تصویر سید مهدی موسوی

سید مهدی موسویMehdi Mousavi

نویسندهAuthor

مهدی موسوی با نام شناسنامه‌ای سید مهدی موسوی (زادهٔ مهر ۱۳۵۵) شاعر، داستان‌نویس، ترانه‌سرا، منتقد ادبی و دکتر داروساز ایرانی است که بسیاری او را به‌عنوان «پدر غزل پست‌مدرن» می‌شناسند. او در دههٔ هفتاد با چاپ مجموعهٔ زیرزمینی فرشته‌ها خودکشی کردند جریان غزل پست‌مدرن را آغاز کرد. وی همچنین با انتشار مقالاتی نظیر تبارشناسی غزل پست‌مدرن، شناسه‌های غزل پست‌مدرن و جستاری در غزل امروز به تئوریزه کردن این جریان ادبی پرداخت.
موسوی بیش از ۲۰ مجموعهٔ شعر و داستان فارسی تألیف کرده است که با استقبال مخاطبان و منتقدان روبرو شده‌اند. آثار او به چندین زبان ترجمه و در کشورهای مختلف به چاپ رسیده‌اند. از فعالیت‌های دیگر او ایجاد کارگاه‌های رایگان نویسندگی خلاق در شهرهای مختلف ایران نظیر کرج، تهران، شاهرود و مشهد در طی سال‌های ۱۳۷۶ تا سال ۱۳۹۲ بوده است که پس از مهاجرت او به‌صورت مجازی ادامه دارند. همچنین او در سال‌های ۱۳۸۶ و ۱۳۸۷ سردبیری نشریهٔ همین فردا بود (فصلنامهٔ تخصصی غزل پست‌مدرن) را به عهده داشت که پس از انتخابات سال ۱۳۸۸، لغو مجوز شد.
اشعار او توسط خوانندگان بسیاری نظیر آرش سبحانی، حامد نیک‌پی، ستار، مازیار فلاحی، شاهین نجفی، شادی امینی، امیر عظیمی، شبنم طلوعی، آریا آرام‌نژاد، شکیب مصدق، کینگ رام و احسان کرمی به‌صورت موزیک اجرا شده است و طرفداران بسیاری دارد. صفحات او در شبکه‌های اجتماعی همواره پرطرفدار بوده و ازاین‌رو برخی نشریات به او لقب «سلبریتی ادبیات» را داده‌اند. وبلاگ ادبی او در دههٔ هشتاد چند بار به‌عنوان محبوب‌ترین وبلاگ پرشین‌بلاگ شناخته شده بود.
موسوی در سال ۱۳۹۲ توسط اطلاعات سپاه دستگیر شد و ۳۸ روز را در زندان انفرادی گذراند. دادگاه انقلاب تهران، به ریاست قاضی مقیسه، در سال ۱۳۹۴ او را به ۹ سال زندان و ۹۹ ضربه شلاق محکوم کرد. پس از تأیید این احکام در دادگاه تجدیدنظر، او ابتدا به کردستان عراق و از آنجا به ترکیه فرار کرد و در زمستان ۱۳۹۵ با بورس آیکورن به‌عنوان هنرمند مهمان به کشور نروژ آمد. وی هم‌اکنون در شهر لیل‌هامر این کشور ساکن است.
او علاوه بر ادبیات، دارای مدرک دکترای داروسازی است و چند سالی نیز در ایران به این شغل مشغول بوده است. همچنین وی سابقهٔ فعالیت در زمینه‌هایی مانند سینما، طنزنویسی، روزنامه‌نگاری و برنامه‌سازی تلویزیونی دارد. موسوی سال‌ها یک برنامهٔ گفتگوی زنده را اجرا می‌کرد که حاصل آن مصاحبه‌هایی چالشی با بسیاری از هنرمندان و فعالان سیاسی مطرح بوده است؛ او هم‌اکنون نیز در کانال یک آمریکا برنامهٔ زندهٔ «بامداد» را اداره می‌کند که به‌صورت تخصصی به شعر و ترانهٔ فارسی می‌پردازد.
از مطرح‌ترین آثار موسوی می‌توان به سه مجموعه شعر «فرشته‌ها خودکشی کردند»، «پرنده کوچولو، نه پرنده بود! نه کوچولو!» و «دلقک‌بازی جلوی جوخهٔ اعدام» و دو رمان «گفتگو در تهران» و «هزار و چند شب» اشاره کرد. آخرین کتاب او نیز مجموعه شعری دوزبانه (انگلیسی-فارسی) است که The Last Kiss (آخرین بوسه) نام دارد.

2 کتاب مرتبط در سایت ثبت شده است.

زندگی در یک نگاه

نقش در کتاب‌های الفبا

نویسنده / Author

تعداد کتاب‌های مرتبط

2 عنوان

آثار ثبت‌شده

به روش سامورایی | سید مهدی موسوی، دلقک‌بازی جلوی جوخهٔ اعدام | سید مهدی موسوی

روش اعتبارسنجی

اطلاعات شخصی و تصویر فقط با منبع معتبر و قابل‌انتساب منتشر می‌شوند؛ داده‌های تأییدنشده عمداً حذف شده‌اند.

زندگی‌نامه کامل سید مهدی موسوی

زندگی

مهدی موسوی در ۱۰ مهر ۱۳۵۵ در بیمارستان اقبال شهر تهران به دنیا آمد. او در کودکی به همراه خانواده به شهر کرج مهاجرت کرد و در مدرسه استعدادهای درخشان (سمپاد) این شهر تحصیل کرد. پدر او عنایت‌الله موسوی، کارمند ادارهٔ ثبت احوال و شیرازی و مادرش معلم مدارس ابتدایی و همدانی بود. او همچنین یک خواهر به نام مرضیه دارد. وی در مصاحبه‌های گوناگون مادرش را مهم‌ترین مشوقش در آشنایی با کتاب و ادبیات دانسته است. او همچنین دایی‌اش را که از ناشران و کتابفروشان ساکن تهران بوده، در علاقمندی به ادبیات و تسلط به نوشتن و خواندن و بازی شطرنج، در دوران پیش از دبستان، مؤثر می‌داند. پدربزرگ او، اصغر قرخلر، نیز مدیر انتشارات ابن‌سینا بوده است.
موسوی از سال ۱۳۷۸ برای تحصیل در مقطع دکترای داروسازی به مشهد رفت و باوجود فشارهای کمیته انضباطی دانشگاه و احکام تعلیقی‌اش به‌خاطر فعالیت‌های فرهنگی، در سال ۱۳۸۶ از دانشگاه علوم پزشکی این شهر فارغ‌التحصیل شد. او علت تحصیل در این رشته را تنها کسب درآمد کافی برای پرداختن به ادبیات با تمرکز بیشتر دانسته است. حضور او در شهر مشهد و برگزاری کارگاه‌هایش تأثیر مهمی در تغییر فضای شعر خراسان در آن سال‌ها داشته است.
او سپس به کرج برگشت و تا سال ۱۳۹۴ و فرار از ایران در این شهر اقامت داشت و در این مدت به برگزاری کارگاه‌های ادبی در کرج و تهران و همچنین سخنرانی و تدریس در شهرهای مختلف پرداخت. وی همچنین داروخانه‌ای در شهر دره‌شهر استان ایلام تأسیس و به کار داروسازی مشغول شد. موسوی پس از دستگیری در سال‌های ۱۳۸۹، ۱۳۹۲ و ۱۳۹۳ و نهایتاً محکومیت به ۹ سال زندان و ۹۹ ضربه شلاق در دادگاه انقلاب تهران، در ۱۷ آذر ۱۳۹۴ به کردستان عراق گریخت و پس از مدتی زندگی پنهانی در آنجا، خودش را به کشور ترکیه رساند. او نهایتاً با دعوت مؤسسهٔ آیکورن از زمستان ۱۳۹۵ به کشور نروژ آمد و درحال‌حاضر در شهر لیل‌هامر این کشور زندگی می‌کند.
موسوی را اکثر منتقدان به‌عنوان پدر غزل پست‌مدرن می‌شناسند. او علاوه بر شعر، داستان و ترانه در حوزه‌هایی مانند سینما، طنز، روزنامه‌نگاری، تدریس، تهیهٔ برنامه‌های تلویزیونی و نقد نیز مورد توجه بوده است. وی همچنین در دوران جوانی سال‌ها به‌صورت حرفه‌ای به رشته‌های ورزشی نظیر دو و میدانی و فوتبال می‌پرداخت. او هرگز ازدواج نکرده و علت این مسئله را تمرکز بر فعالیت‌های ادبی و مشکلاتی نظیر زندان و تبعید دانسته است.
موسوی همواره بر عدم مصرف سیگار، مواد مخدر و الکل تأکید داشته و در چند دهه گذشته به ترویج این ایده و ارسال هدایایی برای طرفدارانش که سیگار یا مواد مخدر را ترک کنند، پرداخته است. او در سال‌های اخیر اذعان کرده که بر اثر شکنجه، زندان و تبعید دچار برخی بیماری‌های جسمی و روحی شده و از وضعیت سلامتی مناسبی برخوردار نیست. وی همچنین اعلام کرده که درصورت تغییر شرایط و تعدیل حکم زندانش به ایران بازخواهد گشت.

فعالیت‌های ادبی در ایران

مهدی موسوی را بسیاری به نام پدر غزل پست‌مدرن می‌شناسند. او از دیدگاه منتقدان و مخاطبان، یکی از مهم‌ترین و تاثیرگذارترین شاعران پس از انقلاب ایران بوده است. بسیاری از اشعار او به حافظه جمعی ایرانیان سپرده شده و بر روی دیوارها نوشته می‌شود یا بر تن طرفدارانش خالکوبی می‌گردد. او همچنین با کارگاه‌های ادبی‌اش بر روی فضای ادبیات معاصر تأثیرگذار بوده و بسیاری از شاعران مطرح دهه ۸۰ و ۹۰ ایران، مدتی را در کارگاه‌های ادبی او سپری کرده‌اند. مقالات و پایان‌نامه‌های زیادی به اشعار و کتاب‌های او و همچنین تأثیر جریان غزل پست‌مدرن بر ادبیات معاصر پرداخته‌اند. چاپ و انتشار آثار او در سال‌های اخیر ممنوع بوده و تمامی کتاب‌های او توسط دولت از بازار جمع‌آوری شده است، اما کماکان اشعار او به‌صورت زیرزمینی توسط دستفروشان کتاب به فروش می‌رسد و طرفداران زیادی دارد. صفحات او در فضای مجازی همواره مخاطبان بسیاری داشته و وبلاگ او چند دوره به‌عنوان محبوب‌ترین وبلاگ پرشین‌بلاگ شناخته شد. موسوی بیش از ۲۰ مجموعه‌شعر به چاپ رسانده که بارها تجدید چاپ شده‌اند. آثار او به چندین زبان ترجمه شده و در بسیاری از کشورهای جهان، شعرخوانی و سخنرانی داشته است.

کودکی و نوجوانی

موسوی از سنین کودکی داستان‌نویسی را آغاز کرد و از ۱۱ سالگی شروع به شعر گفتن کرد. او آغاز شعر گفتن خود را تحت‌تاثیر معلم ادبیاتش، شهرام فروغی، و اولین شعرش را یک مثنوی طنز بیان کرده است. وی همچنین مسابقات مشاعره در آن زمان را مشوقی برای سرودن اولین شعرهایش می‌داند. در دوران راهنمایی، او که از شاگردان ممتاز مدرسه تیزهوشان کرج بود، کم‌کم به سمت ادبیات کشیده شد و در مسابقات دانش‌آموزی استانی و کشوری، حائز چندین مقام شد. پس از ورود به دوران دبیرستان و آشنایی با شاعران نئوکلاسیکی همچون قیصر امین‌پور، حسین منزوی و محمدعلی بهمنی، فضای آثار موسوی تغییر کرد. او این دوران را «دوران تازگی زبان و شکل گرفتن تفکر انتقادی» نامیده است. در همین زمان او با دیگر شاعران هم‌نسلش در مسابقات دانش‌آموزی کشوری و جشنواره‌های ادبی آشنا شد و به انتشار آثارش با اسامی مستعار در نشریاتی همچون کیهان فرهنگی، جوانان امروز و همچنین روزنامهٔ اطلاعات پرداخت.

دهه هفتاد و آغاز جریان غزل پست‌مدرن

حضور مهدی موسوی در سال‌های میانی دههٔ هفتاد در انجمن شعر کرج و آشنایی او با علی کریمی کلایه و محمدرضا حاج‌رستم‌بگ‌لو به انتشار کتابی مشترک از اشعار این سه شاعر جوان در ماه‌های آغازین سال ۱۳۷۷ انجامید. مجموعه پر از ستاره‌ام اما… که توسط نشر شهریار به چاپ رسید، اگرچه شامل غزل‌های نئوکلاسیک مهدی موسوی بود، اما به‌خاطر تازگی زبان و به کار بردن کلماتی نظیر جاز، دیازپام، سیاهی‌لشکر و… با مخالفت و نقد شدید برخی از شاعران کلاسیک‌سرا روبرو شد.
در همان سال‌ها مهدی موسوی به جریان غزل روایی پیوست که در آن زمان با نام غزل فرم شناخته می‌شد. اما آشنایی با جریان شعر زبانگرای رضا براهنی و نزدیکی به شاگردان او، به همراه نقدهایی که به جریان غزل روایی وارد می‌دانست، باعث شد که به‌سرعت از این جریان فاصله بگیرد و آثاری رادیکال با رویکردهای زبانی و تکنیک‌های شعر پست‌مدرن اما در قالب‌های موزون و مقفا خلق کند که در محافل ادبی آن زمان، طرفداران و مخالفان افراطی بسیاری داشته باشد. او گزیده‌ای از این آثار را با نام فرشته‌ها خودکشی کردند در سال ۱۳۷۹ آمادهٔ چاپ کرد که توسط وزارت ارشاد غیرقابل چاپ اعلام شد. پس از دو سال کشمکش با دولت اصلاحات و ناامیدی از هرگونه مجوز، موسوی این کتاب را در سال ۱۳۸۱ به‌صورت زیرزمینی به همراه طرح‌های میثم علی‌پور منتشر کرد. این کتاب توسط سایت (و بعداً وبلاگ) شخصی مهدی موسوی، با نام «غزل پست مدرن و»، در کشور پخش شد و مورد استقبال فراوان قرار گرفت و در چند ماه به چاپ دوم رسید. در سال ۱۳۸۲ نسخهٔ الکترونیک رایگان این کتاب نیز بر روی سایت ادبی مانیها قرار گرفت. بسیاری انتشار این کتاب را سرآغاز جریان غزل پست‌مدرن در ایران می‌دانند و مقالات و پایان‌نامه‌های بسیاری به نقش این کتاب در شعر و ترانهٔ دههٔ هشتاد ایران پرداخته‌اند.

حضور در فضای مجازی و جشنواره‌های ادبی

با آغاز وبلاگ‌نویسی فارسی، مهدی موسوی در سال ۱۳۸۱ وبسایت خود با نام «غزل پست‌مدرن و» را رها کرد و وبلاگی با همین نام ساخت که به‌سرعت مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت و به یکی از محبوب‌ترین وبلاگ‌های فارسی بدل شد. انتشار اشعار بدون سانسور، علاقهٔ نسل جوان به جریان غزل پست‌مدرن و همچنین تبدیل شدن آن وبلاگ به یکی از مهم‌ترین منبع‌ها برای خبرهای روز ادبیات پیشرو، از دلایل این استقبال بود. در چند دوره در جشن‌های پرشین‌بلاگ از مهدی موسوی به‌عنوان پرطرفدارترین یا بهترین وبلاگ ادبی تقدیر به عمل آمد، اما بارها آن وبلاگ توسط نهادهای قضایی فیلتر و حذف شد و در خبرگزاری‌های وابسته به سپاه علیه آن مطالبی نوشته شد.
حضور موسوی برای ادامه‌تحصیل در مشهد و برگزاری کارگاه‌های ادبی در این شهر و موفقیت شاگردانش در جشنواره‌های ادبی به شهرت بیشتر او انجامید. خود او نیز در دهه هشتاد در بسیاری از جشنواره‌های ادبی مستقل، برندهٔ مقام نخست شد. همچنین او به‌عنوان داور یا دبیر علمی در بسیاری از جشنواره‌های شعر و داستان حضور داشت. البته حضور او در جشنواره‌ها و شعرخوانی‌هایش گاهی با حواشی‌ای نظیر اعتراضش به داوری‌ها یا حملات گروه‌های فشار همراه بود. سخنرانی‌ها و کارگاه‌های ادبی او در شهرهای مختلفی نظیر شاهرود، کرمان، بابلسر، کرج و تهران با استقبال فراوان نسل جوان و اعتراض روزنامه‌ها و خبرگزاری‌های حکومتی روبرو می‌شد. همچنین انتشار مقالات او پیرامون غزل پست‌مدرن در نشریات مختلف ادبی به تثبیت جایگاه او به‌عنوان یک تئوریسین و منتقد کمک کرد.

تئوریزه کردن جریان غزل پست‌مدرن

مهدی موسوی در سال‌های ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۱ سه مقالهٔ مهم و تأثیرگذار با نام‌های تبارشناسی غزل پست‌مدرن، شناسه‌های غزل پست‌مدرن و جستاری در غزل امروز منتشر کرد که نقش مهمی در همه‌گیری جریان غزل پست‌مدرن و توجه منتقدان و بخش آکادمیک جامعه به این جریان داشت. او در مقاله تبارشناسی در غزل پست‌مدرن به ریشه‌یابی این جریان در اشعار گذشتگان و بررسی نمونه‌هایی از تکنیک‌ها یا اندیشه‌های پست‌مدرن در اشعار قرن چهارم تا دوره مشروطه می‌پردازد. در شناسه‌های غزل پست‌مدرن به بررسی تکنیک‌ها و شناسه‌های مشترک این اشعار با ذکر مثال پرداخته و ریشه‌های فلسفی هر تکنیک را بیان می‌کند. او در مقاله جستاری در غزل امروز با نگاهی انتقادی غزل معاصر فارسی را از دهه چهل تا دهه هشتاد مورد بررسی قرار داده و به سه جریان اصلی غزل نئوکلاسیک، غزل روایی (فرم) و غزل پست‌مدرن می‌پردازد. این مقاله‌ها در بسیاری از پایان‌نامه‌ها و مقالات ادبی دو دههٔ اخیر به‌عنوان منبع استفاده شده‌اند و بسیاری آن‌ها را «مانیفست سه‌گانه غزل پست‌مدرن» می‌دانند.

آثار دهه هشتاد

پس از غیرقابل چاپ اعلام شدن کتاب فرشته‌ها خودکشی کردند، مجموعه‌داستانی به نام عمودی‌ها و یک مجموعه‌شعر ضدجنگ با نام خطاب به شترمرغ‌ها، مهدی موسوی در سال ۱۳۸۳ تصمیم گرفت آثار عاشقانه یا روایی خود را (که کمتر روی آن‌ها حساسیت وجود داشت) با نشر سخن‌گستر مشهد به چاپ برساند. این مجموعه که این‌ها را فقط به‌خاطر شما چاپ می‌کنم نام داشت، در نمایشگاه کتاب ۱۳۸۴ عرضه شد و باتوجه به فضای ساده و عاشقانه‌اش به‌سرعت مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت و به چاپ دوم رسید. منتقدان ضمن رندانه دانستن نام کتاب، مضامین آن در انعکاس صدای زنان و مسائل اجتماعی و همچنین زبان تازهٔ این مجموعه را ستودند.
پس از تغییرات دولت در همان سال و بر سر کار آمدن محمود احمدی‌نژاد، مهدی موسوی دوباره به لیست ممنوع‌الفعالیتی بازگشت و تا سال ۱۳۸۹ نتوانست هیچ کتابی منتشر کند. او درنهایت در اردیبهشت ۱۳۸۹ مجموعهٔ پرنده کوچولو، نه پرنده بود! نه کوچولو! را در ۳۰۸ صفحه منتشر کرد که بسیاری آن را مهم‌ترین کتاب موسوی و جریان غزل پست‌مدرن می‌دانند. این مجموعه که با سانسور فراوان به چاپ رسیده بود، در زمان عرضه در نمایشگاه کتاب تهران با استقبال و ازدحام مردم روبرو شد، اما در همان روز دوم نمایشگاه کتاب به‌همراه آثار دیگر شاعران غزل پست‌مدرن فاطمه اختصاری، الهام میزبان و محمد حسینی‌مقدم از نمایشگاه جمع و چندی بعد معدوم شد. علت این برخورد، اضافه شدن کلمات سانسورشده داخل کتاب‌ها با خودکار، توسط موسوی و سه شاعر دیگر، و همچنین توزیع یک غلط‌نامه اعلام شد که در آن برگه، سانسورهای کتاب‌ها قید شده بود. فعالیت نشر سخن‌گستر هم به‌خاطر آنچه دور زدن سانسور و نشر کتاب‌های تابوشکن نامیده شد، یک سال لغو شد. این چهار نفر به‌عنوان اعتراض آثار خود را به‌صورت نسخهٔ الکتریکی رایگان و بدون سانسور در فضای مجازی قرار دادند. مقالات و پایان‌نامه‌های بسیاری به کتاب پرنده کوچولو، نه پرنده بود! نه کوچولو! پرداخته‌اند و بسیاری آن را نقطه اوج جریان غزل پست‌مدرن و شامل بهترین نمونه‌های آن می‌دانند. نگاه متفاوت فلسفی، بازی‌های زبانی، نگاه روان‌شناختی عمیق، چندصدایی و خلق فرم‌ها و قالب‌های جدید، از مواردی بوده که بارها در این مجموعه مورد بررسی قرار گرفته است.

جشنواره غزل پست‌مدرن

موسوی که تجربهٔ برگزاری جشنواره‌های ادبی نظیر گریز آهوانه و سایه‌ها را در کارنامه داشت، در سال ۱۳۸۶ جشنوارهٔ سراسری غزل پست‌مدرن را برگزار کرد. در مراسم پایانی این جشنواره که به دبیری حامد داراب و رضا صحرایی در تهران برگزار شد، ده‌ها تن از مطرح‌ترین شاعران این جریان شعرخوانی کردند و آثار برتر با داوری فاطمه اختصاری و مونا زنده‌دل در مجموعه‌ای زیرزمینی به نام گریه روی شانه تخم‌مرغ با مقدمه‌ای از محمدعلی بهمنی به چاپ رسید. این مراسم به‌صورت یک پرفورمنس انجام شد که از نکات جالب آن می‌توان به پخش سرودی کودکانه به‌جای سرود ملی جمهوری اسلامی، اجرای برنامه توسط ۱۳ مجری، حضور تعدادی نگهبان با چوب برای حفظ نظم، پخش نان و پنیر و سبزی و گردو میان مهمانان برای پذیرایی و اجرای یک شعر به سه زبان مختلف به‌طور هم‌زمان اشاره کرد. نهادهای امنیتی برای ممانعت از برگزاری این جشنواره چند ساعت قبل از آغاز آن، سالن را تعطیل کردند و در آن را بستند، اما برگزارکنندگان جشنواره به‌سرعت یک خانهٔ مسکونی که برای برگزاری جشن‌ها استفاده می‌شد، اجاره کردند و شاعران را که از نقاط مختلف کشور به تهران رسیده بودند، به این خانه انتقال دادند. بسیاری از منتقدان این جشنواره را از مهم‌ترین جشنواره‌های ادبی مستقل در دههٔ هشتاد ارزیابی می‌کنند.

آثار دهه نود، قبل از خروج از ایران

پس از جمع‌آوری کتاب پرنده کوچولو، نه پرنده بود! نه کوچولو! چند کتاب دیگر مهدی موسوی نیز مانند ناگهان و بوق زدن برای گوسفندها مجوز نگرفت. در سال ۱۳۹۰ فاطمه اختصاری مطالب وبلاگی موسوی برای آموزش وزن را جمع‌آوری و در کتابی الکترونیک با نام آموزش وزن به زبان ساده منتشر کرد. این کتاب کم‌حجم خلاصه‌ای از کتاب آموزش عروض و قافیهٔ موسوی با نام عروض در سه روز بود که بعد از دستگیری او در سال ۱۳۹۲، نسخهٔ پیش‌نویس آن، به همراه چندین اثر آمادهٔ انتشار دیگر، توسط اطلاعات سپاه ضبط و معدوم گردید. انتشار رایگان کتاب آموزش وزن به زبان ساده با استقبال فراوانی در فضای مجازی روبرو شد و بسیاری از مدرسان عروض، آن را نسخهٔ ساده‌تر و کاربردی‌تر آموزش عروض سیروس شمیسا ارزیابی کرده‌اند. او در همین سال دو مجموعهٔ صوتی از دکلمه‌هایش را با نام‌های رقص در غبار و رقص در لجن به‌صورت زیرزمینی منتشر کرد که با استقبال بالایی روبرو شد. اجرای متفاوت او که مبتنی بر ایجاد لحن و درهم‌شکستن زیبایی‌شناسی و فن بیان سنتی بود، در آمیختگی با اشعار عصیانگر وی مورد توجه و بحث قرار گرفت.
در سال ۱۳۹۱ موسوی، برای فرار از سانسور، رباعیات خود را به همراه عکس‌های محمدصادق یارحمیدی و به‌عنوان مجموعه‌عکس با نام مردی که نرفته است برمی‌گردد منتشر کرد که به‌سرعت به چاپ‌های بعدی رسید و در بازار نایاب شد. نقدهای بسیاری بر این مجموعه نوشته شد و منتقدان تسلط او بر قالب رباعی و نوگرایی او در این قالب قدیمی را تحسین کردند. سپس در همان سال موسوی با تغییر نام مجموعهٔ خطاب به شترمرغ‌ها و حذف بیش از ۱۰ شعر، توانست بعد سال‌ها مجموعهٔ ضد جنگ خود را با نام حتی پلاک خانه را راهی بازار کند که این مجموعه در همان روزهای ابتدایی عرضه در نمایشگاه کتاب به چاپ دوم رسید. منتقدان توجه او را به آسیب‌های جنگ، مخصوصاً بر نسل پس از جنگ، ستودند اما برخی از خبرگزاری‌های وابسته به سپاه آن را سیاه‌نمایی جنگ ایران و عراق دانستند و از دولت برای دادن مجوز به این کتاب انتقاد کردند.
موسوی در آغاز سال ۱۳۹۲ منتخبی از اشعار بدون سانسور خودش را تحت عنوان غذاش بادمجان است در پاریس و سپس منتخبی از آثار قدیمی‌اش را با حدود ۲۰۰ صفحه سانسور با نام غرق شدن در آکواریوم در ایران به چاپ رساند. اگرچه خبرگزاری‌های وابسته به سپاه علیه این کتاب نوشتند و حتی از حضور مهدی موسوی در نمایشگاه کتاب ممانعت به عمل آمد، اما این کتاب توانست در همان نمایشگاه کتاب به چاپ سوم برسد. این مجموعه باوجود دریافت بازخوردهای مثبت ازلحاظ تکنیکی و محتوایی، به‌خاطر سانسور و حذفیات فراوان مورد نقد قرار گرفت.
درحالی‌که فشارها بر مهدی موسوی افزایش پیدا کرده بود و او در زندان به‌سر می‌برد، دو مجموعهٔ دیگر از او با نام‌های با موش‌ها و بعد از باران، قبل از تبعید منتشر شد که مورد هجمه شدید صداوسیما، سازمان بسیج دانشجویی و همچنین روزنامه‌های وابسته به سپاه قرار گرفت و بسیاری صدور مجوز برای اشعار یک زندانی را حاصل اختلافات دولت و سپاه ارزیابی کردند. باوجود آزادی با وثیقه، از حضور مهدی موسوی توسط نهادهای امنیتی در نمایشگاه کتاب ممانعت به عمل آمد. در روز دوم نمایشگاه، خبرگزاری فارس خبری جعلی منتشر کرد که بعد از باران، قبل از تبعید اشعار شاهین نجفی است و باوجود تکذیب وزارت ارشاد و مسئولان نمایشگاه کتاب، پس از بسته شدن نشر نصیرا، کتاب مهدی موسوی نیز جمع‌آوری و خمیر شد.
آخرین مجموعه مهدی موسوی در ایران، انقراض پلنگ ایرانی با افزایش بی‌رویه تعداد گوسفندان نام داشت که در زمستان سال ۱۳۹۳ منتشر و با استقبال مخاطبان روبرو شد، به‌طوری‌که در هفته نخست انتشار، به چاپ سوم رسید. حضور این کتاب در نمایشگاه کتاب ۱۳۹۴ با هجمهٔ رسانه‌های وابسته به سپاه روبرو شد که در خبری مشابه آن را دارای «مضمون روابط جنسی، توهین به مقدسات، همجنس‌بازی، توهین به انقلاب اسلامی، تمسخر نیروهای امنیتی و سیاه‌نمایی علیه نظام» دانسته بودند. این مجموعه درواقع اشعار جدید موسوی را شامل می‌شد که از نوروز تا پاییز ۱۳۹۳ به‌طور روزانه نوشته بود. به گفتهٔ خود او، آغاز نگارش این کتاب روزی بود که متوجه شد سپاه پاسداران تمامی اشعار دست‌نویس، لپ‌تاپ، هارددیسک‌ها و دیگر نسخه‌های آثارش را از بین برده و تمام آثار منتشرنشده‌اش برای همیشه از بین رفته‌اند. او نوشتن آن اشعار و انتشار کتاب انقراض پلنگ ایرانی با افزایش بی‌رویه تعداد گوسفندان را مبارزه‌ای علیه آن‌هایی که از هنر و ادبیات هراس دارند، نامید.

فعالیت‌های ادبی پس از خروج از ایران

مهدی موسوی یکی از نویسندگانی بوده که پس از ترک ایران ارتباطش را با زبان و مخاطب فارسی‌زبان قطع نکرده است. او پس از خروج از ایران در سال ۱۳۹۴، دو رمان و سه مجموعه‌شعر به زبان فارسی به چاپ رساند و به برگزاری کارگاه‌های ادبی‌اش در فضای مجازی ادامه داد. ترانه‌ها و اشعار او همچنان با صدای خوانندگان مطرح شنیده شد و به اجرای برنامه‌های ادبی از تلویزیون‌های فارسی‌زبان پرداخت. آثار او در سالیان اخیر به زبان‌های مختلف نظیر انگلیسی، آلمانی، نروژی، فرانسوی، هلندی، اسپانیایی و عبری ترجمه شده است. فروش آثار او اگرچه به‌طور کامل در ایران ممنوع شده است، اما همچنان به‌صورت زیرزمینی ادامه داشته و طرفداران زیادی دارد. او همچنین نسخهٔ الکترونیک تمامی آثارش در خارج از ایران را برای طرفدارانش در ایران و افغانستان به‌صورت رایگان در اینترنت قرار داده است. فعالیت او در عرصه‌های دیگر نظیر روزنامه‌نگاری، طنز و سینما نیز همچنان ادامه دارد و از دیدگاه برخی منتقدان، در آثار جدید موسوی، ما شاهد کامل‌ترین و پخته‌ترین اشعار و داستان‌های او هستیم.

مجموعه‌داستان‌ها و رمان‌ها

یکی از مهم‌ترین آثار موسوی که پس از دستگیری توسط اطلاعات سپاه از بین رفته بود، رمانی کوتاه با نام گفتگو در تهران بود. موسوی پس از رسیدن به ترکیه این رمان را که اولین بار در سال ۱۳۸۹ نوشته شده بود، در سال‌های ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵ بازنویسی و پس از رسیدن به نروژ در سال ۱۳۹۶ منتشر کرد. این رمان که دارای ۹۳ فصل کوتاه و ۱۳ راوی است، داستانی عاشقانه را روایت می‌کند که در دل اتفاقات ۱۳۸۸ ایران و جنبش سبز رخ می‌دهد. گفتگو در تهران با استقبال مخاطبان روبرو و به یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های دستفروش‌های خیابان انقلاب تهران بدل شد. موسوی که در ابتدا قرار بود این کتاب را با نشر گردون عباس معروفی در خارج از ایران منتشر کند، درنهایت به‌خاطر عدم دسترسی مخاطبان ایران و افغانستان به فروشگاه‌های آنلاین کتاب نظیر آمازون، نسخهٔ الکترونیک آن را به‌صورت رایگان در فضای مجازی قرار داد. ایده‌ای که با کتاب‌های بعدی او نیز دنبال شد و مورد استقبال نویسندگان دیگر نیز قرار گرفت. نسخه صوتی این کتاب در مهر ۱۳۹۷ با گویندگی بیش از ۷۰ هنرمند منتشر شد. توصیف بدون سانسور روابط جنسی، حضور شخصیت‌هایی از میان اقلیت‌های جنسی، چندصدایی و تغییر راوی‌ها و همچنین بررسی دو حادثه مهم اعدام‌های دهه شصت و اعتراضات سال ۸۸ از مواردی بوده که در بررسی این کتاب بارها مورد بحث قرار گرفته است.
رمان دوم موسوی با نام هزار و چند شب در سال ۱۳۹۰ منتشر شد. این رمان که به نوعی نقیضه‌ای بر کتاب هزار و یک شب است، به گفتهٔ شاعر دومین جلد از چهارگانه‌ای است که با گفتگو در تهران آغاز شده و به زنده بمان و آخرین قهرمان ختم خواهد شد. او سه سال صرف نوشتن این رمان ۶۴۸ صفحه‌ای کرد که ۶۳ فصل و بیش از هزار پانوشت را شامل می‌شود. راوی این داستان، حسین، شخصیت محوری رمان گفتگو در تهران است که حال ساکن نروژ است و در لحظهٔ کشته شدن، خاطرات عاشقانه‌اش را در سه کشور تایلند، گرجستان و ترکیه مرور می‌کند. منتقدان این اثر را یک بازنویسی پست‌مدرن و پلی‌ژانریک از کتاب هزار و یک شب خوانده‌اند که همانند آن اثر از فرم قاب یا داستان در داستان استفاده شده است. این رمان اگرچه روایتی غیرخطی از چند رابطهٔ عاشقانه است، اما بیشتر منتقدان آن را اثری روان‌شناختی-فلسفی دانسته‌اند. هزار و چند شب بارها در مقالات و نقدها مورد تحلیل فرمی، روان‌شناختی، فلسفی، نمادشناسی، اسطوره‌شناسی و بینامتنیت قرار گرفته و با استقبال مخاطبان و منتقدان روبرو شده است، هرچند نقدهایی هم بوده که توصیفات بی‌پردهٔ جنسی یا وجود صحنه‌های مصرف مواد مخدر را مورد انتقاد شدید قرار داده‌اند.
در این سال‌ها همچنین نشر الکترونیکی سایه‌ها کتابی شامل هشت داستان کوتاه از مهدی موسوی را منتشر کرده است. این کتاب اکثر داستان‌های کوتاه او را که در دههٔ هفتاد نوشته شده اما هرگز اجازه چاپ پیدا نکرده بودند، شامل می‌شود. همچنین در بهار ۱۳۹۸، فرهنگ روشنی، نویسنده و کارگردان، مجموعه‌داستانی با نام تشویش اذهان خصوصی منتشر کرد که چند داستان کوتاه از مهدی موسوی و چند نویسندهٔ دیگر را دربرمی‌گرفت.

مجموعه‌شعرها

مهدی موسوی در زمان اقامت در ترکیه تلاش کرد دو مجموعهٔ شب و محرمانه را در ایران به چاپ برساند که هر دو آن‌ها غیرقابل چاپ اعلام شدند. او پس از رسیدن به نروژ، در بهار ۱۳۹۷ اولین مجموعه‌شعر خود در خارج از ایران را با نام دلقک‌بازی جلوی جوخه اعدام به چاپ رساند. این مجموعه نیز مانند گفتگو در تهران در خارج از کشور با نشر آمازون عرضه شد و نسخهٔ الکترونیک آن توسط موسوی به‌طور رایگان در فضای مجازی قرار گرفت. دلقک‌بازی جلوی جوخه اعدام به‌سرعت به یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های زیرزمینی بدل شد که در ایران به شکل غیرقانونی به فروش می‌رسید. این مجموعه شامل اشعار پس از کتاب انقراض پلنگ ایرانی با افزایش بی‌رویه تعداد گوسفندان تا زمان خروج از ایران بود؛ همچنین تعدادی از اشعاری را دربرمی‌گرفت که هرگز در ایران مجوز نگرفته بودند یا با حذف و تعدیل‌های فراوان به چاپ رسیده بودند. منتقدان و مخاطبان بسیاری این کتاب را از موفق‌ترین آثار کارنامه موسوی ارزیابی کرده‌اند و این مجموعه از دیدگاه‌های روان‌شناختی، نوآوری‌های زبانی و طنز سیاه مورد بررسی قرار گرفته است.
در سال ۱۳۹۸ موسوی مجموعه‌شعر دیگری با نام به روش سامورایی را منتشر کرد که آثار او پس از خروج از ایران را دربرمی‌گرفت. این مجموعه شامل ۹۴ شعر بوده که به گفتهٔ شاعر، یادآور سال فرار او از ایران است. محتوای بسیاری از اشعار این کتاب، برخلاف آثار گذشته، زندان، تبعید و تنهایی است و می‌توان ردپای مشکلات شخصی شاعر و حوادث اجتماعی-سیاسی را در آن مشاهده کرد. این کتاب نیز به‌طور رایگان در فضای مجازی قرار گرفت و با استقبال خوبی از طرف مخاطبان و منتقدان روبرو شد. مقالات بسیاری در تحلیل‌های روان‌شناختی یا بررسی ادبیات پست‌مدرن، این کتاب را مورد تحلیل قرار داده‌اند.
موسوی در سال ۱۴۰۲ مجموعهٔ در ستایش ناامیدی را منتشر کرد که جدیدترین اشعار و ترانه‌های او را شامل می‌شد. او نام کتاب را برگرفته از در ستایش دیوانگی اراسموس، در ستایش بطالت برتراند راسل، در ستایش نامادری ماریو بارگاس یوسا و این جملهٔ نیچه دانسته که «امید بزرگ‌ترین مصیبت است، زیرا عذاب را طولانی می‌کند». محتوای این کتاب ترکیبی از فضاهای عاشقانه، فلسفی، سیاسی و روان‌شناختی بوده و ازلحاظ قالب هم دارای تنوع گسترده‌ای است. ردپای جنبش زن، زندگی، آزادی در بسیاری از شعرها و ترانه‌های کتاب به چشم می‌خورد؛ از ترانه‌های پرشوری که در روزهای جنبش با صدای خوانندگان مختلف شنیده شده بود تا شعرهای فلسفی اندوهناکی که جامعهٔ ناامید پس از سرکوب را توصیف می‌کنند. این مجموعه مورد استقبال منتقدان و مخاطبان قرار گرفت، اما برخی از منتقدان بازتولید مفاهیمی نظیر خشونت و انتقام در این مجموعه را مورد نقد قرار دادند.

حضور در همایش‌ها و جشنواره‌های ادبی در اروپا

موسوی پس از اقامت در نروژ در بسیاری از شهرهای اروپا شعرخوانی یا سخنرانی کرده است. او همچنین به‌عنوان هنرمند مهمان در شهرهایی مانند لیل‌هامر، آنتورپ، بارسلون، بروکسل و لوکزامبورگ اقامت داشته است. شعرخوانی او در جشنواره‌های مختلف معمولاً با استقبال زیادی روبرو شده و مخاطبان اجراهای پرشور او را ستوده‌اند. وی همچنین به‌عنوان سخنران یا مدرس در همایش‌های گوناگونی حضور پیدا کرده و درمورد مسائل مختلفی نظیر شعر امروز ایران، وضعیت زنان در ایران، زندانیان سیاسی، غزل پست‌مدرن، نقش مهاجرت و تبعید در ادبیات، ترجمه آثار ادبی و ادبیات متعهد برای مخاطبان غیرفارسی‌زبان صحبت کرده است. همچنین او در کشورهای مختلف، کارگاه‌های ادبیات خلاق برای مخاطبان فارسی‌زبان و غیرفارسی‌زبان برگزار کرده که در نشریات و روزنامه‌ها بازتاب بسیاری داشته است.

پیشگفتارنویسی برای آثار دیگران

موسوی همواره از شاعران نسل‌های بعد از خودش به اشکال مختلف حمایت کرده است. یکی از مهم‌ترین عملکردهای او در دو دههٔ اخیر، نوشتن مقدمه برای کتاب‌های شاعران دیگر و معرفی آنها به مخاطبانش است. او در ایران برای چندین کتاب نظیر ۵۷ مجموعهٔ رباعی‌های پویا صداقت و ریل‌ها دوربرگردان ندارند اشعار آزاد صدف درخشان پیشگفتار نوشت؛ نوشتارهایی که خود از لحاظ ادبی دارای ارزش و جایگاه هستند.
موسوی پس از خروج از ایران تمرکز بیشتری بر روی پیشگفتارنویسی داشته و آن را راهی برای حمایت از نسل جوان و آشتی مخاطبان با شعر دانسته است. از مهم‌ترین مقدمه‌های او بر روی کتاب Vi overlever ikke (زنده نمی‌مانیم) فاطمه اختصاری و به زبان نروژی بوده است. او همچنین پیشگفتاری برای کتاب مرده‌ای که مرده بود، یک‌نفس عمیق کشید (با نام فرعی ۳۸ روز انفرادی اوین) اختصاری به زبان فارسی نوشته است. از دیگر پیشگفتارهای مطرح او می‌توان به مجموعه داستان ما رو دور ننداز از مجید کلاته عربی، مجموعه شعر تنهاترین نهنگ از مهدی معظمی، مجموعه شعر به مزار زنی که نیست از فروغ حیدری، نامه‌های بی‌مقصد از عظیم صادقی، داستان بلند رزازیسم از مرضیه رزازی، مجموعه شعر زیست مسالمت‌آمیز با گیوتین از عباس اصغرپور، مجموعه شعر در جنگ میان باطل و باطل‌تر از زینب اطهری، مجموعه حکایات نیما یوشیج، ترجمهٔ اشعار شاندور پتوفی با نام وطن نامرئی و مجموعه داستان مورچه‌های دوست‌داشتنی از شبنم کاظمی اشاره کرد.

آثار ترجمه‌شده

در چند دههٔ گذشته بسیاری از آثار موسوی به زبان‌های مختلف ترجمه و منتشر شده‌اند که این موضوع پس از مهاجرت وی از ایران شدت گرفته است. علاوه بر کتاب‌هایی که از او به زبان‌های مختلف منتشر شده، بسیاری از شعرها و داستان‌های موسوی در نشریات مختلف غیرفارسی‌زبان به چاپ رسیده است. آثار او تابه‌حال به زبان‌هایی نظیر انگلیسی، نروژی، چکی، دانمارکی، آلمانی، هلندی، فرانسوی، عبری، عربی، کُردی، ترکی و اسپانیایی ترجمه شده است. او در گفتگوهای مختلف اعلام کرده که از روند ترجمهٔ آثارش راضی نیست، زیرا به‌علت داشتن ویژگی‌های بومی و استفاده از ظرفیت‌های زبانی، بسیاری از اشعار مطرحش قابلیت ترجمه ندارند.
قبل از مهاجرت موسوی از ایران، برخی از آثار او در یک آنتولوژی چکی با ترجمهٔ رادک هاسالیک منتشر شده بود، اما اولین کتاب او پس از مهاجرت Å kysse en ørken, å kysse en myr (بوسیدن کویر، بوسیدن مرداب) نام داشت که در سال ۲۰۱۹ در کنار چند شاعر دیگر به زبان نروژی منتشر کرد و با استقبال فراوانی روبرو شد.
آثار او در نشریات و کتاب‌های مختلفی در اروپا، آمریکا و کانادا به چاپ رسیده که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به مجموعهٔ Kontinentaldrift: Das Persische Europa (رانش قاره‌ای: اروپای پارسی) اشاره کرد که علاوه بر موسوی، اشعار شاعران مطرحی نظیر اسماعیل خویی، یدالله رؤیایی و فاطمه اختصاری را دربرمی‌گیرد. این مجموعه به زبان آلمانی و در سال ۲۰۲۱ به چاپ رسید.
اولین ترجمه از آثار موسوی که به‌صورت مجزا به چاپ رسید، The Blood-soaked Liberty Square (میدان خون‌گرفتهٔ آزادی) نام داشت که در سال ۲۰۲۱ با ترجمهٔ اورلی کوهن و به زبان عبری به چاپ رسید. این کتاب در اسرائیل با موفقیت چشمگیری روبرو شد و در دانشگاه‌های آنجا مورد نقد و بررسی قرار گرفت.
همچنین در سال ۲۰۲۴ مجموعه‌ای با نام The Multilingual Mosaic (موزاییک چندزبانه) منتشر شد که در آن منتخبی از اشعار موسوی با ترجمهٔ گروهی از مترجمان به چشم می‌خورد. در این مجموعهٔ چندزبانه، آثاری از موسوی به هفت زبان گوناگون برگردانده شده است.
مهدی موسوی در سال ۲۰۲۵ اعلام کرد که به‌زودی مجموعه‌ای دوزبانه (فارسی-انگلیسی) از منتخب شعرهایش را با نام The Last Kiss (آخرین بوسه) منتشر خواهد کرد. چندی بعد انتشارات Sic این موضوع را تأیید و اعلام کرد که این کتاب در ماه نوامبر منتشر خواهد شد و پس از آن موسوی یک تور جهانی در انگلیس، کانادا و آمریکا خواهد داشت. در ماه مه ۲۰۲۵ مراسمی با حضور مترجمان و ویراستاران کتاب برای معرفی آن در نروژ برگزار شد. در آغاز سال ۲۰۲۶ نشر سیک اعلام کرد که به‌علت اعتراضات سراسری در ایران، رونمایی کتاب به تأخیر خواهد افتاد. درنهایت انتشار آن به ۱۲ مه ۲۰۲۶ موکول شد، اما پلیس امنیت نروژ به‌علت تهدیدهای بالقوه این برنامه را کنسل کرد. درنهایت مجموعهٔ دوزبانهٔ آخرین بوسه در تاریخ ۱۷ ژوئن همان سال در خانه ادبیات اسلو به‌صورت رسمی رونمایی شد.

کارگاه‌های ادبی

بسیاری از منتقدان ادبی، کارگاه‌های ادبی مهدی موسوی را از مهم‌ترین کارگاه‌های ادبیات خلاق در ایران دانسته و آن را در ردیف کارگاه‌های ادبی رضا براهنی و هوشنگ گلشیری به حساب می‌آورند. این جلسات به‌صورت زیرزمینی و رایگان از سال ۱۳۷۸ آغاز شد و پس از مهاجرت موسوی به‌شکل مجازی ادامه پیدا کرده است. تعدادی از شاعران و نویسندگان مطرح ایران و افغانستان در دههٔ هشتاد و نود تجربه حضور در این کارگاه‌ها را داشته‌اند. جمهوری اسلامی از ابتدا با برگزاری این جلسات ادبی مخالف بود و بارها آن را تعطیل یا در صداوسیما و روزنامه‌ها علیه آن موضع‌گیری کرد. برگزاری این کارگاه‌ها یکی از دلایل بازداشت موسوی در سال‌های ۱۳۸۹ و ۱۳۹۲ عنوان شده است.
اگرچه موسوی فعالیت آموزشی خود را از سال ۱۳۷۶ و در شهر کرج آغاز کرده بود، اما برگزاری کارگاه‌های ادبیات خلاق هفتگی خود را از مشهد و پاییز ۱۳۷۸ به شکل منظم و ساختارمند درآورد. او در این کارگاه‌ها شیوه‌ای غیرمستقیم و تعاملی ایجاد کرده بود که با شیوه‌های آموزشی آن سال‌ها متفاوت بود. او همچنین به‌جای نقد اشعار و داستان‌ها، بر نهادینه کردن مطالعه و تحلیل تأکید داشت. وی به‌خاطر فشارهای نهادهای امنیتی بارها مکان جلسات خود را تغییر داد و چند بار نیز مجبور به تعطیلی موقت آن شد. برگزاری این کارگاه‌ها تا سال ۱۳۸۶ ادامه پیدا کرد و تحولی در ادبیات خراسان ایجاد کرد. پس از برگشتن مهدی موسوی از مشهد، بسیاری از شاگردان او به برگزاری کارگاه‌هایی مشابه در این شهر اقدام کردند، اگرچه با فشار نهادهای امنیتی بسیاری از آنها بسته شد.
مهدی موسوی کارگاه‌های ادبی خود را در کرج و تهران از سال ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۲ ادامه داد. در دو سال آخر برگزاری این کارگاه‌ها خبرگزاری‌های وابسته به سپاه و همچنین صداوسیما بارها مطالبی علیه این جلسات منتشر کردند تا درنهایت با دستگیری موسوی این کارگاه‌ها تعطیل شد. او در این سال‌ها کارگاه‌هایش را در منزل شخصی خودش و اعضای کارگاه و همچنین کافه‌ها برگزار می‌کرد. وی همچنین تا قبل از دستگیری چند کارگاه شعر و ترانه در مؤسسه «پنجره حکمت» برگزار کرده بود.
پس از خروج موسوی از ایران در سال ۱۳۹۴، او با همکاری مؤسساتی نظیر توانا برگزاری کارگاه‌های رایگانش را به‌صورت آنلاین ادامه داده است. در انتهای هر دوره، وی مجموعه‌ای از اشعار، داستان‌ها و ترانه‌های اعضای کارگاه را به‌صورت کتاب منتشر می‌کند. این دوره‌ها که با نام «هم‌سایه» شهرت دارند با استقبال خوب مخاطبان روبرو شده‌اند. موسوی همچنین چندین دوره کارگاه‌های حضوری چندروزه در شهرهای مختلف اروپا برگزار کرده است. او این کارگاه‌ها و همچنین کارگاه‌های آنلاین را قابل مقایسه با جلسات ادبی‌اش در ایران ندانسته و نتیجه‌بخشی مد نظر خود را منوط به جلسات تعاملی طولانی و پیوسته می‌داند.

فعالیت‌ها در عرصه موسیقی و ترانه

مهدی موسوی به‌عنوان یکی از ترانه‌سراهای تأثیرگذار دهه‌های اخیر ایران مطرح است. او همچنین با نوشتن مقالات گوناگون دربارهٔ ترانه‌سرایی و برگزاری کارگاه‌های ترانه در شکل‌گیری موج جدید ترانه‌سرایی ایران تأثیرگذار بوده است. برخی از منتقدان، همه‌گیری ترانه‌های واسوخت در دهه هفتاد و هشتاد را تحت تأثیر جریان غزل پست‌مدرن در شعر فارسی و کتاب‌هایی مانند فرشته‌ها خودکشی کردند ارزیابی می‌کنند. موسوی همچنین در مصاحبه‌ها و مقالات گوناگون، رواج ابتذال و افت کیفی ترانه‌های اجراشده را مورد نقد قرار داده است. سپیده جدیری در مقاله‌ای ترانه‌های او را ازلحاظ پیچیدگی‌های شعری و استقبال مردمی با باب دیلن مقایسه کرده است.
بسیاری از آثار موسیقایی موسوی، اشعاری بوده که ابتدا در مجموعه‌های او به چاپ رسیده و بعدها به چاپ رسیده‌اند، هرچند او ترانه‌های زیادی هم بر روی ملودی یا برای فیلم نوشته است. او در دهه هفتاد با بعضی خوانندگان همکاری‌هایی داشت اما در اواخر دهه هشتاد بود که اولین همکاری او با شاهین نجفی با نام شاعر تمام‌شده منتشر شد و با استقبال فراوانی روبرو شد. این همکاری در آلبوم هیچ، هیچ، هیچ ادامه پیدا کرد و نجفی این آلبوم را به جریان غزل پست‌مدرن تقدیم کرد. همین همکاری‌ها و بازخورد مثبتی که در میان مردم و منتقدان داشت، باعث واکنش خبرگزاری‌هایی نظیر فارس و باشگاه خبرنگاران جوان شد و موسوی را برادر خوانندهٔ مرتد و تغذیه‌کنندهٔ فکری او خطاب کردند. از مطرح‌ترین همکاری موسوی و نجفی می‌توان به آثاری مانند شاعر تمام‌شده، بعد از تو، ممیز صفر، ناگهان، محرمانه، هر شب و آن چشم‌ها اشاره کرد. در همان سال‌ها موسوی با امیر عظیمی هم چند همکاری موفق نظیر خسته و بی‌میلی داشت که ترانهٔ خسته در نظرسنجی رادیو فردا مقام اول محبوب‌ترین موزیک ماه را کسب کرد. نوید زردی، خواننده کُرد، نیز دو اثر از او را با نام‌های نقطه‌چین و کابوس را اجرا کرد که با استقبال روبرو شد. موسوی در همان سال‌ها با خوانندگانی مثل حسام بهمنی، امیر خرم‌نژاد، آیدین شیخ نیز همکاری داشت که بعدها این همکاری‌ها ادامه پیدا نکرد.
در آغاز دهه نود، همکاری‌های ادامه‌دار موسوی با یاسین صفاتیان و شادی امینی آغاز شد. او هشت ترانه برای آلبوم مربع خالی و سه ترانه برای آلبوم آنرمال صفاتیان نوشت و پس از آن نیز در چندین تک‌آهنگ با او همکاری کرد. از مطرح‌ترین این همکاری‌ها می‌توان به شب، حلاج، به تو فکر کردم و دو دیوانه اشاره کرد. شادی امینی نیز پس از اجرای اشعار عاشقانه‌ای از موسوی مانند به سلامتی و عیدی، با او در دو تک‌ترانه به نام‌های چمدان و روسری همکاری کرد که بیشتر حال و هوای اجتماعی و سیاسی داشتند. از ترانه‌های اجراشدهٔ دیگر موسوی در آن سال‌ها می‌توان به سال‌های بی‌تحویل با صدای آریا آرام‌نژاد اشاره کرد. این همکاری پس از خروج هر دو آن‌ها از ایران با ترانه‌هایی مانند یه مادر و دلم تنگه ادامه پیدا کرد.
در دههٔ نود همکاری‌های موسوی با آرش سبحانی و گروه کیوسک آغاز شد که در سال‌های بعد نیز ادامه پیدا کرد. همکاری آن‌ها با ترانهٔ شبیه بولدوزر و آلبوم استریو تال شروع شد که با استقبال مخاطب روبرو شد. این اولین ترانهٔ گروه کیوسک بود که توسط فردی جز آرش سبحانی نوشته می‌شد. همکاری آن‌ها در آلبوم بعدی کیوسک با نام پایان شیرین و بعداً در چندین تک‌آهنگ دیگر ادامه پیدا کرد. از مطرح‌ترین این همکاری‌ها می‌توان رؤیای شیرین، جلاد، روز آزادی و ترانه‌ای برای خیزش ۱۴۰۱ ایران را نام برد.
موسوی در اعتراضات و قیام‌های گوناگون مردم ایران، ترانه‌هایی اعتراضی سروده که در آن روزها با صدای خوانندگان مختلف شنیده شده است. ازجملهٔ این ترانه‌ها می‌توان به خونستان، بی‌شرف نباش، برج آزادی، کبوتر آزاد، پایان خوب قصه، خشم تو، در انتظار بهار، امّا و حبسیه با صدای خوانندگانی همچون ستار، رعنا منصور، گروه تارانتیست، مهران میرمیری، ماریا، حامد مقدم، هیرو فریا، آرمین نژادیوسفی، سالار بلانش، سام گوهربین و شبنم طلوعی اشاره کرد. علاوه بر ترانه‌های اعتراضی، موسوی همکاری‌های دیگری هم با این خوانندگان داشته است؛ از مطرح‌ترین این همکاری‌ها می‌توان به ترانه‌های مجبور، خانه سرد است و آخر داستان با صدای ماریا، ترانه‌های ایران، موندنی‌ترین صدا، بغلم کن و به چی دلم رو خوش کنم؟ با صدای حامد مقدم، و مهم نیست، مامان، جن و مست با صدای مهران میرمیری اشاره کرد.
ترانه‌ها، اشعار و تصنیف‌های موسوی توسط خوانندگان موسیقی سنتی ایرانی نیز اجرا شده است. در سال ۱۳۸۴ او برای گروه سپیدار و بامداد فلاحتی تصنیف ای باران را بر روی ملودی ابوسعید مرضایی نوشت. بعدها غزلی از وی با آهنگسازی علی قمصری و صدای امیر صادقین با نام سمت دور، سوی آه اجرا و در آلبومی با همین نام منتشر شد. همچنین دو رباعی از او با صدای حامد نیک‌پی در تک‌آهنگی با نام خورشید اجرا شده است.
آثار موسوی در سال‌های اخیر توسط گروه آرس‌بند نیز اجرا شده که از مطرح‌ترین آن‌ها می‌توان به خاطرات آشفته اشاره کرد که بعدها با همخوانی ماریا به‌صورت آنپلاگد نیز اجرا شد. از دیگر همکاری‌های او با این گروه می‌توان به شهر متروک و به مادرم بنویسید اشاره کرد. او همچنین با محسن وحیدی نیز چندین همکاری داشته که از مطرح‌ترین آن‌ها ترانهٔ پاییز با مطلع «پاییز آمده‌ست که خود را ببارمت» بوده است. از دیگر خوانندگانی که آثار وی را اجرا کرده‌اند می‌توان به میلاد وحدتی، آرمین طاهری، ساقی، ارغوان، ستاره سردار، پیام رامسس، کاوه سوری، پیمان جوینده‌پور، میلاد امانی، مازیار ظریف، میثاق بنی‌مهد، محسن بیدوازی و محمد اکبران اشاره کرد.
مازیار فلاحی در سال ۱۴۰۱ از همکاری خود با موسوی در تک‌آهنگ شام آزادی خبر داد و اعلام کرد که چند همکاری دیگر نیز در راه است. کینگ رام نیز قبل از سفر به ایران ترانهٔ دیگری از موسوی را با نام کنار هم منتشر کرد که بر روی ملودی‌ای از خود کینگ رام سروده شده بود. موسوی همچنین برای شکیب مصدق، خوانندهٔ افغانستانی، ترانهٔ وحشیانه را نوشت که اثری عاشقانه بود. او همچنین دو همکاری با اردوان حاتمی داشت که ترانه‌هایی اعتراضی علیه احکام صادرشدهٔ اعدام، زندان و شلاق برای توماج صالحی و مهدی یراحی، دو خوانندهٔ زندانی، بود. موسوی همچنین با ترانهٔ وطنم به همکاری با حمید سعیدی، آهنگساز برندهٔ جایزهٔ گرمی، و احسان کرمی، بازیگر و خواننده، پرداخت که اثری حماسی برای ایران بود.
او همچنین تا به اکنون چندین دوره کارگاه ترانه‌سرایی برگزار کرده است و برخی از ترانه‌سرایان مطرح امروز، فعالیت ادبی خود را در این کارگاه‌ها برگزار کرده‌اند.

فعالیت‌های سینمایی

مهدی موسوی از دههٔ هفتاد به نوشتن نقد و مقاله در مجلات سینمایی می‌پرداخت. او همچنین در کارگاه‌های ادبی خودش، بخشی را به نقد و تحلیل سینما اختصاص داده بود. نقدها و تحلیل‌های سینمایی وی هنوز در شبکه‌های اجتماعی و سایت‌های هنری منتشر می‌شود و خوانندگان فراوانی دارد. همچنین رمان‌ها و اشعار موسوی سرشار از ارجاعات سینمایی است و مقالات گوناگونی پیرامون جایگاه سینما در اشعار و داستان‌های او نوشته شده است.
موسوی در دههٔ هشتاد و نود در چندین فیلم سینمایی به‌عنوان فیلمبردار، مشاور فیلمنامه، طراح صحنه و بازیگر حضور داشته است که از میان آن‌ها می‌توان به بازی در فیلم بلند بازیانه از میثم علی‌پور، فیلمبرداری فیلم کوتاه Still (هنوز) از فاطمه اختصاری و بازی در فیلم Sidewalk (پیاده‌رو) از سجاد سلیمانی اشاره کرد. او در تابستان ۱۳۹۲ مدرک کارگردانی خود را از مؤسسه SAE در کشور تایلند گرفت و یک فیلم کوتاه نیز در این کشور ساخت.
آثار سینمایی و مستند گوناگونی پیرامون زندگی مهدی موسوی ساخته شده‌اند که می‌توان به شاعر تمام‌نشده از فاطمه اختصاری، in residance: Mehdi Mousavi (در اقامت: مهدی موسوی) از سارا بائور و غرق شدن در آکواریوم از فرهنگ روشنی اشاره کرد. همچنین مسیح علی‌نژاد نیز در یکی از برنامه‌های مستند خود به زندگی مهدی موسوی و فاطمه اختصاری پرداخته است.

فعالیت در حوزه طنز

موسوی آغاز فعالیت خود در ادبیات را با شعر و داستان طنز دانسته و اولین شعر خود را یک مثنوی طنز در ۱۱ سالگی در وصف همکلاسی‌هایش نامیده است. او در نوجوانی و جوانی آثار طنز، هجو و هزل زیادی خلق کرد که برخی از آن‌ها در نشریات دانش‌آموزی و دانشجویی به چاپ رسید. وی همچنین در برخی از جشنواره‌های دانش‌آموزی و دانشجویی در بخش طنز حائز رتبه شده و سال‌ها ستون ثابت طنز در نشریاتی مانند پل و شفاف داشته است.
مهدی موسوی از اواخر دهه هفتاد از ادبیات طنز دور شد و تلاش کرد تا با ترکیب آن با اشعار جدی‌اش، فضایی آیرونیک، هجوآلود و دارای طنز سیاه بسازد که در راستای اندیشه و تکنیک‌های پست‌مدرن قرار می‌گیرد. منتقدانی همچون ابراهیم نبوی در مقالات گوناگون این فضای هجوآلود و طنز سیاه آثار موسوی را ستوده و اشعار او را از بهترین نمونه‌های طنز سال‌های اخیر ارزیابی کرده‌اند. موسوی بعدها در نشریاتی مانند حلزون با ابراهیم نبوی برای معرفی شاعران طنز پیشرو همکاری کرد و تلاش کردند تا اشعاری را که در چند دههٔ گذشته، به‌گونه‌ای متفاوت، از طنز در بستری فلسفی یا روان‌شناختی استفاده کرده‌اند، منتشر کنند. این همکاری با خودکشی نبوی نیمه‌کاره ماند. در سال‌های اخیر مقالات و پایان‌نامه‌های زیادی به وجود فضاهای طنز و هجوآلود در آثار موسوی اشاره و آن را تحلیل کردند. او در مقالهٔ شناسه‌های غزل پست‌مدرن طنز و هجو را از ویژگی‌های این گونهٔ ادبی برشمرده است. وی همچنین در برنامه‌هایی مثل بامداد و همچنین گاهنامهٔ ادبی «خخخ» دربارهٔ ادبیات طنز صحبت کرده و ویژه‌نامه‌هایی را به این موضوع اختصاص داده است.

فعالیت رسانه‌ای و مطبوعاتی

در دوران نوجوانی، موسوی همکاری خود با نشریات را آغاز کرد و اولین اشعار خود را در چند روزنامه و مجله به چاپ رساند. او همچنین به‌عنوان نویسنده نیز در چند نشریهٔ دانش‌آموزی فعال بود که بعدها در دوران دانشجویی با همکاری با نشریاتی مثل آغاز انحنا، سوء تفاهم، پل و شفاف ادامه پیدا کرد. او مدتی نیز ستون ثابتی برای معرفی کتاب در روزنامه قدس داشت که باتوجه به اختلاف‌نظرهای سیاسی با مسئولان این روزنامه و اعتراض به سانسور مطالب، پس از چند ماه خاتمه یافت. وی همچنین در سال‌های ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۸ فصلنامهٔ تخصصی «همین فردا بود» را که به غزل پست‌مدرن می‌پرداخت، منتشر کرد. او در ابتدا سردبیر این نشریه بود که با فشار نهادهای امنیتی پس از چند شماره این همکاری با عنوان «ناظر کیفی» ادامه پیدا کرد. «همین فردا بود» در بهار ۱۳۸۸ توقیف شد و هرگز اجازهٔ انتشار مجدد پیدا نکرد.
از همان آغاز وبلاگ‌نویسی فارسی و ظهور اولین شبکه‌های اجتماعی، موسوی فضای مجازی را به‌عنوان یک رسانهٔ جدی مورد استفاده قرار می‌داد. نه‌تنها وبلاگ او سال‌ها به‌عنوان یکی از محبوب‌ترین و پربازدیدترین وبلاگ‌های پرشین‌بلاگ مطرح بود که بعدها نیز صفحات او در شبکه‌های اجتماعی مثل فیس‌بوک و اینستاگرام دنبال‌کنندگان بسیاری داشت. او با کمک فضای وبلاگ، اولین کتاب زیرزمینی و همچنین مجلهٔ خود (همین فردا بود) را در تمام ایران پخش کرد و از آن فضا به‌عنوان یک رسانهٔ فعال برای ارتباط با مخاطبان و طرفدارانش استفاده می‌کرد. از همین‌رو وبلاگ او بارها توسط نهادهای امنیتی فیلتر و سپس حذف شد و پس از دستگیری تا زمان حضورش در ایران از فعالیت در شبکه‌های اجتماعی منع شد. او همچنین به‌عنوان مسئول بخش شعر در برخی وبسایت‌های ادبی مانند عروض، فرشته‌های کاغذی، آوانگاردها، عقربه و حلزون، مدتی فعالیت می‌کرد.
موسوی به‌عنوان یک چهرهٔ مطرح ادبی همواره مورد توجه بوده و بسیاری از خبرگزاری‌ها، شبکه‌های تلویزیونی و روزنامه‌های مطرح جهان با او گفتگو کرده‌اند. همچنین مقالات زیادی از او در نشریات و وبسایت‌های مختلف منتشر شده است. بسیاری از مصاحبه‌های او در شبکه‌های اجتماعی همه‌گیر شده و مورد بحث و تحلیل قرار گرفته است. حتی برخی از شعرخوانی‌های او به‌صورت میم اینترنتی درآمده و به بخشی از فرهنگ عامه بدل شده است. موسوی در دو دههٔ اخیر علاوه بر شخصیت ادبی به‌عنوان یک چهرهٔ رسانه‌ای پرطرفدار نیز مطرح بوده و نشریه «سلبریتی‌ها» در گفتگویی او را «سلبریتی ادبیات» نامیده است.
پس از خروج از ایران، فعالیت‌های رسانه‌ای موسوی بیشتر شده است. او به‌عنوان مجری مصاحبه‌های چالشی بسیاری را با هنرمندان مطرح، زندانیان و فعالان سیاسی و نویسندگان در تبعید داشته است که در برنامه‌هایی با عناوینی نظیر سه‌شنبه‌ها با مهدی موسوی، چهارشنبه‌ها با مهدی موسوی و جمعه‌ها با مهدی موسوی در سال‌های مختلف از رسانه‌هایی مانند توانا پخش شده است. از مطرح‌ترین این گفتگوها می‌توان به گفتگو با حامد فرد، آرش سبحانی، مانا نیستانی، رؤیا حکاکیان، مرتضی برجسته، سعید محمدی، مهدی حاجتی، محمد محبیان، مازیار فلاحی، علیرضا آخوندی، سیما مرادبیگی، زیبا شیرازی و غزاله شارمهد اشاره کرد.
او همچنین از سال ۱۴۰۰ تهیه‌کنندگی و اجرای برنامه‌ای تحت عنوان «بامداد» را برعهده دارد که از شبکهٔ کانال یک (آمریکا) پخش می‌شود. این برنامه که تنها برنامه زندهٔ ادبی است که از شبکه‌های فارسی‌زبان پخش می‌شود، هر هفته به آثار یک شاعر کلاسیک یا معاصر می‌پردازد. همچنین در بخش دوم برنامه، مخاطبان به‌صورت زنده تماس گرفته و شعرخوانی می‌کنند. موسوی در سال‌های اخیر باتوجه به مسائل سیاسی و اجتماعی روز، ویژه‌برنامه‌هایی را با موضوعاتی نظیر جنگ، اعدام، نوروز، همجنسگرایی و معلم ساخته و پخش کرده است که به شعر، ترانه و موسیقی با محوریت این موضوعات می‌پردازد.
موسوی در سال‌های اخیر به‌عنوان مشاور هنری و نویسندهٔ سرمقاله با «گاهنامهٔ ادبیات مستقل ایران» همکاری دارد که یک نشریهٔ مستقل با سردبیری فاطمه اختصاری است و هر شمارهٔ آن، عنوانی جداگانه نظیر میم، جیم، لاف، ژ، دال، تشدید، خخخ و نه! دارد. در این ویژه‌نامه‌ها علاوه بر مباحثی نظیر ادبیات اعتراضی، طنز و… حتی به شکل‌های کمتر توجه‌شدهٔ ادبیات، مانند جدول کلمات متقاطع و ترکیب عکس و شعر نیز پرداخته شده است.
در نشریات نروژ و کشورهای اروپایی، موسوی مقالات و مصاحبه‌های بسیاری داشته است که مهم‌ترین آن‌ها نگارش دو نامه بوده است که با بازخورد موفقی در میان منتقدان روبرو شده است. او اولین نامه را در سال ۲۰۲۰ به مازن معروف، نویسنده لبنانی ساکن ایسلند، در پروژه‌ای با نام Letters from exile نوشت و در آن از رنج‌های تبعید و آنچه از دست داده است، نوشت. معروف نیز پاسخ او را داد و هر دو نامه در مراسمی در نروژ رونمایی شد. موسوی نامه دوم را در سال ۲۰۲۵ و در سالگرد تولد سیگرید اوندست، نویسنده نروژی برنده نوبل ادبیات، و خطاب به او نوشت. این نامه با عنوان Exile, Memory, and the Weight of Words در مراسمی در خانه اوندست خوانده شد و با استقبال مخاطبان روبرو شد.

فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی

موسوی در این چند دهه خود را به‌عنوان یک فعال حقوق زنان و فعال حقوق اقلیت‌های جنسی معرفی کرده و سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های زیادی دراین‌باره داشته است. همچنین او از فعالان جنبش «نه به اعدام» و حمایت از زندانیان سیاسی است. بسیاری از کتاب‌های او با دلایلی نظیر اندیشه‌های فمینیستی یا حمایت از جنبش‌های آزادی‌خواه، توقیف یا سانسور شده‌اند. او مقالات زیادی را با این موضوعات منتشر کرده و در آثار ادبی‌اش نیز این دغدغه‌ها مشهود بوده و توسط منتقدان بررسی شده است.
یکی از مهم‌ترین فعالیت‌های موسوی در حمایت از حضور زنان در ورزشگاه‌های فوتبال، همراهی او با فاطمه اختصاری و شبنم کاظمی در ورود به ورزشگاه آزادی با گریم پسرانه و انتشار عکس‌های این حضور در وبلاگ شخصی‌اش بود. حضور آنها در بازی ایران-کره جنوبی، مقدماتی جام‌جهانی ۲۰۱۴، بازتاب بسیار زیادی در شبکه‌های اجتماعی، خبرگزاری‌ها و همچنین سایت‌های خارجی داشت. بسیاری از هنرمندان و فعالان اجتماعی از کار آن‌ها حمایت کردند اما خبرگزاری‌های وابسته به سپاه پاسداران و صداوسیما نظیر باشگاه خبرنگاران جوان، این عمل را تقبیح کردند. حضور آن‌ها در استادیوم اگرچه پس از انتشار عکس‌ها به دستگیری‌شان منجر شد، اما باعث شد جریانی شکل بگیرد که دختران بسیاری با گریم و لباس مردانه تلاش کنند وارد ورزشگاه آزادی شوند. این حرکت اعتراضی درنهایت پس از خودسوزی دختر آبی (سحر خدایاری) و افزایش فشارها از طرف فیفا، باعث شد اجازهٔ حضور محدود زنان در استادیوم‌های ورزشی صادر شود.
مهدی موسوی علاوه بر آنکه در بسیاری از شعرها و ترانه‌های مطرح خود به قیام‌های مردمی و حمایت از آن‌ها پرداخته است، تا زمان مهاجرتش از ایران در بسیاری از اعتراضات حضور پیدا می‌کرد. موسوی در خرداد ۱۳۸۸ در حمایت از قیام مردم ابتدا وبلاگش را تعطیل کرد و سپس عکس‌هایی از او در میان معترضان در شبکه‌های اجتماعی منتشر و همه‌گیر شد. غزلی از او با مطلع «ناگهان زنگ می‌زند تلفن» یکی از مشهورترین آثار ادبی نوشته‌شده برای قیام دانشجویی ۱۸ تیر ۱۳۷۸ است که در سالگردهای این مراسم در رسانه‌ها مورد توجه قرار گرفته است. او پس از مهاجرت از ایران نیز در بسیاری از تجمع‌ها در حمایت از قیام‌های مردمی یا اعتراض به اعدام‌ها حضور پیدا کرده است. در سه دههٔ گذشته بیانیه‌های زیادی برای آزادی هنرمندان زندانی توسط او تهیه یا امضا شده است. همچنین وی در ویدیوهایی در مناسبت‌هایی نظیر روز جهانی زن و روز دانشجو به بیان مواضع آزادی‌خواهانه و برابری‌طلب خود پرداخته است.
موسوی با توجه به تجربه‌های شخصی خودش از افرادی بوده که مقالات، مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های بسیاری دربارهٔ آزادی بیان و سانسور داشته است. او در مصاحبه‌های گوناگونی تأکید داشته که در هیچ حزب و گروه سیاسی عضویت ندارد و تنها می‌خواهد صدای مردم ایران در جهان باشد. مصاحبه‌ها و مقالات او درمورد وضعیت سانسور و سرکوب در ایران، در بسیاری از نشریات اروپا به چاپ رسیده‌اند. همچنین او در فیلم Unpublishable (غیرقابل چاپ) حضور داشته و درمورد وضعیت سانسور در ایران صحبت کرده است. وی در مراسم اهدای جایزه صلح نوبل به نرگس محمدی شعرخوانی کرد و همچنین ترانه‌ای از او با موضوع زندانیان سیاسی اجرا شد.

سانسور و محدودیت‌ها، زندان و تبعید

مهدی موسوی از آغاز فعالیت ادبی، همواره تحت فشار و سانسور قرار داشت. کتاب‌های او مجوز نمی‌گرفتند یا پس از کسب مجوز، از بازار جمع می‌شدند. بارها در صداوسیمای جمهوری اسلامی و همچنین خبرگزاری‌های وابسته به حکومت، علیه او، آثارش و جریان غزل پست‌مدرن مطالبی پخش شد. جلسات شعرخوانی و کارگاه‌هایش تعطیل می‌شد و بسیاری از سخنرانی‌های او با فشار نهادهای امنیتی برگزار نمی‌شد. وبلاگ شخصی وی بارها فیلتر و حذف شد، از حضورش در نمایشگاه کتاب تهران جلوگیری کردند و حتی به وی با چاقو و دیگر سلاح‌های سرد چند بار حمله شد. او سه بار در سال‌های ۸۹، ۹۲ و ۹۳ بازداشت و درنهایت به ۹ سال زندان و ۹۹ ضربه شلاق محکوم شد. موسوی دو بار از ایران فرار کرد که یک بار در مسیر ترکیه دستگیر شد و دوباره به زندان افتاد اما در مرتبهٔ بعدی توانست خودش را به کردستان عراق و از آنجا به ترکیه برساند. او در سال ۱۳۹۵ با بورس آیکورن به کشور نروژ آمد و هم‌اکنون ساکن این کشور است.

سانسور، توقیف آثار و فشارهای نهادهای امنیتی

مشکلات موسوی از همان دوران نوجوانی و شعرخوانی در انجمن‌های ادبی آغاز شد. با توجه به محتوای متفاوت و دایرهٔ واژگانی تازهٔ اشعار او، بسیاری از ادیبان و شاعران قدیمی به وی اجازه حضور و شعرخوانی در جلسات ادبی را نمی‌دادند و گاهی حتی در میانهٔ شعرخوانی، میکروفون او را خاموش می‌کردند. در دانشگاه نیز این مشکلات ادامه پیدا کرد و به بستن نشریات موسوی و احکام تعلیقی کمیته انضباطی انجامید. کتاب‌های او نیز یا مانند غرق شدن در آکواریوم به‌شدت سانسور می‌شدند یا مانند فرشته‌ها خودکشی کردند اجازهٔ چاپ پیدا نمی‌کردند یا مانند پرنده کوچولو، نه پرنده بود! نه کوچولو! پس از انتشار از بازار جمع و خمیر می‌شدند.
از سال‌های آخر دهه هشتاد، انتشار مطالب مشابه در خبرگزاری‌های سپاه و همچنین اخبار ۲۰:۳۰ صداوسیما علیه جریان پست‌مدرن، مهدی موسوی و کارگاه‌های او گسترش پیدا کرد. وبلاگ وی فیلتر و حذف شد و وبلاگ‌های بعدی او نیز به همین سرنوشت دچار شدند. خبرگزاری‌های وابسته به سپاه پاسداران بارها جریان غزل پست‌مدرن را یک جریان ترویج ابتذال و وابسته به فتنه نامیدند و کارگاه‌های موسوی را به ترویج همجنسگرایی، شیطان‌پرستی، بی‌حجابی و روابط آزاد متهم کردند. در این سال‌ها تمامی برنامه‌های رونمایی و نقد کتاب‌های او لغو می‌شد و مسئولان نمایشگاه کتاب با فشار بر ناشران یا با حضور عوامل حراست، به بهانهٔ ایجاد تجمع، مانع حضور موسوی در نمایشگاه کتاب می‌شدند. او همچنین توسط نیروهای ناشناس یک بار در مشهد و یک بار در کرج مورد حمله با سلاح سرد قرار گرفت که در مرتبه دوم مجروح شد. به‌جز موسوی شاگردان و طرفداران او نیز تحت فشار بودند و گاهی مورد بازجویی و تهدید قرار می‌گرفتند.

بازداشت‌ها و برگزاری دادگاه

مشکلات جدی‌تر موسوی با جمع‌آوری کتاب پرنده کوچولو، نه پرنده بود! نه کوچولو! در سال ۱۳۸۹ و چند ماه بعد از آن در ۱۳ مهر ۱۳۸۹ با دستگیری توسط وزارت اطلاعات در منزل شخصی‌اش آغاز شد. او به‌مدت چند هفته تحت بازجویی بود و تمامی وسایل شخصی‌اش نظیر لپ‌تاپ، دست‌نوشته‌ها، آلبوم‌ها و هارددیسک‌هایش در اختیار آن‌ها قرار داشت. وی درنهایت با پروندهٔ باز آزاد شد و مجبور شد به‌مدت دو سال از شبکه‌های اجتماعی و برگزاری هر نوع کارگاه ادبی فاصله بگیرد. او در فاصلهٔ سال‌های ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۲ بارها به وزارت اطلاعات احضار شد و پرونده‌های جدیدی برای حضور او به همراه دختران در ورزشگاه آزادی و همچنین انتشار شعری اعتراضی با نام «سفرنامه ۲» باز شد.
در ۱۵ آذر ۱۳۹۲ مهدی موسوی درحالی‌که به همراه چند نفر از دوستانش قصد سفر به ترکیه را داشتند، متوجه شد که خودش و فاطمه اختصاری ممنوع‌الخروج شده‌اند. او این ماجرا را در راستای افزایش فشارها و آزارها دانست، به خانه برگشت و در فیس‌بوک شخصی خود این ماجرا را شرح داد و به آن اعتراض کرد. وی در ۱۷ آذر ۱۳۹۲ در خانه‌اش با حملهٔ نیروهای اطلاعات سپاه دستگیر شد، تمام وسایل شخصی‌اش ضبط شدند و با چشم‌بند و دستبند به بند دو-الف زندان اوین منتقل شد. تا هفته‌ها کسی از او و فاطمه اختصاری، که همزمان با او دستگیر شده بود، خبری نداشت تا درنهایت پس از اعتراضات عمومی در داخل و خارج از کشور، خبر بازداشت او اعلام شد. او ۳۸ روز را در سلول انفرادی به سر برد و هر روز تحت شدیدترین شکنجه‌های روحی بازجویی شد. او موضوع اغلب بازجویی‌ها را کتاب‌های شعرش، برگزاری کارگاه‌های ادبی رایگان، اجرای اشعارش توسط خوانندگان (مخصوصا شاهین نجفی) و جریان غزل پست‌مدرن بیان می‌کند.

شکنجه در زمان بازداشت

پس از خروج از ایران، مهدی موسوی بارها به شکنجه‌های جسمی و روانی خود در زندان اوین اشاره و تأکید کرده است که پس از سال‌ها هنوز با برخی از تبعات آن شکنجه‌ها دست‌به‌گریبان است. او ابتدا در پیامی ویدیویی با عنوان Message to the Torturer (پیام به شکنجه‌گر) از ابعاد این شکنجه‌ها پرده برداشت و بعدها در واکنش به اظهارات اسماعیل بخشی، فعال کارگری، مبنی بر اینکه در دوران بازداشت شکنجه شده، تجربهٔ مشترک خود را با جزئیاتی بیشتر بیان کرد. او برخوردهایی مانند زدن پس‌گردنی، ضربات لگد به کمر، بشین‌پاشوهای تحقیرآمیز، کوبیدن سر به صندلی یا دیوار، گرفتن و فشار دادن عصب داخل شانه و موارد مشابه را جزء آزارهای فیزیکی هرروزهٔ دوران بازداشتش قلمداد کرد. وی در خصوص شکنجه‌های روانی نیز از انفرادی طولانی‌مدت چهل روزه بدون دسترسی به تلفن یا وکیل یا حتی تفهیم اتهام، زندان انفرادی کوچک بدون هرگونه امکانات اولیه نظیر توالت، تخت، کتاب و قلم و خودکار، چراغ‌های همیشه روشن سلول، حمام و توالت‌های مجهز به دوربین مداربسته، فحاشی‌های رکیک و گفتن حرف‌ها و تصورات جنسی مشمئزکننده با جزئیات تکان‌دهنده راجع به نزدیکان، بازجویی‌های مکرر و طولانی با چشمبند، تهدید به دستگیری نزدیکان و تهدید و اقدام برای بازجویی فنی و زدن شلاق را بخشی از شکنجه‌هایی دانست که در این دوره متحمل شده است. او در سال ۱۴۰۴ در گفتگویی اختصاصی با سیما ثابت به بخش‌های دیگری از شکنجه‌ها نظیر نگه داشته شدن طولانی با لباس خیس و چشمبند در زیر برف و همچنین تهدید به تجاوز به خود و نزدیکانش اشاره کرد. فاطمه اختصاری در فیلم شاعر تمام‌نشده بیان کرده که بازجویش گاهی برای آزار او به اتاق بازجویی مهدی موسوی رفته و او را شکنجه می‌کرده است و او صدای فریادهای موسوی را از اتاق بازجویی‌اش می‌شنیده است.

آزادی موقت و برگزاری جلسات دادگاه

مهدی موسوی پس از افزایش فشارهای جهانی بر حکومت ایران، در تاریخ ۲۵ دی ۱۳۹۲ پس از ۳۸ روز بازداشت و بازجویی، به قید وثیقه تا زمان برگزاری دادگاه و صدور حکم آزاد شد. آثار و دست‌نوشته‌های موسوی هرگز به او برگردانده نشدند و لپ‌تاپ و هارددیسک‌های او نیز سوخته بود و اطلاعات آنها قابل بازیابی نبود. از حضور او در شبکه‌های اجتماعی و جلسات ادبی به‌مدت دو سال ممانعت می‌شد، حق برگزاری کارگاه‌های شعرش را نداشت، کتاب‌هایش اجازه تجدید چاپ پیدا نمی‌کردند و خود او و اطرافیانش بارها مورد تهدید و تعرض قرار گرفتند، به‌طوری‌که بازجو در تماسی تلفنی در اردیبهشت ۱۳۹۳ او را تهدید به مرگ کرد. موسوی در تابستان سال ۱۳۹۳ بار دیگر بازداشت شد و زمانی را در زندان ارومیه گذراند.
پروندهٔ او ابتدا برای بازپرسی به دادسرای اوین (شهید مقدس) فرستاده شد و پس از آن به شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به قضاوت محمد مقیسه ارجاع داده شد. موسوی دو سال تمام در چندین جلسهٔ دادگاه حاضر شد و در آنجا توسط قاضی بارها مورد فحاشی‌های رکیک و آزار کلامی قرار گرفت. او و وکیلش (امیر رئیسیان) اظهار می‌کنند که تفهیم اتهام از روی حکمِ صادرشده صورت می‌گرفته و جلسات دادگاه کاملاً نمایشی بوده است! در این جلسات بسیاری از اشعار موسوی که در کتاب‌هایش با مجوز وزارت ارشاد چاپ شده بوده، به‌عنوان سیاه‌نمایی یا توهین به مقدسات مطرح شده و بازجو نیز در گزارش خود عنوان کرده بوده که متهمان (اختصاری و موسوی) همکاری نکرده‌اند و درخواست تشدید مجازات را داشته است. موسوی در مصاحبه‌هایی رفتار قاضی مقیسه را در دادگاه، رفتاری بی‌ادبانه، پرخاش‌گرایانه و تحت تأثیر و ارادهٔ بازجوی اطلاعات سپاه توصیف کرده و گفته است که او در جلسات دادگاه حتی توان روخوانی اشعاری را که موارد اتهامی بودند، نداشت و تمامی احکام از سمت سربازجوی اطلاعات سپاه به او دیکته می‌شد.

تهدیدها و کشته شدن ناشر

در سال ۱۳۹۲، درحالی‌که مهدی موسوی در زندان بود، کتاب بعد از باران، قبل از تبعید با حذف بیش از ۱۵۰ صفحه توسط نشر نصیرا مجوز گرفت. در ماه‌های بعد فشارهایی زیادی بر روی نشر و همچنین موسوی وجود داشت که آن‌ها را از چاپ این کتاب منصرف کنند. در همان روزها موسوی از تماس تلفنی بازجو و تهدید به مرگ خبر داد. خبرگزاری‌های وابسته به سپاه نیز در اقدامی مشابه خبری را منتشر کردند که این کتاب حاوی اشعار شاهین نجفی است. خبری که توسط وزارت ارشاد تکذیب شد اما نیروهای امنیتی در روز دوم رونمایی از کتاب در نمایشگاه کتاب سال ۱۳۹۳ غرفه نصیرا را تعطیل کردند و تمامی نسخه‌های کتاب را با خود بردند. باوجود عدم حضور موسوی در نمایشگاه کتاب، ازدحام بی‌سابقه‌ای برای خرید این مجموعه شعر ایجاد شده بود. بابک اباذری، مدیر نشر نصیرا، با رسانه‌ها گفتگو کرد و به این موضوع به‌شدت اعتراض کرد. او همچنین در فیس بوکش نوشت که «از سپاه زنگ زده‌اند که سرت را زیر آب می‌کنیم. من خودم حقوق خوانده‌ام. مگر این مملکت قانون ندارد که تو تهدید می‌کنی؟ من صدای شما را ضبط و از شما شکایت می‌کنم».
پس از آنکه اباذری خبر تهدید به قتل خود را منتشر کرد، شبانه به ترکیه رفت اما به دلایلی نامعلوم پس از چند ماه به ایران بازگشت و با اجارهٔ مغازه و کافه‌ای در پاساژی در خیابان انقلاب تهران به فعالیت خود ادامه داد. او در دی ماه همان سال به موسوی و چند شاعر دیگر خبر داد که می‌خواهد شنبه به وزارت ارشاد برود و برای کتاب‌هایی که مجوزشان باطل شده، درخواست مجوز تازه بدهد. موبایل او چند روز خاموش شد و خانواده‌اش در ۲۹ دی از کشف جنازهٔ وی در دریای خزر و توسط پلیس لنگرود خبر دادند. جسد او بدون کالبدشکافی و برگزاری مراسم به‌سرعت دفن شد و رسانه‌های دولتی و خانواده اباذری، علت مرگ را واژگون شدن قایق و غرق شدن او به همراه دو دوست اعلام کردند. با توجه به اینکه سفر به دریای شمال در زمستان عجیب بود و همچنین بابک اباذری این سفر را حتی به نزدیک‌ترین دوستانش نگفته بود، شایعات زیادی در میان هنرمندان و شبکه‌های اجتماعی ایجاد شد و باتوجه به تهدیدات قبلی بسیاری این اتفاق را قتل نامیدند. هرگز هویت آن دو دوست افشا نشد و نهادهای امنیتی نیز از برگزاری هر نوع مراسم برای نکوداشت بابک اباذری در محافل ادبی جلوگیری کردند. دو سال بعد برادر بابک اباذری در آغاز به کار دوبارهٔ نشر نصیرا، در بیانیه‌ای، مرگ او را انتقام گفتمان ایدئولوژی‌زدهٔ قدرت نامید و گفت «مرگِ بابک اباذری قتل نبوده است اما رد پای خون‌آلود قاتل را می‌شود از نمایشگاه کتاب ۹۳ تا دریای خزر دنبال کرد. دوران قتل‌های زنجیره‌ای به اتمام نرسیده بلکه نهاد قدرت، در آن هیئت نامرییِ مخوفش صرفاً یادگرفته دشنه را در جیب مقتول جا بگذارد و برود».

صدور حکم و واکنش‌ها

در تاریخ ۲۰ مهر ۱۳۹۴ امیر رئیسیان، وکیل مهدی موسوی، از صدور حکم و محکومیت او به ۹ سال زندان از بابت اتهامات «توهین به مقدسات» و «نگهداری گاز اشک‌آور» و ۹۹ ضربه شلاق برای «روبوسی و دست دادن با نامحرم» خبر داد. او محکومیت موکلین خود را اغراق‌آمیز خوانده و گفته بود: «ماجرا از این قرار است که چند شعر از مهدی موسوی و فاطمه اختصاری که با مجوز وزارت ارشاد در کتاب‌هایشان منتشر شده، چند سال قبل توسط خواننده‌ای خارج از کشور خوانده شده است. این اتفاق، قبل از خواندن آهنگ‌هایی از این خواننده بوده که از دیدگاه جمهوری اسلامی ایران توهین به‌شمار آمده و بعد از این واقعه، دیگر موکلین من با ایشان هیچ همکاری نداشته‌اند.» او ضمن تأکید بر این مطلب که متن ترانه‌ها و شعرهایی که از این دو شاعر توسط خواننده مذکور خوانده شده، حاوی «توهین به مقدسات» نیست، توضیح داد: «قاضی به استناد ماده ۱۳۴ قانون جدید مجازات اسلامی، محکومیت آنان را تشدید کرده است.» وی افزود: «مهدی موسوی همچنین بی هیچ مدرکی به اتهام نگهداری گاز اشک‌آور!! محکوم شده است.» رئیسیان ضمن رد این اتهامات، اعلام کرد که تاریخ صدور حکم ۱ تیر ماه بوده که قبل از برگزاری آخرین جلسهٔ دادگاه و انجام دفاعیات متهمان و وکیل آنها بوده است! او در ادامه گفت که حتماً به این حکم اعتراض خواهد کرد و با امیدواری به تغییر احکام در دادگاه تجدیدنظر گفت: «اشکالات زیادی در پرونده وجود دارد. استدلالاتی که در حکم به آن استناد شده، بنیاد واقعی ندارد و اصلاً بعضی از چیزهایی که عنوان شده، هیچ مبنایی ندارد.» او ضمن بیان این مطلب که موکلانش فعلاً به قید وثیقه آزادند گفت: «ما قطعاً ظرف ۲۰ روز آینده که مهلت قانونی است، تقاضای تجدیدنظر خود را به دادگاه ارائه می‌کنیم و تمام تلاش خود را برای تخفیف رای خواهیم کرد.»
صدور حکم بیش از ۲۰ سال زندان برای دو شاعر، واکنش‌های جهانی زیادی را برانگیخت و به خبر داغ نشریاتی همچون دیلی میل، گاردین، نیویورک تایمز و نیویورکر بدل شد. روزنامهٔ نیویورک تایمز گزارش داد که بیش از ۱۱۶ هنرمند برجسته خارجی به رهبر ایران نامه‌ای نوشته‌اند و درخواست آزادی فاطمه اختصاری و مهدی موسوی را داشته‌اند. کلود بری، کلود للوش و میشل آزاناویسوس از امضاکنندگان این نامه بودند. همچنین انجمن جهانی قلم و انجمن قلم بسیاری از کشورها (به‌طور جداگانه) خواستار آزادی این دو شاعر شدند. تجمعی اعتراضی نیز توسط شاعران و نویسندگان سوئدی در استکهلم برگزار شد و هنرمندان این کشور به صدور احکام زندان اعتراض کردند. همچنین بیانیه‌ای نیز توسط هنرمندان مطرح این کشور در حمایت از این دو شاعر منتشر شد. برخی حقوق‌دانان نیز با انتشار مقالاتی این حکم را فاقد وجههٔ قانونی دانستند. همچنین ۱۳۰ تن از نویسندگان و روزنامه‌نگاران مطرح ایرانی مانند علی‌اشرف درویشیان و مهرانگیز کار در بیانیه‌ای خواستار آزادی این دو هنرمند و دیگر نویسندگان زندانی شدند. محمدرضا عالی‌پیام، شاعر و طنزپرداز، نیز با سرودن شعری از داخل زندان، خواستار آزادی آنها شد. نوام چامسکی، زبان‌شناس و فیلسوف آمریکایی، با ابراز ناراحتی شدید از این حکم، آن را «نقض بسیار جدی اصول حقوق بشر» دانست. در بیانیه‌ای دیگر ۵۳ شاعر و نویسندهٔ ایرانی مانند اسماعیل خویی، شهریار مندنی‌پور، پرتو نوری‌علا و بکتاش آبتین خواستار توقف حکم فاطمه اختصاری، مهدی موسوی و مصطفی عزیزی شدند. ۷۳۷ شاعر و هنرمند جوان از طیف‌های گوناگون نیز در بیانیه‌ای خواستار تجدیدنظر در حکم و آزادی این دو زندانی شدند. از امضاکنندگان این نامه می‌توان به مونا برزویی، آریا آرام‌نژاد، عاطفه اسدی و زینب موسوی اشاره کرد. در بیانیه‌ای دیگر بیش از ۱۶۰ هنرمند و شاعر ایرانی همچون محسن مخملباف، شهرنوش پارسی‌پور، محمد نوری‌زاد، ژیلا بنی‌یعقوب و محمد محمدعلی به این حکم اعتراض کرده و خاطرنشان کردند که «انگار ایران قرار است از این پس شاعر و نویسنده نداشته باشد»! احمد شهید، گزارشگر ویژهٔ سازمان ملل در امور حقوق بشر در ایران، حکم زندان فاطمه اختصاری و مهدی موسوی را «نمونهٔ بارز نقض حقوق هنرمندان و در بند کشیدن قلم دانست» و به آن اعتراض کرد. در زمان بازداشت این دو شاعر نیز نامه‌ای توسط ۲۱۸ هنرمند ازجمله شمس لنگرودی، منیرو روانی‌پور و علیشاه مولوی امضا شده بود که حکومت را به دوری از کینه و کدورت دعوت کرده و خواستار آزادی اختصاری و موسوی شده بود. کانون نویسندگان ایران نیز در بیانیه‌ای عناوینی مانند «دست‌دادن و روبوسی با نامحرم» را دست‌آویزی برای سرکوب روشنفکران دانسته و خواهان الغای بی‌قید و شرط احکام شده بود.
از آن‌سو رسانه‌های وابسته به سپاه پاسداران نسبت به این حمایت‌ها واکنش دادند و روزنامهٔ جوان با چاپ عکس اختصاری و موسوی آنها را مجرمانی نامید که توسط رسانه‌های غربی شهروند مطیع قانون معرفی می‌شوند. در این مقاله اختصاری و موسوی به حمایت از جنبش سبز، ارتباط با رادیو زمانه، حمایت از احمد باطبی و شاهین نجفی و ارتباط با آنها، آموزش مستندسازی در کشورهای خارجی، حضور در مهمانی‌های مختلط، کشف حجاب و سرودن اشعار غیراخلاقی و ضدنظام متهم شده بودند.
پس از اعتراض امیر رئیسیان به حکم، پروندهٔ مهدی موسوی به شعبهٔ ۵۴ دادگاه تجدیدنظر ارجاع داده شد و جلسهٔ رسیدگی به پرونده در ۲ دی ۱۳۹۴ برگزار شد. اگرچه موسوی دراین‌باره در صفحهٔ شخصی‌اش نوشته بود که «باتوجه به جو مثبت دادگاه، نسبت به دادگاه بدوی، امیدوارم حکم نهایی همان حکمی باشد که همهٔ ما دو سال است منتظر آن هستیم»، اما احکام صادره در دادگاه بدوی عیناً تأیید شد و او نهایتاً به ۹ سال زندان و ۹۹ ضربه شلاق محکوم شد.

خروج از ایران

در ۲۳ دی ۱۳۹۴ خبرگزاری‌های سپاه با انتشار عکسی از فاطمه اختصاری و مهدی موسوی در برنامهٔ «کاوش» شبکهٔ «کورد» ادعا کردند که آنها از کشور فرار کرده‌اند. ساعاتی بعد اختصاری و موسوی در گفتگو با رادیو زمانه خبر را تأیید کردند اما گفتند که درصورت شکستن حکم به ایران بازخواهند گشت. موسوی در مصاحبه‌های بعدی عنوان کرد که علی‌رغم میل قلبی خود در ۱۷ آذر ۱۳۹۴، باتوجه به احتمال بالای تأیید حکم سنگین زندان و شلاق، از ایران به‌شکل غیرقانونی خارج شده است. او به‌خاطر ناامن بودن مسیر فرار به ترکیه، ابتدا با کمک قاچاقبر و با تغییر چهره و لباس مبدل به اقلیم کردستان عراق فرار کرده و پس از مدتی مخفی شدن در آنجا، با کمک قاچاقبر دیگری و از راه کوه خودش را به ترکیه رسانده است. فاطمه اختصاری در فیلم شاعر تمام‌نشده بیان کرده که مهدی موسوی تا روز قبل از فرار راضی به رفتن از ایران نبود و ترجیح می‌داد در خانه‌ای در ایران پنهان شود.
موسوی بیش از یک سال در شهرهای وان و اسکی‌شهیر ترکیه اقامت داشت و سپس با دعوت مؤسسهٔ آیکورن و دریافت بورس دوسالهٔ ادبی به شهر لیل‌هامر نروژ آمد و به‌عنوان هنرمند مهمان در این شهر مشغول فعالیت شد. او بارها در مقالات مختلف تأکید کرده که دوری از ایران و زبان فارسی به‌شدت آزارش می‌دهد و با مشکلات روحی زیادی دست‌به‌گریبان و در انتظار تغییر شرایط برای بازگشت به ایران است. موسوی در آغاز سال ۲۰۲۵ در شبکه‌های اجتماعی خود از تلاش جمهوری اسلامی برای نزدیک شدن به خود با کمک نیروهایی که آن‌ها را پرستو خوانده بود و دخالت پلیس خبر داد. او همچنین از وجود فیلمی خبر داد که هویت این افراد را با مدارک افشا کرده است.
انتشارات Sic در تاریخ ۱۰ ژوئن ۲۰۲۶ از شکایت موسوی از «کمپین آزار و تخریب» خبر داد و اعلام کرد که این حملات «بخشی از یک کمپین هماهنگ و برخوردار از منابع است که با هدف بی‌اعتبار کردن، منزوی کردن و محدود کردن حضور مهدی موسوی در عرصهٔ عمومی طراحی شده است». این نشر همچنین از پیگیری پلیس امنیت و ایجاد یک پروندهٔ ویژه خبر داد که موسوی ساعاتی بعد با انتشار عکس‌هایی از شکایت‌های خود علیه کمپین آزار و تخریب، این خبر را تأیید کرد. دو هفته بعد فاطمه اختصاری نیز با انتشار عکس‌هایی مشابه از خود و چند تن از نویسندگان تحت فشار، اعلام کرد که پس از احساس خطر جدی، او نیز از این کمپین شکایت کرده است.

موسوی در نگاه دیگران

مهدی موسوی و جریان غزل پست‌مدرن در سه دههٔ اخیر بارها مورد بررسی و نقد قرار گرفته‌اند. پایان‌نامه‌های بسیاری دربارهٔ او نوشته شده و گفتگوها و نوشتارهای مختلفی به جایگاه وی در ادبیات معاصر ایران پرداخته‌اند. بسیاری از نقدها ستایش‌آمیز بوده‌اند اما برخی از منتقدان نیز جریان شعری او و همچنین مواضع سیاسی‌اش را به‌تندی نقد کرده‌اند. در سال‌های اخیر بسیاری از اشعار موسوی به فرهنگ عامه ایرانی راه پیدا کرده، بر دیوارها نوشته می‌شود یا بر بدن نسل جوان خالکوبی می‌گردد. اشعار او مانند «پاییز آمده‌ست»، «هجده تیر بی‌سرانجامی» و «سبزه‌ها را گره زدم به غمت» در مناسبت‌هایی مانند آغاز پاییز، سالگرد قیام ۱۸ تیر و عید نوروز در شبکه‌های اجتماعی همه‌گیر می‌شود. منتقدان و شاعران غیرایرانی نیز بارها در بررسی شعر مهاجرت یا ادبیات خاورمیانه به اشعار موسوی اشاره کرده‌اند.
محمدعلی بهمنی، شاعر و ترانه‌سرا، هنر موسوی را «درک از جمع و فهمیدن زمانهٔ خویش» می‌دانست و اینکه «به دلیل درک درست از زمانه، چیزی به غزل فارسی اضافه کرده است». او اعتقاد داشت که «اگر حافظ هم امروز بود غزل پست‌مدرن می‌گفت» و «اگر منکر فضاسازی‌های غزل پست‌مدرن شویم، منکر خود شده‌ایم».
رافی وایخر، شاعر و مترجم اسرائیلی، با استناد به یکی از آثار موسوی می‌گوید: «دادن گوسفند با قصاب! هیچ رژیم تمامیت‌خواهی نمی‌تواند شعری مثل این را قورت بدهد!».
آلدو دو مارتلائره، شاعر و فیلسوف بلژیکی، دربارهٔ اشعار موسوی می‌گوید که «شگفت‌انگیز است که در چند سطر کوتاه، حجم عظیمی از معنا آفریده شده است. و این همان چیزی است که من بیش از هر چیز، در شعر دوست دارم».
سپیده جدیری، زبان‌شناس و مترجم، موسوی را باب دیلن ایرانی می‌نامد و اعتقاد دارد «چه رویکرد اجتماعی و اعتراضی و چه رویکرد به عشق در شعرِ هر دو، با انتخاب‌هایشان در ساختار شعر است که جلوه می‌کند، بیش از آن‌که صرفاً با محتوای شعر بیان شود».
شاهین نجفی، خواننده و شاعر، اعتقاد دارد که «اگر تاریخ ادبیات ایران، از مهدی موسوی هم‌وزن حافظ و نیما و فروغ و… یاد نکرد، تاریخ نیست. به آن شک کنید.»
رونی سومک، شاعر و نقاش اسرائیلی، شعرهای موسوی را «نه به‌عنوان یک استعاره، بلکه مانند یک عکس، یک تصویر رادیولوژی از واقعیتی که در آن زندگی می‌کند» ارزیابی می‌کند و «آثار او را نمونهٔ روشن شعری اعتراضی و هم‌تراز با آثار برتولت برشت» می‌داند.
سید رضا محمدی، شاعر و منتقد افغانستانی، مهدی موسوی را «همانند شمایل فرانچسکوی قدیس و ترکیبی از جان و جنون» خوانده است.
علی کریمی کلایه، شاعر و نویسنده، اعتقاد داشت موسوی «تنها کسی است که موفق شده است قداست به‌ارث‌رسیده از ادبیات کلاسیک را بشکند و هنجارشکنی‌هایش مقبول باشد».
ماندانا زندیان، شاعر و نویسنده، آثار موسوی را «از نمونه‌های درخشانی دانسته که با وجود اجتماعی یا سیاسی شدن، دچار تکلیف و تصنع نشده و شعر مانده است».
امیر خادم، منتقد و مترجم، زبان شعری موسوی را بسیار شخصی و خلاقانه می‌داند و اعتقاد دارد که «ارجاعات پی‌درپی‌اش به شعر کلاسیک فارسی همراه با بیگانه‌سازیِ تصاویر سنتی، تصاویری متناقض می‌آفریند که مملو از انکار ارزش‌های ایدئولوژیک و معیارهای اجتماعی پوسیده‌اند».
ابراهیم نبوی، طنزپرداز و نویسنده، عقیده داشت که «مهدی موسوی حالا دیگر یک نشانه است؛ بگویم گونه، ژانر، سبک، نوعی تفکر، نوعی زیستن، یا همه اینها با هم!»
محمدکاظم کاظمی، شاعر افغانستانی، عنوان می‌کند که «موسوی بسیار بر زبان قهار و مسلط است و در شعرش هم زبان و هم خودِ شعر جدی گرفته شده است».
زهرا معتمدی، شاعر و منتقد ادبی، شعر موسوی را بسیار زن‌محور و زنانِ اشعار او را ملموس می‌داند.
مینا خانی، فعال حقوق زنان، توجه به دو عنصر جنسیت و رهایی را از نکات مهم و تابوشکن اشعار موسوی ارزیابی می‌کند.
عاطفه اسدی، نویسنده و مترجم، عقیده دارد که «آموزه‌ها و نوشته‌های موسوی فقط دربارهٔ ادبیات نیستند بلکه او به مخاطبانش یاد می‌دهد که چگونه تلاش کنند تا انسان بهتری باشند».
محمود حبیبی کسبی، شاعر آیینی، با موضع‌گیری منفی در مقابل اشعار موسوی، اعتقاد دارد که «شعر او اساساً افراد را جوری بار می‌آورد که آدم‌های بی‌اعتقاد و سست‌عنصری می‌شوند و به همین دلیل به‌جز فضاهای زیرزمینی و فضاهایی که فقط با جذابیت‌های جنسی می‌شود افراد را جذب کرد، کسی تحویل‌گیرندهٔ این نوع شعر نیست!».
محمود اکرامی، شاعر و روزنامه‌نگار، «نزدیک شدن به ذهنیت و زبان مخفی مردم را علت موفقیت آثار موسوی می‌داند».
رؤیا شاه‌حسین‌زاده، نویسنده و شاعر، مهدی موسوی را «نمونهٔ کاملی از کسی که بهای شعر گفتن را پرداخت»، معرفی می‌کند.
فاطمه اختصاری، شاعر و نویسنده، عقیده دارد که «شعر و اندیشه‌های موسوی تأثیر زیادی روی او و شاعران هم‌نسلش گذاشته است».
همچنین در این چند دهه مجموعه‌های شعر و داستان بسیاری به مهدی موسوی تقدیم شده و ترانه‌های مختلفی با صدای خوانندگان مختلف اجرا شده که به زندگی او و جایگاهش در ادبیات معاصر می‌پردازند. از مطرح‌ترین این مجموعه‌ها می‌توان به «این تخته سیاه است» و «قرار ساعت پنج» اشاره کرد که در آن‌ها آثار تقدیمی ده‌ها شاعر و نویسنده جمع‌آوری شده است. همچنین آهنگ‌هایی مانند برمی‌گردی، مسافر کوچولو، شهر تو، امروز هم تولد من بود، هنوز و سیاه‌وسفید با صدای خوانندگانی نظیر ماریا، میلاد وحدتی، آرمین طاهری، ناهید، ارغوان، رسول صدری، یاسین صفاتیان، احمد عزیززاده، شاهین خلیلی و هایکا از آثار تقدیم‌شده به مهدی موسوی هستند.

آثار ادبی

پر از ستاره‌ام اما…، نشر شهریار ۱۳۷۶ (به همراه دو شاعر دیگر)
فرشته‌ها خودکشی کردند، چاپ زیرزمینی ۱۳۸۱
این‌ها را فقط به‌خاطر شما چاپ می‌کنم، نشر سخن‌گستر ۱۳۸۴
پرنده کوچولو، نه پرنده بود! نه کوچولو!، نشر سخن‌گستر ۱۳۸۹
آموزش مقدماتی وزن به زبان ساده، انتشار نسخه الکترونیک ۱۳۹۰
حتی پلاک خانه را، نشر فصل پنجم ۱۳۹۱
مردی که نرفته است برمی‌گردد، نشر شمشاد ۱۳۹۱ (به همراه عکس‌های محمدصادق یارحمیدی)
غذاش بادمجان است، نشر ناکجا ۱۳۹۲
غرق شدن در آکواریوم، نشر نیماژ ۱۳۹۲
با موش‌ها، نشر نیماژ ۱۳۹۲
بعد از باران، قبل از تبعید، نشر نصیرا ۱۳۹۳
انقراض پلنگ ایرانی با افزایش بی‌رویهٔ تعداد گوسفندان، نشر نیماژ ۱۳۹۳
گفتگو در تهران، نشر آمازون ۱۳۹۶
هشت داستان، نشر سایه‌ها ۱۳۹۷
دلقک‌بازی جلوی جوخهٔ اعدام، نشر آمازون ۱۳۹۷
تشویش اذهان خصوصی، نشر سایه‌ها ۱۳۹۸ (به همراه چند نویسنده دیگر)
Å kysse en ørken, å kysse en myr (بوسیدن کویر، بوسیدن مرداب)، نشر آسکهوگ ۱۳۹۸ (به همراه چند شاعر دیگر)
به روش سامورایی، نشر لولو ۱۳۹۸
Kontinentaldrift: Das Persische Europa (رانش قاره‌ای: اروپای پارسی)، نشر واندرهورن ۱۳۹۹ (به همراه چند شاعر دیگر)
هزار و چند شب، نشر لولو ۱۴۰۰
The Blood-soaked Liberty Square (میدان خون‌گرفتهٔ آزادی)، نشر کتاو ۱۴۰۰
در ستایش ناامیدی، نشر لولو ۱۴۰۲
The Multilingual Mosaic (موزاییک چندزبانه)، نشر سایه‌ها ۱۴۰۳
The Last Kiss (آخرین بوسه)، نشر سیک ۱۴۰۴

کتاب‌های مرتبط با سید مهدی موسوی

منابع و اعتبار تصاویر