کودکی در لنگرود
مهدی غبرائی ۲ مرداد ۱۳۲۴، برابر با ۲۴ ژوئیهٔ ۱۹۴۵، در لنگرود به دنیا آمد و دوران کودکی و نوجوانی را همانجا گذراند. در گفتوگوی فصلنامهٔ «مترجم»، لنگرود کودکی را با باغ، پرنده، باران، بوی بهارنارنج، ساحل چمخاله و لیلاکوه به یاد میآورد؛ محیطی که بعدتر حساسیت او به فضا و لحن را در خواندن رمان تقویت کرد.
خانوادهٔ کتابخوان
زندگینامههای کتابشناختی پدر و مادرش را محمد غبرائی و فاطمه ثبت کردهاند. خانهٔ خانواده با روزنامه، مجله، شعر و قصه پیوند داشت. دو برادر درگذشتهاش، فرهاد غبرائی و هادی غبرائی، نیز در ترجمه و ویرایش فعالیت داشتند. او در گفتوگوی فصلنامهٔ «مترجم»، بازگشت فرهاد از پاریس در ۱۳۵۸ و آغاز ترجمههای او را از زمینههای رویآوردن خودش به ترجمه میداند.
یادگیری زبان و دانشگاه
غبرائی در دورهٔ دبیرستان با مجموعههای خودآموز و کتابهای آموزش انگلیسی زبان را جدیتر دنبال کرد. پس از گرفتن دیپلم به تهران رفت و در دانشگاه تهران علوم سیاسی خواند. او در ۱۳۴۷ فارغالتحصیل شد. علاقهاش به ادبیات از پاورقی مجلات، «کتاب هفته» و ترجمههای نسل پیشین تغذیه میشد.
آغاز ترجمهٔ حرفهای
به گفتهٔ خودش در فصلنامهٔ «مترجم»، از ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ در دفتر حقوقی وزارت فرهنگ و آموزش عالی کار کرد و پس از تمدیدنشدن قراردادش در ۱۳۶۰ به ترجمه روی آورد. نخستین کار چاپشدهاش بخشی از مجموعهداستان «آوای رنج کهنهسرباز» بود. او ترجمه را جایگزینی کلمه به کلمه نمیداند؛ در گفتوگوهایش بر دریافت کل اثر، لحن نویسنده و بازآفرینی آن در فارسی تأکید کرده است.
نویسندگان و کتابهای شاخص
کارنامهٔ او از ادبیات روس و اروپایی تا هند، ژاپن، آمریکای لاتین، آفریقا و ادبیات مهاجرت گسترده است. «کوری» از ژوزه ساراماگو، «خانهای برای آقای بیسواس» و آثار دیگر وی. اس. نایپل، «موجها» از ویرجینیا وولف، «هرگز ترکم مکن» از کازوئو ایشیگورو، «کافکا در کرانه» از هاروکی موراکامی، «ساعتها» از مایکل کانینگهام و «پرندهٔ خارزار» از کالین مککالو از ترجمههای شناختهشدهٔ اویند.
همکاری ادبی با خالد حسینی
غبرائی چند اثر خالد حسینی را به فارسی برگردانده است. ترجمهٔ او از رمان سوم حسینی با عنوان «ندای کوهستان» در نشر ثالث منتشر شده است. رکورد کتابشناختی مهدرو، چاپ بیستودوم این ترجمه در سال ۱۴۰۱ را با ۴۴۸ صفحه و شابک ۹۷۸۶۰۰۴۰۵۱۹۸۹ ثبت کرده است. این مشخصات مربوط به آن چاپ است و بیانگر موجودی فعلی فروشگاه نیست.
روش و جایگاه ترجمه
غبرائی در گفتوگوی فصلنامهٔ «مترجم» توضیح میدهد که در انتخاب اثر، ارتباط با جهان و نثر نویسنده و سنجیدن توان خود برای ترجمهٔ آن را مهم میداند؛ به همین دلیل از ترجمهٔ برخی آثار صرفنظر کرده است. کارنامهٔ طولانی او تنها فهرستی از پرفروشها نیست؛ از نویسندگان متفاوت و جغرافیاهای گوناگون ترجمه کرده و همین تنوع، صفحهای از تاریخ ترجمهٔ ادبی معاصر ایران را شکل داده است.