تولد و مدرسه در تهران
سروش حبیبی در ۷ خرداد ۱۳۱۲ در تهران و در خانوادهای متوسط به دنیا آمد. دورهٔ متوسطه را در دبیرستان فیروزبهرام گذراند. منابع بررسیشده نام پدر و مادر یا جزئیات کودکی او را فراتر از این بهطور روشن ثبت نمیکنند؛ بنابراین صفحه خلأ زندگینامه را با روایت ساختگی پر نمیکند.
مدرسهٔ عالی پست و تلگراف
او از ۱۳۲۹ در مدرسهٔ عالی پست و تلگراف ادامه تحصیل داد و سپس وارد خدمت وزارت پست و تلگراف و تلفن شد. این مسیر حرفهای با ترجمه آغاز نشده بود: آموزش فنی، کار اداری و تجربهٔ ساختارهای آموزشی مخابرات نزدیک به دو دهه بخش اصلی زندگی روزانهٔ او بودند.
دارمشتات؛ الکترونیک و زبان آلمانی
در ۱۳۳۹ برای ادامهٔ تحصیل به دانشکدهٔ فنی دارمشتات آلمان رفت و سه سال الکترونیک خواند. اقامت در آلمان زبان آلمانی را به یکی از زبانهای کاری او تبدیل کرد. منبع انسانشناسی و فرهنگ مینویسد همسر نخست او زنی آلمانی و ایرانشناس بود و آشنایی عمیقتر با زبان را آسان کرد؛ نام این همسر در همان منبع نیامده و این صفحه نامی نمیسازد.
بازگشت و ساختن آموزش مخابرات
پس از بازگشت به ایران، در وزارتخانه به ریاست دروس دانشکدهٔ مخابرات رسید. زندگینامههای بررسیشده سهم او را در تغییر برنامههای آموزشی، تبدیل دانشکده به دانشگاه مخابرات و اجرای طرح مرکز تحقیقات مخابرات ثبت میکنند. این تجربه نشان میدهد ویراستاری و دقت ساختاری او فقط از کتابخانه نیامده بود؛ سالها با برنامه، آموزش و متن فنی سروکار داشت.
مجلهٔ سخن و آغاز راه ترجمه
فعالیت رسمیتر ادبی او با همکاری منظم با مجلهٔ سخن گسترش یافت. پیش از آن، نامهنوشتن در دوران سربازی و تلاشهای نخستین ترجمه، زبان را به تمرینی شخصی بدل کرده بود. ترجمهٔ «بیابان تاتارها» اثر دینو بوتزاتی از نخستین کارهایی بود که او را در بازار نشر شناساند.
بازنشستگی و ویراستاری دانشگاهی
حبیبی در ۱۳۵۱ پس از بیست سال خدمت از وزارت پست و تلگراف و تلفن بازنشسته شد. سپس در انتشارات دانشگاه صنعتی آریامهر بهعنوان سرویراستار کار کرد و در ویرایش کتابهای دانشگاهی، از جمله متون فیزیک، مشارکت داشت. این دوره پیوند مهمی میان دقت متن علمی و نثر ادبی در کار اوست.
آمریکا و فرانسه
او در ۱۳۵۶ به آمریکا رفت و از ۱۳۵۸ در فرانسه اقامت گزید. بعضی روایتها فشار سیاسی پیش از انقلاب را در خروج خانواده مؤثر میدانند، اما جزئیات خصوصی و پروندهای که بتواند همهٔ علتها را قطعی کند در منابع بررسیشده در دسترس نیست. صفحه مهاجرت ثبتشده را از تفسیرهای قطعی جدا نگه میدارد.
چهار زبان کاری و تصمیم برای آموختن روسی
حبیبی از آلمانی، فرانسوی، انگلیسی و روسی به فارسی ترجمه کرده است. زبان فرانسه را از مدرسه شناخت، انگلیسی را در آموزش عالی دنبال کرد و آلمانی را در دارمشتات گسترش داد. روسی را دیرتر و آگاهانه برای خواندن مستقیم نویسندگان روس آموخت. او در گفتوگوها گفته است چندزبانگی دید مقایسهای میدهد، ولی اگر به جوانی بازمیگشت، فارسی و یک زبان خارجی را عمیقتر میآموخت.
ترجمه از زبان اصلی و حفظ سبک
در روش حبیبی، مترجم فقط معنای جمله را منتقل نمیکند. او باید فرهنگ، جهان فکری و سبک نویسنده را بشناسد و تا حد ممکن ساختار دشوار یا لحن محاورهای متن را نیز در فارسی زنده نگه دارد. او با شکستن خودکار جملههای بلند مخالف است، زیرا دشواری ممکن است بخشی از انتخاب سبکی نویسنده باشد.
بازخوانی پس از فاصله و نقش ویراستار
حبیبی گفته است اثر را پیش از انتخاب چند بار میخواند، هنگام دشواری از پرسیدن از اهل فن پرهیز ندارد و ترجمهٔ خود را با نسخههای معتبر دیگر مقابله میکند. پس از پایان، متن را مدتی کنار میگذارد و بعد مانند یک خواننده به آن بازمیگردد تا ابهامها و بوی ترجمه آشکار شوند. سپس متن را به ویراستار میسپارد؛ همکاری ویراستار برای او کنترل کیفیت است، نه تهدید اختیار مترجم.
بازترجمهٔ آثار کلاسیک
او بازترجمه را زمانی موجه میداند که ترجمهٔ قدیمی از زبان واسطه انجام شده باشد، خطاهای مهم داشته باشد یا زبان و انتظار خواننده پس از سالها تغییر کرده باشد. ترجمههای تازهٔ او از آثار تولستوی و داستایفسکی از همین نگاه میآیند: بازگشت به متن اصلی و ساختن فارسیای که هم دقیق باشد و هم در زمان خواننده زنده بماند.
شیاطین؛ عنوان و ترجمه
ترجمهٔ «شیاطین (جنزدگان)» نخستین بار در ۱۳۸۶ از سوی انتشارات نیلوفر منتشر شد. گزارش رادیو فردا یادآوری میکند ترجمههای قدیمیتر فارسی با عنوانهای «جنزدگان» و «تسخیرشدگان» وجود داشتند، اما منتقدان ترجمهٔ حبیبی را از نظر نزدیکی به زبان، سبک و ساختار متن اصلی و تحول زبان فارسی ارزیابی مثبتی کردند. عنوان دوگانهٔ روی کتاب، هم معنای روسی «شیاطین» و هم نام آشناتر «جنزدگان» را برای خوانندهٔ فارسی کنار هم نگه میدارد.
کارنامهای میان روسیه، آلمان و جهان لاتین
کارنامهٔ او «جنگ و صلح»، «آنا کارنینا»، «رستاخیز»، «ابله»، «شبهای روشن»، «زندگی و سرنوشت»، «طبل حلبی»، «بیابان تاتارها»، «سگ سفید»، «خداحافظ گاری کوپر»، «شبهای هند» و آثار بسیار دیگری را دربرمیگیرد. این تنوع نباید تفاوت نویسندگان و زبانها را پنهان کند؛ نقطهٔ مشترک، انتخاب آگاهانه و کوشش برای رساندن سبک هر نویسنده به فارسی است.
خانواده، تصویر و مرز شواهد
منابع عمومی بررسیشده نام پدر، مادر یا فرزندان حبیبی را بهروشنی ثبت نمیکنند. تنها یک منبع از همسر نخست آلمانی و ایرانشناس یاد میکند، بدون آنکه نام او را بدهد. همچنین عکسهای خبری و فروشگاهی پیدا شد، اما هیچکدام همراه با مجوز بازنشر روشن و هویتسنجی مستقل نبودند. به همین دلیل این صفحه بهجای استفادهٔ بدون اجازه، فعلاً بدون پرتره میماند.
وضعیت زندگی و پرهیز از نتیجهگیری از سکوت منابع
در جستوجوی انجامشده برای این نسخه از صفحه، خبر معتبر و مستقلی دربارهٔ درگذشت سروش حبیبی پیدا نشد. نبود خبر، بهتنهایی اثبات وضعیت زندگی نیست؛ بنابراین صفحه تاریخ درگذشت یا علت مرگ نمیسازد و فقط اطلاعاتی را نمایش میدهد که منبع قابلبررسی دارند.