنجیرهای در لیست چهرههای فرهنگی اعزامی بود که قرار بود در اتوبوس توسط دولت جمهوری اسلامی به قتل برسند.
فعالیت ادبی
مندنیپور علاوه بر داستاننویسی، در زمینهٔ نقد ادبی، نظریهٔ ادبیات، نقد هنری و آموزش نویسندگی نیز فعالیت داشته است. او از سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۷ سردبیر نشریهٔ ادبی ماهانهٔ «عصر پنجشنبه» بود؛ نشریهای که پس از نه سال انتشار توقیف شد. داستانها و مقالههای او در نشریات ادبی انگلیسیزبان و مجموعههای داستانی منتشر شدهاند.
مندنیپور در سال ۲۰۰۶ بهعنوان پژوهشگر برنامهٔ پروژهٔ بینالمللی نویسندگان به دانشگاه براون رفت. او پس از آن در دانشگاه هاروارد و بوستون کالج نیز فعالیت داشت. در سالهای بعد، داستانها و رمانهایش در نشریات ادبی ایالات متحده منتشر شدند و برخی از آثارش در مجموعههای ادبی بینالمللی قرار گرفتند.
ویژگیهای داستاننویسی
داستانهای مندنیپور از نمادپردازی، استعاره، بازیهای زبانی و تجربهگرایی در ساختار روایت بهره میبرند. در آثار او، عناصر واقعگرایانه با موقعیتهای فراواقعگرا درهم میآمیزند و مرز میان تجربهٔ روزمره، خیال و خاطره گاه مبهم میشود. منتقدان همچنین به استفادهٔ او از ارجاعات ادبی و فرهنگی ایران و پیوند میان روایت داستانی و تأمل دربارهٔ خودِ فرایند داستاننویسی توجه کردهاند.
مندنیپور در گفتوگویی دربارهٔ ترجمهٔ آثارش توضیح داده است که ارجاعات میانمتنی به فرهنگ فارسی و شعر حافظ، انتقال برخی داستانهای او به زبانهای دیگر را دشوار میکند. مترجم آثارش، سارا خلیلی، نیز به پیچیدگیهای زبانی و ظرافتهای معنایی این داستانها اشاره کرده است.
داستاننویسی به زبان انگلیسی
«سانسور یک داستان عاشقانه» (Censoring an Iranian Love Story) نخستین رمان مندنیپور بود که به زبان انگلیسی منتشر شد. این کتاب در سال ۲۰۰۹ در ایالات متحده انتشار یافت و داستان رابطهٔ عاشقانهٔ سارا و دارا را با روایت نویسندهای درهم میآمیزد که میکوشد داستان خود را در شرایط سانسور در ایران منتشر کند. نویسنده در این روایت شخصیتی داستانی با نام خود دارد و با ممیزی روبهرو میشود که دربارهٔ واژهها، صحنهها و مسیر روایت با او کشمکش میکند.
یکی از شگردهای ساختاری رمان، نمایش آشکار حذفها و تغییرات متن است؛ بهگونهای که خواننده نهتنها داستان عاشقانه، بلکه فرایند محدودشدن و بازنویسی آن را نیز دنبال میکند. در این ساختار، سانسور به موضوع داستان و در عین حال به عاملی مؤثر در شکلگیری فرم آن تبدیل میشود. پژوهش دانشگاهی ماری اوستبی نیز رمان را از منظر خودارجاعی، لایههای روایی و رابطهٔ میان سانسور و نویسندگی بررسی کرده است.
بازتاب انتقادی
«سانسور یک داستان عاشقانه» پس از انتشار با نقدهای متفاوتی روبهرو شد. جیمز وود در مجلهٔ «نیویورکر» به شوخطبعی، ارجاعات ادبی و سیاسی و خودآگاهی روایی کتاب توجه کرد و آن را نمونهای از پیوند میان سانسور و فرایند آفرینش داستان دانست.
سوزان سالتر رینولدز در نقد خود در «لسآنجلس تایمز» بر دشواری روایت یک رابطهٔ عاشقانه در بستر محدودیتهای اجتماعی و سانسور تأکید کرد. یوان زیپ نیز در «کریستین ساینس مانیتور» کتاب را تأملی دربارهٔ فرهنگ، ایران معاصر و اهمیت بخشهای حذفشده از روایت توصیف کرد.
در مقابل، م. ا. اورتوفِر در وبگاه Complete Review از کتاب انتقاد کرد و معتقد بود که تأکید بر توضیح شرایط ایران و نمایش شگردهای روایی گاه بر انسجام داستان غلبه میکند. این نقدها نشان میدهند که ارزیابی ادبی رمان یکدست نبوده است.
انتشار و ترجمهٔ آثار فارسی
داستانها و رمانهای مندنیپور در نشریات و مجموعههای ادبی انگلیسیزبان منتشر شدهاند. از جمله، برخی از داستانهای کوتاه او در نشریاتی چون The Kenyon Review، The Virginia Quarterly Review و AGNI انتشار یافتهاند. مجموعهٔ داستان «فصلهای برزخ» (Seasons of Purgatory) نیز از داستانهایی تشکیل شده است که پیشتر در نشریات و مجموعههای ادبی ایالات متحده منتشر شده بودند.
«سانسور یک داستان عاشقانه» نیز به زبانهای مختلف ترجمه شد و در خارج از ایران نقدهای ادبی متعددی دریافت کرد. این کتاب در سال ۲۰۱۰ جایزهٔ ادبی آتن را دریافت کرد؛ جایزهای که در معرفی آثار بینالمللی نویسنده نیز مورد اشاره قرار گرفته است.
نشریه ادبی بانگ
نشریه ادبی بانگ توسط شهریار مندنی پور و حسین نوشآذر با رویکرد ادبی اداره و منتشر میشود.
کتابشناسی
سایههای غار. شیراز: نوید، ۱۳۶۸.
هشتمین روز زمین. تهران: نیلوفر، ۱۳۷۱.
مومیا و عسل (مجموعه داستان). تهران: نیلوفر، ۱۳۷۵. شابک ۹۶۴-۴۴۸-۰۴۰-۶
راز. با نقاشی پژمان رحیمیزاده. تهران: سروش (انتشارات صدا و سیما)، ۱۳۷۶. شابک ۹۶۴-۴۳۲-۵۴۱-۵
ماه نیمروز. تهران: نشر مرکز، ۱۳۷۶. شابک ۹۶۴−۳۰۵−۱۶۵-X
دلِ دلدادگی. تهران: زریاب، ۱۳۷۷. شابک ۹۶۴-۶۳۳۹-۳۹-۵
شرق بنفشه. تهران: نشر مرکز، ۱۳۷۷. شابک ۹۶۴-۳۰۵-۴۲۰-۹
آبی ماورای بحار (یازده داستان). تهران: نشر مرکز، ۱۳۸۲. شابک ۹۶۴-۳۰۵-۷۰۵-۴
هزار و یک سال. تهران: آفرینگان، ۱۳۸۲. شابک ۹۶۴-۷۶۹۴-۱۲-۱
کتاب ارواح شهرزاد: سازهها، شگردها و فرمهای داستان نو. تهران: ققنوس، ۱۳۸۳. شابک ۹۶۴-۳۱۱-۴۹۵-۳
عقربکِشی
هفت ناخدا، مجموعه داستان، تهران، مرکز، ۱۳۹۹، شابک ۹۶۴۲۱۳۴۸۷۸–۹۷۸