تصویر شاهرخ مسکوب

شاهرخ مسکوبShahrokh Meskoob

نویسندهAuthor

شاهرخ مِسکوب (۲۰ دی ۱۳۰۴ – ۲۳ فروردین ۱۳۸۴) پژوهشگر، جستارنویس، شاهنامه‌پژوه، مترجم و خاطره‌نویس ایرانی بود. او را از نخستین کسانی می‌دانند که شاهنامه را با نگاه نقد ادبی جدید خواندند، و از پیشگامان جستارنویسی در زبان فارسی به شمار می‌آورند. «مقدمه‌ای بر رستم و اسفندیار»، «سوگ سیاوش»، «در کوی دوست»، «ملیت و زبان»، «ارمغان مور» و یادداشت‌های روزانه‌اش با عنوان «روزها در راه» از شناخته‌شده‌ترین آثار او هستند. ترجمهٔ او از «خوشه‌های خشم» جان استاین‌بک (با همکاری عبدالرحیم احمدی) و ترجمه‌هایش از تراژدی‌های سوفوکل و آیسخولوس نیز از کارهای ماندگار اوست.
مسکوب در جوانی به حزب توده ایران پیوست و پس از کودتای ۲۸ مرداد بیش از دو سال زندانی بود. در همین سال‌ها از حزب برید و از آن پس زندگی‌اش را یکسره وقف ادبیات و فرهنگ ایران کرد. نزدیک به دو دهه در سازمان برنامه کار کرد و مهم‌ترین پژوهش‌های شاهنامه‌ای‌اش را در کنار همین شغل اداری نوشت.
پس از انقلاب ۱۳۵۷ چند ماهی در ایران ماند و در روزنامهٔ آیندگان مقاله نوشت، اما در تیر ۱۳۵۸ به پاریس رفت و نزدیک به ۲۶ سال پایانی عمرش را در غربت و با تنگنای مالی گذراند. با این همه، بخش بزرگی از آثارش، از جمله «ملیت و زبان»، «گفتگو در باغ»، «سفر در خواب» و «روزها در راه»، حاصل همین سال‌هاست. او در پاریس بر اثر سرطان خون درگذشت و به خواست خودش پیکرش را به تهران آوردند و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپردند. آثار او به انگلیسی و فرانسوی ترجمه شده و آرشیو اسناد و یادداشت‌هایش در دانشگاه استنفورد نگهداری می‌شود.

2 کتاب مرتبط در سایت ثبت شده است.

زندگی در یک نگاه

نقش در کتاب‌های الفبا

نویسنده / Author

تعداد کتاب‌های مرتبط

2 عنوان

آثار ثبت‌شده

روزها در راه (دوره دو جلدی) – شاهرخ مسکوب، سوگ مادر – شاهرخ مسکوب

روش اعتبارسنجی

اطلاعات شخصی و تصویر فقط با منبع معتبر و قابل‌انتساب منتشر می‌شوند؛ داده‌های تأییدنشده عمداً حذف شده‌اند.

زندگی‌نامه کامل شاهرخ مسکوب

کودکی و تحصیل

شاهرخ مسکوب در ۲۰ دی ۱۳۰۴ در بابل به دنیا آمد. دورهٔ ابتدایی را در تهران، در مدرسه‌ای پشت مسجد سپهسالار، گذراند و به گفتهٔ خودش از کلاس پنجم ابتدایی به خواندن رمان و آثار ادبی روی آورد. سپس با خانواده به اصفهان رفت و در دبیرستان ادب این شهر درس خواند. حسن کامشاد دوستی‌اش با او را از همین دوران می‌داند. کامشاد نوشته است که در ۱۳۲۳، وقتی شاگرد کلاس ششم متوسطه در اصفهان بود و تازه مادرش را از دست داده بود، «به آشیانهٔ گرم این خانواده» راه یافت. این دوستی، به گفتهٔ کامشاد، شصت‌وسه سال دوام آورد.
مسکوب در ۱۳۲۴ به تهران آمد و در رشتهٔ حقوق دانشگاه تهران مشغول تحصیل شد. در همین سال‌ها در روزنامهٔ «قیام ایران» به تفسیر خبرهای خارجی پرداخت؛ کاری که خودش آن را نخستین تجربهٔ نویسندگی‌اش می‌دانست. زبان فرانسه را نیز در همین دوره آموخت و گرایش به چپ و شوق خواندن مطبوعات چپ فرانسه از انگیزه‌های اصلی‌اش در این کار بود.

فعالیت سیاسی و زندان

مسکوب در ۱۳۲۴ با معرفی احسان طبری به حزب توده پیوست و حدود ده سال در آن فعالیت کرد. حزب او را به خوزستان فرستاد تا با کارگران صنعت نفت ارتباط برقرار کند. بعدها عضو کمیتهٔ رهبری «تکش» (تشکیلات کل شهرستان‌ها) و از مسئولان کمیته‌های ایالتی خوزستان، فارس و اصفهان شد.
نخستین بازداشتش در ۱۳۲۷ بود و تنها یک شبانه‌روز طول کشید. در فروردین ۱۳۳۰ در آبادان بار دیگر دستگیر شد و یک ماه در زندان ماند و پس از آزادی در اردیبهشت همان سال به شیراز منتقل شد. سومین و طولانی‌ترین بازداشتش در اسفند ۱۳۳۳، یک سال و نیم پس از کودتای ۲۸ مرداد، رخ داد. این بار تا اردیبهشت ۱۳۳۶ زندانی ماند، از جمله در قزل‌قلعه، و شکنجه شد. سیروس علی‌نژاد از سرهنگ زیبایی به‌عنوان بازجوی او یاد کرده است.
مسکوب بعدها در یادداشت‌هایش نوشت که در روزهای شکنجه دو تکیه‌گاه داشت: مادرش و دوستش مرتضی کیوان که سحرگاه ۲۷ مهر ۱۳۳۳ تیرباران شده بود؛ «یکی زنده و یکی مرده». به تعبیر او، این دو در آن روزها «وجدان مجسم» او بودند که هم مراقبش بودند و هم دستش را می‌گرفتند.
زندان نقطهٔ گسست او از حزب توده بود. به روایت کامشاد، افشاگری‌های خروشچف دربارهٔ استالین و سرکوب قیام ۱۹۵۶ مجارستان او را برای همیشه از حزب جدا کرد. علی‌نژاد از او نقل کرده است که دربارهٔ نسل خود می‌گفت: «ما قهرمان‌های شکستیم.» هوشنگ ابتهاج نیز به یاد می‌آورد که مسکوب پس از آزادی از زندان «خیلی بدزبان شده بود» و گاه دربارهٔ رفقای سابقش با قاطعیتی شگفت‌آور داوری‌هایی بی‌پایه می‌کرد؛ برای نمونه، در خانهٔ ابتهاج خسرو روزبه را به لو دادن فهرست افسران حزب متهم کرد، در حالی که روزبه خود در همان اتاق نشسته بود.

سال‌های پس از زندان

مسکوب پس از آزادی سیاست را کنار گذاشت و کار پژوهشی‌اش را از ۱۳۳۶ آغاز کرد. از ۱۳۳۹ تا انقلاب در سازمان برنامه کار می‌کرد و پژوهش، ترجمه و نوشتن را در کنار این شغل اداری پیش می‌برد. نخستین کتاب تألیفی‌اش، «مقدمه‌ای بر رستم و اسفندیار»، در ۱۳۴۲ منتشر شد و «سوگ سیاوش» در ۱۳۵۰ جایگاه او را در شاهنامه‌پژوهی تثبیت کرد. ترجمهٔ تراژدی‌های یونانی را نیز در همین سال‌ها به سرانجام رساند. نوشتن یادداشت‌های روزانه را هم از همین سال‌ها، از ۱۳۴۲، آغاز کرد. یادداشت‌های سال‌های ۱۳۴۲ تا ۱۳۴۶ پس از مرگش با عنوان «در حال‌وهوای جوانی» به کوشش حسن کامشاد منتشر شد.
مسکوب دو فرزند داشت: پسرش اردشیر و دخترش غزاله.

انقلاب و مهاجرت

مسکوب پس از انقلاب ۱۳۵۷ چند ماهی در ایران ماند و در روزنامهٔ آیندگان مقاله نوشت. بخش ایران‌شناسی استنفورد و ناشر انگلیسی آثارش انتشار دو مقالهٔ انتقادی او در آیندگان را زمینهٔ رفتنش به تبعید دانسته‌اند. او در ۸ تیر ۱۳۵۸ به پاریس رفت؛ پس از بازگشتی کوتاه به تهران در اواخر همان سال، سرانجام در پاریس ماند. در سپتامبر ۱۹۹۰، «بعد از درست ده سال»، برای سفری کوتاه به ایران بازگشت.
به گفتهٔ داریوش شایگان، او و مسکوب پس از انقلاب هشت سال در یک مؤسسهٔ اسماعیلی در فرانسه همکار بودند. محمدرحیم اخوت از این محل کار با عنوان «مدرسهٔ مطالعات اسلامی پاریس» یاد کرده و گفته است که مسکوب در لندن نیز زبان و ادبیات فارسی درس می‌داد و کتاب «مسافرنامه»، که در ۱۳۶۲ با نام مستعار «ش. البرزی» منتشر شد، حاصل همین رفت‌وآمدها میان لندن و پاریس است. مسکوب خود در یادداشت‌هایش از رفت‌وآمد هفتگی میان خانه‌اش و «انستیتوی لندن» نوشته است.
در دههٔ ۱۹۸۰ برای طرح تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد با چند تن از رجال و فعالان دوران پهلوی گفت‌وگوهای مفصل انجام داد؛ از جمله با مهرانگیز دولتشاهی در اردیبهشت و خرداد ۱۳۶۳ (مه ۱۹۸۴) در پاریس، و با منوچهر هاشمی و هوشنگ نهاوندی. از بهار ۱۹۹۳ (۱۳۷۲) نیز عضو هیئت دبیران فصلنامهٔ ایران‌نامه بود.
سال‌های غربت برای مسکوب با دشواری معیشت همراه بود. به گفتهٔ علی بنوعزیزی، او دوازده سال پایانی عمرش را در یک مغازهٔ عکاسی کار می‌کرد و در اتاقک پشت همان مغازه زندگی می‌کرد. اخوت نیز گفته است که او «حتی در پستوی عکاسی می‌خوابید». عبدالله کوثری پس از خواندن خاطرات او نوشت که دیدن چنین انسان فرزانه و دلبستهٔ میهنی که در سالخوردگی و در غربت ناچار است برای گذران زندگی با دشواری‌های جان‌فرسا دست‌وپنجه نرم کند، «ستمی بر ما و بر فرهنگ ما» است.

بیماری و درگذشت

مسکوب در سال‌های پایانی عمر به سرطان خون مبتلا شد و در ۲۳ فروردین ۱۳۸۴ (۱۲ آوریل ۲۰۰۵) در بیمارستان کوشن پاریس درگذشت. به خواست خودش پیکرش را به ایران بازگرداندند. روز سه‌شنبه ۳۰ فروردین، پیکر او پس از مراسمی در برابر تالار وحدت به بهشت زهرا برده شد و در قطعهٔ هنرمندان به خاک سپرده شد. داریوش شایگان، رامین جهانبگلو و بهمن فرمان‌آرا از جمله حاضران بودند.
مسکوب در یادداشت‌هایش نوشته بود: «هرچه پیش‌تر می‌روم، تنهاتر می‌شوم. گمان می‌کنم به روز واقعه باید خودم، جنازه‌ام را به گورستان برسانم.» کامشاد در وصف تشییع او، که با حضور انبوهی از نویسندگان، دانشجویان، ناشران و روزنامه‌نگاران برگزار شد، با اشاره به همین جمله نوشت: «شاهرخ نه غریب مرد، نه بیگانه.»
مراسم یادبود او در ۷ اردیبهشت ۱۳۸۴ در تالار بتهوون خانهٔ هنرمندان ایران و با اجرای رامین جهانبگلو برگزار شد. حسن کامشاد، علی دهباشی، عبدالله کوثری، پوری سلطانی و داریوش شایگان از سخنرانان این مراسم بودند. کامشاد در آن‌جا گفت که آخرین سطری که مسکوب در آخرین دفتر یادداشتش نوشته بود این مصراع بود: «عشق داغی است که تا مرگ نیاید نرود». بر سنگ مزار او جملهٔ «فرهنگ ایران وطن من است» نقش بسته است.

شاهنامه‌پژوهی

شاهنامه محور اصلی کار پژوهشی مسکوب بود. او در «مقدمه‌ای بر رستم و اسفندیار» (۱۳۴۲) نبرد این دو پهلوان را چون تراژدی خواند و در «سوگ سیاوش: در مرگ و رستاخیز» (۱۳۵۰) داستان سیاوش را در پیوند با آیین‌های کهن سوگ و اسطورهٔ مرگ و رستاخیز بررسی کرد. مهرداد بهار در مهر ۱۳۵۱ در مجلهٔ «فرهنگ و زندگی» بر این کتاب نقد نوشت و کتاب در میزگردی با حضور بهار، مسکوب، داریوش شایگان، امیرحسین جهانبگلو، ناصر پاکدامن و محمدرضا شفیعی کدکنی نیز بررسی شد که متن آن در «کتاب امروز» منتشر شد. ناشر انگلیسی آثارش این پژوهش‌ها را نمونه‌ای از نگاه او می‌داند که هویت ملی را پیش از هر چیز هویتی فرهنگی می‌دید.
در ۲۴ و ۲۵ فروردین ۱۳۷۰، میزگردی دربارهٔ شاهنامه در پاریس برگزار شد که نُه سخنرانی و مقالهٔ آن به ویراستاری مسکوب با عنوان «تن پهلوان و روان خردمند» (۱۳۷۴) منتشر شد؛ مقالهٔ خود او در این مجموعه «بخت و کار پهلوان در آزمون هفت‌خوان» نام دارد. آخرین کتاب شاهنامه‌ای او، «ارمغان مور: جستاری در شاهنامه»، اندکی پس از مرگش در ۱۳۸۴ در پنج فصل منتشر شد و دیک دیویس آن را با عنوان The Ant's Gift به انگلیسی ترجمه کرد. درس‌گفتارهای او دربارهٔ اساطیر ایران نیز پس از مرگش با عنوان «درآمدی به اساطیر ایران» (۱۳۹۴) منتشر شد.

حافظ و عرفان

«در کوی دوست» (۱۳۵۷) مجموعه‌ای از جستارهای مسکوب دربارهٔ شعر حافظ است. این کتاب را محمدرضا قانون‌پرور با عنوان In the Alley of the Friend: On the Poetry of Hafez به انگلیسی ترجمه کرده است.

زبان و هویت

«ملیت و زبان: نقش دیوان، دین و عرفان در نثر فارسی» (۱۳۶۲) از مهم‌ترین آثار مسکوب در تبعید است. او در این کتاب نقش دیوان‌سالاری، دین و عرفان را در شکل‌گیری نثر فارسی بررسی می‌کند و زبان فارسی را حامل اصلی هویت ایرانی در سده‌های پس از اسلام می‌داند. چاپ ایرانی کتاب در ۱۳۷۳ با عنوان «هویت ایرانی و زبان فارسی» منتشر شد. ترجمهٔ انگلیسی آن در ۱۹۹۲ و ترجمهٔ فرانسوی‌اش در ۲۰۲۴ منتشر شده است.

جستار و خاطره‌نویسی

مسکوب را از پیشگامان جستار ادبی در فارسی می‌دانند. «گفتگو در باغ» (۱۳۷۱)، که در قالب گفت‌وگو با هم‌صحبتی خیالی نوشته شده، تأملی در باغ ایرانی و جایگاه آن در فرهنگ ایران است. «داستان ادبیات و سرگذشت اجتماع» (۱۳۷۳) بازتاب اندیشهٔ تجدد و تلاش برای آزادی را در ادبیات پس از مشروطه بررسی می‌کند و از جمله به «افسانه»ی نیما یوشیج و «سه تابلوی مریم» میرزاده عشقی می‌پردازد. او نزدیک به ده سال بعد، در ۱۳۸۱، در استکهلم نیز در همین زمینه سخنرانی کرد. «سفر در خواب» (۱۳۷۷) نیز در پاریس منتشر شد.
یادداشت‌های روزانهٔ او، «روزها در راه»، در ۱۳۷۹ در دو جلد در پاریس منتشر شد. این یادداشت‌ها هجده سال، از ۱۳۵۷ تا ۱۹۹۷، را در بر می‌گیرند و تصویری از زندگی روشنفکران ایرانی در تبعید به دست می‌دهند. «خواب و خاموشی» (۱۹۹۴)، که بعدها با افزوده‌هایی با عنوان «در سوگ و عشق یاران» بازنشر شد، یادنامهٔ دوستان ازدست‌رفتهٔ اوست. «کتاب مرتضی کیوان» (۱۳۸۲) را نیز در یاد همان دوست اعدام‌شده‌اش گرد آورد.
مسکوب در دههٔ ۱۳۷۰ دو رساله در نقد اسلام سیاسی نوشت که با نام‌های مستعار «کسری احمدی» و «م. کوهیار» منتشر شد (نگاه کنید به کتاب‌شناسی).

ترجمه

مسکوب کار ترجمه را با «خوشه‌های خشم» جان استاین‌بک (۱۳۲۸) آغاز کرد که آن را با همکاری عبدالرحیم احمدی به فارسی برگرداند. پس از آن به تراژدی یونانی روی آورد و «آنتیگون» (۱۳۳۵)، «ادیپ شهریار» (۱۳۴۰) و «ادیپوس در کلنوس» (۱۳۴۶) سوفوکل و «پرومته در زنجیر» آیسخولوس (۱۳۴۲) را ترجمه کرد. ترجمهٔ «آنتیگون» با جستار «لذت تراژیک» از آندره بونار و «پرومته در زنجیر» با جستاری از خود او با عنوان «در اسارت و رهایی انسان» همراه بود. سه تراژدی سوفوکل بعدها در ۱۳۵۲ در یک جلد با عنوان «افسانه‌های تبای» منتشر شد. ترجمهٔ او از «غزل غزل‌های سلیمان» نیز پس از مرگش، به پیوست کتاب یوسف اسحاق‌پور دربارهٔ او، منتشر شده است.

دیدگاه‌های سیاسی و فرهنگی

مسکوب در ۱۳۶۶ در گفت‌وگویی طولانی با علی بنوعزیزی گذشتهٔ سیاسی خود و نسلش را بازنگری کرد. این گفت‌وگو نخست در ۱۳۷۳ در پاریس با عنوان «دربارهٔ سیاست و فرهنگ» و سپس در ۱۳۷۸ در تهران با عنوان «کارنامهٔ ناتمام» منتشر شد. بنوعزیزی در سخنرانی‌ای دربارهٔ او گفته است که «وطن شاهرخ مسکوب، فرهنگ ایران بود»؛ تعبیری که با جملهٔ حک‌شده بر سنگ مزارش هم‌خوان است. آخرین نوشتهٔ منتشرشدهٔ او، در شمارهٔ ۳۸ مجلهٔ بخارا، نقدی بر خاطرات سران حزب توده بود که در آن گلایه کرده بود هیچ‌یک از آنان «اشاره‌ای به کشاکش‌های نفسانی و آزمون‌های درونی‌شان نمی‌کنند».

ترجمهٔ آثار به زبان‌های دیگر

انگلیسی

Iranian Nationality and the Persian Language, translated by Michael C. Hillmann, edited by John R. Perry, Washington: Mage, 1992. شابک ‎۰۹۳۴۲۱۱۲۱۳
In the Alley of the Friend: On the Poetry of Hafez, translated by M. R. Ghanoonparvar, Syracuse: Syracuse University Press, 2018. شابک ‎۹۷۸۰۸۱۵۶۳۶۱۷۵
The Ant's Gift: A Study of the Shahnameh, translated by Dick Davis, Syracuse: Syracuse University Press, 2021. شابک ‎۹۷۸۰۸۱۵۶۳۷۰۸۰
Leaving, Staying, Returning: A Trilogy, Costa Mesa: Mazda, 2021. شابک ‎۹۷۸۱۵۶۸۵۹۳۵۷۹
Lament for Siavash: On Death and Resurrection, Washington: Mage, 2024. شابک ‎۹۷۸۱۹۴۹۴۴۵۷۶۳
فرانسوی

Partir, rester, revenir, Arles: Actes Sud, 2007. شابک ‎۹۷۸۲۷۴۲۷۶۷۰۰۷
L'identité iranienne et la langue persane, Paris: L'Harmattan, 2024. شابک ‎۹۷۸۲۳۳۶۴۰۹۹۶۲

آرشیو و میراث

اسناد، نامه‌ها و یادداشت‌های مسکوب در ۲۰۲۱ به کتابخانه‌های دانشگاه استنفورد سپرده شد و اکنون در بخش ایران‌شناسی این دانشگاه در دسترس پژوهشگران است. کتابخانهٔ شخصی او به مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی رسیده است.
فصلنامهٔ ایران‌نامه در زمستان ۲۰۰۶ شماره‌ای ویژه به ویراستاری حسن کامشاد به یاد او منتشر کرد. علی دهباشی نیز یادنامهٔ «اقلیم حضور» را، که نامش برگرفته از تعبیر شایگان دربارهٔ مسکوب است، در ۱۳۹۰ گرد آورد. مجموعه‌مقالهٔ A Scholar for Our Times در ۲۰۲۲ به زبان انگلیسی دربارهٔ زندگی و آثار او منتشر شد. سیما اورسینی، مدرس زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه آکسفورد، پس از مرگ مسکوب برخی از آثار او را در کلاس‌های زبان فارسی این دانشگاه تدریس کرده است.

از نگاه دیگران

داریوش شایگان، که از دههٔ ۱۳۴۰ با مسکوب آشنا بود، در مراسم یادبود او را «یک اقلیم حضور» خواند.
محمدرحیم اخوت مسکوب را انسانی اخلاق‌گرا و متعهد به باورهایش توصیف کرده که نگاهی انتقادی داشت و به همین دلیل «گریزی» از سختی نداشت؛ به گفتهٔ او، «مسکوب از آثارش بزرگ‌تر بود».
محمود خوشنام در پنجمین سالگرد درگذشت او، از وضع آثار و میراثش با تعبیر «دست‌ها خالی، سرها پر باد» یاد کرد.

کتاب‌شناسی

تألیف

مقدمه‌ای بر رستم و اسفندیار، تهران: امیرکبیر، ۱۳۴۲.
سوگ سیاوش: در مرگ و رستاخیز، تهران: خوارزمی، ۱۳۵۰.
در کوی دوست، تهران: خوارزمی، ۱۳۵۷.
مسافرنامه (با نام مستعار ش. البرزی)، آمریکا: نشر مطالعات ایرانی، ۱۳۶۲.
ملیت و زبان: نقش دیوان، دین و عرفان در نثر فارسی، ۱۳۶۲؛ تجدید چاپ، پاریس: خاوران، ۱۳۶۸؛ چاپ ایران با عنوان هویت ایرانی و زبان فارسی، تهران: باغ آینه، ۱۳۷۳؛ تجدید چاپ، تهران: فرزان روز، ۱۳۷۹.
گفتگو در باغ، تهران: باغ آینه، ۱۳۷۱؛ تجدید چاپ، تهران: فرهنگ جاوید، ۱۳۹۴.
چند گفتار در فرهنگ ایران، تهران: زنده‌رود، ۱۳۷۱؛ تجدید چاپ با عنوان شکاریم یکسر همه پیش‌مرگ: جستارها، گفتارها و نوشتارها، تهران: نشر نی، ۱۳۹۱.
دربارهٔ جهاد و شهادت (با نام مستعار کسری احمدی)، پاریس: خاوران، ۱۳۷۱.
داستان ادبیات و سرگذشت اجتماع، تهران: فرزان روز، ۱۳۷۳.
دربارهٔ سیاست و فرهنگ: گفت‌وگوی علی بنوعزیزی با شاهرخ مسکوب، پاریس: خاوران، ۱۳۷۳؛ چاپ ایران با عنوان کارنامهٔ ناتمام: دربارهٔ سیاست و فرهنگ، تهران: نیلوفر، ۱۳۷۸؛ تجدید چاپ با عنوان اصلی، تهران: فرهنگ جاوید، ۱۴۰۰.
خواب و خاموشی، لندن: دفتر خاک، ۱۹۹۴؛ تجدید چاپ با افزوده‌ها و با عنوان در سوگ و عشق یاران، با مقدمهٔ حسن کامشاد، لندن: اچ اند اس مدیا، ۲۰۱۴؛ چاپ ایران، تهران: فرهنگ جاوید، ۱۳۹۷.
بررسی عقلانی حق، قانون و عدالت در اسلام (با نام مستعار م. کوهیار)، پاریس: خاوران، ۱۳۷۴.
سفر در خواب، پاریس: خاوران، ۱۳۷۷؛ چاپ ایران، تهران: فرهنگ جاوید، ۱۳۹۵.
روزها در راه (دو جلد)، پاریس: خاوران، ۱۳۷۹.
ویراستاری و گردآوری

تن پهلوان و روان خردمند (ویراستار)، تهران: طرح نو، ۱۳۷۴.
کتاب مرتضی کیوان (به کوشش شاهرخ مسکوب)، تهران: نشر کتاب نادر، ۱۳۸۲؛ تجدید چاپ، تهران: فرهنگ جاوید، ۱۳۹۸.
منتشرشده پس از مرگ

ارمغان مور: جستاری در شاهنامه، تهران: نشر نی، ۱۳۸۴.
سوگ مادر، تهران: نشر نی، ۱۳۸۶.
در حال‌وهوای جوانی: روزهای پیش از روزها در راه (۱۳۴۲–۱۳۴۶)، به کوشش حسن کامشاد، لندن: اچ اند اس مدیا، ۲۰۱۴.
درآمدی به اساطیر ایران، تهران: فرهنگ جاوید، ۱۳۹۴.
ترجمه

خوشه‌های خشم، جان استاین‌بک، با همکاری عبدالرحیم احمدی، تهران: امیرکبیر، ۱۳۲۸.
آنتیگون، سوفوکل، به همراه «لذت تراژیک» از آندره بونار، تهران، ۱۳۳۵.
ادیپ شهریار، سوفوکل، تهران، ۱۳۴۰.
پرومته در زنجیر، آیسخولوس، به همراه «در اسارت و رهایی انسان» از شاهرخ مسکوب، تهران: اندیشه، ۱۳۴۲؛ تجدید چاپ، تهران: فرهنگ جاوید، ۱۳۹۵.
ادیپوس در کلنوس، سوفوکل، تهران، ۱۳۴۶.
افسانه‌های تبای (سه تراژدی سوفوکل در یک جلد)، تهران: خوارزمی، ۱۳۵۲.
گفت‌وگوهای تاریخ شفاهی (طرح تاریخ شفاهی ایران، مرکز مطالعات خاورمیانهٔ دانشگاه هاروارد)

خاطرات مهرانگیز دولتشاهی (پاریس، ۱۹۸۴)؛ چاپ ایران با عنوان متن کامل خاطرات مهرانگیز دولتشاهی: اولین و تنها سفیر زن ایران (۱۳۵۷–۱۳۵۴) و از فعالان حوزهٔ حقوق زنان، تهران: صفحهٔ سفید، ۱۳۹۰.
خاطرات منوچهر هاشمی.
خاطرات هوشنگ نهاوندی.

کتاب‌های مرتبط با شاهرخ مسکوب

مطالب و معرفی پدیدآورنده

منابع و اعتبار تصاویر