کودکی در کربلا و زبان مادری
موسی اسوار در ۳ مرداد ۱۳۳۲، برابر با ۲۵ ژوئیهٔ ۱۹۵۳، در کربلا به دنیا آمد. خانواده ایرانی بود و در خانه فارسی سخن میگفت. او در گفتوگو با فصلنامهٔ «مترجم» از لالاییها و شعرهای فارسی دوران کودکی، پیرزنی شیرازی که در خانه برایش شعر میخواند و مادربزرگی یاد کرده است که برای هر موقعیت بیتی از سعدی یا مولانا در حافظه داشت.
کلاس اول دبستان را در مدرسهٔ ایرانیان به فارسی گذراند، اما زندگی در عراق او را از کودکی با عربی گفتاری و مکتوب پیوند داد. در تعطیلات مدرسه هر روز بیتهایی از شعر جاهلی حفظ میکرد و کمبود کتاب عربی را با جستوجوی پیگیر جبران میکرد. این همزیستی دو زبان، بعداً به مهمترین سرمایهٔ حرفهای او تبدیل شد.
بازگشت به ایران و تحصیل
اسوار در ۱۳۵۰، هنگامی که در میانهٔ سال یازدهم دبیرستان بود، به ایران آمد. در شاخهٔ طبیعی درس خوانده بود، اما از سالهای آخر دبیرستان شعر کلاسیک و نو فارسی را منظم دنبال میکرد: از حافظ و سعدی تا نیما، اخوان ثالث، منوچهر آتشی، فروغ فرخزاد، سهراب سپهری و احمد شاملو.
او کارشناسی علوم تربیتی را از دانشگاه اصفهان و کارشناسی ارشد فلسفهٔ تعلیموتربیت را از دانشگاه تهران گرفت. تحصیل رسمی او در آموزش و فلسفه بود، اما کار اصلیاش بهتدریج ترجمه، ویرایش، فرهنگنگاری و معرفی ادبیات عرب تبدیل شد.
نخستین نوشتهها و ترجمه
اسوار از نوجوانی شعر و ترجمه را تجربه کرد. نوشتهها و شعرهایی در نشریات ادبی عراق و سپس در صفحات فرهنگی روزنامههای ایران منتشر کرد. در دههٔ ۱۳۵۰ ترجمهٔ داستان و شعر عربی به فارسی را جدیتر ادامه داد.
نخستین کتاب منتشرشدهاش ترجمهٔ «آخر شب» محمود درویش بود که در بهار ۱۳۵۸ از سوی سروش منتشر شد. خود اسوار گفته است چاپ دههزارنسخهای آن بهسرعت فروش رفت؛ موفقیتی کمسابقه برای نخستین کتاب یک مترجم و یکی از نخستین معرفیهای گستردهٔ شعر مقاومت فلسطین پس از انقلاب.
ادبیات فلسطین و شعر معاصر عرب
اسوار آثار محمود درویش را در چند مجموعه به فارسی برگرداند و از غسان کنفانی داستانها و نوشتههایی دربارهٔ ادبیات مقاومت ترجمه کرد. مجموعههایی از نزار قبانی، از جمله «عشق را به من ببخش تا سبز شوم»، و آثار یا گزیدههایی از ادونیس نیز با ترجمهٔ او در دسترس فارسیزبانان قرار گرفتند.
«از سرود باران تا مزامیر گل سرخ» گزیدهای از شعر هفده شاعر نوگرای عرب بود. این کتاب و ترجمههای پراکندهٔ او، ادبیات عرب را نه یک سنت یکدست، بلکه مجموعهای متنوع از عراق، شام، فلسطین، مصر، خلیج فارس و شمال آفریقا نشان میداد.
متنبی، طه حسین و ادبیات کلاسیک
اسوار تنها مترجم شعر معاصر نبود. او سالها روی شعر متنبی کار کرد. پس از همکاری با نسخهٔ دوزبانهای بر پایهٔ گزیدهٔ آرتور آربری، انتخاب خود را از شعرهای مهمتر متنبی فراهم کرد و «روائع المتنبی» را با پنجاهوپنج قصیده منتشر کرد.
او آثاری از طه حسین دربارهٔ ادبیات و تاریخنگاری آن، شعرهای عربی سعدی و نوشتهها و پژوهشهای دیگری دربارهٔ سنت کلاسیک عرب را نیز ترجمه یا ویرایش کرد. دقت در فارسی معیار و توجه همزمان به موسیقی و بافت تاریخی متن، ویژگی شناختهشدهٔ کارش بود.
جبران خلیل جبران
اسوار میان سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۹ مجموعهای هشتجلدی از آثار جبران خلیل جبران را به فارسی منتشر کرد. این پروژه سبب شد داستانها، قطعهها و کتابهای مختلف جبران با نثری یکدستتر در اختیار خوانندهٔ فارسی قرار گیرند.
«ماسه و کف و خدایان زمین» دو اثر مستقل جبران را در یک مجلد گرد آورده است. «ماسه و کف» مجموعهای از گزینگویهها و «خدایان زمین» شعری نمایشی است. شناسنامهٔ عمومی در دسترس زبان واسطهٔ این ترجمهٔ مشخص را روشن نمیکند؛ بنابراین صفحهٔ کتاب از ادعای بیسند دربارهٔ ترجمهٔ مستقیم از انگلیسی یا از عربی خودداری میکند.
ترجمه در مسیر معکوس
اسوار تنها از عربی به فارسی ترجمه نکرد. در همکاری با مجلهٔ «الآداب» بیروت در ۲۰۰۴، ویژهنامهای دربارهٔ شعر مدرن ایران به عربی آماده کرد و سپس در معرفی سینما، تئاتر، اندیشه، زنان و داستاننویسی ایران به مخاطب عرب مشارکت داشت.
او شعر امروز ایران و نوشتههای پژوهشگران فارسی را نیز به عربی منتقل کرد. این رفتوبرگشت دوسویه مهم است: نقش او فقط واردکردن ادبیات عرب به ایران نبود، بلکه معرفی ادبیات و پژوهش فارسی به جهان عرب را نیز در بر میگرفت.
ویراستاری، فرهنگنگاری و آموزش
اسوار در کنار ترجمه به ویرایش متون، دانشنامهنگاری و کارهای فرهنگی پرداخت. تسلط او بر هر دو زبان باعث میشد در بحث معادلسازی، نحو، لحن ادبی و تفاوت لهجههای عربی نقش مشورتی داشته باشد. در مصاحبهها تأکید میکرد مدرک دانشگاهی زبان بهتنهایی مترجم نمیسازد و مترجم باید در هر دو زبان عمیق و پیوسته بخواند.
یکی از جملههای محوری او این بود که متن نه باید «بوی ترجمه» بدهد و نه «بوی ویرایش»: نثر مقصد باید طبیعی باشد، اما شخصیت و ساختار نویسنده نیز زیر دست ویراستار محو نشود.
فرهنگستان زبان و ادب فارسی
در ۲۱ شهریور ۱۳۹۶ اسوار بهعنوان عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی منصوب شد و حکم عضویت در آبان همان سال به او تقدیم شد. او بعدها مدیریت گروه ادبیات تطبیقی فرهنگستان را بر عهده گرفت و بر پیوند تاریخی و زندهٔ فارسی و عربی تأکید داشت.
همکارانش پس از مرگ از او بهعنوان چهرهای یاد کردند که هم ادبیات عرب را به جامعهٔ علمی ایران عرضه کرد و هم در پاسداری از فارسی حساس بود. این دو نقش در کار او مقابل یکدیگر نبودند؛ شناخت دقیق زبان همسایه را راهی برای غنیترکردن و سنجیدهترنوشتن فارسی میدانست.
زندگی خانوادگی و مرز اطلاعات عمومی
منابع معتبر عمومی جز اشارهٔ خود اسوار به خانوادهٔ فارسیزبان، مادربزرگ و یک خواهر، نام پدر و مادر، همسر یا فرزندان او را منتشر نکردهاند. صفحهٔ حاضر برای پرکردن این خلأ از حدس یا نقل شبکههای اجتماعی استفاده نمیکند.
این محدودیت به معنی بیاهمیتی زندگی شخصی نیست؛ به معنی تفاوت میان خواستهٔ خواننده برای دانستن و حق خانواده برای حریم خصوصی و اطلاعات مستند است. اگر منبع رسمی و روشنتری منتشر شود، زندگینامه میتواند با ذکر همان منبع تکمیل شود.
بیماری، درگذشت و خاکسپاری
اسوار بامداد سهشنبه ۴ شهریور ۱۴۰۴، برابر با ۲۶ اوت ۲۰۲۵، در هفتادودوسالگی درگذشت. روابط عمومی فرهنگستان و خبرگزاریها گفتند او پس از یک دوره بیماری از دنیا رفت؛ نوع بیماری یا تشخیص پزشکی بهطور عمومی اعلام نشد و نباید علت دقیقتری ساخته شود.
آیین وداع ۵ شهریور در فرهنگستان زبان و ادب فارسی برگزار شد و پیکر او در قطعهٔ نامآوران بهشت زهرا به خاک سپرده شد. کارنامهٔ او در کتابها، ترجمهها، شاگردان و پیوندی که میان خوانندگان فارسی و ادبیات عرب ساخت ادامه دارد.