تولد و آغاز کار مطبوعاتی
مصطفی اسلامیه در ۱۳۲۰ در تهران به دنیا آمد. منابع بررسیشده دربارهٔ پدر، مادر، خواهر و برادر و مدرسههای او اطلاعات قابل اتکایی منتشر نکردهاند. در اواخر دههٔ ۱۳۳۰ برای مدتی به روزنامهٔ اطلاعات رفت و در ۱۳۳۹، همراه سیامک جلالی، فعالیت مطبوعاتی داشت.
مدرسهٔ عملی فرانکلین
همان سال به مؤسسهٔ انتشارات فرانکلین پیوست و زیر نظر نجف دریابندری به نمونهخوانی و همکاری در ترجمه پرداخت. فرانکلین برای نسل مهمی از مترجمان و ویراستاران ایرانی نوعی کارگاه عملی نشر بود: متن باید خوانا، دقیق و آمادهٔ چاپ میشد. این تجربه بعدها در دامنهٔ متنوع ترجمهها و نوشتههای اسلامیه دیده شد.
ترجمه میان هنر، تئاتر و ادبیات
اسلامیه خود را به یک گونه محدود نکرد. «تاریخ هنر مدرن: نقاشی، پیکرهسازی و معماری در قرن بیستم»، «تئاتر تجربی: از استانیسلاوسکی تا پیتر بروک»، «چهار نوشته دربارهٔ کوبیسم»، «ایبسن و استریندبرگ»، «میلیونر زاغهنشین» و «بالتازار و بلموندا» از آثار شناختهشدهٔ او هستند. این گستره نشان میدهد ترجمه برایش پلی میان نقد هنری، تاریخ تئاتر و روایت ادبی بود.
زندگینامههای بلند
«فولاد قلب»، زندگینامهٔ محمد مصدق، در ۱۳۸۱ منتشر شد. رکورد بینالمللی کتاب ۵۰۲ صفحه بهاضافهٔ ۲۳ صفحه تصویر، کتابنامه و نمایه را ثبت میکند؛ نشانهای از پروژهای پژوهشی و نه صرفاً روایتی کوتاه. «به کجای این شب تیره» دربارهٔ نیما یوشیج دومین زندگینامهٔ شاخص اوست. انتخاب مصدق و نیما، دو چهرهٔ متفاوت سیاست و ادبیات ایران، دامنهٔ علاقهٔ تاریخی او را نشان میدهد.
نمایشنامهنویسی و بازنویسی
اسلامیه نمایشنامههایی چون «رستم و سهراب»، «ماجرای شگفتانگیز دیوید نیوسام» و «رضاخان ماکسیم» نوشت و متون کهن را نیز بازنوشت. در این آثار، پژوهش تاریخی و مهارت روایی او به صحنه و گفتوگو نزدیک میشوند.
نامه به فلیسه و نقش دقیق
نسخهٔ نشر نیلوفر «نامه به فلیسه» نام مصطفی اسلامیه و مرتضی افتخاری را روی جلد دارد. بعضی فهرستهای نسخهٔ دوجلدی، جلد دوم را به اسلامیه و جلد نخست را به افتخاری نسبت میدهند؛ برخی رکوردهای بعدی هر دو را مترجم کل مجموعه مینامند و بعضی نقش اسلامیه را ویراستار نوشتهاند. صفحهٔ حاضر برای انطباق با نسخهٔ موجود هر دو را مترجم ثبت میکند و این تفاوت کتابشناختی را آشکار نگه میدارد.
سانسور و سکوت آگاهانه
اسلامیه در یکی از مصاحبههای کمشمارش از سانسور انتقاد کرد و گفت صحبتکردن دربارهٔ اثری که در محدودیت خلق میشود بیمعناست. این موضع توضیح میدهد چرا با وجود کارنامهای وسیع، مصاحبه و زندگینامهٔ شخصی مفصل اندکی از او باقی مانده است.
مرگ
صبح یکشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۴، برابر با ۳۱ ژانویهٔ ۲۰۱۶، در خانهٔ خود در تهران بر اثر سکتهٔ قلبی درگذشت. ۷۴ سال داشت. مراسم تشییع برای ۱۳ بهمن اعلام شد. عکسهای خبری او مجوز بازنشر آزاد ندارند و این صفحه تصویر نامطمئن یا بدون اجازه استفاده نمیکند.