پرتره مارتین هایدگر در سال ۱۹۶۰
مارتین هایدگر در ۱۹۶۰؛ عکس ویلی پراگر از آرشیو ایالتی بادن-وورتمبرگ، مجوز CC BY-SA 3.0.؛ مجوز: CC BY-SA 3.0 — منبع تصویر

مارتین هایدگرMartin Heidegger

همکار اثرContributorنویسندهAuthor

مارتین هایدگر از خانه‌ای کنار کلیسای کوچک مسکیرش و کارگاه بشکه‌سازی پدرش به یکی از بنیادی‌ترین پرسش‌های فلسفه رسید: وقتی می‌گوییم چیزی «هست»، بودن آن واقعاً چه معنایی دارد؟ «هستی و زمان» زبان فلسفه قرن بیستم را تغییر داد و بر سارتر، آرنت، گادامر، دریدا و بسیاری دیگر اثر گذاشت. اما زندگی او شکافی اخلاقی دارد که نمی‌توان با تحسین نبوغش پوشاند: پیوستن آگاهانه به حزب نازی، مدیریت دانشگاه در مسیر همسوسازی با رژیم و یهودستیزی مستند.

زندگی‌نامه درست هایدگر نه دادگاه تک‌جمله‌ای است و نه تطهیر فیلسوف مشهور. باید نشان دهد چگونه تحلیل‌های نافذ او درباره بودن، اضطراب، مرگ، ابزار، زبان و فناوری از یک سو افق تازه‌ای گشود، و از سوی دیگر چرا مشارکت سیاسی‌اش در ۱۹۳۳–۱۹۳۴، ماندن در حزب تا ۱۹۴۵ و ناتوانی‌اش در محکوم‌کردن روشن جنایت‌های رژیم، پرسش جدایی فلسفه از مسئولیت اخلاقی را تا امروز زنده نگه داشته است.

3 کتاب مرتبط در سایت ثبت شده است.

زندگی در یک نگاه

زادروز

۲۶ سپتامبر ۱۸۸۹، مسکیرش در بادن، آلمان.

درگذشت

۲۶ مه ۱۹۷۶، فرایبورگ؛ ۸۶ ساله. منابع نهادی اصلی علت پزشکی دقیقی اعلام نمی‌کنند.

پدر و مادر

فریدریش هایدگر، ۱۸۵۱–۱۹۲۴، استادکار بشکه‌ساز و خادم کلیسا؛ یوهانا هایدگر، زاده کِمپف، ۱۸۵۸–۱۹۲۷، از خانواده‌ای روستایی و کاتولیک.

خواهر و برادر

یک خواهر به نام ماری و یک برادر کوچک‌تر به نام فریتس.

همسر و فرزندان

الفریده پتری، ۱۸۹۳–۱۹۹۲؛ ازدواج در ۱۹۱۷. دو پسر: یورگ، زاده ۱۹۱۹، و هرمان، ۱۹۲۰–۲۰۲۰.

نسب هرمان

هرمان خود نوشته است پدر زیستی‌اش پزشک فریدل یا فریدریش سزار بود و مارتین هایدگر با آگاهی او را بزرگ کرد؛ این داده باید به شهادت خود هرمان منسوب بماند.

تحصیلات

الهیات کاتولیک، علوم و ریاضیات و فلسفه در دانشگاه فرایبورگ؛ دکتری ۱۹۱۳؛ پژوهش صلاحیت تدریس تکمیل‌شده در ۱۹۱۵ و ثبت رسمی تا ۱۹۱۶.

حرفه

فیلسوف و مدرس در فرایبورگ و ماربورگ؛ دستیار هوسرل؛ استاد و رئیس دانشگاه فرایبورگ در ۱۹۳۳–۱۹۳۴.

آثار شاخص

هستی و زمان، کانت و مسئله مابعدالطبیعه، سرآغاز اثر هنری، افادات به فلسفه، نامه درباره انسان‌گرایی، پرسش از فناوری، این‌همانی و تفاوت و در راه زبان.

عضویت سیاسی

عضو حزب نازی از ۱ مه ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵؛ استعفا از ریاست دانشگاه در ۱۹۳۴ به معنای خروج از حزب نبود.

آرامگاه

مسکیرش، آلمان؛ خاکسپاری در ۲۸ مه ۱۹۷۶.

آلبوم زندگی و ارتباط‌های ادبی

سال‌شمار زندگی و آثار مهم

  1. تولد در مسکیرش در خانواده فریدریش و یوهانا هایدگر.

  2. کودکی در محیط کلیسا، کارگاه بشکه‌سازی پدر و زندگی کشاورزی شهر کوچک.

  3. ورود با کمک بورسیه کلیسایی به مدرسه دینی کنستانتس.

  4. انتقال به دبیرستان در فرایبورگ.

  5. دوره بسیار کوتاه آزمایشی یسوعیان و سپس آغاز الهیات کاتولیک در دانشگاه فرایبورگ.

  6. پایان مسیر کشیشی به‌سبب مشکل جسمی و قلبی؛ تغییر تمرکز به علوم، ریاضیات و فلسفه.

  7. دریافت دکتری فلسفه.

  8. تکمیل و ثبت رسمی پژوهش صلاحیت تدریس درباره دونس اسکوتوس.

  9. ازدواج با الفریده پتری.

  10. تولد یورگ؛ آغاز دستیاری هوسرل و دوستی جدی با کارل یاسپرس در این دوره.

  11. تولد هرمان، پسر دوم خانواده.

  12. ساخت کلبه تودتنائوبرگ که به محل مهم کار و نوشتن او تبدیل شد.

  13. آغاز تدریس در دانشگاه ماربورگ و جذب حلقه‌ای از شاگردان آینده‌ساز.

  14. آغاز رابطه پنهانی با هانا آرنت، دانشجوی نوزده‌ساله‌اش؛ رابطه‌ای با نابرابری روشن قدرت.

  15. انتشار «هستی و زمان» و دریافت مقام استاد کامل.

  16. بازگشت به فرایبورگ به‌عنوان جانشین کرسی ادموند هوسرل.

  17. انتشار «کانت و مسئله مابعدالطبیعه» و مناظره مشهور داووس با ارنست کاسیرر.

  18. ارائه سخنرانی «درباره ذات حقیقت».

  19. پذیرش ریاست دانشگاه فرایبورگ، پیوستن رسمی به حزب نازی در ۱ مه و مشارکت در همسوسازی دانشگاه با رژیم.

  20. استعفا از ریاست دانشگاه؛ ادامه عضویت در حزب نازی تا ۱۹۴۵.

  21. صورت‌بندی و ارائه درس‌گفتارهای «سرآغاز اثر هنری».

  22. نگارش دست‌نوشته «افادات به فلسفه» که تا ۱۹۸۹ منتشر نشد.

  23. درس‌گفتارهای گسترده درباره نیچه، هولدرلین، متافیزیک و تاریخ بودن.

  24. بررسی در فرایند نازی‌زدایی و ممنوعیت تدریس دانشگاهی.

  25. انتشار «نامه درباره انسان‌گرایی» و فاصله‌گذاری با صورت انسان‌محور اگزیستانسیالیسم سارتر.

  26. رفع ممنوعیت و ارائه سخنرانی‌های برمن درباره فناوری و جهان مدرن.

  27. ازسرگیری سمینارها و سپس بازنشستگی افتخاری در ۱۹۵۲.

  28. انتشار و ارائه نسخه مشهور «پرسش از فناوری».

  29. انتشار «این‌همانی و تفاوت».

  30. انتشار «در راه زبان».

  31. آغاز انتشار مجموعه آثار هایدگر.

  32. مرگ در فرایبورگ در ۲۶ مه و خاکسپاری در مسکیرش در ۲۸ مه.

  33. انتشار پس از مرگ «افادات به فلسفه».

  34. آغاز انتشار «دفترهای سیاه» و گسترش بحث مستند درباره یهودستیزی و نسبت سیاست با فلسفه او.

زندگی‌نامه کامل مارتین هایدگر

خانه کنار کلیسا و جهانی که با دست شناخته می‌شد

مارتین هایدگر ۲۶ سپتامبر ۱۸۸۹ در مسکیرش، شهر کوچکی در بادن آلمان، به دنیا آمد. پدرش فریدریش هایدگر، استادکار بشکه‌ساز و خادم و سرایدار کلیسای کاتولیک بود؛ مادرش یوهانا، زاده خانواده کِمپف، از محیط روستایی کاتولیک می‌آمد. مارتین یک خواهر به نام ماری و برادر کوچکتری به نام فریتس داشت. تاریخ دقیق تولد ماری در منابع فرعی یکدست نیست، بنابراین حدس‌زدن آن درست نیست.

کودکی او میان ناقوس کلیسا، کارگاه پدر، زمین‌های کشاورزی و ابزارهای دستی گذشت. بعدها در «هستی و زمان» مثال معروف چکش را به کار برد: ابزار را معمولاً نه به‌صورت شیئی خنثی، بلکه در کار و شبکه‌ای از هدف‌ها می‌شناسیم. این پیوند میان محیط کودکی و تحلیل فلسفی تفسیر زندگی‌نامه‌ای معقولی است، نه ادعای اینکه یک تجربه منفرد مستقیماً نظریه را ساخته است. هیچ عکس کودکی با مجوز بازنشر روشن در منابع بررسی‌شده پیدا نشد؛ تصویر خانه کودکی جایگزین صادقانه‌تری است.

از آرزوی کشیشی تا فلسفه

استعداد تحصیلی و حمایت نهادهای کاتولیک امکان ادامه درس را برای خانواده کم‌درآمدش فراهم کرد. از ۱۹۰۳ در مدرسه شبانه‌روزی دینی کنستانتس و از ۱۹۰۶ در فرایبورگ تحصیل کرد. در ۱۹۰۹ مدت کوتاهی وارد دوره آزمایشی یسوعیان شد و سپس الهیات کاتولیک را در دانشگاه فرایبورگ آغاز کرد، اما مشکلات جسمی و قلبی مسیر کشیشی را در ۱۹۱۱ پایان داد.

او به علوم طبیعی، ریاضیات و سپس فلسفه روی آورد. رساله دکتری را در ۱۹۱۳ و پژوهش صلاحیت تدریس درباره دونس اسکوتوس را در ۱۹۱۵ تکمیل کرد؛ ثبت و فرایند رسمی آن تا ۱۹۱۶ امتداد یافت، پس دو تاریخ در منابع دیده می‌شود. فاصله‌گرفتن فکری او از نظام کاتولیکی واقعی بود، اما زبان الهیات و پرسش‌های آگوستین، پولس و قرون وسطی در شکل‌گیری اندیشه‌اش باقی ماندند.

هوسرل، ماربورگ و کتابی که ناتمام ماند

پس از جنگ جهانی اول دستیار ادموند هوسرل در فرایبورگ شد. از پدیدارشناسی او آموخت به شیوه پدیدارشدن چیزها وفادار بماند، اما به‌تدریج از تمرکز استاد بر آگاهی فاصله گرفت. دوستی با کارل یاسپرس و تدریس‌های پرانرژی‌اش نسلی از دانشجویان را جذب کرد. در ۱۹۲۳ به ماربورگ رفت و حلقه شاگردانش شامل هانس-گئورگ گادامر، کارل لوویتز، هانس یوناس و هربرت مارکوزه شد.

«هستی و زمان» در ۱۹۲۷ منتشر و به هوسرل تقدیم شد. موفقیت کتاب کرسی استادی کامل و سپس جانشینی هوسرل در فرایبورگ را برای او به همراه آورد. طرح اعلام‌شده کتاب دو بخش بزرگ داشت، اما فقط بخشی از آن منتشر شد؛ ناتمام‌ماندن اثر یک نقص تصادفی کوچک نبود، بلکه نشانه دشواری راهی بود که هایدگر بعداً آن را تغییر داد.

دازاین، زمان و مرگی که نمی‌شود به دیگری سپرد

هایدگر به جای تعریف انتزاعی «انسان»، از «دازاین» سخن گفت: موجودی که بودن خودش برایش مسئله است و همیشه ازپیش در جهانی مشترک، تاریخی و عملی قرار دارد. اضطراب می‌تواند پوشش عادت‌های روزمره را کنار بزند و نشان دهد که هیچ نقش اجتماعی ازپیش پاسخ نهایی زندگی نیست. «بودن-به‌سوی-مرگ» دعوت به مرگ‌پرستی نیست؛ یادآوری این است که مرگ شخصی‌ترین امکان ماست و دیگری نمی‌تواند آن را به‌جای ما به عهده بگیرد.

این تحلیل‌ها بر اگزیستانسیالیسم سارتر و بووار، هرمنوتیک گادامر و فلسفه‌های بعدی اثر گذاشتند. با این حال، سارتر برداشت خود از آزادی را ساخت و هایدگر بعداً «اگزیستانسیالیسم» انسان‌محور او را در «نامه درباره انسان‌گرایی» نقد کرد. فهرست تأثیرپذیری‌ها نباید تفاوت‌های بنیادین این متفکران را پاک کند.

ازدواج، دو پسر و رابطه استاد و دانشجو

هایدگر در ۱۹۱۷ با الفریده پتری، دانشجوی اقتصاد علاقه‌مند به فلسفه و پروتستان، ازدواج کرد؛ ازدواج کاتولیک و پروتستان در آن زمان از نظر اجتماعی ساده نبود. پسرشان یورگ در ۱۹۱۹ و هرمان در ۱۹۲۰ به دنیا آمدند. هرمان بعدها تاریخ‌دان و مدیر میراث و ویراست انتشار آثار پدر شد. خود هرمان در پس‌گفتار نامه‌های خانوادگی فاش کرد که پدر زیستی‌اش پزشک فریدل یا فریدریش سزار بوده و مارتین با آگاهی او را به‌عنوان پسر خود بزرگ کرده است؛ این نکته فقط با همین انتساب مستقیم باید بیان شود، نه به‌صورت شایعه.

هایدگر از ۱۹۲۵ با هانا آرنت، دانشجوی نوزده‌ساله‌اش، رابطه‌ای پنهانی داشت. اهمیت فکری بعدی آرنت و مکاتبات طولانی آنان نباید نابرابری قدرت میان استاد متأهل و دانشجوی جوان را محو کند. رابطه و مکاتبه عاطفی او با الیزابت بلوخمان نیز مستند است. پرداختن به این روابط فقط وقتی موجه است که برای فهم تصمیم‌ها، شبکه فکری و مسئولیت‌های شخصی به کار رود، نه برای تولید داستان زرد.

نازیسم: واقعیتی مرکزی، نه پاورقی

هایدگر ۱ مه ۱۹۳۳ به حزب نازی پیوست و در همان سال رئیس دانشگاه فرایبورگ شد. سخنرانی ریاست و اقدامات اداری‌اش در مسیر همسوسازی دانشگاه با رژیم یا «گلایش‌شالتونگ» قرار گرفتند. او در ۱۹۳۴ از ریاست استعفا داد، اما از حزب خارج نشد و تا فروپاشی رژیم در ۱۹۴۵ عضو ماند. بنابراین استعفای زودهنگام نمی‌تواند به‌عنوان گسست کامل با نازیسم ارائه شود.

یهودستیزی در اسناد، نامه‌ها و «دفترهای سیاه» او ثبت شده است. بحث پژوهشی جدی درباره میزان ورود این تعصب و سیاست نازی به دستگاه مفهومی فلسفه اوست، نه درباره اصل عضویت و رفتار سیاسی. رابطه‌اش با هوسرل یهودی و حذف تقدیم‌نامه در چاپ دوره نازی نیز باید در این زمینه بررسی شود، هرچند تاریخ چاپ‌ها و فشار ناشر نیازمند دقت است. هایدگر پس از جنگ محکومیت عمومی روشن و کافی از هولوکاست ارائه نکرد و در مواردی نقش خود را کوچک جلوه داد؛ این سکوت بخشی از میراث اوست.

هنر، زبان و خطر فناوری

از میانه دهه ۱۹۳۰، هایدگر بیش از تحلیل دازاین به تاریخ «بودن»، شعر هولدرلین، هنر، نیچه و زبان پرداخت؛ تغییری که معمولاً «چرخش» نامیده می‌شود. در «سرآغاز اثر هنری» اثر را میدان گشوده‌شدن حقیقت دانست. در «پرسش از فناوری» گفت مسئله فقط دستگاه‌ها نیستند، بلکه شیوه‌ای از آشکارکردن جهان است که طبیعت و انسان را به ذخیره آماده مصرف تبدیل می‌کند.

این نقد برای اندیشه محیط‌زیست و فناوری بسیار اثرگذار شد، اما نباید به‌صورت پیشگویی ساده درباره تلفن هوشمند عرضه شود. همچنین برخی پژوهشگران می‌پرسند زبان ریشه‌داری، خاک و تقدیر تاریخی در نوشته‌های او چگونه با ملی‌گرایی دهه ۱۹۳۰ پیوند دارد. پاسخ‌ها متفاوت‌اند و صفحه مسئولانه باید پرسش را باز نگه دارد و اسناد سیاسی را پنهان نکند.

ممنوعیت تدریس، بازگشت و میراث دوپاره

پس از ۱۹۴۵ در فرایند نازی‌زدایی بررسی و برای مدتی از تدریس دانشگاهی منع شد. محدودیت در ۱۹۴۹ برداشته شد و او از ۱۹۵۰ دوباره سمینارهایی برگزار کرد؛ در ۱۹۵۲ بازنشسته افتخاری شد. «نامه درباره انسان‌گرایی»، سخنرانی‌های برمن، «پرسش از فناوری»، «این‌همانی و تفاوت» و «در راه زبان» محصول دوره پس از جنگ‌اند.

انتشار مجموعه آثار از ۱۹۷۴ آغاز شد. هایدگر ۲۶ مه ۱۹۷۶ در فرایبورگ، در ۸۶سالگی، درگذشت و ۲۸ مه در مسکیرش به خاک سپرده شد. منابع نهادی اصلی علت پزشکی مشخصی ارائه نمی‌کنند، پس نوشتن «سکته قلبی» یا «عفونت» بدون سند نادرست است. انتشار «افادات به فلسفه» در ۱۹۸۹ و دفترهای سیاه از ۲۰۱۴ بحث میراث او را تازه کرد: فیلسوفی با قدرت مفهومی کم‌نظیر و شکست سیاسی و اخلاقی‌ای که نمی‌توان از آثارش جداگانه بایگانی کرد.

کتاب‌های مرتبط با مارتین هایدگر

منابع و اعتبار تصاویر