نامی مشهور، زندگیای کمسند
دانشنامه ایرانیکا نام عطار را در منابع به دو صورت نسبی متفاوت ثبت میکند و «عطار» و «فریدالدین» را نامهای ادبی او میداند. برای همین عنوان عمومی و دقیق این صفحه «عطار نیشابوری» است و صورت رایجتر «فریدالدین عطار نیشابوری» در نامهای جایگزین میآید؛ افزودن یک شجره بلند و قطعی، اختلاف واقعی منابع را پنهان میکند.
اطلاعات قابل اعتماد درباره زندگی او کم است. تنها دو تن از نزدیکان زمانیاش، عوفی و خواجه نصیرالدین طوسی، از او یاد کردهاند و گزارش طوسی نیز از طریق شاگردش ابن فوطی رسیده است. همه این گزارشها او را مردی از نیشابور میشناسند. زندگینامههای نمایشی و پرجزئیات چند قرن بعد نوشته شدند و بسیاری از آنها افسانه را با تاریخ آمیختند.
کودکی و خانواده؛ آنچه میدانیم و نمیدانیم
تولد او بر پایه بازسازی پژوهشگران حدود ۵۴۰ق/۱۱۴۵–۱۱۴۶ در نیشابور است. عطار در مقدمه تذکرةالاولیا از علاقه خود به صوفیان از کودکی و تشویق پدرش سخن میگوید. این تنها داده خانوادگی نسبتاً استوار است. صورت نام پدر در زنجیره نسب خود عطار نیز در منابع یکسان نیست.
برای نام، زندگی یا سرنوشت مادر، همسر، فرزندان و خواهر یا برادر او سند تاریخی قابل اتکایی پیدا نشده است. نبود اطلاعات مجوز ساختن خانواده نیست؛ این صفحه عمداً این جای خالی را صریح نگه میدارد. همچنین هیچ عکس یا پرتره همعصری از عطار وجود ندارد و نگاره حسین بهزاد در این صفحه یک بازآفرینی هنری سده بیستم است.
داروخانه، استقلال از دربار و زندگی در نیشابور
آثار خود عطار نشان میدهند که او داروساز یا عطار حرفهای بود و شخصاً به شمار زیادی مشتری رسیدگی میکرد. اشارههای او حاکی است «مصیبتنامه» و «الهینامه» را هنگام کار در داروخانه آغاز کرد. حرفه مستقلش به او امکان میداد برای تأمین معاش به مدیحهسرایی دربار وابسته نباشد؛ قصیدههایش عمدتاً عرفانی و اخلاقیاند، نه ستایشنامه فرمانروایان.
برخلاف روایت محبوب سفرهای گسترده، ایرانیکا میگوید زندگی آرام او بهعنوان داروساز و صوفی ظاهراً با سفر قطع نشد. بیشتر عمر را در نیشابور گذراند و در سالهای پایانی گوشهگیرتر شد. بنابراین نسبتدادن سفرهای طولانی به مصر، حجاز، هند یا آسیای مرکزی بدون سند مستقیم درست نیست.
آموزش و مسئله استاد عرفانی
مدرسه، استاد رسمی یا برنامه آموزشی معینی برای عطار ثبت نشده است. آثارش آشنایی با فقه، تفسیر، حدیث، ادب و سنتهای عرفانی را نشان میدهند، اما با وجود حرفه داروسازی، دانش پزشکی را برای نمایش فضل وارد شعر نمیکند. از متن ادبی نمیتوان مدرک تحصیلی یا رشته دانشگاهی برای او ساخت.
استاد عرفانی او نیز معلوم نیست. پژوهشها شاگردی نزد نجمالدین کبری را از نظر زمانی ناممکن و چند نسبت دیگر را ساخته سوءبرداشتهای متأخر میدانند. از میان نامها فقط مجدالدین بغدادی در محدوده امکان است و تنها امر قطعی این است که عطار گفته یکبار او را دیده است. احتمال پیوند معنوی اویسی با ابوسعید ابوالخیر مطرح شده، اما این با شاگردی حضوری یکسان نیست.
منطقالطیر؛ هدهد، شیخ صنعان و سی مرغ
«منطقالطیر»، که «مقامات طیور» نیز نامیده شده، چارچوب سفر پرندگان را از سنت رسالهالطیر احمد یا محمد غزالی و دورتر از آن از ابنسینا میگیرد، اما عطار تمثیل را گستردهتر و عمیقتر میکند. پرندگان سیمرغ را پادشاه خود میدانند و هدهد، پیامآور سلیمان در قرآن، آنان را به سفر دعوت میکند. روایت عشق شیخ صنعان به دختر ترسا نقطهای است که تردید جمع را به حرکت تبدیل میکند.
بسیاری در راه میمیرند یا بازمیگردند. تنها سی پرنده به مقصد میرسند و با فاصله میان نیاز خود و بینیازی سیمرغ روبهرو میشوند. بازی زبانی «سی مرغ/سیمرغ» پایان داستان را به شناختی درباره خود، فنا و یگانگی بدل میکند. سال ۵۷۳ق/۱۱۷۷ برای پایان منظومه در بیتی منسوب به عطار آمده، اما آن بیت در همه نسخهها نیست؛ تاریخ باید «پیشنهادی و غیرقطعی» نوشته شود.
آثار اصلی و کتابهای منسوب
هسته کارنامه پذیرفتهشده او شامل «دیوان»، «منطقالطیر»، «اسرارنامه»، «مصیبتنامه»، «الهینامه»، «مختارنامه» و نثر «تذکرةالاولیا» است. ایرانیکا «اسرارنامه» را نخستین مثنوی عرفانی روایی او میداند. انتساب تذکرةالاولیا تقریباً تردید جدی ندارد و این کتاب یکی از مهمترین نمونههای نثر کهن فارسی و تاریخ قدیسان صوفی است.
همه کتابهایی که نام عطار بر آنهاست از او نیستند. «خسرونامه» نمونه مهم اختلاف است: شفیعی کدکنی استدلال کرده مقدمهای جعلی آن را به عطار نسبت داده، در حالی که پژوهش آستین اومالی در ۲۰۱۹ با شواهد نسخهشناختی دوباره از احتمال انتساب دفاع کرده است. «پندنامه» نیز نشانه مطمئنی از نام عطار در متن ندارد و پیش از سده پانزدهم رد روشنی از آن نیست. فهرست افسانهای ۱۱۴ اثر را نباید کارنامه واقعی او نامید.
سنایی، مولوی و رابطههای ادبی
قصیدههای عطار در موضوع و ساخت از سنایی اثر پذیرفتهاند و یکی از آنها پاسخ مستقیم به قصیدهای از سنایی است. عطار حلقه مهمی در مسیر شعر عرفانی فارسی از سنایی به مولوی شد. اثر فکری و روایی او بر مولوی واقعی و قابل مطالعه است، اما داستان دیدار عطار سالخورده با مولوی کودک و هدیهدادن «اسرارنامه» از باور به همین تأثیر ساخته شده و گزارش تاریخی همزمان نیست.
خواجه نصیرالدین طوسی میان ۱۲۱۵ و ۱۲۲۱ عطار را در نیشابور دید؛ عطار آن هنگام پیرمرد بود. این دیدار یکی از اندک تماسهای انسانی مستند اوست. شهرت گستردهاش در زمان حیات محدود بود و عظمت او بهعنوان شاعر و استاد روایت عرفانی بیش از همه از سده پانزدهم شناخته شد؛ همان دورهای که افسانهپردازی درباره زندگیاش نیز گسترش یافت.
کشتار نیشابور و روایتهای مرگ
نظر غالب علمی این است که عطار در صفر ۶۱۸ق/آوریل ۱۲۲۱ در کشتار نیشابور به دست مغولان کشته شد و بیش از هفتاد سال داشت. مؤسسه مطالعات اسماعیلیه با وجود پذیرش این نظر، تاریخ حدود ۱۲۳۰ را نیز احتمالی باقیمانده میداند. علت پزشکی مطرح نیست؛ گزارش غالب از مرگ خشونتآمیز در بستر کشتار سخن میگوید.
داستانی متأخر میگوید اسیر مغول ابتدا به بهای نقره یا طلا فروخته نشد، سپس وقتی مردی او را به بهای کاه خواست، عطار همان را ارزش حقیقی خود دانست و کشته شد. این روایت از نظر ادبی با اندیشه فنا تناسب دارد، اما جزئیاتش با شاهد همزمان تأیید نمیشود. صفحه مسئولانه آن را «افسانه مشهور» مینامد، نه شرح قطعی قتل.
آرامگاه و میراث جهانی
آرامگاه عطار در نیشابور محل ماندگار یاد اوست، اما بنای موجود و کتیبههایش متعلق به دورههای بعدند و نمیتوان از آنها همه جزئیات زندگی شاعر را نتیجه گرفت. «منطقالطیر» در نسخههای فارسی، عثمانی و هندی تصویر شد و به زبانهای گوناگون راه یافت؛ با این حال عنوان انگلیسی The Conference of the Birds نام ترجمهای رایج است و نباید وانمود کند نسخه فارسی تصحیح شفیعی کدکنی ترجمه انگلیسی است.