کودکی و تحصیل در تهران
عباس معروفی در سال ۱۹۵۷ در تهران به دنیا آمد. منابع معتبر روز تولد را یکسان ثبت نکردهاند؛ بعضی ۱۷ و بعضی ۲۷ مه را نوشتهاند، بنابراین سال قطعی نگه داشته میشود و روز حدس زده نمیشود. جزئیات قابل اتکای عمومی دربارهٔ نام و زندگی پدر و مادر و همهٔ خواهران و برادران او محدود است.
او در دانشگاه تهران ادبیات نمایشی و هنرهای زیبا خواند. محمدعلی سپانلو و هوشنگ گلشیری از راهنمایان مهم ادبیاش بودند. این پیوند، معروفی را به نسلی وصل کرد که هم به ساختار و زبان داستان حساس بود و هم با محدودیتهای سیاسی و فرهنگی دورهٔ خود درگیر میشد.
تدریس و نخستین نوشتهها
معروفی پیش از شهرت گسترده سالهایی را به تدریس ادبیات و نوشتن داستان و نمایشنامه گذراند. نخستین مجموعهداستانش «روبهروی آفتاب» در ۱۹۸۰ منتشر شد. او از آغاز میان داستان، نمایش، نقد و کار تحریریه رفتوآمد میکرد و نویسندگی را فعالیتی جدا از آموزش و ساختن نهاد فرهنگی نمیدید.
سمفونی مردگان و معماری چندصدا
«سمفونی مردگان» در ۱۹۸۹ منتشر شد و نام معروفی را فراتر از محافل ادبی شناساند. رمان با تغییر زاویهٔ دید، زمان شکسته و صدای چند شخصیت، فروپاشی یک خانواده را در اردبیل روایت میکند. همین علاقه به چندصدایی در آثار دیگر او و حتی در آرایش دوصدایی «نامههای عاشقانه» دیده میشود.
در کارنامهٔ او «سال بلوا»، «پیکر فرهاد»، «فریدون سه پسر داشت»، «ذوبشده»، «تماماً مخصوص» و نمایشنامهها و مجموعهداستانهای متعدد قرار دارند. همهٔ نسخهها در ایران اجازهٔ انتشار آزاد نداشتند و بخشی از آثار در خارج از کشور منتشر شد.
نشر و مجلهٔ گردون
معروفی نشر گردون را در ۱۹۸۶ پایه گذاشت و مجلهٔ ادبی گردون را در ۱۹۹۰ راه انداخت. مجله به چاپ داستان، شعر، نقد و گفتوگوی نویسندگان معاصر میپرداخت و به محلی برای کشف و معرفی صداهای تازه تبدیل شد. توقیف مجله و فشار بر ناشر فقط یک اختلاف اداری نبود؛ مستقیماً زندگی و مسیر حرفهای او را تغییر داد.
محاکمه، سانسور و خروج از ایران
در میانهٔ دههٔ ۱۹۹۰ معروفی بهدلیل فعالیت مطبوعاتی با محاکمه و حکمی شامل زندان، شلاق و ممنوعیت فعالیت روبهرو شد. او در ۱۹۹۶ ایران را ترک کرد. شبکهٔ انجمن قلم و پشتیبانی نویسندگانی از جمله گونتر گراس در رسیدن او به آلمان و ادامهٔ زندگی ادبی نقش داشتند.
تبعید برای معروفی فقط جابهجایی جغرافیایی نبود. زبان فارسی، خوانندهٔ دور از وطن، امکان نشر بدون سانسور و تنهایی مهاجر به موضوع و زمینهٔ بسیاری از فعالیتهای بعدی او تبدیل شدند.
برلین، کتابفروشی گردون و خانهٔ هدایت
معروفی در برلین نشر و کتابفروشی گردون را ادامه داد و «خانهٔ هدایت» را به فضای کتاب، دیدار، کارگاه داستان و رویدادهای فرهنگی تبدیل کرد. گردون صدها عنوان از نویسندگان داخل و خارج ایران منتشر کرد و کتابفروشی برای سالها یکی از نشانیهای ادبی فارسی در اروپا بود.
او کارگاههای داستاننویسی برگزار میکرد و تجربهٔ نویسندگی و ویرایش را به نسلهای جوانتر منتقل میکرد. نقش او در تبعید فقط تولید آثار شخصی نبود؛ ایجاد زیرساخت برای انتشار و دیدهشدن دیگران بخش مهم میراثش است.
جایزه و ارتباط ادبی آلمان
در ۲۰۰۱ جایزهٔ بنیاد ادبی آلمان و بنیاد زیگفرید اونسِلد به او تعلق گرفت. ترجمههای آلمانی آثارش، بهویژه «سمفونی مردگان»، او را در فضای ادبی آلمانیزبان شناساندند. گفتگو میان ادبیات فارسی و آلمانی از کارهای نهادی گردون و حضور معروفی در رویدادهای فرهنگی تقویت شد.
نامههای عاشقانه و پونه ایرانی
«نامههای عاشقانه و منظومهی عینالقضات و عشق» در ۲۰۱۱ بهوسیلهٔ گردون منتشر شد. منابع کتابشناختی عباس معروفی و پونه ایرانی را نویسندگان اثر ثبت میکنند. گزارش معرفی کتاب توضیح میدهد قطعههای معروفی با حروف سنگین و نوشتههای پونه ایرانی با حروف باریکتر چاپ شدهاند؛ بنابراین پونه صرفاً مقدمهنویس یا موضوع نامهها نیست، بلکه صدای دوم کتاب است.
برخی منابع کماعتبار از این اعتبار کتابی نتیجههای قطعی دربارهٔ وضعیت حقوقی ازدواج و همهٔ اعضای خانواده گرفتهاند، در حالی که صفحات رسمی و منابع نهادی بررسیشده اطلاعات همخوانی ارائه نمیدهند. این صفحه نقش ادبی مستند پونه ایرانی را ثبت میکند و دربارهٔ جزئیات خصوصی ناسازگار حکم قطعی نمیدهد.
بیماری، مرگ و میراث
معروفی در ۲۰۱۹ اعلام کرد به سرطان غدد لنفاوی مبتلا شده است. او ۱ سپتامبر ۲۰۲۲ در بیمارستانی در برلین و در ۶۵سالگی درگذشت. علت مرگ در منابع معتبر با همان بیماری پیوند داده شده است؛ از افزودن جزئیات پزشکی تأییدنشده خودداری میشود.
میراث او سه بخش جداشدنی ندارد: رمانها و نمایشنامهها، مجله و نشر گردون، و کار فرهنگی در تبعید. «سمفونی مردگان» شهرت ادبی او را ساخت، اما کتابفروشی، کلاسها و انتشار آثار دیگران نشان میدهند که او ادبیات را یک کار جمعی و نهادی نیز میدانست.