تصویر فروغ فرخزاد
عکس علی خادم برای مجله فردوسی؛ بازسازی Innisfree987؛ مالکیت عمومی (PD-Iran) — منبع تصویر

فروغ فرخزادForugh Farrokhzad

موضوع کتابSubjectنویسندهAuthorهمکار اثرContributor

فروغ فرخزاد در عمر کوتاه خود شعر فارسی را واداشت صدای زنی را بشنود که نه نماد و معشوق، بلکه انسانی پیچیده با میل، خشم، ترس، استقلال و حق انتخاب بود. مسیر پنج دفتر او از «اسیر» تا «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» فقط پخته‌ترشدن یک شاعر نیست؛ حرکت از کشمکش فردی به زبانی مدرن، تصویری و چندلایه است که زمان، بدن، آزادی، عشق، مرگ و جامعه را با هم می‌بیند.

او در خانواده‌ای هفت‌فرزندی بزرگ شد، نوجوان ازدواج کرد، مادر شد و پس از طلاق مطابق قانون وقت از دیدار پسرش محروم ماند. از بحران روانی و فشار اجتماعی عبور کرد، در استودیو گلستان سینما آموخت و با ساخت «خانه سیاه است» یکی از ماندگارترین مستندهای ایران را پدید آورد. فروغ از کلونی جذامیان پسری به نام حسین منصوری را به فرزندی پذیرفت. در ۳۲سالگی در تصادف رانندگی درگذشت. زندگی‌اش بارها به شایعه و افسانه تبدیل شده، در حالی که خود او از کنجکاوی هیجان‌طلبانه درباره زندگی خصوصی‌اش گریزان بود؛ این پرونده میان داده مستند، اختلاف منابع و روایت عامه‌پسند مرز روشن می‌گذارد.

6 کتاب مرتبط در سایت ثبت شده است.

زندگی در یک نگاه

نام کامل

فروغ‌الزمان فرخزاد؛ در شعر و نشر با نام فروغ فرخزاد شناخته می‌شود.

زادروز

ثبت رایج: ۸ دی ۱۳۱۳ / ۲۹ دسامبر ۱۹۳۴، تهران؛ مدخل شاعران زن ایرانیکا ۶ دی / ۲۷ دسامبر را می‌آورد و مدخل قدیمی‌تر ایرانیکا صورت ۱۳۱۳/۱۹۳۵ را ثبت کرده است.

درگذشت

تصادف رانندگی در تهران، ۳۲سالگی؛ ۱۳ فوریه ۱۹۶۷ در ثبت رایج و ۱۴ فوریه در ایرانیکا.

پدر و مادر

محمد فرخزاد و توران وزیری‌تبار؛ فروغ سومین فرزند از هفت فرزند بود.

تحصیلات

دبستان مختلط محله، دبیرستان خسرو خاور و هنرستان کمال‌الملک برای نقاشی و خیاطی؛ بدون دیپلم.

همسر

پرویز شاپور، طنزنویس و کاریکاتوریست؛ ازدواج ۲۳ شهریور ۱۳۲۹ / ۱۴ سپتامبر ۱۹۵۰ و طلاق قانونی در ۱۹۵۵ پس از دوره‌هایی از جدایی و آشتی.

فرزندان

کامیار شاپور، متولد ۲۹ خرداد ۱۳۳۱ / ۱۹ ژوئن ۱۹۵۲ و تنها فرزند زیستی؛ حسین منصوری، پسرخوانده پس از ساخت «خانه سیاه است» (در ایرانیکا: Ḥasan/حسن؛ در گفت‌وگوها و مستندهای مربوط به خود او: Hossein/حسین).

دفترهای شعر

اسیر، دیوار، عصیان، تولدی دیگر و ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد؛ دفتر پنجم پس از مرگ منتشر شد.

سینما

دستیار استودیو گلستان از ۱۹۵۸؛ کارگردان مستند «خانه سیاه است» در ۱۹۶۲.

جایزه فیلم

جایزه بزرگ مستند جشنواره اوبرهاوزن در ۱۹۶۳ برای «خانه سیاه است».

آثار دیگر

داستان «کابوس»، سفرنامه «در سرزمینی دیگر»، نوشته‌های انتقادی، دو فیلم‌نامه منتشرنشده و گزیده «از نیما تا بعد».

آرامگاه

گورستان ظهیرالدوله در تهران.

سانسور

پس از انقلاب ۱۹۷۹ آثارش برای نزدیک به یک دهه ممنوع و سپس در چاپ‌های متعدد سانسور شد.

آلبوم زندگی و ارتباط‌های ادبی

سال‌شمار زندگی و آثار مهم

  1. تولد در تهران؛ ثبت رایج ۲۹ دسامبر و مدخل شاعران زن ایرانیکا ۲۷ دسامبر را می‌آورد؛ مدخل قدیمی‌تر ایرانیکا صورت ۱۳۱۳/۱۹۳۵ را ثبت کرده است.

  2. رشد به‌عنوان سومین فرزند در خانواده‌ای هفت‌فرزندی از محمد فرخزاد و توران وزیری‌تبار.

  3. تحصیل در مدرسه مختلط محله؛ تجربه‌ای متفاوت در دوره‌ای که آموزش دختران هنوز محدود بود.

  4. تحصیل در دبیرستان خسرو خاور و سپس هنرستان کمال‌الملک برای نقاشی و خیاطی؛ ترک تحصیل پیش از دیپلم.

  5. ازدواج در سال شانزدهم زندگی با پرویز شاپور، خویشاوند دور و طنزنویس پانزده سال بزرگ‌تر.

  6. مهاجرت زوج جوان به اهواز به سبب کار شاپور در وزارت دارایی.

  7. تولد کامیار، تنها فرزند زیستی فروغ؛ انتشار نخستین شعرها در همین دوره.

  8. انتشار شعر «گناه» در مجله روشنفکر؛ موزه بریتانیا ۱۹۵۴ و مدخل شاعران زن ایرانیکا ۱۳۳۴/۱۹۵۵ را ثبت کرده‌اند.

  9. انتشار «اسیر» با ۴۴ شعر؛ نخستین دفتر شعر.

  10. طلاق از پرویز شاپور و واگذاری کامل حضانت کامیار به پدر طبق قانون وقت؛ محرومیت فروغ از دیدار منظم.

  11. فروپاشی عصبی و یک ماه بستری در درمانگاه روان‌پزشکی؛ سپس بازگشت به کار هنری.

  12. سفر نه‌ماهه به ایتالیا و آلمان و آشنایی بیشتر با هنر و زندگی فرهنگی اروپا.

  13. انتشار دومین دفتر شعر، «دیوار».

  14. انتشار «عصیان»، سومین دفتر و آخرین مرحله پیش از دگرگونی کامل زبان شعری.

  15. آغاز کار حرفه‌ای به‌عنوان دستیار در استودیو فیلم گلستان.

  16. شکل‌گیری رابطه عاطفی و همکاری فکری با ابراهیم گلستان؛ هم‌زمان افزایش تجربه تولید و تدوین فیلم.

  17. اقدام به خودکشی با قرص خواب زیر فشار چندگانه خانوادگی، مالی و روانی؛ درمان در بیمارستان و ادامه زندگی و کار.

  18. اقامت و فیلم‌برداری دوازده‌روزه در آسایشگاه باباباغی و ساخت مستند «خانه سیاه است».

  19. پذیرفتن حسین منصوری، فرزند والدینی مبتلا به جذام، به فرزندی.

  20. دریافت جایزه بزرگ مستند جشنواره اوبرهاوزن برای «خانه سیاه است».

  21. انتشار «تولدی دیگر» و تثبیت مرحله بالغ و مدرنیستی شعر فروغ.

  22. ادامه سفر، نقاشی، کار سینمایی، نوشتن و گردآوری گزیده شعر معاصر با مجید روشنگر.

  23. درگذشت در تصادف رانندگی در تهران در ۳۲سالگی؛ اختلاف یک‌روزه میان ثبت‌های مرجع.

  24. انتشار پس از مرگ «از نیما تا بعد»، گزیده‌ای که با مجید روشنگر گردآوری شده بود.

  25. انتشار پس از مرگ «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد»، پنجمین دفتر شعر.

  26. ممنوعیت و سپس سانسور گسترده آثار در ایران؛ ادامه گردش شعرها در نسخه‌ها و ترجمه‌های متعدد.

زندگی‌نامه کامل فروغ فرخزاد

زادروز اختلافی و خانواده هفت‌فرزندی

نام کامل او فروغ‌الزمان فرخزاد بود. ثبت رایج زادروز ۸ دی ۱۳۱۳، برابر با ۲۹ دسامبر ۱۹۳۴، است؛ مدخل «شاعران زن ایرانیکا» بر پایه سال‌شمار کراچی ۶ دی، برابر با ۲۷ دسامبر ۱۹۳۴، را می‌آورد و مدخل قدیمی‌تر ایرانیکا صورت ۱۳۱۳/۱۹۳۵ را ثبت کرده است. موزه بریتانیا و بنیاد شعر نیز سال ۱۹۳۴ را می‌پذیرند. این اختلاف چندروزه و مرزی تقویم باید آشکار بماند، نه اینکه یک تاریخ بی‌توضیح قطعی جلوه کند. فروغ در تهران، سومین فرزند از هفت فرزند محمد فرخزاد و توران وزیری‌تبار بود. یک عکس آرشیوی امیرمسعود فرخزاد را برادر او معرفی می‌کند، اما فهرست کامل و یکسانی از همه خواهران و برادران در منابع نهادیِ این پرونده وجود ندارد.

مدرسه، نقاشی و ترک تحصیل

او دبستان مختلط محله را گذراند، در دبیرستان خسرو خاور درس خواند و سپس برای نقاشی و خیاطی به هنرستان کمال‌الملک رفت. دبیرستان را تمام نکرد، اما علاقه به تصویر، طراحی و ساختن بعدها در شعر و فیلمش ادامه یافت. تصویرهای او فقط آرایه نیستند: پنجره، باغچه، پرنده، تاریکی و فصل سرد همچون عناصر یک میزانسن عمل می‌کنند. نسبت‌دادن نبوغ او به «استعداد غریزیِ بی‌آموزش» نادقیق است؛ آموزش رسمی ناتمام ماند، ولی مطالعه، سفر، کار استودیویی و تمرین مستمر شکل دیگری از آموزش او بودند.

ازدواج نوجوانی، اهواز و تولد کامیار

فروغ در سال شانزدهم زندگی، برخلاف نظر خانواده، ۲۳ شهریور ۱۳۲۹، برابر با ۱۴ سپتامبر ۱۹۵۰، با پرویز شاپور ازدواج کرد؛ همسایه و خویشاوند دوری که طنزنویس و کاریکاتوریست و پانزده سال از او بزرگ‌تر بود. زوج جوان به اهواز رفتند، جایی که شاپور کارمند وزارت دارایی بود. تنها فرزندشان، کامیار، ۲۹ خرداد ۱۳۳۱، برابر با ۱۹ ژوئن ۱۹۵۲، به دنیا آمد و نخستین شعرهای منتشرشده فروغ نیز به همین دوره بازمی‌گردند. پس از دوره‌هایی از جدایی و آشتی، طلاق قانونی در ۱۹۵۵ ثبت شد.

طلاق، محرومیت از فرزند و بحران ۱۹۵۵

طبق قانون وقت، حضانت کامل کامیار به پدر رسید و فروغ حتی از دیدارهای پراکنده با او محروم شد. این جدایی در شعر و نامه‌های او زخمی ماندگار شد و نباید به قصه ساده «انتخاب هنر به جای فرزند» تقلیل یابد؛ ساختار حقوقی و فشار اجتماعی نقش مستقیم داشتند. در سپتامبر ۱۹۵۵ دچار فروپاشی عصبی شد و یک ماه در درمانگاه روان‌پزشکی ماند. منابع درباره شیوه درمان جزئیات یکسانی ندارند، بنابراین این صفحه از بازسازی نمایشی یا پزشکیِ بی‌سند پرهیز می‌کند.

اسیر، دیوار و عصیان؛ سه دفترِ گذار

«اسیر» در ۱۹۵۵ با ۴۴ شعر منتشر شد. راوی جوان هم علیه قواعد محدودکننده می‌شورد و هم سنگینی همان قواعد را در درون خود حمل می‌کند. «دیوار» در ۱۹۵۶ و «عصیان» در ۱۹۵۸ خشم اجتماعی و استقلال زبان را پررنگ‌تر کردند. خود فروغ بعدها این دو کتاب را تقلا میان دو مرحله زندگی دانست، نه نقطه نهایی کارش. موزه بریتانیا انتشار شعر «گناه» در مجله روشنفکر را ۱۹۵۴ ثبت می‌کند و مدخل شاعران زن ایرانیکا ۱۳۳۴/۱۹۵۵؛ همین شعر به دلیل بیان بی‌پرده میل زنانه جنجال ساخت. واکنش‌ها نشان می‌دادند جامعه بیش از ساختمان شعر، زندگی و اخلاق شاعر زن را محاکمه می‌کند.

سفر اروپا و آموزش بیرون از مدرسه

در ۱۹۵۶ نه ماه در ایتالیا و آلمان سفر کرد. این سفر فرصتی برای فاصله‌گرفتن از شایعات و فضای بسته ادبی تهران بود و پس از آن سفرهای داخلی و خارجی دیگری انجام داد. رفت‌وآمد میان زبان‌ها، شهرها و هنرها حس بی‌خانمانی و جست‌وجوی هویت را در شعرش تشدید کرد. او نقاشی می‌کرد، ترجمه می‌خواند و در سینما تجربه اندوخت؛ اما هر ادعای دقیق درباره ترجمه یک اثر مشخص باید با نسخه چاپی سنجیده شود، زیرا فهرست‌های اینترنتی ترجمه‌های منسوب به او یکدست نیستند.

استودیو گلستان، ابراهیم گلستان و کار حرفه‌ای سینما

فروغ در ۱۹۵۸ به‌عنوان دستیار به استودیو فیلم گلستان پیوست و تدوین، تولید، بازی و کار با تصویر متحرک را از نزدیک آموخت. رابطه عاطفی او با ابراهیم گلستان، نویسنده و فیلم‌ساز متاهل، در محافل ادبی جنجال دیگری ساخت. این رابطه در زندگی و کار او مهم بود، اما فروکاستن شعرهای بالغش به زندگی عاشقانه یک مرد همان خطایی است که ایرانیکا هشدار می‌دهد: کنجکاوی درباره زندگی خصوصی بارها جای نقد جدی اثر را گرفته است. باید هم نقش محیط حرفه‌ای گلستان را دید و هم استقلال هنری فروغ را.

اقدام به خودکشی و ضرورت روایت مسئولانه

ایرانیکا گزارش می‌کند که فروغ در ۱۹۶۰، زیر فشار تردید به خود، جدایی از پسر، مشکلات خانوادگی و ناامنی مالی، با خوردن قرص خواب اقدام به خودکشی کرد و در بیمارستان درمان شد. این رویداد را نباید رمانتیک، رازآلود یا به یک رابطه تقلیل داد. ثبت آن فقط زمانی مسئولانه است که زمینه چندگانه فشارها و بهبود و ادامه کار خلاق او نیز گفته شود. دو سال بعد او اثری ساخت که نگاه سینمای مستند ایران را تغییر داد.

خانه سیاه است و حسین منصوری

فروغ در ۱۹۶۲ برای ساخت «خانه سیاه است» دوازده روز در آسایشگاه جذامیان باباباغی تبریز زندگی و فیلم‌برداری کرد. فیلم، شعر و متن دینی را با چهره‌ها، کلاس درس، درمان و زندگی روزمره پیوند می‌دهد و از ترحم آسان فاصله می‌گیرد. هم‌زمان نقد اخلاقی درباره تبدیل بیماری به استعاره نیز بخشی از تاریخ دریافت فیلم است. اثر در ۱۹۶۳ جایزه بزرگ مستند جشنواره اوبرهاوزن را گرفت. فروغ پس از فیلم‌برداری، حسین منصوری، پسر والدینی مبتلا به جذام، را به فرزندی پذیرفت؛ پیوندی که مرز میان موضوع مستند و مسئولیت انسانی فیلم‌ساز را ملموس کرد. درباره نام او یک اختلاف منبع وجود دارد: ایرانیکا صورت «Ḥasan/حسن منصوری» را ثبت کرده، اما گفت‌وگوها و مستندهای مربوط به خود او نام «Hossein/حسین منصوری» را به کار می‌برند؛ این پرونده صورت خودمعرفی‌شده و رایج «حسین» را حفظ می‌کند و اختلاف را پنهان نمی‌سازد.

تولدی دیگر؛ دگرگونی زبان و نگاه

«تولدی دیگر» در ۱۹۶۴ منتشر شد و فاصله‌ای روشن با سه دفتر نخست نشان داد. وزن و سطرها آزادتر، تصویرها چندمعناتر و دامنه تجربه از اعتراف شخصی گسترده‌تر شد. زنِ شعر دیگر فقط در برابر قفس واکنش نشان نمی‌دهد؛ جهان و خود را از نو تعریف می‌کند. فروغ از دستاورد نیما یوشیج بهره برد، اما صدا، نحو و بدن شاعرانه خود را ساخت. «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» که در ۱۹۷۴ پس از مرگش منتشر شد، این مسیر را با شعرهایی درباره زمان، زوال، حافظه و ماندگاری صدا ادامه داد.

دوستان ادبی، تاثیرها و اثرگذاری

نیما راه امکان شعر نو را گشوده بود؛ فروغ آن امکان را با تجربه زنانه، زبان مکالمه و نگاه تصویری به مسیر تازه‌ای برد. رابطه حرفه‌ای با ابراهیم گلستان در سینما و ادبیات مهم بود. پس از مرگش، سهراب سپهری شعر «دوست» را در سوگ او نوشت و فیلم‌سازانی چون عباس کیارستمی عنوان «باد ما را خواهد برد» را از شعر او گرفتند. نقش فروغ در ادبیات زنان فقط «اولین‌بودن» نیست؛ او شخصیت زن و مرد را از تیپ‌های اخلاقی بیرون آورد و آسیب‌پذیری، میل و تناقض را به هر دو بازگرداند.

تصادف، اختلاف یک‌روزه و آرامگاه

فروغ در ۳۲سالگی در تصادف رانندگی تهران درگذشت. گزارش رایج ایرانی ۲۴ بهمن ۱۳۴۵، برابر با ۱۳ فوریه ۱۹۶۷، را ثبت می‌کند؛ ایرانیکا ۱۴ فوریه را نوشته است. روزنامه‌های تهران خبر را در روز بعد برجسته کردند و همین می‌تواند بخشی از اختلاف باشد. او در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد. جزئیات رایج درباره مسیر، خودروی مقابل یا تصمیم لحظه آخر در روایت‌ها متفاوت‌اند؛ داده قطعی این است که مرگ بر اثر تصادف بود، نه اینکه انگیزه یا سناریوی تاییدنشده‌ای به آن افزوده شود.

پس از مرگ؛ سانسور و غلبه صدا بر افسانه

«از نیما تا بعد» که با مجید روشنگر گردآوری شده بود در ۱۹۶۸ و «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» در ۱۹۷۴ منتشر شدند. پس از انقلاب ۱۹۷۹ آثار او مدتی ممنوع و سپس به‌شدت سانسور شدند. با وجود این، شعرش در ایران و ترجمه‌های جهانی پیوسته خوانده شد و «خانه سیاه است» در تاریخ سینمای مستند جایگاهی مرکزی یافت. مهم‌ترین احتیاط در زندگی‌نامه فروغ همان است که خودش با سکوت در برابر پرسش‌های خصوصی طلب می‌کرد: اثر را زیر سایه افسانه‌سازی درباره زندگی او پنهان نکنیم.

کتاب‌های مرتبط با فروغ فرخزاد

مطالب و معرفی پدیدآورنده

منابع و اعتبار تصاویر