اندیشه
گئورگ لوکاچ، معتقد است هولدرلین در سیطره درک و دریافت منتقدان فاشیست (منتسب به حزب ناسیونال سوسیالیست آلمان) نبوده و جایگاه واقعی او در کنار هگل و در طلیعه تفکر دیالکتیکی و در نسبت با انقلاب فرانسه و سیر تحول بورژوازی است.
هولدرلین نقش بسیار مؤثری در شکلدادن به روش دیالکتیکی داشت؛ او نه فقط دوست شلینگ و هگل بود بلکه همسفر فلسفیشان نیز بود.
در شعر هولدرلین، سرنوشتهای فردی و اجتماعی در طلب هماهنگی تراژیکی میسوزند که به ندرت به دست میآید.
هولدرلین بسیاری از شعرهای بلند و عمیق خود را به سبک هیمنهای پینداروس (شاعر یونانی) نوشت.
او این قالب را احیا کرد و آن را با فلسفه، مسیحیت، و طبیعتگرایی رمانتیک آمیخت.
مثالهای معروف هیمنهای هولدرلین:
«هیمن به آزادی» (Hymne an die Freiheit)
«هیمن به زیبایی» (Hymne an die Schönheit)
«هیمن به بشریت» (Hymne an die Menschheit)
«نان و شراب» (Brot und Wein) — یکی از مشهورترین هیمنهای او
«نان و شراب»، با صد و شصت بیت، بلندترین مرثیه از میان شش مرثیهٔ بزرگ و نیز یکی از نامآورترین سرودههای هولدرلین به شمار میرود. در آغاز سدهٔ بیستم، نوربرت فون هلینگرات Norbert von Hellingrath گفت: «این مرثیه همواره بهترین مبدأ برای نفوذ به جهان اندیشهٔ هولدرلین خواهد ماند.»
پیشینه
فریدریش در نُه سالگی ناپدری مهربانش را از دست داد. مادر باورمندش میخواست حتماً او را یک کشیش بار آورد و از ۱۴ سالگی به اجبار به مرکزی دینی در شهر توبینگن رفت. در آنجا وی با هگل و شلینگ نشستهای کتابخوانی میگذاشتند و آثار انتقادی شیلر و کانت را میخواندند.
۲۶ ساله بود که به عنوان معلم و مربی فرزندان سوزته گونتارد (Susette Gontard) که یک سال از خودش بزرگتر بود، استخدام و در دم عاشق او شد. هولدرلین پس از رمان «هیپریون» (Hyperion)، منظومه «دیوتیما» (Diotima) را به یاد و افتخار سوزته گونتارد نوشت که هر دو از آثار بیمانند و ماندگار ادبیات آلمانی بهشمار میآیند.
بیگمان مرگ ناگهانی سوزته در افسردگی و پریشانی حال شاعر حساس کمتاثیر نبود. ۳۶ ساله بود که او را به آسایشگاه روانی بردند ولی پس از دو سال از آنجا رها شد. ارنست تسیمر (Ernst Zimmer) درودگری در شهر توبینگن و شیفته شعرهای هولدرلین، شرایطی در خانه خود فراهم آورد تا شاعر بتواند تا پایان عمرش در آنجا زندگی کند. امروزه آن خانه موزه هولدرلین است. فریدریش هولدرلین در ۷۳ سالگی در توبینگن درگذشت.
هولدرلین شعری دربارهٔ مرگ افسانهوار امپدوکلس نوشتهاست که همچنان یک بازی ناتمام شعری است.
آثار ترجمهشده به فارسی
گوشهنشین در یونان هیپرپون، فریدریش هلدرلین، محمود حدادی (مترجم)، ناشر: نیلوفر، ۱۳۹۱
شعر و شهود: تفسیر هفتاد اثر تغزلی آلمانی، محمود حدادی (گردآورنده)، ناشر: پژواک کیوان
نیتِ خیر: ترجمهٔ بیژن الهی، ناشر: نشر بیدگل
آنچه میماند، محمود حدادی (مترجم)، ناشر: نیلوفر، ۱۳۹۳