کودکی در خانهای که کتاب خریدن ضرورت بود
مریم مفتاحی در ۱ اسفند ۱۳۴۳ در ساری و در خانوادهای فرهنگی به دنیا آمد. در گفتوگوی اولشخص با فصلنامه «مترجم» میگوید پدرش خوانندهٔ جدی ادبیات جهان، خبرنگار و روزنامهنگار بود و از کودکی آرزو داشت دخترش مترجم شود. پدربزرگش در دهههای ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ سرپرست روزنامه «اطلاعات» در استان مازندران بود. نام پدر، مادر و پدربزرگ در منبع تخصصی منتشر نشده و نباید از صفحههای غیرمعتبر تکمیل شود.
دانشگاه علامه و نخستین ترجمهها
او پس از دبیرستان در رشته مترجمی زبان انگلیسی دانشگاه علامه طباطبایی تحصیل کرد و ناشر او ادامه تحصیل در زبانشناسی تا کارشناسی ارشد را نیز ثبت کرده است. نخستین پروژه دانشجوییاش ترجمه زندگینامه خودنوشت مارک تواین بود که تصمیم گرفت منتشر نکند. در همان دوره The Secret Garden نوشته فرانسیس هاجسن برنت را ترجمه کرد. مدتی آثاری در روانشناسی برگرداند، اما خیلی زود ترجمه ادبی را حوزه اصلی استعداد و علاقه خود تشخیص داد.
از ادبیات کودک تا رمانهای تاریخی و معاصر
کارنامهٔ او فقط به یک نویسنده محدود نیست. «رز برفی» لولو تیلور، «دختر اینشتین» فیلیپ سینگتون، «گنجینه خرد چین» چینگهوآ تانگ، «انتقام فیثاغورث» آرتورو سانگالی و «همسر خاموش» A. S. A. Harrison از ترجمههای ثبتشدهاند. ترجمههای متعدد کودک و نوجوان و رمانهای مارگارت دیکنسون نیز در صفحه تجمیعی طاقچه دیده میشوند. این تنوع نشان میدهد او میان مخاطب عام، ادبیات کودک و متن پیچیده رفتوآمد کرده است.
دانا تارت؛ دشوارترین پروژهها
مفتاحی در گفتوگوی ۱۳۹۷ خود «سهره طلایی» دانا تارت را مهمترین و دشوارترین ترجمهاش تا آن زمان مینامد؛ رمانی حجیم در دو جلد با ارجاعات فلسفی و تاریخ هنر. همان زمان مشغول ترجمه The Secret History بود که بعدها با عنوان بازار فارسی «گذشته رازآمیز» در نشر قطره منتشر شد؛ طاقچه سال نسخه فیزیکی را ۱۴۰۲ ثبت میکند. این مسیر، وجهی از کار او را نشان میدهد که زیر سایه موفقیت تجاری مویز کمتر دیده میشود.
معرفی جوجو مویز به خوانندگان ایرانی
او صریحاً میگوید یکی از مهمترین اثرهای حرفهایاش معرفی جوجو مویز به خوانندگان ایران، با همکاری ناشر، بوده است. «من پیش از تو»، «پس از تو»، «هنوز هم من»، «یک بعلاوه یک»، «میوه خارجی»، «اسب رقصان» و «بخشنده ستارگان» در فهرست ترجمههای ثبتشده او قرار دارند. ترجمهٔ «من پیش از تو» در نشر آموت بارها تجدید چاپ شده؛ مهدرو چاپ نودویکم سال ۱۴۰۲ را با شابک ۹۷۸۶۰۰۶۶۰۵۴۲۵ ثبت میکند و فهرستهای ۱۴۰۴ نیز همان مترجم و ناشر را نشان میدهند.
نظریهٔ شخصی او درباره سبک ترجمه
مفتاحی از محمد قاضی و ابوالحسن نجفی بهعنوان دو الهام حرفهای یاد میکند، اما تقلید را رد میکند. از نظر او مترجم ادبی باید سبک، لحن و ظرافت نویسنده را کشف کند و از امکانات زبان مقصد برای بازآفرینی همان صدا بهره ببرد. او حتی معتقد است اگر خواننده پس از چند صفحه بتواند مترجم را از روی «سبک شخصی» تشخیص دهد، احتمالاً صدای مترجم بیش از حد بر صدای نویسنده غلبه کرده است. این دیدگاه کلید فهم انتخابهای او در آثاری بهشدت متفاوت است.
خانواده خصوصی، وضعیت حرفهای و تصویر
اطلاعات معتبر عمومی درباره نام والدین، خواهر و برادر، همسر یا فرزندان او پیدا نشد و این بخشها با حدس پر نمیشوند. گفتوگوهای اولشخص، مسیر حرفهای و خانوادگیِ قابل انتشار را ثبت کردهاند و فهرستهای کتابشناختی آثار و چاپهای دارای اعتبار او را گردآوری میکنند؛ بااینحال، تاریخ چاپ دوباره لزوماً تاریخ انجام ترجمه یا نشانهٔ فعالیت تازه نیست. هیچ گزارش معتبر درگذشت پیدا نشد، اما صفحه از چاپ مجدد درباره وضعیت روز حرفهای نتیجهگیری نمیکند. هیچ پرترهٔ هویتسنجیشده با مجوز تجاریِ باز پیدا نشد؛ عکسهای مقاله و ناشر دارای حق نشرند و استفاده نمیشوند.